آیا علم معصوم حضوری است یا غیر حضوری؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 '
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-}} {{پاسخ پرسش +}} {{پاسخ پرسش ))
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ')
خط ۵۷: خط ۵۷:
| پاسخ = آیت‌الله '''[[سید محمد حسن میرجهانی طباطبائی]]''' در کتاب ''«[[ولایت کلیه (کتاب)|ولایت کلیه]]»'' در این‌باره گفته‌است:
| پاسخ = آیت‌الله '''[[سید محمد حسن میرجهانی طباطبائی]]''' در کتاب ''«[[ولایت کلیه (کتاب)|ولایت کلیه]]»'' در این‌باره گفته‌است:
::::::«[[علوم پیغمبر]] {{صل}} به تعلیم خداست که به او آمیخته و [[علوم ائمه]] {{عم}} به تعلیم پیغمبر است به ایشان و این بیان با حضوری بودن علم ایشان و بودن علم ایشان از لوازم ذواتشان منافات دارد بلکه از صریح آن اخبار چنین مستفاد می‌شود که علم ایشان حصولی است. و بعلاوه اخبار صحیفه‌های مختومه‌ای که برای هر یک از ایشان رسیده از جمله شواهد حصولی بودن علم ایشان است و همچنین اخبار صریحه صحیحه و معتبره که دلالت دارد بر اینکه اگر بخواهند بدانند و اخبار وارده دیگری که حاکی از آن است که وقتی هر امامی که [[امامت]] به او منتقل می‌شود از امام قبل از او، خدا بلند می‌کند از برای او عمودی را از نور که در آن می‌بیند دنیا را و آنچه را که در آن است که بر او پوشیده نیست از آنها چیزی. و از این بیان ظاهر می‌شود که [[علم امام]] مستفاد از آن نور و بواسطه آن نور است و این نیز دلیل حصولی بودن علم امام است و به آن معنایی که از غلات ذکر شده حضوری نیست.
::::::«[[علوم پیغمبر]] {{صل}} به تعلیم خداست که به او آمیخته و [[علوم ائمه]] {{عم}} به تعلیم پیغمبر است به ایشان و این بیان با حضوری بودن علم ایشان و بودن علم ایشان از لوازم ذواتشان منافات دارد بلکه از صریح آن اخبار چنین مستفاد می‌شود که علم ایشان حصولی است. و بعلاوه اخبار صحیفه‌های مختومه‌ای که برای هر یک از ایشان رسیده از جمله شواهد حصولی بودن علم ایشان است و همچنین اخبار صریحه صحیحه و معتبره که دلالت دارد بر اینکه اگر بخواهند بدانند و اخبار وارده دیگری که حاکی از آن است که وقتی هر امامی که [[امامت]] به او منتقل می‌شود از امام قبل از او، خدا بلند می‌کند از برای او عمودی را از نور که در آن می‌بیند دنیا را و آنچه را که در آن است که بر او پوشیده نیست از آنها چیزی. و از این بیان ظاهر می‌شود که [[علم امام]] مستفاد از آن نور و بواسطه آن نور است و این نیز دلیل حصولی بودن علم امام است و به آن معنایی که از غلات ذکر شده حضوری نیست.
::::::و بسیاری از اهل فضل گفته‌اند که قول به اینکه علم امام به حضور یا نفس حضور است لازم می‌کند که امام شبیه واجب الوجود باشد زیرا که علم خدا چنین است و این قول باطل است به جهت اینکه علم خدا نه به حضور است و نه نفس حضور؛ امّا به حضور نیست برای اینکه لازم می‌آید که حقیقت علم چیزی دیگری باشد نسبت به حضور و آن غیر از خدای تعالی است زیرا که مسلّماً حضور غیر از خداست و آنچه که متوقف بر غیر است محتاج است و به غیر باید کمال پیدا کند. و امّا به نفس حضور، می‌گوییم حضور شیء حال شیء است و از کمالات ذاتی برای عالم نیست و لکن لازم می‌شود مفاد قول ما که می‌گوییم حاضر است همان مفاد قول ما باشد که می‌گوییم عالم است.
 
::::::اجمالاً علم خدای تعالی عین ذات اوست؛ مانند سایر صفات ذاتیه او که آنها نیز عین ذات اوست و محال است که بشر عاجز بتواند بر آن اطلاع پیدا کند و کیفیتی برای او قائل شود زیرا که کیفیتی برای او نیست چنانچه در بعضی از دعاها وارد شده که {{عربی|"یا مَن لا یَعلَمُ مَن هُو إلّا هُو"}} یعنی "ای کسی که حقیقت او را کسی نمی‌داند مگر خودش". حاصل کلام به بیاناتی که ذکر شد این است که [[علوم ائمه]] {{عم}} حصولی است نه حضوری»<ref>[[ولایت کلیه (کتاب)|ولایت کلیه]]، ص ۱۷۷.</ref>.
و بسیاری از اهل فضل گفته‌اند که قول به اینکه علم امام به حضور یا نفس حضور است لازم می‌کند که امام شبیه واجب الوجود باشد زیرا که علم خدا چنین است و این قول باطل است به جهت اینکه علم خدا نه به حضور است و نه نفس حضور؛ امّا به حضور نیست برای اینکه لازم می‌آید که حقیقت علم چیزی دیگری باشد نسبت به حضور و آن غیر از خدای تعالی است زیرا که مسلّماً حضور غیر از خداست و آنچه که متوقف بر غیر است محتاج است و به غیر باید کمال پیدا کند. و امّا به نفس حضور، می‌گوییم حضور شیء حال شیء است و از کمالات ذاتی برای عالم نیست و لکن لازم می‌شود مفاد قول ما که می‌گوییم حاضر است همان مفاد قول ما باشد که می‌گوییم عالم است.
 
اجمالاً علم خدای تعالی عین ذات اوست؛ مانند سایر صفات ذاتیه او که آنها نیز عین ذات اوست و محال است که بشر عاجز بتواند بر آن اطلاع پیدا کند و کیفیتی برای او قائل شود زیرا که کیفیتی برای او نیست چنانچه در بعضی از دعاها وارد شده که {{عربی|"یا مَن لا یَعلَمُ مَن هُو إلّا هُو"}} یعنی "ای کسی که حقیقت او را کسی نمی‌داند مگر خودش". حاصل کلام به بیاناتی که ذکر شد این است که [[علوم ائمه]] {{عم}} حصولی است نه حضوری»<ref>[[ولایت کلیه (کتاب)|ولایت کلیه]]، ص ۱۷۷.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۱۰۷: خط ۱۰۹:
| پاسخ = خانم '''[[گل‌افشان پارسانسب]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع ''«[[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = خانم '''[[گل‌افشان پارسانسب]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع ''«[[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«۱. '''نافع‌تر بودن علم حضوری برای امت:''' صاحب مقام [[امامت]] و [[ولایت]] باید دارای آن علم سرشار و جوشیده از چشمۀ علم الهی باشد و اگر میان امت امامی اینچنین نباشد حجت خداوند بر مردم بعد از رسول تمام نخواهد بود چرا که جاهلان نمی‌توانند حجت الهی باشند. پس اگر اهل بیت{{عم}} امامان بر حق و جانشینان راستینند باید علم حضوری به آنچه بوده و هست و خواهد آمد داشته و از هر فن و حکم و امری آگاه باشند پس صحیح نیست پرسشی از امام{{ع}} شود در موضوعی که باشد و امام{{ع}} پاسخ آن را نداند و یا حادثه‌ای رخ دهد و او بی‌اطلاع باشد برای اینکه باید بتواند همچون صاحب رسالت حجت کامل خداوند بر بندگانش باشد. و اگر اهل بیت و جانشینان پیامبر{{صل}} نبودند نشان رسالت از بین می‌رفت و شأن رسالت تضعیف می‌شد.
::::::«۱. '''نافع‌تر بودن علم حضوری برای امت:''' صاحب مقام [[امامت]] و [[ولایت]] باید دارای آن علم سرشار و جوشیده از چشمۀ علم الهی باشد و اگر میان امت امامی اینچنین نباشد حجت خداوند بر مردم بعد از رسول تمام نخواهد بود چرا که جاهلان نمی‌توانند حجت الهی باشند. پس اگر اهل بیت{{عم}} امامان بر حق و جانشینان راستینند باید علم حضوری به آنچه بوده و هست و خواهد آمد داشته و از هر فن و حکم و امری آگاه باشند پس صحیح نیست پرسشی از امام{{ع}} شود در موضوعی که باشد و امام{{ع}} پاسخ آن را نداند و یا حادثه‌ای رخ دهد و او بی‌اطلاع باشد برای اینکه باید بتواند همچون صاحب رسالت حجت کامل خداوند بر بندگانش باشد. و اگر اهل بیت و جانشینان پیامبر{{صل}} نبودند نشان رسالت از بین می‌رفت و شأن رسالت تضعیف می‌شد.
::::::۲. '''تمام‌تر بودن نعمت و لطف خداوند با علم حضوری''': فرستادن رسولان و انبیاء و اقامۀ اوصیاء از نعمت‌هایی است که خداوند بر بندگان خویش تمام کرده است و اما عقل حکم می‌کند به اینکه کمال احسان و لطف پروردگار در این است که خداوند نعمت‌ها و الطاف و حجت‌ها و آیاتش را بر تمام‌ترین و بالاترین وجه جاری می‌گرداند.
 
::::::۳. '''رساتر بودن علم حضوری در شباهت:''' عقل پس از آنکه دانست این علم مشهود را ایجاد کننده‌ای است که آن را آفریده خواهان وصول به او و رهیابی به سویش می‌شود و به کمک آثار، آن آفریدگار مبدع را می‌شناسد چرا که رسیدن به ذات مقدسش برای عقل میسر نیست و از همۀ آثار نزدیکتر به درک و فهم آن است که نمونه‌ای باشد نشانگر صفات والای او و چون بهترین راه کشف سر او، ظهور خود او، جلّ و علا است و از طرفی ظهور ذات او محال است لازم آمد که با صفاتش برای بندگانش جلوه کند و به خاطر عجز عقول از احاطه به بلندای آن صفات و به جهت نزدیک کردن مطلب به ایشان برای آنها انسانی از خودشان آفرید که با صفات نیکوی خود بیانگر صفات والای ذات الهی باشد و پیامبر گرامی{{صل}} ما و اوصیاء امینش برای تمثیل صفات قدسی و ارائه آن از همه سزاوارترند و اگر ایشان نبودند غرض از آفرینش مخلوقات تأمین نمی‌گشت پس خلائق به خاطر کسانی آفریده شدند که نمونه خداوندند تا بدین وسیله شناخت او حاصل گردد بنابراین مردم به خاطر ایشان ساخته شده‌اند و بنابراین صفات و اعمال پیامبر{{صل}} و اوصیاء آن حضرت برترین صفات و اعمال است که علم یکی از این صفات است.
۲. '''تمام‌تر بودن نعمت و لطف خداوند با علم حضوری''': فرستادن رسولان و انبیاء و اقامۀ اوصیاء از نعمت‌هایی است که خداوند بر بندگان خویش تمام کرده است و اما عقل حکم می‌کند به اینکه کمال احسان و لطف پروردگار در این است که خداوند نعمت‌ها و الطاف و حجت‌ها و آیاتش را بر تمام‌ترین و بالاترین وجه جاری می‌گرداند.
::::::۴. محفوظ‌‌تر بودن علم حضوری از فریب خوردن به خاطر حسن ظاهر برخی افراد، و همچنین تشخیص افراد مؤمن، سالم از منافق و بیمار، توسط صاحب علم.
 
::::::۵. '''ضرورت حضوری بودن علم سفیر و شهید''': پیامبر{{صل}} و بقیه معصومی سفیران خداوند و امانتداران او در میان مردم و شهداء و گواهان بر اعمال ایشان و واسطه فیض و برکات معنوی و مادی میان خدا و مردمند و اگر علمشان حضوری باشد می‌توانند گواه بر امت و شاهد بر اعمالشان باشند و نیز به حق امین بر همه عالم و خیرخواه و سفیر در میان آنها و واسطه بین خداوند و آنها خواهد بود که احکام الهی را برای مردم برساند و طاعت و عصیان آنها را به محضر الهی عرضه بدارد.<ref>مظفر، محمدحسین، علم امام، ترجمه: علی شیروانی هرندی، بی چا، انتشارات الزهرا، بی جا، بی تا، ص ۳۹ الی ۴۷.</ref> »<ref>[[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]، ص۴۶-۴۴.</ref>
۳. '''رساتر بودن علم حضوری در شباهت:''' عقل پس از آنکه دانست این علم مشهود را ایجاد کننده‌ای است که آن را آفریده خواهان وصول به او و رهیابی به سویش می‌شود و به کمک آثار، آن آفریدگار مبدع را می‌شناسد چرا که رسیدن به ذات مقدسش برای عقل میسر نیست و از همۀ آثار نزدیکتر به درک و فهم آن است که نمونه‌ای باشد نشانگر صفات والای او و چون بهترین راه کشف سر او، ظهور خود او، جلّ و علا است و از طرفی ظهور ذات او محال است لازم آمد که با صفاتش برای بندگانش جلوه کند و به خاطر عجز عقول از احاطه به بلندای آن صفات و به جهت نزدیک کردن مطلب به ایشان برای آنها انسانی از خودشان آفرید که با صفات نیکوی خود بیانگر صفات والای ذات الهی باشد و پیامبر گرامی{{صل}} ما و اوصیاء امینش برای تمثیل صفات قدسی و ارائه آن از همه سزاوارترند و اگر ایشان نبودند غرض از آفرینش مخلوقات تأمین نمی‌گشت پس خلائق به خاطر کسانی آفریده شدند که نمونه خداوندند تا بدین وسیله شناخت او حاصل گردد بنابراین مردم به خاطر ایشان ساخته شده‌اند و بنابراین صفات و اعمال پیامبر{{صل}} و اوصیاء آن حضرت برترین صفات و اعمال است که علم یکی از این صفات است.
 
۴. محفوظ‌‌تر بودن علم حضوری از فریب خوردن به خاطر حسن ظاهر برخی افراد، و همچنین تشخیص افراد مؤمن، سالم از منافق و بیمار، توسط صاحب علم.
 
۵. '''ضرورت حضوری بودن علم سفیر و شهید''': پیامبر{{صل}} و بقیه معصومی سفیران خداوند و امانتداران او در میان مردم و شهداء و گواهان بر اعمال ایشان و واسطه فیض و برکات معنوی و مادی میان خدا و مردمند و اگر علمشان حضوری باشد می‌توانند گواه بر امت و شاهد بر اعمالشان باشند و نیز به حق امین بر همه عالم و خیرخواه و سفیر در میان آنها و واسطه بین خداوند و آنها خواهد بود که احکام الهی را برای مردم برساند و طاعت و عصیان آنها را به محضر الهی عرضه بدارد.<ref>مظفر، محمدحسین، علم امام، ترجمه: علی شیروانی هرندی، بی چا، انتشارات الزهرا، بی جا، بی تا، ص ۳۹ الی ۴۷.</ref> »<ref>[[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]، ص۴۶-۴۴.</ref>
}}
}}


۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش