انحلال مجلس: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== یکی از مسائل و مباحث مطروحه در حقوق اساسی بحث اعطای اختیار انحلال پارلمان و مجلس قانون‌گذاری به رییس کشور در شرایط خاص سیاسی است. در نظام‌هایی که...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
 
خط ۸: خط ۸:
==مقدمه==
==مقدمه==
یکی از مسائل و مباحث مطروحه در [[حقوق اساسی]] بحث اعطای [[اختیار]] انحلال [[پارلمان]] و مجلس [[قانون‌گذاری]] به [[رییس]] [[کشور]] در شرایط خاص [[سیاسی]] است.
یکی از مسائل و مباحث مطروحه در [[حقوق اساسی]] بحث اعطای [[اختیار]] انحلال [[پارلمان]] و مجلس [[قانون‌گذاری]] به [[رییس]] [[کشور]] در شرایط خاص [[سیاسی]] است.
در نظام‌هایی که امکان [[انحلال مجلس]] [[نمایندگان]] توسط رییس کشور (مانند بریتانیا) و یا [[قدرت]] دیگری مانند برخی از مشروطه‌های سلطنتی وجود دارد، در [[حقیقت]] [[استقلال]] و [[آزادی]] [[قوه مقننه]]، نقض و [[تعادل]] قوا در نهایت از میان می‌رود و نوعی [[استبداد]] را به دنبال می‌آورد و نیز نوعی دهن‌کجی به [[افکار عمومی]] و [[نقض]] [[حاکمیت]] ملّی تلقی می‌شود؛ زیرا [[قوه مجریه]] و یا [[قوه]] [[برتر]] (شاه!) اگر برخاسته از سوی [[مردم]] است در عرض مجلس بوده، نمی‌تواند مبنای [[مشروعیت]] خود را [[نفی]] و حذف کند و در غیر این دو صورت، انحلال مجلس مشکل‌تر خواهد بود.
در نظام‌هایی که امکان انحلال مجلس [[نمایندگان]] توسط رییس کشور (مانند بریتانیا) و یا [[قدرت]] دیگری مانند برخی از مشروطه‌های سلطنتی وجود دارد، در [[حقیقت]] [[استقلال]] و [[آزادی]] [[قوه مقننه]]، نقض و [[تعادل]] قوا در نهایت از میان می‌رود و نوعی [[استبداد]] را به دنبال می‌آورد و نیز نوعی دهن‌کجی به [[افکار عمومی]] و [[نقض]] [[حاکمیت]] ملّی تلقی می‌شود؛ زیرا [[قوه مجریه]] و یا [[قوه]] [[برتر]] (شاه!) اگر برخاسته از سوی [[مردم]] است در عرض مجلس بوده، نمی‌تواند مبنای [[مشروعیت]] خود را [[نفی]] و حذف کند و در غیر این دو صورت، انحلال مجلس مشکل‌تر خواهد بود.
طرفداران انحلال مجلس می‌گویند: در بسیاری از موارد به دلیل تضادهایی که در درون مجلس [[رشد]] می‌کند و یا عدم [[هماهنگی]] و [[همکاری]] فی مابین، قوه مقننه و قوه مجریه و انحراف‌هایی که مجلس از [[وظایف]] اصلی پیدا می‌کند و [[ارتباط]] خود را با مردم و افکار عمومی [[جامعه]] از دست می‌دهد؛ بن‌بست‌هایی به وجود می‌آید که انحلال مجلس، تنها راه گشودن بن‌بست در سطح کشور تلقی می‌شود، و قوه مجریه یا هر قدرتی دیگر بر اساس افکار عمومی جامعه و در چنین ضرورت‌هایی، تن به انحلال مجلس می‌دهند و زمینه را برای [[انتخابات]] [[مجدد]] فراهم می‌آورند.
طرفداران انحلال مجلس می‌گویند: در بسیاری از موارد به دلیل تضادهایی که در درون مجلس [[رشد]] می‌کند و یا عدم [[هماهنگی]] و [[همکاری]] فی مابین، قوه مقننه و قوه مجریه و انحراف‌هایی که مجلس از [[وظایف]] اصلی پیدا می‌کند و [[ارتباط]] خود را با مردم و افکار عمومی [[جامعه]] از دست می‌دهد؛ بن‌بست‌هایی به وجود می‌آید که انحلال مجلس، تنها راه گشودن بن‌بست در سطح کشور تلقی می‌شود، و قوه مجریه یا هر قدرتی دیگر بر اساس افکار عمومی جامعه و در چنین ضرورت‌هایی، تن به انحلال مجلس می‌دهند و زمینه را برای [[انتخابات]] [[مجدد]] فراهم می‌آورند.
در اینجا نظریه سومی نیز وجود دارد که انحلال از راه خود مجلس را پیشنهاد می‌کند و برخی از [[زمامداران]] [[مقتدر]] که از [[آرای عمومی]] برخوردارند، مجلس را توسط رفراندوم به انحلال می‌کشانند و برخی هم این نظریه را سالم‌ترین راه تقویت [[دموکراسی]] و مطابق با [[منطق]] می‌شمارند؛ زیرا همان قوه و حاکمیتی که مشروعیت به مجلس می‌دهد ([[ملت]]) می‌تواند به انحلال آن نیز [[رأی]] بدهد و از این راه قدرت قابل تزاید مجلس کنترل و مهار شود<ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۱۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۷۴.</ref>
در اینجا نظریه سومی نیز وجود دارد که انحلال از راه خود مجلس را پیشنهاد می‌کند و برخی از [[زمامداران]] [[مقتدر]] که از [[آرای عمومی]] برخوردارند، مجلس را توسط رفراندوم به انحلال می‌کشانند و برخی هم این نظریه را سالم‌ترین راه تقویت [[دموکراسی]] و مطابق با [[منطق]] می‌شمارند؛ زیرا همان قوه و حاکمیتی که مشروعیت به مجلس می‌دهد ([[ملت]]) می‌تواند به انحلال آن نیز [[رأی]] بدهد و از این راه قدرت قابل تزاید مجلس کنترل و مهار شود<ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۱۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۷۴.</ref>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۵۶

موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد

مقدمه

یکی از مسائل و مباحث مطروحه در حقوق اساسی بحث اعطای اختیار انحلال پارلمان و مجلس قانون‌گذاری به رییس کشور در شرایط خاص سیاسی است. در نظام‌هایی که امکان انحلال مجلس نمایندگان توسط رییس کشور (مانند بریتانیا) و یا قدرت دیگری مانند برخی از مشروطه‌های سلطنتی وجود دارد، در حقیقت استقلال و آزادی قوه مقننه، نقض و تعادل قوا در نهایت از میان می‌رود و نوعی استبداد را به دنبال می‌آورد و نیز نوعی دهن‌کجی به افکار عمومی و نقض حاکمیت ملّی تلقی می‌شود؛ زیرا قوه مجریه و یا قوه برتر (شاه!) اگر برخاسته از سوی مردم است در عرض مجلس بوده، نمی‌تواند مبنای مشروعیت خود را نفی و حذف کند و در غیر این دو صورت، انحلال مجلس مشکل‌تر خواهد بود. طرفداران انحلال مجلس می‌گویند: در بسیاری از موارد به دلیل تضادهایی که در درون مجلس رشد می‌کند و یا عدم هماهنگی و همکاری فی مابین، قوه مقننه و قوه مجریه و انحراف‌هایی که مجلس از وظایف اصلی پیدا می‌کند و ارتباط خود را با مردم و افکار عمومی جامعه از دست می‌دهد؛ بن‌بست‌هایی به وجود می‌آید که انحلال مجلس، تنها راه گشودن بن‌بست در سطح کشور تلقی می‌شود، و قوه مجریه یا هر قدرتی دیگر بر اساس افکار عمومی جامعه و در چنین ضرورت‌هایی، تن به انحلال مجلس می‌دهند و زمینه را برای انتخابات مجدد فراهم می‌آورند. در اینجا نظریه سومی نیز وجود دارد که انحلال از راه خود مجلس را پیشنهاد می‌کند و برخی از زمامداران مقتدر که از آرای عمومی برخوردارند، مجلس را توسط رفراندوم به انحلال می‌کشانند و برخی هم این نظریه را سالم‌ترین راه تقویت دموکراسی و مطابق با منطق می‌شمارند؛ زیرا همان قوه و حاکمیتی که مشروعیت به مجلس می‌دهد (ملت) می‌تواند به انحلال آن نیز رأی بدهد و از این راه قدرت قابل تزاید مجلس کنترل و مهار شود[۱].[۲]

منابع

پانویس

  1. فقه سیاسی، ج۱، ص۱۲۹.
  2. عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی، ص ۳۷۴.