انتقادپذیری در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱: خط ۱:
{{سیره معصوم}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = انتقادپذیری
| موضوع مرتبط = انتقادپذیری
| عنوان مدخل  = [[انتقادپذیری]]
| عنوان مدخل  = انتقادپذیری
| مداخل مرتبط = [[انتقادپذیری در قرآن]] - [[انتقادپذیری در حدیث]] - [[انتقادپذیری در معارف و سیره علوی]]
| مداخل مرتبط = [[انتقادپذیری در معارف و سیره علوی]] - [[انتقادپذیری در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۱۱: خط ۱۰:
{{متن حدیث|فَلَا تَكُفُّوا عَنِّي مَقَالَةً بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةً بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ مَا أَنْ أُخْطِئَ وَ لَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.</ref>.
{{متن حدیث|فَلَا تَكُفُّوا عَنِّي مَقَالَةً بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةً بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ مَا أَنْ أُخْطِئَ وَ لَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.</ref>.
البته روشن است که رسیدن به چنین نقطه‌ای از [[حق‌پذیری]] و [[نقدپذیری]]، بدون [[خودسازی]] و [[تهذیب نفس]]، غیرممکن است.<ref>[[علی ذوعلم|ذوعلم، علی]]، [[امام علی و سیاست (مقاله)| مقاله «امام علی و سیاست»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۶]]، ص ۳۵.</ref>
البته روشن است که رسیدن به چنین نقطه‌ای از [[حق‌پذیری]] و [[نقدپذیری]]، بدون [[خودسازی]] و [[تهذیب نفس]]، غیرممکن است.<ref>[[علی ذوعلم|ذوعلم، علی]]، [[امام علی و سیاست (مقاله)| مقاله «امام علی و سیاست»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۶]]، ص ۳۵.</ref>
==انتقادپذیری==
یکی از معیارهای شایستگی «[[انتقاد پذیری]]» است. منظور از انتقاد‌پذیری این است که «مدیر باید به همکاران و افراد تحت [[مدیریت خود]] [[اجازه]] [[انتقاد]] بدهد و انتقاداتی که به شیوه مدیریت و اقدامات او می‌شود، با دقت و [[انصاف]] و حوصله‌مندی ملاحظه و مطالعه کند و اگر دید که انتقاد وارد است، به [[اشتباه]] خود اعتراف و حرکت خود را تصحیح کند»<ref>محمدی ری‌شهری، محمد، اخلاق مدیریت در اسلام، ص۸۶.</ref>.
حضرت علی{{ع}} هم هر چند [[معصوم]] بود و بری از هرگونه [[خطا]] و [[اشتباه]]، اما به افراد تحت [[مدیریت خود]] توصیه می‌کند چنانچه انتقادی نسبت به کارهای او دارند بدون کوچک‌ترین دغدغه بیان کنند و مطمئن باشند از کسی، به خاطر انتقادش رنجیده‌خاطر نمی‌شود؛ چنان که می‌فرماید: «با من به گونه‌ای که با [[جباران]] و گردنکشان سخن می‌گویند سخن نگویید و انتقاداتی را که از افراد عصبانی پنهان می‌کنند، از من پنهان نسازید، و با من با [[تملق]] و [[چاپلوسی]] [[رفتار]] نکنید و نپندارید که اگر [[انتقاد]] [[درستی]] به من داشته باشید [[پذیرفتن]] آن بر من دشوار است، و [[گمان]] مبرید که من از شما درخواست بزرگ نمودن خود را دارم؛ زیرا کسی که شنیدن سخن [[حق]] و [[عدل]] بر او دشوار و سنگین می‌آید عمل کردن به حق و عدل بر او دشوارتر است. پس از گفتار حق و [[مشورت]] به عدل خودداری نکنید؛ زیرا من نزد خود [[برتر]] نیستم از آنکه خطا کنیم، و از خطا در کار خویش ایمن نیستم، مگر که [[خداوند]] کفایت کند مرا از آنچه او مالک‌تر است به آن از من»<ref>دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.</ref>.
همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، [[امام]] با وصف اینکه معصوم است، از [[مردم]] می‌خواهد چنانچه در [[حکومت]] او کاری را ناحق تشخیص دادند بی‌پروا انتقاد کنند و [[شخصیت سیاسی]] و [[معنوی]] او مانع از انتقاد آنها نباشد. حضرت با این کار، می‌خواهد [[اندیشه]] نقد و [[ژرف‌نگری]] در [[اعمال]] [[مسئولان]] [[نظام اسلامی]] را به عنوان یک معیار مهم [[شایستگی]] در مردم [[مسلمان]] [[بیدار]] کرده و عملاً [[انتقادپذیری]] را در مدیریت‌های [[اسلامی]] رایج گرداند.<ref>[[امید چناری|چناری، امید]]، [[وظایف نهادهای حاکمیتی در قبال مفاسد اقتصادی (کتاب)|وظایف نهادهای حاکمیتی در قبال مفاسد اقتصادی]] ص ۱۵۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1368104.jpg|22px]] [[علی ذوعلم|ذوعلم، علی]]، [[امام علی و سیاست (مقاله)| مقاله «امام علی و سیاست»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۶''']]
# [[پرونده:1368104.jpg|22px]] [[علی ذوعلم|ذوعلم، علی]]، [[امام علی و سیاست (مقاله)| مقاله «امام علی و سیاست»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۶''']]
# [[پرونده:IM010641.jpg|22px]] [[امید چناری|چناری، امید]]، [[وظایف نهادهای حاکمیتی در قبال مفاسد اقتصادی (کتاب)|'''وظایف نهادهای حاکمیتی در قبال مفاسد اقتصادی''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ ‏۱۲ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۳۳

مقدمه

امیرالمؤمنین (ع) به صراحت، سنگینی کلام حق را برای مسئولان و مدیران جامعه بیان می‌کند[۱]، و در عین حال تأکید می‌ورزد که این سنگینی را باید پذیرفت؛ چراکه اگر کلام حق برای کسی سنگین باشد، عمل به آن برایش دشوارتر خواهد بود[۲]. حضرت از مردم می‌خواهد که حرف حق را در هر حال به او یادآوری کنند و او را مصون از خطا و بی‌نیاز از مشورت و نصیحت ندانند: «فَلَا تَكُفُّوا عَنِّي مَقَالَةً بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةً بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ مَا أَنْ أُخْطِئَ وَ لَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي»[۳]. البته روشن است که رسیدن به چنین نقطه‌ای از حق‌پذیری و نقدپذیری، بدون خودسازی و تهذیب نفس، غیرممکن است.[۴]

انتقادپذیری

یکی از معیارهای شایستگی «انتقاد پذیری» است. منظور از انتقاد‌پذیری این است که «مدیر باید به همکاران و افراد تحت مدیریت خود اجازه انتقاد بدهد و انتقاداتی که به شیوه مدیریت و اقدامات او می‌شود، با دقت و انصاف و حوصله‌مندی ملاحظه و مطالعه کند و اگر دید که انتقاد وارد است، به اشتباه خود اعتراف و حرکت خود را تصحیح کند»[۵]. حضرت علی(ع) هم هر چند معصوم بود و بری از هرگونه خطا و اشتباه، اما به افراد تحت مدیریت خود توصیه می‌کند چنانچه انتقادی نسبت به کارهای او دارند بدون کوچک‌ترین دغدغه بیان کنند و مطمئن باشند از کسی، به خاطر انتقادش رنجیده‌خاطر نمی‌شود؛ چنان که می‌فرماید: «با من به گونه‌ای که با جباران و گردنکشان سخن می‌گویند سخن نگویید و انتقاداتی را که از افراد عصبانی پنهان می‌کنند، از من پنهان نسازید، و با من با تملق و چاپلوسی رفتار نکنید و نپندارید که اگر انتقاد درستی به من داشته باشید پذیرفتن آن بر من دشوار است، و گمان مبرید که من از شما درخواست بزرگ نمودن خود را دارم؛ زیرا کسی که شنیدن سخن حق و عدل بر او دشوار و سنگین می‌آید عمل کردن به حق و عدل بر او دشوارتر است. پس از گفتار حق و مشورت به عدل خودداری نکنید؛ زیرا من نزد خود برتر نیستم از آنکه خطا کنیم، و از خطا در کار خویش ایمن نیستم، مگر که خداوند کفایت کند مرا از آنچه او مالک‌تر است به آن از من»[۶]. همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، امام با وصف اینکه معصوم است، از مردم می‌خواهد چنانچه در حکومت او کاری را ناحق تشخیص دادند بی‌پروا انتقاد کنند و شخصیت سیاسی و معنوی او مانع از انتقاد آنها نباشد. حضرت با این کار، می‌خواهد اندیشه نقد و ژرف‌نگری در اعمال مسئولان نظام اسلامی را به عنوان یک معیار مهم شایستگی در مردم مسلمان بیدار کرده و عملاً انتقادپذیری را در مدیریت‌های اسلامی رایج گرداند.[۷]

منابع

پانویس

  1. نهج البلاغه، نامه ۵۳.
  2. نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.
  3. نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.
  4. ذوعلم، علی، مقاله «امام علی و سیاست»، دانشنامه امام علی ج۶، ص ۳۵.
  5. محمدی ری‌شهری، محمد، اخلاق مدیریت در اسلام، ص۸۶.
  6. دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.
  7. چناری، امید، وظایف نهادهای حاکمیتی در قبال مفاسد اقتصادی ص ۱۵۴.