روح: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==)) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[روح در قرآن]] - [[روح در حدیث]] - [[روح در کلام اسلامی]] - [[روح در فلسفه دین و کلام جدید]] - [[روح در اخلاق اسلامی]] - [[روح در معارف دعا و زیارات]] - [[روح در معارف و سیره سجادی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
'''روح''' مبدأ [[حیات]] و حرکت ارادی انسانهاست و به معنای [[جان]] و روان است که حیات [[انسان]] بستگی به آن داشته و مبدأ و مایۀ [[زندگی]] است. انسان به علت مأنوس بودن با [[جهان]] ماده، [[قدرت]] [[درک]] [[حقیقت]] آن را ندارد. به [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}} به [[دلیل]] وجود واژه روح در آن [[آیه روح]] گفته میشود. روح موجودی مجرد بوده و وجود [[معاد]] دلیلی بر آن است. | '''روح''' مبدأ [[حیات]] و حرکت ارادی انسانهاست و به معنای [[جان]] و روان است که حیات [[انسان]] بستگی به آن داشته و مبدأ و مایۀ [[زندگی]] است. انسان به علت مأنوس بودن با [[جهان]] ماده، [[قدرت]] [[درک]] [[حقیقت]] آن را ندارد. به [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}} به [[دلیل]] وجود واژه روح در آن [[آیه روح]] گفته میشود. روح موجودی مجرد بوده و وجود [[معاد]] دلیلی بر آن است. | ||
==معناشناسی | == معناشناسی == | ||
===معنای لغوی=== | === معنای لغوی === | ||
روح در لغت، مبدأ [[حیات]] و با آن، پدیده زنده بر [[احساس]] و حرکت ارادی تواناست<ref>مفردات، ص ۳۶۹، «روح»؛ المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۵.</ref>. لفظ مذکر و مؤنث آن یکسان است و گاهی به صورت مجازی بر چیزی اطلاق میشود که مایه بروز آثار نیکویی است<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[روح (مقاله)|مقاله «روح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] | روح در لغت، مبدأ [[حیات]] و با آن، پدیده زنده بر [[احساس]] و حرکت ارادی تواناست<ref>مفردات، ص ۳۶۹، «روح»؛ المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۵.</ref>. لفظ مذکر و مؤنث آن یکسان است و گاهی به صورت مجازی بر چیزی اطلاق میشود که مایه بروز آثار نیکویی است<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[روح (مقاله)|مقاله «روح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۴]].</ref> | ||
===معنای اصطلاحی=== | === معنای اصطلاحی === | ||
روح به معنای [[جان]] و روان و آن چیزی است که حیات [[انسان]] بستگی به آن دارد و مبدأ و مایۀ [[زندگی]] است. | روح به معنای [[جان]] و روان و آن چیزی است که حیات [[انسان]] بستگی به آن دارد و مبدأ و مایۀ [[زندگی]] است. روح انسانی، امری است لطیف که [[علم]] و [[ادراک]] [[انسان]] مستند به اوست و موجودی ناشناخته و از [[اسرار]] [[آفرینش]] است و [[انسان]] به علت مأنوس بودن با [[جهان]] ماده، [[قدرت]] [[درک]] [[حقیقت]] آن را ندارد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۳.</ref>. | ||
به [[جهان]] مربوط به [[جانها]] "عالم [[ارواح]]" گفته میشود و [[آدمی]] به وسیلۀ آن احساس میکند و حرکت ارادی دارد. فهمیدن، تصور کردن، تصمیم گرفتن، [[عشق]] ورزیدن، تنفر داشتن همه به روح مربوطاند<ref>[[سید محمد حسین طباطبائی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان، ج۱۰، ص ۱۱۸؛ [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه (کتاب)|تفسیر نمونه]]، ج ۱۲، ص ۲۵۵.</ref>. به موجوداتی که روح داشته باشند "جاندار" گفته میشود. روح، [[حقیقت]] وجود [[آدمی]] است و در دورانی که [[انسان]] به صورت جنین در رحم | به [[جهان]] مربوط به [[جانها]] "عالم [[ارواح]]" گفته میشود و [[آدمی]] به وسیلۀ آن احساس میکند و حرکت ارادی دارد. فهمیدن، تصور کردن، تصمیم گرفتن، [[عشق]] ورزیدن، تنفر داشتن همه به روح مربوطاند<ref>[[سید محمد حسین طباطبائی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان، ج۱۰، ص ۱۱۸؛ [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه (کتاب)|تفسیر نمونه]]، ج ۱۲، ص ۲۵۵.</ref>. به موجوداتی که روح داشته باشند "جاندار" گفته میشود. روح، [[حقیقت]] وجود [[آدمی]] است و در دورانی که [[انسان]] به صورت جنین در رحم مادر است به پیکر او دمیده میشود و هنگام [[مرگ]] از بدن جدا میشود و اگر جسم هم بپوسد و متلاشی شود، روح باقی است و در [[قیامت]] دوباره به جسم برمی گردد و از این رو با [[مرگ]] [[انسان]] چیزی از روح او کم نمیشود<ref>المبدأ و المعاد، ۳۱۳؛ [[سید محمد حسین طباطبائی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان، ج۱، ص ۳۵۲ ـ۳۵۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۳؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۰۶.</ref> | ||
==آیه روح== | == آیه روح == | ||
کلمه روح در ساختار مفرد و به دو صورت معرفه و نکره، ۲۱ بار در [[قرآن]] به کار رفته است؛ اما از آنجا که فقط در [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> موضوع پرسش [[یهودیان]] از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره روح مطرح گردیده، آن را [[آیه روح]] نام نهادهاند. | کلمه روح در ساختار مفرد و به دو صورت معرفه و نکره، ۲۱ بار در [[قرآن]] به کار رفته است؛ اما از آنجا که فقط در [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> موضوع پرسش [[یهودیان]] از [[رسول خدا]] {{صل}} درباره روح مطرح گردیده، آن را [[آیه روح]] نام نهادهاند. | ||
در [[شأن نزول]] آیه چنین گزارش شده است که برخی [[مشرکان]] [[مکه]] برای مقابله با رسول خدا{{صل}} و تخطئه کردن [[رسالت]] وی از علمای [[یهود]] [[مدینه]] کمک خواستند؛ یهودیان به ایشان گفتند از او درباره سه چیز بپرسید: [[اصحاب کهف]]، [[ذوالقرنین]] و روح، اگر [[سکوت]] کرد یا همه را پاسخ گفت، او [[دروغ]] میگوید و چنانچه دوتا را به روشنی پاسخ گفت و یکی را مبهم گذاشت، او حتماً [[نبی]] است. پس [[پیامبر]] دو داستان [[اصحاب کهف]] و [[ذوالقرنین]] را بیان نمود<ref>سوره کهف، آیات ۹-۲۶ و ۸۳-۹۸.</ref>؛ و در مورد روح، [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> نازل شد و پاسخی اجمالی و مبهم به ایشان داد، زیرا در [[تورات]] نیز مبهم بیان شده است؛ لذا [[مشرکین]] از سؤال خویش پشیمان شدند<ref>الکشاف، ج۱، ص۷۱۷؛ الاتقان، ج۴، ص۱۹۹؛ مجمع البیان، ج۶، ص۴۳۷؛ المیزان، ج۱۳، ص۲۲۷.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه روح (مقاله)|مقاله «آیه روح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | در [[شأن نزول]] آیه چنین گزارش شده است که برخی [[مشرکان]] [[مکه]] برای مقابله با رسول خدا {{صل}} و تخطئه کردن [[رسالت]] وی از علمای [[یهود]] [[مدینه]] کمک خواستند؛ یهودیان به ایشان گفتند از او درباره سه چیز بپرسید: [[اصحاب کهف]]، [[ذوالقرنین]] و روح، اگر [[سکوت]] کرد یا همه را پاسخ گفت، او [[دروغ]] میگوید و چنانچه دوتا را به روشنی پاسخ گفت و یکی را مبهم گذاشت، او حتماً [[نبی]] است. پس [[پیامبر]] دو داستان [[اصحاب کهف]] و [[ذوالقرنین]] را بیان نمود<ref>سوره کهف، آیات ۹-۲۶ و ۸۳-۹۸.</ref>؛ و در مورد روح، [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> نازل شد و پاسخی اجمالی و مبهم به ایشان داد، زیرا در [[تورات]] نیز مبهم بیان شده است؛ لذا [[مشرکین]] از سؤال خویش پشیمان شدند<ref>الکشاف، ج۱، ص۷۱۷؛ الاتقان، ج۴، ص۱۹۹؛ مجمع البیان، ج۶، ص۴۳۷؛ المیزان، ج۱۳، ص۲۲۷.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه روح (مقاله)|مقاله «آیه روح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
==معانی روح در [[قرآن کریم]]== | == معانی روح در [[قرآن کریم]] == | ||
[[قرآن کریم]] از کلمۀ "روح" معانی متعددی [[اراده]] کرده است که عبارتاند از: | [[قرآن کریم]] از کلمۀ "روح" معانی متعددی [[اراده]] کرده است که عبارتاند از: | ||
#[[روح القدس|روح مقدسی]] که [[پیامبران]]{{ع}} را برای ادای وظیفۀ الهیشان [[یاری]] میکند: {{متن قرآن|تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ}}<ref>«برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از ایشان یکی آن است که خداوند با وی سخن گفت و پایگاههای | # [[روح القدس|روح مقدسی]] که [[پیامبران]] {{ع}} را برای ادای وظیفۀ الهیشان [[یاری]] میکند: {{متن قرآن|تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ}}<ref>«برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از ایشان یکی آن است که خداوند با وی سخن گفت و پایگاههای برخی از ایشان را بالا برد. و ما به عیسی پسر مریم، برهانها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم» سوره بقره، آیه ۲۵۳.</ref>. | ||
#نیرویی [[معنوی]] و [[الهی]] که [[مؤمنان]] را | # نیرویی [[معنوی]] و [[الهی]] که [[مؤمنان]] را پشتیبانی میکند: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}<ref>«گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کردیم» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>. | ||
#[[فرشتۀ وحی]] که "[[امین]]" نیز خوانده میشود: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>. | # [[فرشتۀ وحی]] که "[[امین]]" نیز خوانده میشود: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>. | ||
#فرشتۀ بزرگی از [[فرشتگان]] خاص [[خدا]] یا مخلوقی [[برتر]] از [[فرشتگان]]: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود میآیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref>. | # فرشتۀ بزرگی از [[فرشتگان]] خاص [[خدا]] یا مخلوقی [[برتر]] از [[فرشتگان]]: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود میآیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref>. | ||
#[[قرآن]] و [[وحی]]: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدینگونه ما روحی از امر خویش | # [[قرآن]] و [[وحی]]: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمیدانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی میکنیم و بیگمان تو، به راهی راست راهنمایی میکنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>. | ||
#[[روح انسان]]: {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۳؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه روح (مقاله)|مقاله «آیه روح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>. | # [[روح انسان]]: {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۳؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه روح (مقاله)|مقاله «آیه روح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>. | ||
#روح خدا: | # روح خدا: در [[قرآن]] از [[حضرت عیسی]] به نام "[[روح خدا]]" یاد شده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست»» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۰۶.</ref> | ||
==[[روح در حدیث]]== | == [[روح در حدیث]] == | ||
در [[روایات]] [[ائمه]]{{ع}} روح از [[عالم ملکوت]] دانسته شده است<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۵۸، ص۴۲.</ref> و از این رو، میتواند به [[مرتبت]] [[برتر]] از [[فرشتگان]] [[دست]] یابد<ref>نور الثقلین، ج۳، ص ۲۱۵ ـ۲۱۶.</ref>. همچنین روح همچون جسمی لطیف است که با کالبدی ستبر به نام | در [[روایات]] [[ائمه]] {{ع}} روح از [[عالم ملکوت]] دانسته شده است<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۵۸، ص۴۲.</ref> و از این رو، میتواند به [[مرتبت]] [[برتر]] از [[فرشتگان]] [[دست]] یابد<ref>نور الثقلین، ج۳، ص ۲۱۵ ـ۲۱۶.</ref>. همچنین روح همچون جسمی لطیف است که با کالبدی ستبر به نام بدن پوشانیده شده است<ref>بحارالانوار، ج۵۸، ص۳۴.</ref>. روح با بدن نمیآمیزد و بر آن اتکا ندارد؛ بلکه بدن را در میان میگیرد و بر آن احاطه دارد. با مرگ بدن، روح همچنان زنده میماند و زیست میکند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۳.</ref>. | ||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه [[باطن]] قلبش دو گوش دارد، گوشی که [[وسواس]] خنّاس در آن میدمد و گوشی که [[فرشته]] در آن میدمد، [[خداوند]] [[مؤمن]] را به وسیلۀ [[فرشته]] [[همراهی]] و کمک میکند این است معنای [[آیۀ شریفه]] {{متن قرآن|وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}<ref>«و با روحی از خویش تأییدشان کر» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>.<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِی جَوْفِهِ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْمَلَکُ فَیُؤَیِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَکِ فَذَلِکَ قَوْلُهُ وَأَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>. همچنین فرمودند: «[[قلب]] را دو گوش است هرگاه [[بنده]] آهنگ گناهی کند روح [[ایمان]] به او میگوید: انجام نده و [[شیطان]] میگوید: انجام بده و چون [[بنده]] بر سینۀ [[زن]] [[گناهکار]] قرار گیرد، روح [[ایمان]] از او ستانده میشود»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّ لِلْقَلْبِ أُذُنَیْنِ فَإِذَا هَمَّ الْعَبْدُ بِذَنْبٍ قَالَ لَهُ رُوحُ الْإِیمَانِ لَا تَفْعَلْ وَ قَالَ لَهُ الشَّیْطَانُ افْعَلْ وَ إِذَا کَانَ عَلَی بَطْنِهَا نُزِعَ مِنْهُ رُوحُ الْإِیمَانِ}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۷۹.</ref> | [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: «هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه [[باطن]] قلبش دو گوش دارد، گوشی که [[وسواس]] خنّاس در آن میدمد و گوشی که [[فرشته]] در آن میدمد، [[خداوند]] [[مؤمن]] را به وسیلۀ [[فرشته]] [[همراهی]] و کمک میکند این است معنای [[آیۀ شریفه]] {{متن قرآن|وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}<ref>«و با روحی از خویش تأییدشان کر» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>.<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِی جَوْفِهِ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْمَلَکُ فَیُؤَیِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَکِ فَذَلِکَ قَوْلُهُ وَأَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>. همچنین فرمودند: «[[قلب]] را دو گوش است هرگاه [[بنده]] آهنگ گناهی کند روح [[ایمان]] به او میگوید: انجام نده و [[شیطان]] میگوید: انجام بده و چون [[بنده]] بر سینۀ [[زن]] [[گناهکار]] قرار گیرد، روح [[ایمان]] از او ستانده میشود»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: إِنَّ لِلْقَلْبِ أُذُنَیْنِ فَإِذَا هَمَّ الْعَبْدُ بِذَنْبٍ قَالَ لَهُ رُوحُ الْإِیمَانِ لَا تَفْعَلْ وَ قَالَ لَهُ الشَّیْطَانُ افْعَلْ وَ إِذَا کَانَ عَلَی بَطْنِهَا نُزِعَ مِنْهُ رُوحُ الْإِیمَانِ}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۷۹.</ref> | ||
==[[معاد]]، [[دلیل]] وجود روح== | == [[معاد]]، [[دلیل]] وجود روح == | ||
[[قرآن کریم]] [[زندگی]] پس از [[مرگ]] را قطعی شمرده است: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَالُوا أَإِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ كَافِرُونَ قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و گفتند: آیا چون در (زیر) زمین ناپدید گشتیم، آفرینش تازهای خواهیم داشت؟ بلکه آنان لقای پروردگارشان را منکرند. بگو: آن فرشته مرگ که بر شما گماردهاند جان شما را میستاند سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده میشوید» سوره سجده، آیه ۱۰ ـ ۱۱</ref> و از سویی دیگر، | [[قرآن کریم]] [[زندگی]] پس از [[مرگ]] را قطعی شمرده است: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَالُوا أَإِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ كَافِرُونَ قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و گفتند: آیا چون در (زیر) زمین ناپدید گشتیم، آفرینش تازهای خواهیم داشت؟ بلکه آنان لقای پروردگارشان را منکرند. بگو: آن فرشته مرگ که بر شما گماردهاند جان شما را میستاند سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده میشوید» سوره سجده، آیه ۱۰ ـ ۱۱.</ref> و از سویی دیگر، جسم [[آدمی]] پس از [[مرگ]] میپوسد و از میان میرود این نشان میدهد چیزی جز بدن، زنده میماند: {{متن قرآن|أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«آنان به پاداش آنچه انجام میدادند بهشتیاند در حالی که در آن جاودانند» سوره احقاف، آیه ۱۴.</ref>؛ {{متن قرآن|قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ}}<ref>«گفته میشود: از درهای دوزخ درآیید که در آن جاودانید پس جایگاه کبرورزان، بد جایگاهی است» سوره زمر، آیه ۷۲.</ref>. | ||
برای [[اثبات وجود]] و اصالت روح گفتهاند، همۀ اجزای مادی | برای [[اثبات وجود]] و اصالت روح گفتهاند، همۀ اجزای مادی بدن همواره در حال تغییر و جایگزینیاند. سلولهای بدن میمیرند و سلولهایی دیگر بر جای آنها مینشینند؛ اما خود [[انسان]] همان است و دگرگون نمیشود، یعنی [[انسان]] جز اجزای مادی، حقیقتی دیگر دارد که ثابت و ماندگار است و تغییر نمیپذیرد و [[مرگ]] ندارد و عامل [[وحدت شخصیت]] اوست و این همان روح است<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه (کتاب)|تفسیر نمونه]]، ج۱۲، ص۲۶۳ ـ۲۶۴.</ref>. بدون اثبات بقای روح، [[وحدت]] و یگانگی [[انسان]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] اثباتناپذیر است و [[معاد]] نیز که از [[اصول دین]] است معنا نمییابد<ref>[[سید محمد حسین طباطبائی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان، ج۱۳، ص۲۰۹ ـ۲۱۰.</ref>. | ||
==مجرد بودن روح== | == مجرد بودن روح == | ||
علمای [[اسلام]] معتقدند چون روح مجرد و منزه از ماده است، جاودان و ماندگار میماند از [[دلایل]] [[تجرد روح]]، پدیدۀ [[رؤیا]] است که گاه [[آدمی]] را از [[آینده]] خبر میدهد: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب میبینم که تو را سر میبرم پس بنگر که چه میبینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان مییابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref>. اگر دستگاه ادراکی [[انسان]] تنها از ماده باشد، نخواهد توانست از آنچه هنوز در [[جهان]] اتفاق بیافتاده است، [[آگاه]] گردد؛ زیرا ماده محصورِ زمان و مکان است<ref>المبدأ والمعاد، ص ۳۱۹؛ [[سید محمد حسین طباطبائی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان، ج۱۷، ص ۲۶۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۴.</ref> | علمای [[اسلام]] معتقدند چون روح مجرد و منزه از ماده است، جاودان و ماندگار میماند از [[دلایل]] [[تجرد روح]]، پدیدۀ [[رؤیا]] است که گاه [[آدمی]] را از [[آینده]] خبر میدهد: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب میبینم که تو را سر میبرم پس بنگر که چه میبینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان مییابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref>. اگر دستگاه ادراکی [[انسان]] تنها از ماده باشد، نخواهد توانست از آنچه هنوز در [[جهان]] اتفاق بیافتاده است، [[آگاه]] گردد؛ زیرا ماده محصورِ زمان و مکان است<ref>المبدأ والمعاد، ص ۳۱۹؛ [[سید محمد حسین طباطبائی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان، ج۱۷، ص ۲۶۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۴.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{ | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[روح انسان]] | * [[روح انسان]] | ||
* [[روح القدس]] | * [[روح القدس]] | ||
| خط ۵۸: | خط ۵۵: | ||
* [[تجرد روح انسانی]] | * [[تجرد روح انسانی]] | ||
* [[حلول ذات واجب در روح انسان]] | * [[حلول ذات واجب در روح انسان]] | ||
{{پایان | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1100408.jpg|22px]] [[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[روح (مقاله)|مقاله «روح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']] | # [[پرونده:1100408.jpg|22px]] [[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[روح (مقاله)|مقاله «روح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']] | ||
#[[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه روح (مقاله)|مقاله «آیه روح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | # [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه روح (مقاله)|مقاله «آیه روح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۳''']] | # [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۳''']] | ||
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] | # [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] | ||
| خط ۶۹: | خط ۶۶: | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:روح]] | [[رده:روح]] | ||