نشانه‌های ظهور امام مهدی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۹: خط ۱۹:
*مراد نشانه‌هایی است که بی‌گمان [[پیش از ظهور]] تحقق می‌یابند و بر هیچ شرط و قیدی معلق نیستند؛ اما تحقق [[نشانه‌های غیر حتمی]] معلق به شرطهایی است. روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] است که به این دو دسته نشانه تصریح دارد و از جمله، خروج‌ [[سفیانی]] را از [[نشانه‌های حتمی]] می‌شمارد<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۲۴۹.</ref>. درباره شمار این [[نشانه‌ها]]، ظاهر [[روایات]] مختلف است. برخی [[روایات]]، شمار آنها را پنج و برخی دیگر ده دانسته‌اند<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۴۹ و ۲۰۹؛ زمینه‌سازان انقلاب جهانی مهدی‌، ۲۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 342.</ref>.
*مراد نشانه‌هایی است که بی‌گمان [[پیش از ظهور]] تحقق می‌یابند و بر هیچ شرط و قیدی معلق نیستند؛ اما تحقق [[نشانه‌های غیر حتمی]] معلق به شرطهایی است. روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] است که به این دو دسته نشانه تصریح دارد و از جمله، خروج‌ [[سفیانی]] را از [[نشانه‌های حتمی]] می‌شمارد<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۲۴۹.</ref>. درباره شمار این [[نشانه‌ها]]، ظاهر [[روایات]] مختلف است. برخی [[روایات]]، شمار آنها را پنج و برخی دیگر ده دانسته‌اند<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۴۹ و ۲۰۹؛ زمینه‌سازان انقلاب جهانی مهدی‌، ۲۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 342.</ref>.
*مهم‌ترین این [[نشانه‌ها]] عبارت‌اند از:
*مهم‌ترین این [[نشانه‌ها]] عبارت‌اند از:
#[[خروج سفیانی]]: بنابر ظاهر [[روایات]]، [[سفیانی]] مردی است از [[نسل]] [[ابوسفیان]] که از جایی در [[شام]] قدیم [[خروج]] می‌کند و بسیاری از [[مسلمانان]] را می‌فریبد و بخش وسیعی از سرزمین [[اسلامی]] را [[تصرف]] می‌کند<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ۲/ ۵۵۷.</ref>. در [[کوفه]] و [[نجف]] به [[قتل عام شیعیان]] می‌پردازد و برای یافتن و کشتن آنان جایزه می‌گذارد. سخن [[روایات]] درباره [[مدت حکومت سفیانی]] مختلف است و از هفت تا نه ماه را یاد کرده‌اند. [[علامه مجلسی]] احتمال داده است که [[علت]] این [[اختلاف]]، [[تقیه]] یا [[بداء]] باشد<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۲۱۶.</ref>. برخی معتقدند که "[[سفیانی]]" نام فرد مشخصی نیست؛ بلکه کسی است که [[در آستانه ظهور]]، [[خروج]] می‌کند و در [[صفات ]][[اخلاقی]] و عملی او همانند [[ابوسفیان]] است<ref>فرهنگ نامه مهدویت‌، ۱۵۳.</ref>. از روایاتی دیگر برمی‌آید که [[سفیانی]]، یک تن نیست؛ بلکه مراد، دو نفر است. یکی از این دو تن در منطقه [[زوراء]] [[قیام]] می‌کند که بنابر [[روایات]] همان [[بغداد]] است و به [[قتل]] می‌رسد و فرد دیگر در [[شام]] [[خروج]] می‌کند<ref>زمینه‌سازان انقلاب جهانی مهدی‌، ۶۰- ۲۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 342.</ref>.
#'''[[خروج سفیانی]]:''' بنابر ظاهر [[روایات]]، [[سفیانی]] مردی است از [[نسل]] [[ابوسفیان]] که از جایی در [[شام]] قدیم [[خروج]] می‌کند و بسیاری از [[مسلمانان]] را می‌فریبد و بخش وسیعی از سرزمین [[اسلامی]] را [[تصرف]] می‌کند<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ۲/ ۵۵۷.</ref>. در [[کوفه]] و [[نجف]] به [[قتل عام شیعیان]] می‌پردازد و برای یافتن و کشتن آنان جایزه می‌گذارد. سخن [[روایات]] درباره [[مدت حکومت سفیانی]] مختلف است و از هفت تا نه ماه را یاد کرده‌اند. [[علامه مجلسی]] احتمال داده است که [[علت]] این [[اختلاف]]، [[تقیه]] یا [[بداء]] باشد<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۲۱۶.</ref>. برخی معتقدند که "[[سفیانی]]" نام فرد مشخصی نیست؛ بلکه کسی است که [[در آستانه ظهور]]، [[خروج]] می‌کند و در [[صفات ]][[اخلاقی]] و عملی او همانند [[ابوسفیان]] است<ref>فرهنگ نامه مهدویت‌، ۱۵۳.</ref>. از روایاتی دیگر برمی‌آید که [[سفیانی]]، یک تن نیست؛ بلکه مراد، دو نفر است. یکی از این دو تن در منطقه [[زوراء]] [[قیام]] می‌کند که بنابر [[روایات]] همان [[بغداد]] است و به [[قتل]] می‌رسد و فرد دیگر در [[شام]] [[خروج]] می‌کند<ref>زمینه‌سازان انقلاب جهانی مهدی‌، ۶۰- ۲۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 342.</ref>.
#[[صیحه آسمانی]]: ندایی است آسمانی که [[نام حضرت مهدی]]{{ع}} را به گوش همه [[مردم]] [[جهان]] می‌رساند. این ندای بلند از [[جبرئیل]]{{ع}} است و در شب ۲۳ [[رمضان]] به گوش می‌رسد و همه [[مردم]] [[زمین]] آن را به زبان خود می‌شنوند<ref>منتخب الاثر، ۴۴۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 342.</ref>.
#'''[[صیحه آسمانی]]:''' ندایی است آسمانی که [[نام حضرت مهدی]]{{ع}} را به گوش همه [[مردم]] [[جهان]] می‌رساند. این ندای بلند از [[جبرئیل]]{{ع}} است و در شب ۲۳ [[رمضان]] به گوش می‌رسد و همه [[مردم]] [[زمین]] آن را به زبان خود می‌شنوند<ref>منتخب الاثر، ۴۴۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 342.</ref>.
#[[قتل نفس زکیه]]: در این باره که "[[نفس زکیه]]" کیست، [[روایات]] گفته‌اند، سیدی است [[پاکدل]] که میان [[رکن و مقام]] در [[مکه معظمه]] به [[شهادت]] می‌رسد. [[شهادت]] او از [[نشانه‌های حتمی ظهور]] است<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۲۰۴ و ۲۰۶.</ref>. بنابر یک [[روایت]]، پانزده روز پس از [[شهادت]] [[نفس زکیه]]، [[امام زمان]]{{ع}} [[ظهور]] می‌کند<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۱۹۲.</ref>. در روایتی دیگر آمده است که [[نفس زکیه]] سفیر [[امام زمان]]{{ع}} به سوی [[مردم]] [[مکه]] است<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۳۰۷.</ref>. بنابر پاره‌ای [[روایات]]، او از [[نسل]] [[امام حسن]]{{ع}} و بنابر برخی دیگر، از [[نسل]] [[امام حسین]]{{ع}} است. هنگام [[خروج سفیانی]] به مدینه‌ می‌رود و [[مردم]] را به [[اتحاد]] و [[یگانگی]] فرا می‌خواند و چون [[لشکریان]] [[سفیانی]] به [[مدینه]] می‌رسند، به [[مکه]] می‌رود و به [[دعوت]] مردمِ آنجا می‌پردازد. سرانجام در ماه ذی‌الحجه پس از مراسم [[حج]] او را در پیش [[خانه خدا]] و [[حرم]] امن، در برابر چشم [[مردم]] می‌کشند<ref>زمینه‌سازان انقلاب جهانی مهدی، ۷۵ و ۷۷.</ref>.
#'''[[قتل نفس زکیه]]:''' در این باره که "[[نفس زکیه]]" کیست، [[روایات]] گفته‌اند، سیدی است [[پاکدل]] که میان [[رکن و مقام]] در [[مکه معظمه]] به [[شهادت]] می‌رسد. [[شهادت]] او از [[نشانه‌های حتمی ظهور]] است<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۲۰۴ و ۲۰۶.</ref>. بنابر یک [[روایت]]، پانزده روز پس از [[شهادت]] [[نفس زکیه]]، [[امام زمان]]{{ع}} [[ظهور]] می‌کند<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۱۹۲.</ref>. در روایتی دیگر آمده است که [[نفس زکیه]] سفیر [[امام زمان]]{{ع}} به سوی [[مردم]] [[مکه]] است<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۳۰۷.</ref>. بنابر پاره‌ای [[روایات]]، او از [[نسل]] [[امام حسن]]{{ع}} و بنابر برخی دیگر، از [[نسل]] [[امام حسین]]{{ع}} است. هنگام [[خروج سفیانی]] به مدینه‌ می‌رود و [[مردم]] را به [[اتحاد]] و [[یگانگی]] فرا می‌خواند و چون [[لشکریان]] [[سفیانی]] به [[مدینه]] می‌رسند، به [[مکه]] می‌رود و به [[دعوت]] مردمِ آنجا می‌پردازد. سرانجام در ماه ذی‌الحجه پس از مراسم [[حج]] او را در پیش [[خانه خدا]] و [[حرم]] امن، در برابر چشم [[مردم]] می‌کشند<ref>زمینه‌سازان انقلاب جهانی مهدی، ۷۵ و ۷۷.</ref>.
#[[دجال]]: [[خروج دجال]] را برخی [[روایات]] از [[علائم ظهور]] دانسته‌اند و برخی دیگر از [[علائم قیامت]]. از آن رو که [[قیام جهانی حضرت مهدی]]{{ع}} از مقدمات [[قیامت]] است، برخی نشانه‌های آن را- مانند [[خروج دجال]]- [[نشانه برپایی قیامت]] نیز دانسته‌اند<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۲۰۹؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی/ ۲۶۷.</ref>. درباره ماجرای [[دجال]] [[احادیث]] فراوانی از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] کرده‌اند که بسیاری از آنها از طریق [[اهل سنت]] [[روایت]] گشته‌اند. از این [[احادیث]]، برخی جعلی و ساختگی‌اند و نمی‌توان بدانها [[اعتماد]] کرد<ref>یوم الخلاص‌، ۵۱۵.</ref>. "[[دجال]]" به معنای [[انسان]] فریبکاری است که [[حق]] را می‌پوشاند و [[باطل]] را به جامه [[حق]] درمی‌آورد<ref>مجمع البحرین‌، الربع الثانی/ ۱۱.</ref>. بنابر ظاهر [[روایات]]، [[دجال]]، مردی [[ستمگر]] و [[فریبکار]] است که [[در آستانه ظهور]]، [[قیام]] می‌کند و بسیاری از [[مردم]] را می‌فریبد. [[روایات]]، اوصاف شگفتی بدو نسبت داده و از آنچه می‌کند و سرانجام او سخن گفته‌اند. برخی معتقدند که "[[دجال]]" نام شخص معینی نیست. در پاره‌ای [[روایات]] آمده است که دجال‌های فراوانی خواهند آمد و تا [[خروج]] دجالی، که از [[نشانه‌های ظهور]] است، هفتاد [[دجال]] [[خروج]] می‌کنند. بیش‌تر روایاتی که از [[دجال]] سخن گفته‌اند، قابل [[اعتماد]] نیستند<ref>یوم الخلاص، ۵۱۶؛ فرهنگ نامه مهدویت‌، ۱۴۹.</ref>. برخی معاصران نیز [[دجال]] را کنایه از [[کفر]] جهانی و سیطره [[فرهنگ مادی]] بر [[جهان]] دانسته‌اند<ref>تاریخ الغیبة الکبری‌، ۵۳۲.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 343.</ref>.
#'''[[دجال]]:''' [[خروج دجال]] را برخی [[روایات]] از [[علائم ظهور]] دانسته‌اند و برخی دیگر از [[علائم قیامت]]. از آن رو که [[قیام جهانی حضرت مهدی]]{{ع}} از مقدمات [[قیامت]] است، برخی نشانه‌های آن را- مانند [[خروج دجال]]- [[نشانه برپایی قیامت]] نیز دانسته‌اند<ref>بحارالانوار، ۵۲/ ۲۰۹؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی/ ۲۶۷.</ref>. درباره ماجرای [[دجال]] [[احادیث]] فراوانی از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] کرده‌اند که بسیاری از آنها از طریق [[اهل سنت]] [[روایت]] گشته‌اند. از این [[احادیث]]، برخی جعلی و ساختگی‌اند و نمی‌توان بدانها [[اعتماد]] کرد<ref>یوم الخلاص‌، ۵۱۵.</ref>. "[[دجال]]" به معنای [[انسان]] فریبکاری است که [[حق]] را می‌پوشاند و [[باطل]] را به جامه [[حق]] درمی‌آورد<ref>مجمع البحرین‌، الربع الثانی/ ۱۱.</ref>. بنابر ظاهر [[روایات]]، [[دجال]]، مردی [[ستمگر]] و [[فریبکار]] است که [[در آستانه ظهور]]، [[قیام]] می‌کند و بسیاری از [[مردم]] را می‌فریبد. [[روایات]]، اوصاف شگفتی بدو نسبت داده و از آنچه می‌کند و سرانجام او سخن گفته‌اند. برخی معتقدند که "[[دجال]]" نام شخص معینی نیست. در پاره‌ای [[روایات]] آمده است که دجال‌های فراوانی خواهند آمد و تا [[خروج]] دجالی، که از [[نشانه‌های ظهور]] است، هفتاد [[دجال]] [[خروج]] می‌کنند. بیش‌تر روایاتی که از [[دجال]] سخن گفته‌اند، قابل [[اعتماد]] نیستند<ref>یوم الخلاص، ۵۱۶؛ فرهنگ نامه مهدویت‌، ۱۴۹.</ref>. برخی معاصران نیز [[دجال]] را کنایه از [[کفر]] جهانی و سیطره [[فرهنگ مادی]] بر [[جهان]] دانسته‌اند<ref>تاریخ الغیبة الکبری‌، ۵۳۲.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 343.</ref>.
 
===2. [[نشانه‌های غیر حتمی]]===
===2. [[نشانه‌های غیر حتمی]]===
*برخی از [[نشانه‌های غیر حتمی]] عبارت‌اند از:
*برخی از [[نشانه‌های غیر حتمی]] عبارت‌اند از:

نسخهٔ ‏۲۴ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۰۸

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث نشانه‌های ظهور امام مهدی است. "نشانه‌های ظهور امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل نشانه‌های ظهور امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  1. ظهور به شرایط خود، ارتباطی علی و منطقی و بستگی حقیقی و واقعی دارد؛ بدین معنا که تنها هنگامی تحقق می‌پذیرد که شرایط آن فراهم آید. علائم ظهور چنین نیستند و امکان ظهور بدون آنها نیز فراهم است. البته برخی علائم همانند قتل نفس زکیه پیش از ظهور تحقق می‌یابند و در تحقق شرایط مؤثرند؛ ولی این به معنای آن نیست که شرط ظهور امام غایب‌اند.
  2. هنگام ظهور، همه شرایط موجودند؛ اما نشانه‌ها چنین نیستند؛ زیرا گاه نشانه‌ای پدیدار می‌شود و سپس از میان می‌رود و نشانه‌ای دیگر نمودار می‌گردد[۲][۳].

انواع نشانه‌ها

1. نشانه‌های حتمی

  1. خروج سفیانی: بنابر ظاهر روایات، سفیانی مردی است از نسل ابوسفیان که از جایی در شام قدیم خروج می‌کند و بسیاری از مسلمانان را می‌فریبد و بخش وسیعی از سرزمین اسلامی را تصرف می‌کند[۷]. در کوفه و نجف به قتل عام شیعیان می‌پردازد و برای یافتن و کشتن آنان جایزه می‌گذارد. سخن روایات درباره مدت حکومت سفیانی مختلف است و از هفت تا نه ماه را یاد کرده‌اند. علامه مجلسی احتمال داده است که علت این اختلاف، تقیه یا بداء باشد[۸]. برخی معتقدند که "سفیانی" نام فرد مشخصی نیست؛ بلکه کسی است که در آستانه ظهور، خروج می‌کند و در صفات اخلاقی و عملی او همانند ابوسفیان است[۹]. از روایاتی دیگر برمی‌آید که سفیانی، یک تن نیست؛ بلکه مراد، دو نفر است. یکی از این دو تن در منطقه زوراء قیام می‌کند که بنابر روایات همان بغداد است و به قتل می‌رسد و فرد دیگر در شام خروج می‌کند[۱۰][۱۱].
  2. صیحه آسمانی: ندایی است آسمانی که نام حضرت مهدی(ع) را به گوش همه مردم جهان می‌رساند. این ندای بلند از جبرئیل(ع) است و در شب ۲۳ رمضان به گوش می‌رسد و همه مردم زمین آن را به زبان خود می‌شنوند[۱۲][۱۳].
  3. قتل نفس زکیه: در این باره که "نفس زکیه" کیست، روایات گفته‌اند، سیدی است پاکدل که میان رکن و مقام در مکه معظمه به شهادت می‌رسد. شهادت او از نشانه‌های حتمی ظهور است[۱۴]. بنابر یک روایت، پانزده روز پس از شهادت نفس زکیه، امام زمان(ع) ظهور می‌کند[۱۵]. در روایتی دیگر آمده است که نفس زکیه سفیر امام زمان(ع) به سوی مردم مکه است[۱۶]. بنابر پاره‌ای روایات، او از نسل امام حسن(ع) و بنابر برخی دیگر، از نسل امام حسین(ع) است. هنگام خروج سفیانی به مدینه‌ می‌رود و مردم را به اتحاد و یگانگی فرا می‌خواند و چون لشکریان سفیانی به مدینه می‌رسند، به مکه می‌رود و به دعوت مردمِ آنجا می‌پردازد. سرانجام در ماه ذی‌الحجه پس از مراسم حج او را در پیش خانه خدا و حرم امن، در برابر چشم مردم می‌کشند[۱۷].
  4. دجال: خروج دجال را برخی روایات از علائم ظهور دانسته‌اند و برخی دیگر از علائم قیامت. از آن رو که قیام جهانی حضرت مهدی(ع) از مقدمات قیامت است، برخی نشانه‌های آن را- مانند خروج دجال- نشانه برپایی قیامت نیز دانسته‌اند[۱۸]. درباره ماجرای دجال احادیث فراوانی از پیامبر(ص) نقل کرده‌اند که بسیاری از آنها از طریق اهل سنت روایت گشته‌اند. از این احادیث، برخی جعلی و ساختگی‌اند و نمی‌توان بدانها اعتماد کرد[۱۹]. "دجال" به معنای انسان فریبکاری است که حق را می‌پوشاند و باطل را به جامه حق درمی‌آورد[۲۰]. بنابر ظاهر روایات، دجال، مردی ستمگر و فریبکار است که در آستانه ظهور، قیام می‌کند و بسیاری از مردم را می‌فریبد. روایات، اوصاف شگفتی بدو نسبت داده و از آنچه می‌کند و سرانجام او سخن گفته‌اند. برخی معتقدند که "دجال" نام شخص معینی نیست. در پاره‌ای روایات آمده است که دجال‌های فراوانی خواهند آمد و تا خروج دجالی، که از نشانه‌های ظهور است، هفتاد دجال خروج می‌کنند. بیش‌تر روایاتی که از دجال سخن گفته‌اند، قابل اعتماد نیستند[۲۱]. برخی معاصران نیز دجال را کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر جهان دانسته‌اند[۲۲][۲۳].

2. نشانه‌های غیر حتمی

  1. گرفتن ماه و خورشید در ماه رمضان[۲۴]؛
  2. ظهور آتشی در آسمان[۲۵]؛
  3. زلزله بزرگ در شام[۲۶]؛
  4. جنگ‌های پی در پی و مرگ بسیاری از مردم جهان[۲۷]؛
  5. ظهور و گسترش علم و دانش در قم[۲۸]؛
  6. بالا گرفتن ظلم و فساد در جهان[۲۹][۳۰].

فوائد آشکار شدن علائم و نشانه‌های ظهور

  • برخی از این فوائد عبارت‌اند از:
  1. این نشانه‌ها جنبه تشریفاتی‌ دارند و خداوند متعال مقدم آن حضرت را با این نشانه‌ها گرامی می‌دارد، و بیانگر عظمت آن حضرت و اهمیت اهداف بلند اویند.
  2. اعلام خطر به دشمنان اسلام و ایجاد رعب و وحشت در دل آنان.
  3. مژده و بشارت برای منتظران آن حضرت، تا هم موجب آرامش خاطر آنان گردد و هم خود را برای خدمت به آن حضرت آماده سازند و قلب‌هایشان قوت گیرد[۳۱][۳۲].

منابع

جستارهای وابسته

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. فرهنگ شیعه، ص 341.
  2. تاریخ الغیبة الکبری‌، ۳۹۸- ۳۹۵.
  3. فرهنگ شیعه، ص 341.
  4. بحارالانوار، ۵۲/ ۲۴۹.
  5. بحارالانوار، ۵۲/ ۴۹ و ۲۰۹؛ زمینه‌سازان انقلاب جهانی مهدی‌، ۲۸.
  6. فرهنگ شیعه، ص 342.
  7. کمال الدین و تمام النعمة، ۲/ ۵۵۷.
  8. بحارالانوار، ۵۲/ ۲۱۶.
  9. فرهنگ نامه مهدویت‌، ۱۵۳.
  10. زمینه‌سازان انقلاب جهانی مهدی‌، ۶۰- ۲۸.
  11. فرهنگ شیعه، ص 342.
  12. منتخب الاثر، ۴۴۹.
  13. فرهنگ شیعه، ص 342.
  14. بحارالانوار، ۵۲/ ۲۰۴ و ۲۰۶.
  15. بحارالانوار، ۵۲/ ۱۹۲.
  16. بحارالانوار، ۵۲/ ۳۰۷.
  17. زمینه‌سازان انقلاب جهانی مهدی، ۷۵ و ۷۷.
  18. بحارالانوار، ۵۲/ ۲۰۹؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی/ ۲۶۷.
  19. یوم الخلاص‌، ۵۱۵.
  20. مجمع البحرین‌، الربع الثانی/ ۱۱.
  21. یوم الخلاص، ۵۱۶؛ فرهنگ نامه مهدویت‌، ۱۴۹.
  22. تاریخ الغیبة الکبری‌، ۵۳۲.
  23. فرهنگ شیعه، ص 343.
  24. منتخب الاثر، ۴۴۰.
  25. بحارالانوار، ۵۲/ ۲۴۰.
  26. بحارالانوار، ۵۲/ ۲۱۶.
  27. منتخب الاثر، ۵۶۰.
  28. منتخب الاثر، ۴۴۳.
  29. بحارالانوار، ۵۲/ ۲۶۰- ۲۵۶.
  30. فرهنگ شیعه، ص 343.
  31. مهدی منتظر، ۲۱۴.
  32. فرهنگ شیعه، ص 344.