عقل در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۷: خط ۴۷:
*[[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: "هنگامی که از خوبی کسی خبری دریافتید، به عقلش نگاه کنید چون او به اندازه عقلش [[پاداش]] می‌گیرد"<ref>{{متن حدیث|إِذَا بَلَغَكُمْ عَنْ رَجُلٍ حُسْنُ حَالٍ فَانْظُرُوا فِي حُسْنِ عَقْلِهِ فَإِنَّمَا يُجَازَى بِعَقْلِهِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۲.</ref>.
*[[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: "هنگامی که از خوبی کسی خبری دریافتید، به عقلش نگاه کنید چون او به اندازه عقلش [[پاداش]] می‌گیرد"<ref>{{متن حدیث|إِذَا بَلَغَكُمْ عَنْ رَجُلٍ حُسْنُ حَالٍ فَانْظُرُوا فِي حُسْنِ عَقْلِهِ فَإِنَّمَا يُجَازَى بِعَقْلِهِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۲.</ref>.
*در روایتی از [[سليمان دیلمی]] آمده است: درباره [[دین]] و و [[عبادت]] شخصی با [[امام صادق]]{{ع}} به سخن گفتم، [[حضرت]] فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نمی‌دانم. فرمود: [[پاداش]] به اندازه [[عقل]] است. پس از آن [[امام]] داستانی به این شرح برای [[سلیمان]] باز فرمود: مردی از [[بنی اسرائیل]] در یکی از جزایر دریا [[خدا]] را [[عبادت]] می‌کرد. جزیره‌ای بود سرسبز و شاداب با درختان انبوه و آب‌های روان، یکی از [[فرشتگان]] بر او [[گذشت]] و از [[خدا]] خواست [[جایگاه]] و [[پاداش]] او را نشانش دهد و چون [[پاداش]] او را دید، آن را اندک یافت. [[خداوند]] به او فرمود اگر می‌خواهی از [[راز]] این [[پاداش]] ناچیز باخبر شوی مدتی با او [[مصاحبت]] کن. [[فرشته]] به صورت [[انسانی]] بر او ظاهر شد. [[عابد]] از او پرسید کیستی؟ گفت مرد عابدی هستم از حال تو باخبر شدم و دانستم که در این جزیره [[عبادت]] می‌کنی، به نزد تو آمدم تا در کنار تو [[خدا]] را [[عبادت]] کنم.[[فرشته]] آن روز را با [[عابد]] سپری کرد، روز بعد به او گفت: مکان پاکیزه‌ای داری که جز برای [[عبادت]] نمی‌شاید. [[عابد]] گفت آری ولی این مکان عیبی دارد. گفت: چه عیبی و؟ گفت عیبش این است که این همه علف در اینجا ضایع می‌شود و پروردگارمان از خود حیوانی ندارد تا برایش در اینجا بچرانیم. اگر [[خدا]] را خری بود، در اینجا میچراندیم. [[فرشته]] گفت: [[ولی خدا]] خری ندارد. [[عابد]] گفت آری اگر [[خدا]] را خرى بود این همه علف ضایع نمی‌شد. [[خداوند متعال]] به آن [[فرشته وحی]] کرد او را به اندازه عقلش [[پاداش]] داده‌ام<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۲.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱،ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>.
*در روایتی از [[سليمان دیلمی]] آمده است: درباره [[دین]] و و [[عبادت]] شخصی با [[امام صادق]]{{ع}} به سخن گفتم، [[حضرت]] فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نمی‌دانم. فرمود: [[پاداش]] به اندازه [[عقل]] است. پس از آن [[امام]] داستانی به این شرح برای [[سلیمان]] باز فرمود: مردی از [[بنی اسرائیل]] در یکی از جزایر دریا [[خدا]] را [[عبادت]] می‌کرد. جزیره‌ای بود سرسبز و شاداب با درختان انبوه و آب‌های روان، یکی از [[فرشتگان]] بر او [[گذشت]] و از [[خدا]] خواست [[جایگاه]] و [[پاداش]] او را نشانش دهد و چون [[پاداش]] او را دید، آن را اندک یافت. [[خداوند]] به او فرمود اگر می‌خواهی از [[راز]] این [[پاداش]] ناچیز باخبر شوی مدتی با او [[مصاحبت]] کن. [[فرشته]] به صورت [[انسانی]] بر او ظاهر شد. [[عابد]] از او پرسید کیستی؟ گفت مرد عابدی هستم از حال تو باخبر شدم و دانستم که در این جزیره [[عبادت]] می‌کنی، به نزد تو آمدم تا در کنار تو [[خدا]] را [[عبادت]] کنم.[[فرشته]] آن روز را با [[عابد]] سپری کرد، روز بعد به او گفت: مکان پاکیزه‌ای داری که جز برای [[عبادت]] نمی‌شاید. [[عابد]] گفت آری ولی این مکان عیبی دارد. گفت: چه عیبی و؟ گفت عیبش این است که این همه علف در اینجا ضایع می‌شود و پروردگارمان از خود حیوانی ندارد تا برایش در اینجا بچرانیم. اگر [[خدا]] را خری بود، در اینجا میچراندیم. [[فرشته]] گفت: [[ولی خدا]] خری ندارد. [[عابد]] گفت آری اگر [[خدا]] را خرى بود این همه علف ضایع نمی‌شد. [[خداوند متعال]] به آن [[فرشته وحی]] کرد او را به اندازه عقلش [[پاداش]] داده‌ام<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۲.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱،ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>.
==پیامدهای [[بی‌خردی]]==
*[[رسول گرامی اسلام]] می‌فرماید: "همه [[خوبی‌ها]] فقط با [[عقل]] به دست می‌آید. [[دین]] ندارد کسی که [[عقل]] ندارد"<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا يُدْرَكُ اَلْخَيْرُ كُلُّهُ بِالْعَقْلِ وَ لاَ دِينَ لِمَنْ لاَ عَقْلَ لَهُ}}؛ حسن بن علی ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۵۴.</ref>.
*و می‌فرماید: "[[انسان]] به [[وسیله]] [[عقل]] برپاست، [[دین]] ندارد کسی که [[عقل]] ندارد"<ref>{{متن حدیث|قِوَامُ اَلْمَرْءِ عَقْلُهُ وَ لاَ دِينَ لِمَنْ لاَ عَقْلَ لَهُ}}؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص۴.</ref>.
*[[امام کاظم]]{{ع}} می‌فرماید: "کسی که عقلش را [[تخریب]] کند [[دین]] و دنیایش [[فاسد]] می‌شود"<ref>{{متن حدیث|مَنْ هَدَمَ عَقْلَهُ أَفْسَدَ عَلَيْهِ دِينَهُ وَ دُنْيَاهُ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۶.</ref>.
*[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: "[[قلوب]] انسان‌های [[بی‌خرد]] با [[طمع]] حرکت می‌کند، در گرو [[آرزوها]] و گرفتار [[خدعه]] و مكر است"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ قُلُوبَ اَلْجُهَّالِ تَسْتَفِزُّهَا اَلْأَطْمَاعُ وَ تَرْهَنُهَا اَلْمُنَى وَ تَسْتَعْلِقُهَا اَلْخَدَائِعُ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۲۳؛ حسن بن علی ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۲۱۹.</ref>.
*[[امام کاظم]]{{ع}} می‌فرماید: "آنکه [[عقل]] ندارد [[جوانمردی]] هم ندارد"<ref>{{متن حدیث|اَ مُرُوَّةَ لِمَنْ لاَ عَقْلَ لَهُ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۹.</ref>.
*[[امام کاظم]]{{ع}} می‌فرماید: "[[نشانه]] [[بی‌خردی]] همین بس که مرتکب کاری شوی که از آن [[نهی]] کرده‌اند"<ref>{{متن حدیث|كَفَى بِكَ جَهْلاً أَنْ تَرْكَبَ مَا نُهِيتَ عَنْهُ}}؛ محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۱، ص۱۵۰.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱،ص۱۸۵-۱۸۷.</ref>.


==منابع==
==منابع==

نسخهٔ ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۰۶

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث عقل است. "عقل" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل عقل (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

درک آیات الاهی

دریافت معارف

انتخاب راه

منشأ فضيلت‌های انسانی

عقل سرچشمه حق مداری

عقل، موجب موضع‌گیری صحیح

عقل مایه آسایش روح و جسم

عقل ملاک ارزش اعمال

  • رسول خدا(ص) می‌فرماید: "هنگامی که از خوبی کسی خبری دریافتید، به عقلش نگاه کنید چون او به اندازه عقلش پاداش می‌گیرد"[۳۰].
  • در روایتی از سليمان دیلمی آمده است: درباره دین و و عبادت شخصی با امام صادق(ع) به سخن گفتم، حضرت فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نمی‌دانم. فرمود: پاداش به اندازه عقل است. پس از آن امام داستانی به این شرح برای سلیمان باز فرمود: مردی از بنی اسرائیل در یکی از جزایر دریا خدا را عبادت می‌کرد. جزیره‌ای بود سرسبز و شاداب با درختان انبوه و آب‌های روان، یکی از فرشتگان بر او گذشت و از خدا خواست جایگاه و پاداش او را نشانش دهد و چون پاداش او را دید، آن را اندک یافت. خداوند به او فرمود اگر می‌خواهی از راز این پاداش ناچیز باخبر شوی مدتی با او مصاحبت کن. فرشته به صورت انسانی بر او ظاهر شد. عابد از او پرسید کیستی؟ گفت مرد عابدی هستم از حال تو باخبر شدم و دانستم که در این جزیره عبادت می‌کنی، به نزد تو آمدم تا در کنار تو خدا را عبادت کنم.فرشته آن روز را با عابد سپری کرد، روز بعد به او گفت: مکان پاکیزه‌ای داری که جز برای عبادت نمی‌شاید. عابد گفت آری ولی این مکان عیبی دارد. گفت: چه عیبی و؟ گفت عیبش این است که این همه علف در اینجا ضایع می‌شود و پروردگارمان از خود حیوانی ندارد تا برایش در اینجا بچرانیم. اگر خدا را خری بود، در اینجا میچراندیم. فرشته گفت: ولی خدا خری ندارد. عابد گفت آری اگر خدا را خرى بود این همه علف ضایع نمی‌شد. خداوند متعال به آن فرشته وحی کرد او را به اندازه عقلش پاداش داده‌ام[۳۱][۳۲].

پیامدهای بی‌خردی

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. «اَلْعُقُولُ أَئِمَّةُ اَلْأَفْكَارِ وَ اَلْأَفْكَارُ أَئِمَّةُ اَلْقُلُوبِ وَ اَلْقُلُوبُ أَئِمَّةُ اَلْحَوَاسِّ»؛ ابوالفتح کراجکی، کنز الفوائد، ص۸۸؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۹۶.
  2. «لَيْسَ اَلرُّؤْيَةُ مَعَ اَلْإِبْصَارِ وَ قَدْ تَكْذِبُ اَلْعُيُونُ أَهْلَهَا وَ لاَ يَغُشُّ اَلْعَقْلُ مَنِ اِنْتَصَحَهُ»؛ نهج البلاغه، با شرح محمد عبده، ج۴، ص۶۸، حکمت ۲۸۱؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۹۶.
  3. «إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَكْمَلَ لِلنَّاسِ اَلْحُجَجَ بِالْعُقُولِ»؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۳.
  4. « إِنَّ لِلَّهِ عَلَى اَلنَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا اَلظَّاهِرَةُ فَالرَّسُولُ وَ اَلْأَنْبِيَاءُ وَ اَلْأَئِمَّةُ وَ أَمَّا اَلْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ »؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۶.
  5. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۷۴-۱۷۵.
  6. «اَلْعُقُولُ أَئِمَّةُ اَلْأَفْكَارِ»؛ کراجکی ابوالفتح، کنز الفوائد، ص۸۸؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۹۶.
  7. «ثَمَرَةُ اَلْعَقْلِ لُزُومُ اَلْحَقِّ»؛ جمال الدین محمد خوانساری، شرح فارسی غرر و در آمدی، تصحیح سید جلال الدین محدث، ج۳، ص۳۲۵.
  8. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ۱.
  9. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۷۵-۱۷۸.
  10. «اَلْعَقْلُ دَلِيلُ اَلْمُؤْمِنِ»؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۲۵.
  11. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۲۵؛ همچنین رک: محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ص۳۰۶-۳۱۰؛ محمد صدرالدین شیرازی، شرح اصول کافی، ج۱، ص۵۷۲-۵۶۸.
  12. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۷۹-۱۸۰.
  13. «ثَمَرَةُ اَلْعَقْلِ اَلصِّدْقُ»؛ على بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۰۹.
  14. «رَدُّ اَلْغَضَبِ بِالْحِلْمِ ثَمَرَةُ اَلْعَقْلِ»؛ على بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۷۰.
  15. «عَلَيْكَ بِالسَّخَاءِ فَإِنَّهُ ثَمَرَةُ اَلْعَقْلِ»؛ على بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۵۵.
  16. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۸۰-۱۸۱.
  17. «ثَمَرَةُ اَلْعَقْلِ اَلرِّفْقُ»على بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۰۷.
  18. «ثَمَرَةُ اَلْعَقْلِ مُدَارَاةُ اَلنَّاسِ»؛ على بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۰۹.
  19. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۸۱.
  20. «ثَمَرَةُ اَلْعَقْلِ لُزُومُ اَلْحَقِّ»؛ جمال الدین محمد خوانساری، شرح فارسی غرر و درر آمدی، تصحیح سید جلال‌الدین محدث، ج۲، ص۳۲۵.
  21. «ثَمَرَةُ اَلْعَقْلِ اَلاِسْتِقَامَةُ»؛ جمال الدین محمد خوانساری، شرح فارسی غرر و درر آمدی، تصحیح سید جلال‌الدین محدث، ج۲، ص۳۲۲.
  22. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۸۲.
  23. «ثَمَرَةُ اَلْعَقْلِ اَلْعَمَلُ لِلنَّجَاةِ»؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۰۸.
  24. «ثَمَرَةُ اَلْعَقْلِ صُحْبَةُ اَلْأَخْيَارِ»؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۰۸.
  25. «ثَمَرَةُ اَلْعَقْلِ مَقْتُ اَلدُّنْيَا وَ قَمْعُ اَلْهَوَى»؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۰۸.
  26. «رَدْعُ اَلنَّفْسِ عَنْ زَخَارِفِ اَلدُّنْيَا ثَمَرَةُ اَلْعَقْلِ»؛ علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۲۰۸.
  27. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۸۲-۱۸۳.
  28. «مَنْ أَرَادَ اَلْغِنَى بِلاَ مَالٍ وَ رَاحَةَ اَلْقَلْبِ مِنَ اَلْحَسَدِ وَ اَلسَّلاَمَةَ فِي اَلدِّينِ فَلْيَتَضَرَّعْ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مَسْأَلَتِهِ بِأَنْ يُكْمِلَ عَقْلَهُ »؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۸.
  29. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۸۳.
  30. «إِذَا بَلَغَكُمْ عَنْ رَجُلٍ حُسْنُ حَالٍ فَانْظُرُوا فِي حُسْنِ عَقْلِهِ فَإِنَّمَا يُجَازَى بِعَقْلِهِ»؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۲.
  31. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۲.
  32. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۸۳-۱۸۴.
  33. «إِنَّمَا يُدْرَكُ اَلْخَيْرُ كُلُّهُ بِالْعَقْلِ وَ لاَ دِينَ لِمَنْ لاَ عَقْلَ لَهُ»؛ حسن بن علی ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۵۴.
  34. «قِوَامُ اَلْمَرْءِ عَقْلُهُ وَ لاَ دِينَ لِمَنْ لاَ عَقْلَ لَهُ»؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص۴.
  35. «مَنْ هَدَمَ عَقْلَهُ أَفْسَدَ عَلَيْهِ دِينَهُ وَ دُنْيَاهُ»؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۶.
  36. «إِنَّ قُلُوبَ اَلْجُهَّالِ تَسْتَفِزُّهَا اَلْأَطْمَاعُ وَ تَرْهَنُهَا اَلْمُنَى وَ تَسْتَعْلِقُهَا اَلْخَدَائِعُ»؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۲۳؛ حسن بن علی ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۲۱۹.
  37. «اَ مُرُوَّةَ لِمَنْ لاَ عَقْلَ لَهُ»؛ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۹.
  38. «كَفَى بِكَ جَهْلاً أَنْ تَرْكَبَ مَا نُهِيتَ عَنْهُ»؛ محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۱، ص۱۵۰.
  39. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۸۵-۱۸۷.