سعید بن عبدالله حنفی: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]] | + - [[)) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[سعید بن عبدالله حنفی در | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;"> [[سعید بن عبدالله حنفی در تاریخ اسلامی]]</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
'''سعید بن عبدالله حنفی''' از شهدای والاقدر کربلاست، که [[ایمانی]] [[راسخ]] و شجاعتی فراوان داشت و از هواداران سر سخت [[اهل بیت]]{{ع}} بود. | '''سعید بن عبدالله حنفی''' از شهدای والاقدر کربلاست، که [[ایمانی]] [[راسخ]] و شجاعتی فراوان داشت و از هواداران سر سخت [[اهل بیت]]{{ع}} بود. | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[شب عاشورا]] وقتی [[سید الشهدا]]{{ع}} از افراد خواست که از [[تاریکی]] استفاده کرده متفرق شوند، [[یاران]] برخاستند و هر یک سخنانی گفتند. از جمله [[سعید بن عبد الله]] ایستاد و گفت: نه به [[خدا]] قسم، تو را وانمی گذاریم تا [[خداوند]] بداند که ما در نبود [[رسول خدا]]{{ع}} [[حق]] او و ذریّهاش را مراعات کردیم. به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر بدانم که کشته میشوم، سپس زنده میشوم، آنگاه سوزانده میشوم و هفتاد بار با من چنین میکنند، باز هم از تو جدا نمیشوم تا در [[راه]] تو [[فدا]] شوم. چگونه چنین کنم، با آنکه بیش از یک بار کشته شدن نیست و پس از آن [[کرامت]] [[ابدی]] و بیپایان است<ref>اعیان الشیعه، ج۷، ص۲۴۱.</ref>. این نشاندهندۀ عمق [[ایمان]] و [[اخلاص]] او در [[راه]] [[یاری]] [[حق]] و [[عترت]] است. او و همراهش [[هانی بن هانی]]، آخرین سفیرانی بودند که [[امام حسین]]{{ع}} نامهای خطاب به [[مردم کوفه]] نوشت و به [[دست]] آنان سپرد. در آخر همین [[نامه]]، جملۀ معروف [[امام]] دربارۀ | [[شب عاشورا]] وقتی [[سید الشهدا]]{{ع}} از افراد خواست که از [[تاریکی]] استفاده کرده متفرق شوند، [[یاران]] برخاستند و هر یک سخنانی گفتند. از جمله [[سعید بن عبد الله]] ایستاد و گفت: نه به [[خدا]] قسم، تو را وانمی گذاریم تا [[خداوند]] بداند که ما در نبود [[رسول خدا]]{{ع}} [[حق]] او و ذریّهاش را مراعات کردیم. به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر بدانم که کشته میشوم، سپس زنده میشوم، آنگاه سوزانده میشوم و هفتاد بار با من چنین میکنند، باز هم از تو جدا نمیشوم تا در [[راه]] تو [[فدا]] شوم. چگونه چنین کنم، با آنکه بیش از یک بار کشته شدن نیست و پس از آن [[کرامت]] [[ابدی]] و بیپایان است<ref>اعیان الشیعه، ج۷، ص۲۴۱.</ref>. این نشاندهندۀ عمق [[ایمان]] و [[اخلاص]] او در [[راه]] [[یاری]] [[حق]] و [[عترت]] است. او و همراهش [[هانی بن هانی]]، آخرین سفیرانی بودند که [[امام حسین]]{{ع}} نامهای خطاب به [[مردم کوفه]] نوشت و به [[دست]] آنان سپرد. در آخر همین [[نامه]]، جملۀ معروف [[امام]] دربارۀ "وظیفۀ پیشوا" آمده است که: {{متن حدیث|وَ لَعَمْرِي مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْعَامِلَ بِالْكِتَابِ...}}<ref>مقتل الحسین مقرم، ص۱۶۵.</ref>. | ||
نیز یکی از فرستادگانی بود که نامههای [[کوفیان]] را [[خدمت]] [[امام حسین]]{{ع}} آورده بود. | نیز یکی از فرستادگانی بود که نامههای [[کوفیان]] را [[خدمت]] [[امام حسین]]{{ع}} آورده بود. | ||
وی از [[انقلابیون]] پرشور [[کوفه]] به حساب میآمد. در [[نهضت مسلم بن عقیل]] هم فعّال بود و نامۀ [[مسلم]] را به [[مکّه]] رساند و از [[مکّه]] همراه [[امام]] به [[کوفه]] آمد تا در روز حماسۀ بزرگ [[عاشورا]]، [[جان]] را فدای رهبرش سازد. هنگام [[ظهر]] [[عاشورا]] در مقابل [[امام حسین]]{{ع}} ایستاد تا آن [[حضرت]] نمازش را بخواند. او آن [[قدر]] تیر خورد که بر [[زمین]] افتاد و [[جان]] باخت. در پیکر او غیر از زخم شمشیرها و نیزهها، سیزده تیر یافتند<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۲۱ | وی از [[انقلابیون]] پرشور [[کوفه]] به حساب میآمد. در [[نهضت مسلم بن عقیل]] هم فعّال بود و نامۀ [[مسلم]] را به [[مکّه]] رساند و از [[مکّه]] همراه [[امام]] به [[کوفه]] آمد تا در روز حماسۀ بزرگ [[عاشورا]]، [[جان]] را فدای رهبرش سازد. هنگام [[ظهر]] [[عاشورا]] در مقابل [[امام حسین]]{{ع}} ایستاد تا آن [[حضرت]] نمازش را بخواند. او آن [[قدر]] تیر خورد که بر [[زمین]] افتاد و [[جان]] باخت. در پیکر او غیر از زخم شمشیرها و نیزهها، سیزده تیر یافتند <ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۲۱.</ref>. | ||
نامش در [[زیارت]] ناحیۀ مقدسه، همراه با جملاتی که [[شب عاشورا]] در برابر [[امام حسین]]{{ع}} گفت و ثنا و دعایی که [[حضرت]] [[حجّت]] در این [[زیارت]] برای او دارد، آمده است <ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۷۰.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۲۴۳.</ref> | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
{{منابع}} | |||
#[[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
نسخهٔ ۲۳ اوت ۲۰۲۱، ساعت ۱۲:۱۷
- این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
سعید بن عبدالله حنفی از شهدای والاقدر کربلاست، که ایمانی راسخ و شجاعتی فراوان داشت و از هواداران سر سخت اهل بیت(ع) بود.
مقدمه
شب عاشورا وقتی سید الشهدا(ع) از افراد خواست که از تاریکی استفاده کرده متفرق شوند، یاران برخاستند و هر یک سخنانی گفتند. از جمله سعید بن عبد الله ایستاد و گفت: نه به خدا قسم، تو را وانمی گذاریم تا خداوند بداند که ما در نبود رسول خدا(ع) حق او و ذریّهاش را مراعات کردیم. به خدا سوگند، اگر بدانم که کشته میشوم، سپس زنده میشوم، آنگاه سوزانده میشوم و هفتاد بار با من چنین میکنند، باز هم از تو جدا نمیشوم تا در راه تو فدا شوم. چگونه چنین کنم، با آنکه بیش از یک بار کشته شدن نیست و پس از آن کرامت ابدی و بیپایان است[۱]. این نشاندهندۀ عمق ایمان و اخلاص او در راه یاری حق و عترت است. او و همراهش هانی بن هانی، آخرین سفیرانی بودند که امام حسین(ع) نامهای خطاب به مردم کوفه نوشت و به دست آنان سپرد. در آخر همین نامه، جملۀ معروف امام دربارۀ "وظیفۀ پیشوا" آمده است که: «وَ لَعَمْرِي مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْعَامِلَ بِالْكِتَابِ...»[۲].
نیز یکی از فرستادگانی بود که نامههای کوفیان را خدمت امام حسین(ع) آورده بود.
وی از انقلابیون پرشور کوفه به حساب میآمد. در نهضت مسلم بن عقیل هم فعّال بود و نامۀ مسلم را به مکّه رساند و از مکّه همراه امام به کوفه آمد تا در روز حماسۀ بزرگ عاشورا، جان را فدای رهبرش سازد. هنگام ظهر عاشورا در مقابل امام حسین(ع) ایستاد تا آن حضرت نمازش را بخواند. او آن قدر تیر خورد که بر زمین افتاد و جان باخت. در پیکر او غیر از زخم شمشیرها و نیزهها، سیزده تیر یافتند [۳].
نامش در زیارت ناحیۀ مقدسه، همراه با جملاتی که شب عاشورا در برابر امام حسین(ع) گفت و ثنا و دعایی که حضرت حجّت در این زیارت برای او دارد، آمده است [۴].[۵]
منابع
پانویس
- ↑ اعیان الشیعه، ج۷، ص۲۴۱.
- ↑ مقتل الحسین مقرم، ص۱۶۵.
- ↑ بحار الانوار، ج۴۵، ص۲۱.
- ↑ بحار الانوار، ج۴۵، ص۷۰.
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص ۲۴۳.