نشانههای ظهور امام مهدی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-</div>\n<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> +</div>)) |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== {{یادآوری پانویس}} {{پانویس}} +== پانویس == {{پانویس}})) |
||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
نسخهٔ ۲۵ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۸:۰۷
اين مدخل از زیرشاخههای بحث نشانههای ظهور امام مهدی است. "نشانههای ظهور امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
نشانههای ظهور امام مهدی در حدیث - نشانههای ظهور امام مهدیدر نهج البلاغه - نشانههای ظهور امام مهدی در کلام اسلامی - نشانههای ظهور امام مهدی در عرفان اسلامی
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل نشانههای ظهور امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
- رخدادهایی را گویند که در آستانه ظهور امام غایب(ع) در جهان پیش میآیند[۱].
- نشانههای ظهور، غیر از شرایط ظهورند. مهمترین تفاوتهای آنها عبارتاند از:
- ظهور به شرایط خود، ارتباطی علی و منطقی و بستگی حقیقی و واقعی دارد؛ بدین معنا که تنها هنگامی تحقق میپذیرد که شرایط آن فراهم آید. علائم ظهور چنین نیستند و امکان ظهور بدون آنها نیز فراهم است. البته برخی علائم همانند قتل نفس زکیه پیش از ظهور تحقق مییابند و در تحقق شرایط مؤثرند؛ ولی این به معنای آن نیست که شرط ظهور امام غایباند.
- هنگام ظهور، همه شرایط موجودند؛ اما نشانهها چنین نیستند؛ زیرا گاه نشانهای پدیدار میشود و سپس از میان میرود و نشانهای دیگر نمودار میگردد[۲][۳].
انواع نشانهها
- بنابر روایات بزرگان معصوم(ع)، نشانههای ظهور، بر دو دستهاند:
1. نشانههای حتمی
- مراد نشانههایی است که بیگمان پیش از ظهور تحقق مییابند و بر هیچ شرط و قیدی معلق نیستند؛ اما تحقق نشانههای غیر حتمی معلق به شرطهایی است. روایتی از امام صادق(ع) نقل است که به این دو دسته نشانه تصریح دارد و از جمله، خروج سفیانی را از نشانههای حتمی میشمارد[۴]. درباره شمار این نشانهها، ظاهر روایات مختلف است. برخی روایات، شمار آنها را پنج و برخی دیگر ده دانستهاند[۵][۶].
- مهمترین این نشانهها عبارتاند از:
- خروج سفیانی: بنابر ظاهر روایات، سفیانی مردی است از نسل ابوسفیان که از جایی در شام قدیم خروج میکند و بسیاری از مسلمانان را میفریبد و بخش وسیعی از سرزمین اسلامی را تصرف میکند[۷]. در کوفه و نجف به قتل عام شیعیان میپردازد و برای یافتن و کشتن آنان جایزه میگذارد. سخن روایات درباره مدت حکومت سفیانی مختلف است و از هفت تا نه ماه را یاد کردهاند. علامه مجلسی احتمال داده است که علت این اختلاف، تقیه یا بداء باشد[۸]. برخی معتقدند که "سفیانی" نام فرد مشخصی نیست؛ بلکه کسی است که در آستانه ظهور، خروج میکند و در صفات اخلاقی و عملی او همانند ابوسفیان است[۹]. از روایاتی دیگر برمیآید که سفیانی، یک تن نیست؛ بلکه مراد، دو نفر است. یکی از این دو تن در منطقه زوراء قیام میکند که بنابر روایات همان بغداد است و به قتل میرسد و فرد دیگر در شام خروج میکند[۱۰][۱۱].
- صیحه آسمانی: ندایی است آسمانی که نام حضرت مهدی(ع) را به گوش همه مردم جهان میرساند. این ندای بلند از جبرئیل(ع) است و در شب ۲۳ رمضان به گوش میرسد و همه مردم زمین آن را به زبان خود میشنوند[۱۲][۱۳].
- قتل نفس زکیه: در این باره که "نفس زکیه" کیست، روایات گفتهاند، سیدی است پاکدل که میان رکن و مقام در مکه معظمه به شهادت میرسد. شهادت او از نشانههای حتمی ظهور است[۱۴]. بنابر یک روایت، پانزده روز پس از شهادت نفس زکیه، امام زمان(ع) ظهور میکند[۱۵]. در روایتی دیگر آمده است که نفس زکیه سفیر امام زمان(ع) به سوی مردم مکه است[۱۶]. بنابر پارهای روایات، او از نسل امام حسن(ع) و بنابر برخی دیگر، از نسل امام حسین(ع) است. هنگام خروج سفیانی به مدینه میرود و مردم را به اتحاد و یگانگی فرا میخواند و چون لشکریان سفیانی به مدینه میرسند، به مکه میرود و به دعوت مردمِ آنجا میپردازد. سرانجام در ماه ذیالحجه پس از مراسم حج او را در پیش خانه خدا و حرم امن، در برابر چشم مردم میکشند[۱۷].
- دجال: خروج دجال را برخی روایات از علائم ظهور دانستهاند و برخی دیگر از علائم قیامت. از آن رو که قیام جهانی حضرت مهدی(ع) از مقدمات قیامت است، برخی نشانههای آن را- مانند خروج دجال- نشانه برپایی قیامت نیز دانستهاند[۱۸]. درباره ماجرای دجال احادیث فراوانی از پیامبر(ص) نقل کردهاند که بسیاری از آنها از طریق اهل سنت روایت گشتهاند. از این احادیث، برخی جعلی و ساختگیاند و نمیتوان بدانها اعتماد کرد[۱۹]. "دجال" به معنای انسان فریبکاری است که حق را میپوشاند و باطل را به جامه حق درمیآورد[۲۰]. بنابر ظاهر روایات، دجال، مردی ستمگر و فریبکار است که در آستانه ظهور، قیام میکند و بسیاری از مردم را میفریبد. روایات، اوصاف شگفتی بدو نسبت داده و از آنچه میکند و سرانجام او سخن گفتهاند. برخی معتقدند که "دجال" نام شخص معینی نیست. در پارهای روایات آمده است که دجالهای فراوانی خواهند آمد و تا خروج دجالی، که از نشانههای ظهور است، هفتاد دجال خروج میکنند. بیشتر روایاتی که از دجال سخن گفتهاند، قابل اعتماد نیستند[۲۱]. برخی معاصران نیز دجال را کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر جهان دانستهاند[۲۲][۲۳].
2. نشانههای غیر حتمی
- برخی از نشانههای غیر حتمی عبارتاند از:
- گرفتن ماه و خورشید در ماه رمضان[۲۴]؛
- ظهور آتشی در آسمان[۲۵]؛
- زلزله بزرگ در شام[۲۶]؛
- جنگهای پی در پی و مرگ بسیاری از مردم جهان[۲۷]؛
- ظهور و گسترش علم و دانش در قم[۲۸]؛
- بالا گرفتن ظلم و فساد در جهان[۲۹][۳۰].
فوائد آشکار شدن علائم و نشانههای ظهور
- برخی از این فوائد عبارتاند از:
- این نشانهها جنبه تشریفاتی دارند و خداوند متعال مقدم آن حضرت را با این نشانهها گرامی میدارد، و بیانگر عظمت آن حضرت و اهمیت اهداف بلند اویند.
- اعلام خطر به دشمنان اسلام و ایجاد رعب و وحشت در دل آنان.
- مژده و بشارت برای منتظران آن حضرت، تا هم موجب آرامش خاطر آنان گردد و هم خود را برای خدمت به آن حضرت آماده سازند و قلبهایشان قوت گیرد[۳۱][۳۲].
منابع
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 341.
- ↑ تاریخ الغیبة الکبری، ۳۹۸- ۳۹۵.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 341.
- ↑ بحارالانوار، ۵۲/ ۲۴۹.
- ↑ بحارالانوار، ۵۲/ ۴۹ و ۲۰۹؛ زمینهسازان انقلاب جهانی مهدی، ۲۸.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 342.
- ↑ کمال الدین و تمام النعمة، ۲/ ۵۵۷.
- ↑ بحارالانوار، ۵۲/ ۲۱۶.
- ↑ فرهنگ نامه مهدویت، ۱۵۳.
- ↑ زمینهسازان انقلاب جهانی مهدی، ۶۰- ۲۸.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 342.
- ↑ منتخب الاثر، ۴۴۹.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 342.
- ↑ بحارالانوار، ۵۲/ ۲۰۴ و ۲۰۶.
- ↑ بحارالانوار، ۵۲/ ۱۹۲.
- ↑ بحارالانوار، ۵۲/ ۳۰۷.
- ↑ زمینهسازان انقلاب جهانی مهدی، ۷۵ و ۷۷.
- ↑ بحارالانوار، ۵۲/ ۲۰۹؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی/ ۲۶۷.
- ↑ یوم الخلاص، ۵۱۵.
- ↑ مجمع البحرین، الربع الثانی/ ۱۱.
- ↑ یوم الخلاص، ۵۱۶؛ فرهنگ نامه مهدویت، ۱۴۹.
- ↑ تاریخ الغیبة الکبری، ۵۳۲.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 343.
- ↑ منتخب الاثر، ۴۴۰.
- ↑ بحارالانوار، ۵۲/ ۲۴۰.
- ↑ بحارالانوار، ۵۲/ ۲۱۶.
- ↑ منتخب الاثر، ۵۶۰.
- ↑ منتخب الاثر، ۴۴۳.
- ↑ بحارالانوار، ۵۲/ ۲۶۰- ۲۵۶.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 343.
- ↑ مهدی منتظر، ۲۱۴.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 344.