ضرورت نبوت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{جستار موقت}}
{{نبوت}}
از آنجا که هر یک از ما به معارف فرا عادی دسترسی نداریم، نتیجه می‌گیریم وجود پیام‌آورانی به عنوان واسطه، امری ضروری است. آیا ما هرگاه اراده کنیم، می‌توانیم برای فهم معارف فرا عقلی به منبع الهی مراجعه کنیم؟ خیر. لذا براساس [[حکمت]] الهی، باید رسولانی مبعوث شوند تا راه صحیح و کامل سعادت را در اختیار انسان قرار دهند <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۲۴.</ref>. لازمه حکمت الهی، وجود راهی فرا عادی برای هدایت بشر به سعادت است و همچنین لازم است تا افرادی [[معصوم]]، این راه را در اختیار دیگران قرار دهند و در صورت لزوم، مجری احکام الهی باشد لذا وجود نشانه‌ای محکم برای اثبات ادعای پیامبری ضرورت دارد. سؤال این است: آیا برای ما نیز پیامبری از سوی خدای متعال فرستاده شده یا اینکه خدای حکیم برنامه‌ای برای هدایت ویژه بشر امروز در نظر نگرفته است؟ تنها ادعای پیامبری کسی قابل پذیرش است که با از [[اعجاز]] برخوردار باشد و یا از طریق معرفی [[پیامبران]] پیشین و یا از هر طریق دیگری که اطمینان‌بخش باشد. تنها طریق مطلوب برای اثبات حقانیت [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]]، اعجاز است زیرا ایشان پیامبر خاتم هستند. باید نخست، صدق ادعای پیامبر اسلام اثبات شود. آن هم از طریق معجزه‌ای که جاودانه باشد <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۴۰ و ۱۴۱.</ref>. بشر از جهات گوناگون به پیامبران الهی نیازمند است، اما این نیازمندی پیش از هر چیز، به دو بعد زیر ارتباط می‌یابد:
از آنجا که هر یک از ما به معارف فرا عادی دسترسی نداریم، نتیجه می‌گیریم وجود پیام‌آورانی به عنوان واسطه، امری ضروری است. آیا ما هرگاه اراده کنیم، می‌توانیم برای فهم معارف فرا عقلی به منبع الهی مراجعه کنیم؟ خیر. لذا براساس [[حکمت]] الهی، باید رسولانی مبعوث شوند تا راه صحیح و کامل سعادت را در اختیار انسان قرار دهند <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۲۴.</ref>. لازمه حکمت الهی، وجود راهی فرا عادی برای هدایت بشر به سعادت است و همچنین لازم است تا افرادی [[معصوم]]، این راه را در اختیار دیگران قرار دهند و در صورت لزوم، مجری احکام الهی باشد لذا وجود نشانه‌ای محکم برای اثبات ادعای پیامبری ضرورت دارد. سؤال این است: آیا برای ما نیز پیامبری از سوی خدای متعال فرستاده شده یا اینکه خدای حکیم برنامه‌ای برای هدایت ویژه بشر امروز در نظر نگرفته است؟ تنها ادعای پیامبری کسی قابل پذیرش است که با از [[اعجاز]] برخوردار باشد و یا از طریق معرفی [[پیامبران]] پیشین و یا از هر طریق دیگری که اطمینان‌بخش باشد. تنها طریق مطلوب برای اثبات حقانیت [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]]، اعجاز است زیرا ایشان پیامبر خاتم هستند. باید نخست، صدق ادعای پیامبر اسلام اثبات شود. آن هم از طریق معجزه‌ای که جاودانه باشد <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۴۰ و ۱۴۱.</ref>. بشر از جهات گوناگون به پیامبران الهی نیازمند است، اما این نیازمندی پیش از هر چیز، به دو بعد زیر ارتباط می‌یابد:


خط ۷۸: خط ۸۰:


'''پاسخ ب''': طبق دلایل نقلی – قطعی، خدای سبحان، [[پیامبران]] را برای همه اقوام فرستاده است اما گاهی شخص دیگری، مانع هدایت می‌گردد. این‌گونه گمراه، آسیبی به براهین ضرورت پیامبران نمی‌رساند و اینکه عده‌ای به خاطر منع دیگران از رسیدن به درجات عالی‌تر بازماندند، بر اصل برهان آسیبی نمی‌رساند. دیگر اینکه: برهان نگفته که لحظه‌به‌لحظه باید [[پیامبری]] فرستاده شود بلکه دلیل عقلی اثبات می‌کند که [[بعثت|بعثت انبیا]] ضرورت دارد؛ حال، اگر پیامبر در زمان یا مکان خاصی فرستاده نشد، باید ببینیم چه دلیلی داشته است. از طرفی عالم برزخ، عالم نهایی نیست و در آنجا هم ادامه کمال ممکن است. [نظری: شاهد بر این مطلب می‌تواند صدقات جاریه و باقیات الصالحات و دعای مؤمنین باشد که از دنیا به روح مؤمن در برزخ می‌رسد و در کمال و رفع نواقصش مؤثر است] از دعوت پیامبر پیشین و عقل و فطرت بهره‌مند بوده‌اند به همان اندازه، مهتدی و سعادتمند هستند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۶-۱۰۱.</ref>.
'''پاسخ ب''': طبق دلایل نقلی – قطعی، خدای سبحان، [[پیامبران]] را برای همه اقوام فرستاده است اما گاهی شخص دیگری، مانع هدایت می‌گردد. این‌گونه گمراه، آسیبی به براهین ضرورت پیامبران نمی‌رساند و اینکه عده‌ای به خاطر منع دیگران از رسیدن به درجات عالی‌تر بازماندند، بر اصل برهان آسیبی نمی‌رساند. دیگر اینکه: برهان نگفته که لحظه‌به‌لحظه باید [[پیامبری]] فرستاده شود بلکه دلیل عقلی اثبات می‌کند که [[بعثت|بعثت انبیا]] ضرورت دارد؛ حال، اگر پیامبر در زمان یا مکان خاصی فرستاده نشد، باید ببینیم چه دلیلی داشته است. از طرفی عالم برزخ، عالم نهایی نیست و در آنجا هم ادامه کمال ممکن است. [نظری: شاهد بر این مطلب می‌تواند صدقات جاریه و باقیات الصالحات و دعای مؤمنین باشد که از دنیا به روح مؤمن در برزخ می‌رسد و در کمال و رفع نواقصش مؤثر است] از دعوت پیامبر پیشین و عقل و فطرت بهره‌مند بوده‌اند به همان اندازه، مهتدی و سعادتمند هستند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۹۶-۱۰۱.</ref>.
==منابع==
*[[راه و راهنماشناسی (کتاب)|مصباح یزدی، محمد تقی، راه و راهنماشناسی]]؛
*[[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی ج۲]]؛
*[[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی ج۲]]؛
*[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی ج۲]]؛
*[[انسان‌شناسی (کتاب)|الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی]]؛
*[[معارف اسلامی (کتاب)|سعیدی مهر، محمد، همکار، معارف اسلامی ج۲]].
==جستارهای وابسته==
# [[پیامبر در قرآن]]؛
# [[پیامبر در حدیث]]؛
# [[پیامبر در کلام اسلامی]]؛
# [[پیامبر در حکمت اسلامی]]؛
# [[پیامبر در عرفان اسلامی]]؛
# [[نبوت در قرآن]]؛
# [[نبوت در حدیث]]؛
# [[نبوت در کلام اسلامی]]؛
# [[نبوت در حکمت اسلامی]]؛
# [[نبوت در عرفان اسلامی]]؛
# [[نبوت در فلسفه دین]]؛
# [[نبوت از دیدگاه برون‌دینی]].
==پرسش‌های وابسته==
{{فهرست پرسش‌ها}}
{{ستون-شروع|2}}
{{پایان}}
{{پایان}}
=='''[[:رده:آثار نبوت|منبع‌شناسی جامع نبوت]]'''==
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های نبوت|کتاب‌شناسی نبوت]]؛
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های نبوت|مقاله‌شناسی نبوت]]؛
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های نبوت|پایان‌نامه‌شناسی نبوت]].
{{نبوت شناسی}}
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}
[[رده:مدخل‌های اصلی دانشنامه]]
[[رده:نبوت]]
[[رده:رسالت]]

نسخهٔ ‏۱۸ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۲۳:۴۰

از آنجا که هر یک از ما به معارف فرا عادی دسترسی نداریم، نتیجه می‌گیریم وجود پیام‌آورانی به عنوان واسطه، امری ضروری است. آیا ما هرگاه اراده کنیم، می‌توانیم برای فهم معارف فرا عقلی به منبع الهی مراجعه کنیم؟ خیر. لذا براساس حکمت الهی، باید رسولانی مبعوث شوند تا راه صحیح و کامل سعادت را در اختیار انسان قرار دهند [۱]. لازمه حکمت الهی، وجود راهی فرا عادی برای هدایت بشر به سعادت است و همچنین لازم است تا افرادی معصوم، این راه را در اختیار دیگران قرار دهند و در صورت لزوم، مجری احکام الهی باشد لذا وجود نشانه‌ای محکم برای اثبات ادعای پیامبری ضرورت دارد. سؤال این است: آیا برای ما نیز پیامبری از سوی خدای متعال فرستاده شده یا اینکه خدای حکیم برنامه‌ای برای هدایت ویژه بشر امروز در نظر نگرفته است؟ تنها ادعای پیامبری کسی قابل پذیرش است که با از اعجاز برخوردار باشد و یا از طریق معرفی پیامبران پیشین و یا از هر طریق دیگری که اطمینان‌بخش باشد. تنها طریق مطلوب برای اثبات حقانیت پیامبر اسلام، اعجاز است زیرا ایشان پیامبر خاتم هستند. باید نخست، صدق ادعای پیامبر اسلام اثبات شود. آن هم از طریق معجزه‌ای که جاودانه باشد [۲]. بشر از جهات گوناگون به پیامبران الهی نیازمند است، اما این نیازمندی پیش از هر چیز، به دو بعد زیر ارتباط می‌یابد:

نخست: نیاز بشر به معارف اعتقادی

انسان از وقتی چشم بر این جهان می‌گشاید و خود و اطرافیان را می‌بیند و به زمین و آسمان و آنچه در آنهاست می‌نگرد با پرسش‌هایی روبرو می‌شود که پاسخ به آنها، جهان‌بینی یا نحوه نگرش او به هستی را سامان می‌دهد و بر آن اساس، جهت‌گیری فکری و عملی خود را در زندگی، مشخص می‌کند. از این‌رو، دقت و درستی پاسخ‌های اولیه‌ای که در برابر پرسش‌های خود دریافت می‌کند بسیار حائز اهمیت است. عقل بشر به تنهایی نمی‌تواند حقایق هستی را درک کند و نیازمند علومی است که او را در این راه یاری رساند و اگر معارف وحیانی و آموزه‌های پیامبران الهی نبود، بشر نمی‌توانست تنها با تکیه بر اندیشه‌های خود راه به جایی ببرد. برخی از دستاوردهای انبیا در زمینه معرفت و هدایت را امیرالمؤمنین (ع) در خطبه نخست نهج البلاغه به شرح زیر اعلام فرموده است: "فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول‏ِ" [۳]. خداوند در میان انسان‌ها فرستادگان خود را برانگیخت و پی‌درپی پیامبرانش را به سوی آنان گسیل داشت تا فطرتشان را بیدار کرده و نعمت فراموش‌شده را به یادشان آورند و با ابلاغ پیام الهی حجت را بر آنان تمام کنند و گنجینه‌های پنهان عقل‌هایشان را ظاهر و آشکار نمایند. از این فرمایش بلند مولای متقیان می‌توان نتیجه گرفت که اگر پیامبران الهی با صبر و کوشش‌های طاقت‌فرسا، حقایق ربوبی را برانساس آشکار نمی‌کردند و با بیدارسازی فطرت و رهاسازی عقل از یوغ اسارت تمایلات و شهوات، بشر را بر گوهر شریف نفس و کمال‌های بیکران فراروی او تذکر نمی‌دادند، انسان‌ها از رسیدن به معرفت حقیقی باز می‌ماندند و در تاریکی جهل و تخیلات باطل فرو می‌افتادند.

دوم: نیاز بشر به قانون

انسان در زندگی فردی و اجتماعی و در تعامل با خود، با پروردگار عالم، با طبیعت و با جامعه خویش، همواره با مسائلی روبروست و ناگزیر از رفتارهایی است که آثار و پیامدهایی برای خود وی و یا دیگران در بردارد. اعمال انسان زاینده سود و زیان‌هایی است که تأثیر آنها گاه بسیار دامنه‌دار و عمیق است. افعال، نه تنها در بُعد جسمانی، بلکه در بُعد روحی و روانی انسان نیز به طور گسترده اثر می‌گذارد. تأثیر فعل انسان در دو بُعد جسمی و روحی، از شخص او آغاز شده و در ادامه به اطرافیان، و سپس به جامعه، و نهایتاً به دیگر جوامع توسعه خواهد یافت. هر اندازه تعداد و موقعیت افراد یا جوامعی که از فعل انسان رنگ می‌گیرند، بیشتر و بالاتر باشد، این تأثیرات، پیچیده‌تر شده به صورت فزاینده‌ای گسترش می‌یابد. به غیر از عنصر مکان، عنصر زمان نیز در بررسی آثار و افعال بشر، اهمیت فوق العاده‌ای دارند. تأثیر یک فعل در نسل‌های آینده، غیرقابل انکار است. میزان اطلاعات و آگاهی بشر نسبت به آثار و افعالش در نوع تأثیر، حوزه تأثیر، شدت تأثیر و دامنه زمانی تأثیر، بسیار ناقص و آمیخته با اشتباه می‌باشد و در بعضی از موارد، نظیر روح و روان انسانی، کاملاً با پرده‌ای از ابهام و جهل روبروست. بشر با تمام تجارب و اندوخته دانشمندانش، از تشخیص مصلحت و مفسده افعال بشر در تمام حوزه‌ها و ابعادِ بیان شده، عاجز می‌باشد. تنها، دستگاه ربوبی است که می‌تواند مصالح و مفاسد را تشخیص دهد و براساس آن، اوامر و نواهی مناسب سعادت بشر را به صورت قوانین و مقررات فردی و اجتماعی وضع و ابلاغ نماید. حضرت باقر (ع) در پاسخ به این سؤال که چرا خداوند، شراب، مردار، خون و گوشت خوک را حرام نموده است، می‌فرمایند: "إِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا تَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا يُصْلِحُهُمْ وَ أَبَاحَهُ لَهُمْ وَ عَلِمَ مَا يَضُرُّهُمْ فَنَهَاهُمْ عَنْه‏ُ" [۴]. خداوند متعال انسان‌ها را آفرید و نسبت به چیزهایی که بدن ایشان با آنها قوام می‌یابد و به صلاح ایشان است، آگاهی داشت و لذا آن را برای ایشان حلال و مباح نمود. همچنین به چیزهایی که برای ایشان ظرر دارد، آگاهی داشت و لذا ایشان را از آن موارد نهی فرمود. حضرت رضا (ع) نیز در همین راستا چنین می‌فرمایند: "إِنَّا وَجَدْنَا كُلَّ مَا أَحَلَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَفِيهِ صَلَاحُ الْعِبَادِ وَ بَقَاؤُهُمْ وَ لَهُمْ إِلَيْهِ الْحَاجَةُ الَّتِي لَا يَسْتَغْنُونَ عَنْهَا وَ وَجَدْنَا الْمُحَرَّمَ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا حَاجَةَ بِالْعِبَادِ إِلَيْهِ وَ وَجَدْنَاهُ مُفْسِداً دَاعِياً الْفَنَاءَ وَ الْهَلَاك‏" [۵]. می‌یابیم آنچه خداوند متعال حلال کرده است، صلاح و بقای بندگان در آنها بوده است و بقای ایشان وابسته به آن است، و همگی به آن نیاز دارند به گونه‌ای که هیچ وقت از آن بی‌نیاز نمی‌شوند. در مقابل، می‌یابیم آنچه را که خداوند حرام کرده است، مواردی است که بندگان به آن محتاج نبوده، و آنها سبب نابودی و هلاک بندگان می‌شده‌اند. از بُعد اجتماعی نیز می‌توان بر لزوم قوانین الهی استدلال کرد. انسان موجودی اجتماعی است و برای برآوردن نیازهای خود، به ناچار باید در اجتماع زندگی کند و به تقسیم کار میان اعضای جامعه بپردازد. اما از سوی دیگر، شکل‌گیری یک جامعه سالم، نیازمند نظم و امنیت است و این مهم تنها از طریق وضع قوانین دقیق که تأمین‌کننده مسئولیت‌ها و حقوق کلیه افراد باشد، به دست می‌آید. اما قوانین بشری به دلیل آن که برخاسته از دیدگاه محدود و منافع شخصی و گروهی است، نمی‌تواند به نیازهای عموم اقشار جامعه پاسخ گوید و در نتیجه اعتماد و آرامش را در میان آحاد اجتماع برقرار سازد. در اینجا نیز تنها با اتکا به قوانین الهی است که می‌توان صلح، امنیت و انضباط را به طور حقیقی برقرار ساخت.

تا اینجا بر ضرورت وجود قوانین الهی استدلال کردیم ولی باید دید که این قوانین را چگونه می‌توان به دست آورد. باید توجه داشت که هیچ یک از افراد بشر خود، ابزاری ندارند تا با خداوند متعال ارتباط برقرار کند و اوامر و نواهی الهی را دریافت نماید. خداوند متعال در مقام پاسخگویی به این نیاز بشهر، به لطف خویش، با فرو فرستادن انبیاء، راه دستیابی به مصالح و مفاسد آنها را فراهم ساخته است. حضرت رضا (ع)، این نیاز بشر و لطف باری تعالی را این گونه بیان می‌کنند: "لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يَكْمُلُونَ لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ‏ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى وَ كَانَ ضَعْفُهُمْ وَ عَجْزُهُمْ عَنْ إِدْرَاكِهِ ظَاهِراً لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِم‏" [۶]. وقتی خداوند در خلقت بشر و قوای ایشان، آنچه را که به وسیله آن مصلحت‌های ایشان کامل و تمام شود، قرار نداده است، و از طرف دیگر خداوندِ صانع نیز برتر از آن است که او را مشاهده نمایند و این ضعف و عجز از ادارک در بشر مشهود است، لذا به ناچار بین خداوند و ایشان، رسولی معصوم لازم است که امر و نهی و برنامه تربیتی خویش را [از جانب خداوند] به ایشان برساند تا آنها به آنچه سبب حصول منافع و دفع ضررها می‌شود، آگاهی یابند. این مسیر به این دلیل است که خداوند در خلق بشر، چیزی قرار نداده است که به وسیله آن، منافع و ضررها را در نیازهایشان شناسایی نمایند. از منظر امام صادق (ع) نیز آشنایی بشر به مصالح و مفاسد خویش از دلایل نیازمندی به انبیای الهی است. "ثَبَتَ أَنَّ لَهُ سُفَرَاءَ فِي خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ يَدُلُّونَهُمْ عَلَى مَصَالِحِهِمْ وَ مَنَافِعِهِمْ وَ مَا بِهِ بَقَاؤُهُمْ وَ فِي تَرْكِهِ فَنَاؤُهُم‏" [۷]. ثابت شد که خداوند سفیرانی در میان خلق و بندگانش دارد که آنها را به آنچه مصلحت و نفع ایشان در آن است راهنمایی می‌کنند، و آنچه سبب بقای ایشان است و ترک آن سبب هلاکشان می‌شود، بیان می‌کنند.
  • آیا اساساً ضرورتی در برانگیخته شدن پیامبران وجود دارد؟ پاسخ متکلمان اشعری منفی است یعنی آنها حسن بعثت را می‌پذیرند و ضرورت آن را انکار می‌کنند، زیرا وجوب بعثت بر خداوند را مستلزم آن می‌دانند که خداوند در انجام آن مجبور باشد [۸].
  • برخی اندیشمندان مسلمان، در استدلال بر ضرورت نبوت، بر ناتوانی انسان از رسیدن به آنچه بر پیامبران به ارمغان آورده‌اند، تکیه می‌کنند [۹].
  • برخی از محدودیت‌های عقل انسان: ۱. اگرچه عقل بر شناخت اصول کلی اعمال حسن و قبیح قادر است، اما عقل استدلالی در شناخت حکم امور جزئی، معمولاً به خطا رفته است. خرد آدمی هم حسن سپاسگزاری خداوند را و هم وجوب آن را درمی‌یابد، اما نمی‌داند با چه اعمالی از عهده شکر او برمی‌آید. ۲. تحقق عمل اختیاری، علاوه بر ادراک حسن و تکلیف، وابسته به تصمیم و اراده آدمی است، به‌گونه‌ای که با احساسات و امیال و گرایش‌های آدمی آمیخته است. بسا کسانی که می‌دانند خوردن مال دیگری زشت است، اما فشار گرسنگی، آنان را به راهی دیگر می‌برد. علمای اخلاق از این واقعیت که عقل گاهی مغلوب هوی می‌شود و سکان‌داری کشتی وجود آدمی را به احساسات و عواطف واگذار می‌کند، خبر می‌دهند. آری، خداوند، عقل را همچون چراغی برای تشخیص راه رستگاری در دل آدمی نهاده است، اما فروغ این چراغ، بسیار آسیب‌پذیر است و با اندک نسیمی که از جانب هوس می‌وزد، رو به خاموشی می‌نهد. پس خداوند به تعیین، مددکاری برای رسول باطن "عقل" خواهد فرستاد تا هم بر روشنایی چراغ عقل بیفزاید و هم آن را از گردباد هوا و هوس ایمنی بخشد.

ضرورت وحیانی بعثت پیامبران

قرآن کریم و روایات با بیان کارکردهای بعثت به این ضرورت پرداخته‌اند:

  1. برای عبادت خداوند و اجتناب از طاغوت: ﴿﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ [۱۰]، انبیا، علاوه بر تشویق مردم به عبادت خداوند و اجتناب از طاغوت و بت‌های ساختگی، پرهیز از بت نفس را نیز توصیه می‌کردند [۱۱].
  2. حکومت و داوری به‌حق میان مردم و مخالفت با هوای نفسانی: اولاً، بسیاری از قوانین هستند که عقل بشر، توان درک آنها را ندارد. ثانیاً، چه‌بسا احکامی که اگر انسان بخواهد از طریق عقل یا تجربه، به آنها پی‌ببرد، گرفتار ضرر جبران‌ناپذیر گردد؛ مثل احکام روابط جنسی.
  3. ایجاد عدالت اجتماعی توسط مردم: ﴿﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ [۱۲] [۱۳].
  4. تعلیم کتاب و دستورهای الهی و آنچه آدمیان نمی‌دانند و تهذیب آنها: ﴿﴿كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ [۱۴] پیامبران آمده‌اند تا از یک سو استعدادهای گسترده آدمیان را در زمینه معرفت و شناخت شکوفا کنند: ﴿﴿يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ... [۱۵]. حکمت، علم توأم با عمل است و نتیجه‌اش، تهذیب نفس و خودسازی درونی است [۱۶]. برخی آموزه‌های پیامبران نیز بدون استمداد از وحی، دست‌یافتنی نیست: ﴿﴿يُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ. یعنی برخی از تعالیم انبیا چنان است که با تکیه بر حس و تجربه و عقل نمی‌توان به آن راه یافت [۱۷].
  5. آزادی حقیقی انسان: ﴿﴿الر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ [۱۸] در دیدگاه اسلامی، نادانی، پیروی از هوا و هوس و سلطه ستمگران و... زنجیری است که آزادی حقیقی انسان را می‌ستاند. پیامبران در پی آنند که این قفس‌های اسارت را بشکنند: ﴿﴿وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي‏ كانَتْ عَلَيْهِم‏ [۱۹]. زیرا تنها با وجود فطرت نمی‌توان از این گمراهی‌ها بیرون آمد [۲۰].
  6. اتمام‌حجت بر مردم: ﴿﴿رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا [۲۱] اگر بعثت انبیا نبود، بشر هدایت نیافته می‌تواند در برابر حق‌تعالی احتجاج کند که چرا با وجود نقص معرفتی، منبع دیگری را در اختیار قرار ندادی [۲۲].
  7. زنده کردن آدمیان: ﴿﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ [۲۳] تأمین حیات معنوی، با بعثت پیامبران و اطاعت از آنها میسر است [۲۴].
  8. امر به معروف و نهی از منکر و بیان احکام الهی: ﴿﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [۲۵] پیروی از رسول الهی و احکام آسمانی، باعث آزادی معنوی و اجتماعی انسان می‌شود [۲۶].
  9. رفع اختلاف‌ها: ﴿﴿كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ [۲۷] علامه طباطبائی در تفسیر این آیه: انسان به‌حسب فطرتش، اجتماعی است، جذب منافع و خودخواهی در اجتماع، باعث اختلاف می‌گردد لذا نیاز به وضع قوانین است؛ پس اختلاف در دنیا، باعث تشریع دین شد. همچنین، اختلاف در احساسات و ادراکات باعث می‌شود که هدف‌ها و آرزوها هم مختلف گردند و در نتیجه، اختلاف در افعال و اختلال در نظام اجتماعی پدیدار شود که در اینجا ضرورت تشریع قوانین کلیه، آشکار می‌گردد [۲۸].
  10. تذکر و یادآوری: آدمی پاره‌ای دریافت‌های فطری و عقلی دارد که هدایت‌گر او به‌سوی حقیقت و نیکی‌اند اما چه‌بسا آنها را به فراموشی می‌سپارند ازاین‌رو، یکی از اهداف اصلی پیامبران، یادآوری است ﴿﴿هَذَا بَلاغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ [۲۹] [۳۰]. در نتیجه: خداوند سبحان بر اساس حکمت خود و قابلیت‌های انسان در پذیرش دعوت، پیامبران را مبعوث ساخت، تا توحید و یکتاپرستی و امیدواری به آخرت را به انسان‌ها بیاموزند و اختلاف‌ها و خصومت‌های مردم را رفع سازند و با تبشیر و انذار مردم و تشکیل حکومت دینی و آموزش کتاب و حکمت، بر بندگان اتمام‌حجت نمایند [۳۱].
  11. مبارزه با ظلم و فساد: ﴿﴿أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ * وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ * وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ [۳۲]؛ ﴿﴿وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ * إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ [۳۳].

ضرورت فلسفی بعثت پیامبران

انسان به‌عنوان موجودی اجتماعی، به زیست جمعی تمایل دارد و به دلیل حب ذات درست دارد که همه امور بر وفق خواست او باشد، لذا برای جلوگیری از فساد و برقراری نظام اجتماعی، لازم است خواست‌های فردی اعضای جامعه مدیریت شود. چنین قانون شایسته‌ای، شرایطی دارد:

  1. شناخت کامل قانون‌گذار انسان و استعدادهایش.
  2. عدم دخالت منافع شخصی یا گروهی قانون‌گذار در قانون.
  3. ضمانت اجرایی بالای قوانین "ایمان".

پس تنها خداوند متعال شایسته وضع قوانین صالح اجتماعی است [۳۴]. برهان هدایت لزوم ارسال انبیا را اینگونه بیان می‌دارد:

الف) هر سویی از گستره بیکران خلقت، علاوه بر نظم و سامان، دارای نوعی هدایت و راهنمایی آشکار و پنهان است. به این معنا که خداوند همان موجود هماهنگ و منظم را به‌سوی مقصدی روان کرده است. [۳۵] در هر موجودی، نوعی کشش و برنامه وجود دارد که زندگی آن را از مسیر سنگلاخ‌های عالم طبیعت و ماده –که عرصه تعارض و تزاحم است- به مقصد معلوم هدایت می‌کند. اساس اعتبار این هدایت عمومی، مبتنی بر برهانی است که از وجود غرض و هدف در خلقت هر موجودی خبر می‌دهد. زیرا اگر خداوند موجودات را این‌چنین هدایت نکند، چیزی جز عبث و لغو نخواهد بود و انسان نیز هم هدایتی درخور خود دارد زیرا در آفرینش او نیز غرضی است:

ب) هدایت هر چیزی مناسب با تجهیزات و استعدادهای وجود اوست. انسان حیوانی است که چون صدف، گوهری گرانقدر در خود جای داده است. انسان از آن جهت که حیوان است، مانند دیگر حیوانات از اهتدای غریزی برای رشد و کمال حیوانی برخوردار است ولی انسان برخلاف حیوانات، اسیر غرایز خود نیست و با قوه اختیار می‌تواند به غرایز خود سامان دهد. چنین موجودی البته هدایتی درخور خود می‌طلبد که با اختیار او تناسب داشته باشد. جز وحی، هر راه دیگری برای رسیدن به چنین سعادت ابدی، بیراهه است. البته خداوندی که از آفریدن ابرو و مژه دریغ نورزیده از فرستادن پیامبران که بقای نوع انسان و نیز سعادت ابدی هر فرد درگرو آن است، دریغ نمی‌کند [۳۶].

تبیین فارابی

مناسبات و معاملات مردم، نیازمند عدل است و عدل وقتی متحقق می‌شود که قانون و سیاست مدنی وجود داشته باشد؛ ازآنجاکه نبی، صاحب نفس قدسی است، جسم عالم کبیر و قوای طبیعی آن، همه محکوم اوست. لذا به معجزات، تواناست و به جهت اینکه از کدورات عالم طبیعت مبراست، دانای اسرار و مغیبات است و راه سعادت در دنیا و آخرت را به بشر نشان می‌دهد [۳۷].

تبیین بوعلی سینا

  1. انسان‌ها در امور زندگانی به دیگران نیازمندند.
  2. برای تحقق این حاجت‌ها، انسان به اجتماع نیاز دارد.
  3. اجتماع و تمدن بدون عدالت ممکن نیست.
  4. برای تحقق عدالت به شریعت نیازمندیم.
  5. شریعت به آیین‌گذار نیاز دارد.
  6. قانون‌گذار باید دارای ویژگی خاصی باشد تا او را مستحق الطاعه بدانند: پس باید از طرف خداوند، منصوب شود.
  7. این استحقاق با انجام معجزات کشف می‌گردد.
  8. برای ضمانت اجرایی، تحقق ثواب و عقاب لازم است و نیز برای یادآوری همیشگی خداوند، عبادت وضع شده.
  9. اقتضای عنایت الهی، رفع این نیازها برای مردم است.
  10. نتیجه آن‌که وجود انبیا و شریعت و دین ضرورت دارد.

بر اساس ادله عقلی و نقلی، "الدُّنیا مَزرَعَةُ الآخِرَةِ" یعنی آخرت اصل و دنیا فرع است اما از تبیین ابن سینا خلاف این فهمیده می‌شود. از طرف دیگر ضرورت بعثت انبیا در استدلال ابن سینا به ضرورت معاد توقف یافته و اثبات معاد نیاز به ادله نقلی دارد که حجیت این ادله به ضرورت بعثت انبیا متوقف است و این دَور باطل است [۳۸].

تبیین صدرالمتألهین شیرازی

بیان منافع عبادات و اعمال حلال و حرام و مکروه و مباح و مستحب ازجمله دلایل ضرورت بعثت است. سرّ نماز، خشوع بدن و قلب در پیشگاه حضرت پروردگار است... و اما صوم برای مهارم قوه شهوت است. یکی دیگر از دلایل ضرورت بعثت این است که عقل خطاپذیر است و برای ترجیح اعتقادات درست از نادرست به مرجحی غیر از خود نیازمند است و آن هدایت الهی است و عقل در ادراک، به شریعت و طریقت نیاز دارد [۳۹].

ضرورت عرفانی بعثت پیامبران

محیی الدین ابن عربی، ضمن پذیرش حسن و قبح و ذاتی بودن آن دو برای اشیاء حسن و قبیح، به توانایی ادراک انسانی برای پاره‌ای از حُسن و قبح‌ها و عدم توانایی ادراک پاره دیگری از حسن و قبح‌ها اعتراف می‌کند و برای شناخت دسته دوم از حسن و قبح‌ها، شریعت را لازم و ضروری می‌داند. وی تصریح می‌کند که اگر انسانی بمیرد حق‌تعالی از او درباره تکالیف شرعی خواهد پرسید؟؟ بر این اساس، اطاعت و پذیرش عقل از احکام شرعی، لازم و ضروری است. غایت وجود انسان، سیر و سلوک به‌سوی خداوند متعال است که چهار مرحله دارد: اول: سیر من الخلق إلی الله به نفی "ما سوی" از خود، بلکه به نفی خود نیز از خود دوم: سیر فی الله به مشاهده ذات احدیت به اعتبار تعینی از تعینات صفات سوم: سیر مع الله، به مشاهده هویت مطلقه با تعینی از تعینات خلقیه گویند چهارم: سیر من الله إلی الخلق به حمل اوامر نواهی الهیه و قوانین شریعت برای هدایت تشنگان عالم امکان. و شک نیست که این اسفار اربعه، مترتب است بعضی بر بعضی و مراد از نبی، مسافر سفر چهارم است [۴۰].

شبهه‌های ضرورت بعثت پیامبران

۱. شبهه نیاز به بعثت: گروهی گفته‌اند: اگر دستاوردهای انبیا با عقل موافق است پس بیهوده است و یا مخالف با عقل است که قابل‌پذیرش نمی‌باشد.
پاسخ این است که عقل نسبت به برخی دستورات انبیا نفیاً و اثباتاً ساکت است [۴۱].
۲. شبهه نفی ضرورت بعثت: فخر رازی با توجه به استدلال ابن سینا می‌گوید: هیچ ملازمه‌ای بین احتجاج مردم به شارع و ضرورت وجود شارع نیست، زیرا لازم نیست هر چیز اصلی برای این عالم تحقق و تحصل یابد.
اگر در پاسخ بگوییم که بین رفع احتجاج مهم و حیاتی انسان و فیض و خیرخواهی و کمالات نامتناهی حق‌تعالی ضرورت بالقیاس است، صدور کمال، وجوب فلسفی می‌یابد نه وجوب اخلاقی و اشکال فخر رازی به قاعده لطف و قاعده اصلی نیز رفع می‌شود [۴۲].
۳. شبهه نظام‌های غیردینی: ابن خلدون می‌گوید: در عرض نظام اجتماعی اسلام، نظام‌های اجتماعی دیگری است که بدون احتیاج به شریعت توانمندند.
پاسخ: قانونی سعادت دنیایی بشر را تأمین می‌کند که به همه ابعاد و جنبه‌های روحانی و جسمانی، فردی، اجتماعی بشر توجه داشته باشد. ضمانت اجرایی را برای همه مردم تأمین کند. تنظیم و تدوین قوانین دنیایی با این همه ویژگی‌ها به دست انسان‌های عادی امکان‌پذیر نیست لذا بشر هنوز با عقل و احساسات و ده‌ها امر روانی و نفسانی دیگر نتوانسته است در این امور به دیدگاه یگانه‌ای برسد [۴۳].
۴. شبهه برهان حکمت الهی: ازآنجاکه ابزارهای عادی معرفت بشری "عقل و حس و تجربه" برای رسیدن به کمال، کافی نیست پس محتاج به وحی می‌باشیم. اما سؤال این است که از کجا معلوم می‌شود که هدف خداوند حکیم از خلقت انسان، رساندن او به کمال است.
پاسخ: خدا، جامع جمیع کمالات است و حکیمی است که حکمتش علاوه بر هدف فاعلی، هدف فعلی هم دارد و مقصود از هدف فعلی برطرف کردن نقص فعل است. زیرا کمال محض، فیاض کمال است نه نقص، پس خداوند حکیم، خواهان کمال مخلوق است. برفرض که هدف خداوند، کمال انسان باشد، آیا کمال و سعادت انسان منحصراً با وحی محقق می‌شود؟ پاسخ: خدا، ابزارهای عمومی مشخصی همچون حس و عقل و وجدان به انسان داده است، ممکن است ده‌ها ابزار دیگر هم باشد ولی به انسان نداده است. اما ابزارهایی که ما داریم برای هدایت کافی نیست. علاوه بر این انسان، به یک سعادت دنیوی نیازمند است که تأمین‌کننده سعادت اخروی او باشد و این ابزارهای عادی برای شناخت چنین سعادت جامعی کفایت نمی‌کند.

اشکال سوم: برفرض تمامیت برهان ضرورت وحی، آیا خداوند برای همه جوامع، پیامبر فرستاده است؟ پاسخ: قرآن، کتاب هدایت‌گری است نه کتاب تاریخ و نام همه انبیا در آن برده نشده: ﴿﴿وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْك‏ و در جای دیگر فرموده: ﴿﴿وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فيها نَذيرٌ‏ به‌علاوه، با یک مثال تاریخی نمی‌توان برهان عقلی را نقض کرد و تنها دلیل عقلی می‌تواند به استدلال عقلی آسیب وارد کند.

اشکال چهارم: در زمان بعثت حضرت محمد (ص) پیامبر دیگری نبوده است و چند نسل باید بگذرد تا پیام او به همه جهانیان برسد؛ پس بخش عظیمی از مردم در این مدت از نیل به سعادت محروم می‌شوند. اگر بعثت ضرورت دارد، این فترت هدایت چه توجیهی دارد؟

پاسخ الف: برهان عقلی با یک مثال و استقراء تاریخی نقض نمی‌شود مثلاً اگر موجودی شبیه انسان پیدا شد که حیوان ناطق نبود، خدشه‌ای بر برهان "هر انسانی حیوان ناطق است" وارد نمی‌شود. بدون شک، کشفِ یک نمونه نقض به این استدلال استقرایی آسیب می‌رساند و به استدلال عقلی.

پاسخ ب: طبق دلایل نقلی – قطعی، خدای سبحان، پیامبران را برای همه اقوام فرستاده است اما گاهی شخص دیگری، مانع هدایت می‌گردد. این‌گونه گمراه، آسیبی به براهین ضرورت پیامبران نمی‌رساند و اینکه عده‌ای به خاطر منع دیگران از رسیدن به درجات عالی‌تر بازماندند، بر اصل برهان آسیبی نمی‌رساند. دیگر اینکه: برهان نگفته که لحظه‌به‌لحظه باید پیامبری فرستاده شود بلکه دلیل عقلی اثبات می‌کند که بعثت انبیا ضرورت دارد؛ حال، اگر پیامبر در زمان یا مکان خاصی فرستاده نشد، باید ببینیم چه دلیلی داشته است. از طرفی عالم برزخ، عالم نهایی نیست و در آنجا هم ادامه کمال ممکن است. [نظری: شاهد بر این مطلب می‌تواند صدقات جاریه و باقیات الصالحات و دعای مؤمنین باشد که از دنیا به روح مؤمن در برزخ می‌رسد و در کمال و رفع نواقصش مؤثر است] از دعوت پیامبر پیشین و عقل و فطرت بهره‌مند بوده‌اند به همان اندازه، مهتدی و سعادتمند هستند [۴۴].

منابع

جستارهای وابسته

  1. پیامبر در قرآن؛
  2. پیامبر در حدیث؛
  3. پیامبر در کلام اسلامی؛
  4. پیامبر در حکمت اسلامی؛
  5. پیامبر در عرفان اسلامی؛
  6. نبوت در قرآن؛
  7. نبوت در حدیث؛
  8. نبوت در کلام اسلامی؛
  9. نبوت در حکمت اسلامی؛
  10. نبوت در عرفان اسلامی؛
  11. نبوت در فلسفه دین؛
  12. نبوت از دیدگاه برون‌دینی.

پرسش‌های وابسته

الگو:فهرست پرسش‌ها

منبع‌شناسی جامع نبوت



پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۱۲۴.
  2. الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۱۴۰ و ۱۴۱.
  3. نهج البلاغه، خطبه ۱، ص ۴۳.
  4. من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۴۵.
  5. علل الشرایع، ج۲، ص۵۹۲.
  6. عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۹۹.
  7. توحید صدوق، ص۲۴۹.
  8. آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۱۴ و ۱۵.
  9. راه و راهنماشناسی، ص ۱۱۴.
  10. سوره نحل، آیه: ۳۶.
  11. کلام نوین اسلامی، ص ۵۱.
  12. سوره حدید، آیه: ۲۵.
  13. کلام نوین اسلامی، ص ۵۲ و ۵۳.
  14. سوره بقره، آیه: ۱۵۱.
  15. آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۱۸.
  16. کلام نوین اسلامی، ص ۵۴.
  17. آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۱۹.
  18. سوره ابراهیم، آیه: ۱.
  19. آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۲۰.
  20. کلام نوین اسلامی، ص ۵۴.
  21. سوره نساء، آیه: ۱۶۵.
  22. کلام نوین اسلامی، ص ۵۴.
  23. سوره انفال، آیه: ۲۴.
  24. کلام نوین اسلامی، ص ۵۵.
  25. سوره اعراف، آیه: ۱۵۷.
  26. کلام نوین اسلامی، ص ۵۵.
  27. سوره اعراف، آیه: ۲۱۳.
  28. کلام نوین اسلامی، ص ۵۶-۵۷.
  29. سوره ابراهیم، آیه: ۵۲.
  30. آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۱۹.
  31. کلام نوین اسلامی، ص ۵۸.
  32. سوره شعراء، آیه: ۱۸۱-۱۸۳.
  33. سوره اعراف، آیه: ۸۰ و ۸۱.
  34. آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۲۷ و ۲۸.
  35. ﴿﴿الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى سوره طه، آیه: ۵.
  36. معارف اسلامی، ج۲، ص ۱۹-۲۲.
  37. کلام نوین اسلامی، ص ۷۵ و ۷۶.
  38. کلام نوین اسلامی، ص ۷۸ و ۷۹.
  39. کلام نوین اسلامی، ص ۸۵ و ۸۶.
  40. کلام نوین اسلامی، ص ۸۹ و ۹۱.
  41. کلام نوین اسلامی، ص ۹۲.
  42. کلام نوین اسلامی، ص ۹۲ و ۹۳.
  43. کلام نوین اسلامی، ص ۹۴ و ۹۵.
  44. کلام نوین اسلامی، ص ۹۶-۱۰۱.