اکمال دین: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ')
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶: خط ۶:
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== مقدمه ==
"اکمال" و کمال در لغت به معنای تمامیت و تحقق همه اجزای یک شی‌ء<ref>المصباح، ص ۵۴۱، "کمل".</ref> است، به‌گونه‌ای که آنچه غرض از شی‌ء در آن است حاصل شود<ref>مفردات، ص ۷۲۶، "کمل".</ref>. [[غالب]] لغویان کمال را به معنای تمام دانسته‌اند<ref> لسان العرب، ج ۱۲، ص ۱۵۷؛ مقاییس اللغه، ج ۵، ص ۱۳۹؛ تاج العروس، ج ۱۵، ص ۶۶۷، "کمل".</ref>، ولی می‌توان گفت گرچه معنای کمال و تمام به هم نزدیک و هر دو به معنای تحقق همه اجزای چیزی هستند؛ اما تمام در جایی به‌کار می‌رود که اجزای شی‌ء به [[تنهایی]] اثری نداشته و اثر بر مجموع اجزای مترتب است؛ مانند یک [[روز]] [[روزه]] که اجزای آن همه یک روز را فرامی‌گیرد و اگر یک جزء آن مفقود شود یعنی شخص در بخشی از روز مرتکب مفطرات گردد، کل روزه [[باطل]] شده و بخش‌های دیگر آن نیز بی‌اثر می‌شود و کمال در جایی به‌کار می‌رود که هر یک از اجزا اثر خود را دارند و مجموع اجزا نیز اثر خود را دارد؛ مانند روزه‌های [[ماه رمضان]] که هریک از آنها و همچنین مجموع آنها، هر یک اثر ویژه خود را دارد<ref> المیزان، ج ۵، ص ۱۷۹ ـ ۱۸۰؛ نثر طوبی، ج ۲، ص ۳۴۶.</ref>.


==مقدمه==
"[[دین]]" در اصطلاح، جمیع آنچه [[خدا]] به [[قیام]] بر آن امر کرده<ref>التبیان، ج ۳، ص ۴۳۴.</ref> و مجموع [[عقاید]] و [[احکام]] [[تشریع]] شده از سوی [[خداوند]] است<ref>تفسیر المنار، ج ۶، ص ۱۶۶؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۳؛ المیزان، ج ۵، ص ۱۸۰.</ref> و "[[اکمال دین]]"، کامل کردن آن با افزودن فریضه‌ای به آن است و مقتضای باب اِفعال آن است که این کامل کردن به صورت دفعی باشد؛ نه تدریجی<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۸۰.</ref>.  
"اکمال" مصدر باب [[افعال]] و از ریشه "ک ـ م ـ ل" است. کمال در لغت به معنای تمامیت و تحقق همه اجزای یک شی‌ء <ref>المصباح، ص ۵۴۱، "کمل".</ref> است، به‌گونه‌ای که آنچه غرض از شی‌ء در آن است حاصل شود؛<ref>مفردات، ص ۷۲۶، "کمل".</ref> نیز به معنای آراسته شدن به صفات در حدّ خود و رسا شدن<ref>نثر طوبی، ج ۲، ص ۳۴۶.</ref> دانسته شده است. [[غالب]] لغویان کمال را به معنای تمام دانسته‌اند؛<ref> لسان العرب، ج ۱۲، ص ۱۵۷؛ مقاییس اللغه، ج ۵، ص ۱۳۹؛ تاج العروس، ج ۱۵، ص ۶۶۷، "کمل".</ref> ولی می‌توان گفت گرچه معنای کمال و تمام به هم نزدیک و هر دو به معنای تحقق همه اجزای چیزی هستند؛ اما تمام در جایی به‌کار می‌رود که اجزای شی‌ء به [[تنهایی]] اثری نداشته و اثر بر مجموع اجزای مترتب است؛ مانند یک [[روز]] [[روزه]] که اجزای آن همه یک روز را فرامی‌گیرد و اگر یک جزء آن مفقود شود یعنی شخص در بخشی از روز مرتکب مفطرات گردد، کل روزه [[باطل]] شده و بخشهای دیگر آن نیز بی‌اثر می‌شود، و کمال در جایی به‌کار می‌رود که هر یک از اجزا اثر خود را دارند و مجموع اجزا نیز اثر خود را دارد؛ مانند روزه‌های [[ماه رمضان]] که هریک از آنها و همچنین مجموع آنها، هر یک اثر ویژه خود را دارد.<ref> المیزان، ج ۵، ص ۱۷۹ ـ ۱۸۰؛ نثر طوبی، ج ۲، ص ۳۴۶.</ref> برخی گفته‌اند: [[اختلاف]] کمال و تمام با یکدیگر [[اختلاف]] کیفی و کمی است، زیرا تمام مربوط به کمیت و کمال مربوط به کیفیت است <ref>مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۸۹ ـ ۸۹۰، "امامت".</ref> و ابتدا شی‌ء با فراهم شدن اجزائش تمام شده و سپس با افزوده شدن خصوصیات و محسنات دیگری کامل می‌شود، بنابراین، کمال مرتبه‌ای پس از مرتبه تمامیت اجزاء است.<ref>التحقیق، ج ۱۰، ص ۱۱۲ ـ ۱۱۳، "کمل".</ref> برخی نیز گفته‌اند: کمال شی‌ء این است که مقصود از آن حاصل شود و تمام شی‌ء این است که به چیزی خارج از خودش نیاز نداشته باشد.<ref>نثر طوبی، ج ۲، ص ۳۴۶؛ مفردات، ص ۱۶۸، ۷۲۶، "تمّ" و "کمل".</ref> "[[دین]]" در اصطلاح، جمیع آنچه [[خدا]] به [[قیام]] بر آن امر کرده <ref>التبیان، ج ۳، ص ۴۳۴.</ref> و مجموع [[عقاید]] و [[احکام]] [[تشریع]] شده از سوی [[خداوند]] است <ref>تفسیر المنار، ج ۶، ص ۱۶۶؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۳؛ المیزان، ج ۵، ص ۱۸۰.</ref> و "[[اکمال دین]]"، کامل کردن آن با افزودن فریضه‌ای به آن است و مقتضای باب اِفعال آن است که این کامل کردن به صورت دفعی باشد؛ نه تدریجی.<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۸۰.</ref> به [[عقیده]] [[دانشمندان شیعه]] عامل اکمال دین خداوند است که با [[جعل]] [[ولایت اهل بیت]]{{ع}} [[دین]] [[مسلمانان]] را کامل کرد و به این ترتیب اسم [[شریف]] "مکمّل الدین" به منصه [[ظهور]] رسید.<ref>اقبال الاعمال، ج ۳، ص ۳۲۹؛ المقام الاسنی، ج ۱، ص ۹۸؛ جنة الامان، ص ۳۵۹.</ref> به موضوع اکمال [[دین در قرآن]] تنها یک بار و در [[آیه]] {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}}<ref>« امروز دینتان را کامل بر شما تمام کردم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>. تصریح شده است، گرچه در [[آیات]] متعددی مانند {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور  شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع  زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر!  آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند  فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، [[ولایت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و دیگر [[اهل‌بیت]]{{ع}} بیان شده است.<ref>[[ احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[اکمال دین (مقاله)|مقاله «اکمال دین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>


==تبیین اکمال دین و عامل و [[زمان]] آن==
موضوع اکمال دین در [[قرآن]] تنها یک بار و در [[آیه]] {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}}<ref>«امروز دینتان را کامل بر شما تمام کردم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>. تصریح شده است، گرچه در [[آیات]] متعددی مانند: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور  شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع  زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر!  آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند  فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، [[ولایت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و دیگر [[اهل‌بیت]]{{ع}} بیان شده است<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[اکمال دین (مقاله)|مقاله «اکمال دین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.


==آثار [[اکمال دین]]==
== تبیین اکمال دین و عامل و [[زمان]] آن ==
در تبیین اکمال دین و عامل و زمان آن نظریه‌های دیگری نیز وجود دارد که به دلیل [[مخالفت]] با [[قرآن کریم]] و [[روایات معتبر]] قابل پذیرش نیست<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۴، ۱۹۲ ـ ۲۰۱؛ نمونه، ج ۴، ص ۲۶۳ ـ ۲۶۸؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۱ ـ ۸۹۸، «امامت».</ref>؛ از جمله:
#با [[بعثت رسول اکرم]]{{صل}} و [[ظهور اسلام]] [[دین کامل]] شد<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۲۶؛ نمونه، ج ۴، ص ۲۶۴.</ref>.
#پس از [[فتح مکه]]، [[خداوند]] [[شوکت]] [[مشرکان]] را از میان برد و [[امید]] آنان را در [[مبارزه]] با [[اسلام]] [[ناامید]] کرد و بدین ترتیب دین کامل شد<ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۰، ۱۰۵ ـ ۱۰۶؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۲ ـ ۸۹۳، «امامت».</ref>.
#پس از [[نزول]] [[برائت از مشرکان]]، اسلام در [[جزیرة العرب]] گسترش یافت و با زوال آثار [[شرک]] دین کامل شد<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۶۹؛ نمونه، ج ۴، ص ۲۶۴.</ref>.
#در [[روز عرفه]] [[سال دهم هجری]]، با نزول این [[آیه]] کامل شدن [[دین]] اعلام گشت<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۱۳۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲.</ref>. این نظریه، قول بسیاری از [[مفسران اهل سنت]] است. آنان در بیان عامل [[اکمال دین]] اموری را ذکر کرده‌اند؛ مانند: نزول همه [[فرایض]] و [[حلال و حرام]] یا بخش عمده آن و تبیین [[قوانین]] [[قیاس]] و [[اجتهاد]]<ref> الکشاف، ج۱، ص۶۰۵؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۴۲؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۳.</ref>، کفایت امر [[دشمنان]] و [[غلبه]] [[مسلمانان]] بر آنان<ref>الکشاف، ج۱، ص۶۰۵؛ التفسیرالکبیر، ج۶، ص۱۳۸.</ref>، اکمال [[حج]] و [[خالص]] شدن [[مکه]] برای مسلمانان و بیرون رفتن مشرکان از آن<ref>جامع‌البیان، مج۴، ج۶، ص۱۰۷ـ۱۰۹؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۲۷۴.</ref>، داخل شدن عرب‌ها در اسلام<ref>جامع البیان، مج ۴، ج ۶، ص ۱۰۵؛ روض الجنان، ج ۶، ص ۲۴۳.</ref> و... .
 
برخی گفته‌اند: [[دین خدا]] هیچ گاه ناقص نبود، بلکه همواره کامل بود؛ ولی چون در معرض [[نسخ]] و زیاد شدن بود، زمانی که دیگر احتمال نسخ و زیادی منتفی شد، می‌توان آن را به کامل شدن [[وصف]] کرد<ref>التبیان، ج ۳، ص ۴۳۵؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۲۷۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۱۳۸.</ref>. برخی دیگر با پذیرش اینکه [[دین]] در ابتدا ناقص بوده و در پایان کامل شده است گفته‌اند: این مطلب درست نیست که همواره [[نقص]]، [[عیب]] است، زیرا بسیاری از نقص‌ها عیب نیست؛ مانند نقصان ماه، نقصان [[نماز]] مسافر، نقصان دوران حیض، نقصان دوران بارداری و...<ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲ ـ ۴۳.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[اکمال دین (مقاله)|مقاله «اکمال دین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>
 
== آثار [[اکمال دین]] ==
با توجه به تحلیل [[مفسران]]، می‌توان دو اثر برای اکمال دین، از [[قرآن کریم]] استفاده کرد:
#'''[[ناامیدی]] [[کافران]] و [[ایمنی]] [[مؤمنان]] از آنان:''' با اکمال دین و اعلام [[ولایت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، کافران از نابود کردن [[اسلام]] [[ناامید]] شدند<ref>الکاشف، ج۳، ص۱۵؛ روض‌الجنان، ج۶، ص ۲۴۴؛ اطیب البیان، ج ۴، ص ۲۹۸.</ref> و [[مسلمانان]] از این ناحیه ایمن گشتند و دیگر هراسی از [[کید]] آنان نبود: {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ}}<ref>« امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! » سوره مائده، آیه ۳.</ref>. شایان ذکر است که در این [[آیه شریفه]]، پس از اعلام مطلب فوق به مسلمانان [[فرمان]] داده شده تا از [[خدا]] بترسند و این بدان معناست که گرچه دیگر کافران نمی‌توانند در دین مسلمانان رخنه کنند، خود مسلمانان ممکن است به این [[فریضه الهی]] یعنی ولایت امیرمؤمنان{{ع}} اهمیت نداده و در مورد این امر از خدا نترسند و در نتیجه در [[دین حق]] رخنه ایجاد شود و این تهدیدی برای مسلمانان و نوعی [[پیشگویی]] نسبت به [[آینده]] آنان و [[اعراض]] آنان از ولایت است<ref>المیزان، ج۵، ص۱۷۷ ـ ۱۷۹؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۹۰۱، ۹۱۴، «امامت».</ref>.
#'''[[راضی شدن]] خدا از دین بودن اسلام:''' آنگاه که [[دین الهی]] با اعلام [[ولایت امام علی]]{{ع}} کامل و [[نعمت]] [[حق]] تمام گشت، [[خداوند]] اسلام را به عنوان دین برای مسلمانان پسندید: {{متن قرآن|وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>« اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم » سوره مائده، آیه ۳.</ref>.<ref> المیزان، ج ۵، ص ۱۸۲؛ من وحی القرآن، ج ۸، ص ۴۵ ـ ۴۶.</ref> واضح است که مقصود از [[آیه]] این نیست که اسلام همان اسلام سابق است، ولی نظر خدا دگرگون شده، بلکه مقصود این است که چون اکنون [[اسلام]] به حد کمال و حد تمام رسید، این همان [[دین]] مورد [[رضایت الهی]] است<ref>مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۰، «امامت».</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[اکمال دین (مقاله)|مقاله «اکمال دین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۲۹ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۱۵:۱۰

مقدمه

"اکمال" و کمال در لغت به معنای تمامیت و تحقق همه اجزای یک شی‌ء[۱] است، به‌گونه‌ای که آنچه غرض از شی‌ء در آن است حاصل شود[۲]. غالب لغویان کمال را به معنای تمام دانسته‌اند[۳]، ولی می‌توان گفت گرچه معنای کمال و تمام به هم نزدیک و هر دو به معنای تحقق همه اجزای چیزی هستند؛ اما تمام در جایی به‌کار می‌رود که اجزای شی‌ء به تنهایی اثری نداشته و اثر بر مجموع اجزای مترتب است؛ مانند یک روز روزه که اجزای آن همه یک روز را فرامی‌گیرد و اگر یک جزء آن مفقود شود یعنی شخص در بخشی از روز مرتکب مفطرات گردد، کل روزه باطل شده و بخش‌های دیگر آن نیز بی‌اثر می‌شود و کمال در جایی به‌کار می‌رود که هر یک از اجزا اثر خود را دارند و مجموع اجزا نیز اثر خود را دارد؛ مانند روزه‌های ماه رمضان که هریک از آنها و همچنین مجموع آنها، هر یک اثر ویژه خود را دارد[۴].

"دین" در اصطلاح، جمیع آنچه خدا به قیام بر آن امر کرده[۵] و مجموع عقاید و احکام تشریع شده از سوی خداوند است[۶] و "اکمال دین"، کامل کردن آن با افزودن فریضه‌ای به آن است و مقتضای باب اِفعال آن است که این کامل کردن به صورت دفعی باشد؛ نه تدریجی[۷].

موضوع اکمال دین در قرآن تنها یک بار و در آیه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ[۸]. تصریح شده است، گرچه در آیات متعددی مانند: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ[۹]، ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ[۱۰] و ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا[۱۱]، ولایت امیرمؤمنان(ع) و دیگر اهل‌بیت(ع) بیان شده است[۱۲].

تبیین اکمال دین و عامل و زمان آن

در تبیین اکمال دین و عامل و زمان آن نظریه‌های دیگری نیز وجود دارد که به دلیل مخالفت با قرآن کریم و روایات معتبر قابل پذیرش نیست[۱۳]؛ از جمله:

  1. با بعثت رسول اکرم(ص) و ظهور اسلام دین کامل شد[۱۴].
  2. پس از فتح مکه، خداوند شوکت مشرکان را از میان برد و امید آنان را در مبارزه با اسلام ناامید کرد و بدین ترتیب دین کامل شد[۱۵].
  3. پس از نزول برائت از مشرکان، اسلام در جزیرة العرب گسترش یافت و با زوال آثار شرک دین کامل شد[۱۶].
  4. در روز عرفه سال دهم هجری، با نزول این آیه کامل شدن دین اعلام گشت[۱۷]. این نظریه، قول بسیاری از مفسران اهل سنت است. آنان در بیان عامل اکمال دین اموری را ذکر کرده‌اند؛ مانند: نزول همه فرایض و حلال و حرام یا بخش عمده آن و تبیین قوانین قیاس و اجتهاد[۱۸]، کفایت امر دشمنان و غلبه مسلمانان بر آنان[۱۹]، اکمال حج و خالص شدن مکه برای مسلمانان و بیرون رفتن مشرکان از آن[۲۰]، داخل شدن عرب‌ها در اسلام[۲۱] و... .

برخی گفته‌اند: دین خدا هیچ گاه ناقص نبود، بلکه همواره کامل بود؛ ولی چون در معرض نسخ و زیاد شدن بود، زمانی که دیگر احتمال نسخ و زیادی منتفی شد، می‌توان آن را به کامل شدن وصف کرد[۲۲]. برخی دیگر با پذیرش اینکه دین در ابتدا ناقص بوده و در پایان کامل شده است گفته‌اند: این مطلب درست نیست که همواره نقص، عیب است، زیرا بسیاری از نقص‌ها عیب نیست؛ مانند نقصان ماه، نقصان نماز مسافر، نقصان دوران حیض، نقصان دوران بارداری و...[۲۳].[۲۴]

آثار اکمال دین

با توجه به تحلیل مفسران، می‌توان دو اثر برای اکمال دین، از قرآن کریم استفاده کرد:

  1. ناامیدی کافران و ایمنی مؤمنان از آنان: با اکمال دین و اعلام ولایت امیرمؤمنان(ع)، کافران از نابود کردن اسلام ناامید شدند[۲۵] و مسلمانان از این ناحیه ایمن گشتند و دیگر هراسی از کید آنان نبود: ﴿الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ[۲۶]. شایان ذکر است که در این آیه شریفه، پس از اعلام مطلب فوق به مسلمانان فرمان داده شده تا از خدا بترسند و این بدان معناست که گرچه دیگر کافران نمی‌توانند در دین مسلمانان رخنه کنند، خود مسلمانان ممکن است به این فریضه الهی یعنی ولایت امیرمؤمنان(ع) اهمیت نداده و در مورد این امر از خدا نترسند و در نتیجه در دین حق رخنه ایجاد شود و این تهدیدی برای مسلمانان و نوعی پیشگویی نسبت به آینده آنان و اعراض آنان از ولایت است[۲۷].
  2. راضی شدن خدا از دین بودن اسلام: آنگاه که دین الهی با اعلام ولایت امام علی(ع) کامل و نعمت حق تمام گشت، خداوند اسلام را به عنوان دین برای مسلمانان پسندید: ﴿وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا[۲۸].[۲۹] واضح است که مقصود از آیه این نیست که اسلام همان اسلام سابق است، ولی نظر خدا دگرگون شده، بلکه مقصود این است که چون اکنون اسلام به حد کمال و حد تمام رسید، این همان دین مورد رضایت الهی است[۳۰].[۳۱]

منابع

پانویس

  1. المصباح، ص ۵۴۱، "کمل".
  2. مفردات، ص ۷۲۶، "کمل".
  3. لسان العرب، ج ۱۲، ص ۱۵۷؛ مقاییس اللغه، ج ۵، ص ۱۳۹؛ تاج العروس، ج ۱۵، ص ۶۶۷، "کمل".
  4. المیزان، ج ۵، ص ۱۷۹ ـ ۱۸۰؛ نثر طوبی، ج ۲، ص ۳۴۶.
  5. التبیان، ج ۳، ص ۴۳۴.
  6. تفسیر المنار، ج ۶، ص ۱۶۶؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۳؛ المیزان، ج ۵، ص ۱۸۰.
  7. المیزان، ج ۵، ص ۱۸۰.
  8. «امروز دینتان را کامل بر شما تمام کردم» سوره مائده، آیه ۳.
  9. «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
  10. «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.
  11. «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.
  12. جمالی، احمد، مقاله «اکمال دین»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۴.
  13. المیزان، ج ۵، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۴، ۱۹۲ ـ ۲۰۱؛ نمونه، ج ۴، ص ۲۶۳ ـ ۲۶۸؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۱ ـ ۸۹۸، «امامت».
  14. کشف الاسرار، ج ۳، ص ۲۶؛ نمونه، ج ۴، ص ۲۶۴.
  15. تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۰، ۱۰۵ ـ ۱۰۶؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۲ ـ ۸۹۳، «امامت».
  16. المیزان، ج ۵، ص ۱۶۹؛ نمونه، ج ۴، ص ۲۶۴.
  17. کشف الاسرار، ج ۳، ص ۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۱۳۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲.
  18. الکشاف، ج۱، ص۶۰۵؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۴۲؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۳.
  19. الکشاف، ج۱، ص۶۰۵؛ التفسیرالکبیر، ج۶، ص۱۳۸.
  20. جامع‌البیان، مج۴، ج۶، ص۱۰۷ـ۱۰۹؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۲۷۴.
  21. جامع البیان، مج ۴، ج ۶، ص ۱۰۵؛ روض الجنان، ج ۶، ص ۲۴۳.
  22. التبیان، ج ۳، ص ۴۳۵؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۲۷۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۱۳۸.
  23. تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲ ـ ۴۳.
  24. جمالی، احمد، مقاله «اکمال دین»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۴.
  25. الکاشف، ج۳، ص۱۵؛ روض‌الجنان، ج۶، ص ۲۴۴؛ اطیب البیان، ج ۴، ص ۲۹۸.
  26. « امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! » سوره مائده، آیه ۳.
  27. المیزان، ج۵، ص۱۷۷ ـ ۱۷۹؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۹۰۱، ۹۱۴، «امامت».
  28. « اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم » سوره مائده، آیه ۳.
  29. المیزان، ج ۵، ص ۱۸۲؛ من وحی القرآن، ج ۸، ص ۴۵ ـ ۴۶.
  30. مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۰، «امامت».
  31. جمالی، احمد، مقاله «اکمال دین»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۴.