جعرانه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = مکه | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = | ||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[اهل حدیث]] این موضع را «جِعِرّانه» | «جِعرانه» نام منطقهای در شمال شرقی [[مکه معظمه]]، در مسیر [[طائف]] و در ابتدای دره «سَرِف» میباشد و فاصله این منطقه تا [[مکه]] حدود ۲۹ کیلومتر است<ref>{{عربی|جعرانة و هي موضع قريب من المكة و هي في الحل و ميقات للاحرام و هي به تسكين العين و التخفيف و قد تكسر العين و تشتد الراء}}؛ (لسان العرب، جلد چهارم، ص۱۴۱). جعرانه به کسر جیم و عین و تشدید راء، این کلمه با کسر جیم و سکون عین و تخفیف راء نیز آمده است. (فرهنگ اعلام جغرافیای تاریخی در حدیث و سیره نبوی، ص۱۱۱).</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۰۵.</ref> | ||
هر چند، [[اهل حدیث]] این موضع را «جِعِرّانه» خواندهاند؛ اما [[اهل]] [[ادب]] و لغت با ایراد بر این نحو از تلفظ و [[اشتباه]] خواندن آن، تلفظ صحیح این واژه را «جِعرانَه» دانستهاند. ضمن اینکه حجازیها و [[عراقیها]] و برخی دیگر از [[مردم]] نیز، قرائتهای مختلفی از این کلمه ارائه دادهاند<ref>برای مطالعه این قرائتها ر. ک. به یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۴۲؛ بکری، معجم ما استعجم، ج۲، ص۳۸۴.</ref>. این مکان آبی است بین [[مکه]] و [[طائف]] که از حیث مقدار مسافت، به مکه نزدیکتر است<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۴۲. نیز ر. ک. بکری، معجم ما استعجم، ج۲، ص۳۸۴.</ref>. [[یاقوت حموی]] در معرفی این مکان، جعرانه را دارای مسجدی با چاههای نزدیک به هم معرفی کرده، آن را محل [[عمره]] مکیان برشمرده است<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۴۲. نیز ر.ک: بکری، معجم ما استعجم، ج۲، ص۳۸۴.</ref>. | |||
در حال حاضر هم، این مکان ـ که در ابتدای [[وادی]] سَرِف در شمال شرقی مکه قرار دارد ـ محل معروف و شناخته شدهای برای مردم است. هنوز هم جعرانه محل انجام عمره مکیهاست و مسجدی در آن [[خودنمایی]] میکند؛ اما چاههای این منطقه با وجودی که در گوارایی ضرب المثلاند، امروز معطل و بدون استفاده ماندهاند. | |||
از جعرانه در بسیاری از حوادث و وقایع دوران [[نبوی]]{{صل}} و صدر اسلام نام برده شده که به عنوان نمونه، میتوان به ذکر نام آن در وقایع [[فتح مکه]]<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۵۸.</ref> و [[غزوه حنین]] اشاره کرد. این مکان محل جمع اسرا و [[اموال]] غنیمتی [[مسلمانان]] از [[جنگ حنین]] بود<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۲۳-۹۲۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۵۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۸۶.</ref>.<ref>[[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غيث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]] ص ۸۳.</ref> | |||
== مسجد الرسول در جعرانه == | |||
در جعرانه مسجدی وجود دارد که به «مسجد الرسول» معروف است، این [[مسجد]] در سمت چپ وادی جعرانه، واقع است. مساحت فعلی مسجد ۱۶۰۰ متر مربع است<ref>آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۱۴۶۷. در نیمه ذیالقعده الحرام سال هشتم هجرت، پیامبر{{صل}} از تقسیم غنائم حُنَین در نقطه جعرانه فارغ شد، . فروغ ابدیت ج۲، ص۳۷۱. در کتاب تاریخ القویم آمده است: {{عربی|الجعرانه موضع الذي احرم منه النبي{{صل}} لما رجع من الطائف، بعد فتح مكة، و هو موضع مشهور، على بريد من مكة، فيما ذكره الفاكهي}}. تاریخ القویم، ج۳، ص۱۶۱.</ref> به همین جهت، [[روایت]] شده است که [[رسول خدا]]{{صل}} پس از بازگشت از [[جنگ حنین]] نزدیک به پانزده [[روز]] در جعرانه توقف نمودند و [[غنایم]] [[جنگ]] با «[[هوازن]]» را میان [[مردم]] تقسیم کردند<ref>دائرةالمعارف تشیع، ج۵، ص۳۷۴.</ref>. | |||
== منطقۀ جعرانه به عنوان یکی از میقاتهای عمره مفرده == | |||
یکی از میقاتهای عمره مفرده، منطقه جعرانه است، [[میقات]] عمره مفرده «ادنی الحل» است و جایز است از یکی از مواقیت پنجگانه نیز [[محرم]] شود. به صورت عمره مفرده آن است که خارج شود به «ادنی الحل» و [[افضل]] آن است که از جعرانه یا [[حدیبیه]] یا [[تنعیم]] که از همه نزدیکتر به مکه است محرم شود<ref>مناسک محشی، ص۱۰۰، مسأله ۱۷۵.</ref> | |||
[[پیامبر]]{{صل}} پس از بازگشت از [[جنگ حنین]] در [[سال هشتم هجری]] در [[روز]] ۱۸ [[ذی قعده]] همین سال، در جعرانه قصد [[عمره]] فرمودند و پس از [[احرام]] به سوی [[مکه]] رفتند<ref>سیره ابن هشام، ج۴، ص۱۴۳۴، به نقل از فروغ ابدیت، ج۲، ص۳۷۰.</ref>. آن حضرت پس از انجام [[اعمال]] «عمره» در اواخر ماه ذی قعده یا اوایل ماه [[ذی حجه]]، وارد [[مدینه]] گردیدند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۰۵.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM010527.jpg|22px]] [[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غيث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|'''معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة''']] | # [[پرونده:IM010527.jpg|22px]] [[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غيث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|'''معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة''']] | ||
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:مکانهای تاریخی مکه]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۲۲
مقدمه
«جِعرانه» نام منطقهای در شمال شرقی مکه معظمه، در مسیر طائف و در ابتدای دره «سَرِف» میباشد و فاصله این منطقه تا مکه حدود ۲۹ کیلومتر است[۱].[۲]
هر چند، اهل حدیث این موضع را «جِعِرّانه» خواندهاند؛ اما اهل ادب و لغت با ایراد بر این نحو از تلفظ و اشتباه خواندن آن، تلفظ صحیح این واژه را «جِعرانَه» دانستهاند. ضمن اینکه حجازیها و عراقیها و برخی دیگر از مردم نیز، قرائتهای مختلفی از این کلمه ارائه دادهاند[۳]. این مکان آبی است بین مکه و طائف که از حیث مقدار مسافت، به مکه نزدیکتر است[۴]. یاقوت حموی در معرفی این مکان، جعرانه را دارای مسجدی با چاههای نزدیک به هم معرفی کرده، آن را محل عمره مکیان برشمرده است[۵].
در حال حاضر هم، این مکان ـ که در ابتدای وادی سَرِف در شمال شرقی مکه قرار دارد ـ محل معروف و شناخته شدهای برای مردم است. هنوز هم جعرانه محل انجام عمره مکیهاست و مسجدی در آن خودنمایی میکند؛ اما چاههای این منطقه با وجودی که در گوارایی ضرب المثلاند، امروز معطل و بدون استفاده ماندهاند.
از جعرانه در بسیاری از حوادث و وقایع دوران نبوی(ص) و صدر اسلام نام برده شده که به عنوان نمونه، میتوان به ذکر نام آن در وقایع فتح مکه[۶] و غزوه حنین اشاره کرد. این مکان محل جمع اسرا و اموال غنیمتی مسلمانان از جنگ حنین بود[۷].[۸]
مسجد الرسول در جعرانه
در جعرانه مسجدی وجود دارد که به «مسجد الرسول» معروف است، این مسجد در سمت چپ وادی جعرانه، واقع است. مساحت فعلی مسجد ۱۶۰۰ متر مربع است[۹] به همین جهت، روایت شده است که رسول خدا(ص) پس از بازگشت از جنگ حنین نزدیک به پانزده روز در جعرانه توقف نمودند و غنایم جنگ با «هوازن» را میان مردم تقسیم کردند[۱۰].
منطقۀ جعرانه به عنوان یکی از میقاتهای عمره مفرده
یکی از میقاتهای عمره مفرده، منطقه جعرانه است، میقات عمره مفرده «ادنی الحل» است و جایز است از یکی از مواقیت پنجگانه نیز محرم شود. به صورت عمره مفرده آن است که خارج شود به «ادنی الحل» و افضل آن است که از جعرانه یا حدیبیه یا تنعیم که از همه نزدیکتر به مکه است محرم شود[۱۱]
پیامبر(ص) پس از بازگشت از جنگ حنین در سال هشتم هجری در روز ۱۸ ذی قعده همین سال، در جعرانه قصد عمره فرمودند و پس از احرام به سوی مکه رفتند[۱۲]. آن حضرت پس از انجام اعمال «عمره» در اواخر ماه ذی قعده یا اوایل ماه ذی حجه، وارد مدینه گردیدند[۱۳].
منابع
پانویس
- ↑ جعرانة و هي موضع قريب من المكة و هي في الحل و ميقات للاحرام و هي به تسكين العين و التخفيف و قد تكسر العين و تشتد الراء؛ (لسان العرب، جلد چهارم، ص۱۴۱). جعرانه به کسر جیم و عین و تشدید راء، این کلمه با کسر جیم و سکون عین و تخفیف راء نیز آمده است. (فرهنگ اعلام جغرافیای تاریخی در حدیث و سیره نبوی، ص۱۱۱).
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۰۵.
- ↑ برای مطالعه این قرائتها ر. ک. به یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۴۲؛ بکری، معجم ما استعجم، ج۲، ص۳۸۴.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۴۲. نیز ر. ک. بکری، معجم ما استعجم، ج۲، ص۳۸۴.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۴۲. نیز ر.ک: بکری، معجم ما استعجم، ج۲، ص۳۸۴.
- ↑ واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۵۸.
- ↑ واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۲۳-۹۲۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۵۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۸۶.
- ↑ بلادی، عاتق بن غيث، معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة ص ۸۳.
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۱۴۶۷. در نیمه ذیالقعده الحرام سال هشتم هجرت، پیامبر(ص) از تقسیم غنائم حُنَین در نقطه جعرانه فارغ شد، . فروغ ابدیت ج۲، ص۳۷۱. در کتاب تاریخ القویم آمده است: الجعرانه موضع الذي احرم منه النبي(ص) لما رجع من الطائف، بعد فتح مكة، و هو موضع مشهور، على بريد من مكة، فيما ذكره الفاكهي. تاریخ القویم، ج۳، ص۱۶۱.
- ↑ دائرةالمعارف تشیع، ج۵، ص۳۷۴.
- ↑ مناسک محشی، ص۱۰۰، مسأله ۱۷۵.
- ↑ سیره ابن هشام، ج۴، ص۱۴۳۴، به نقل از فروغ ابدیت، ج۲، ص۳۷۰.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۰۵.