اشرف بن حکیم بن جبله عبدی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
| خواهر = | | خواهر = | ||
| برادر = | | برادر = | ||
| خویشاوندان = [[رعل بن جبله]] (عمو) | | خویشاوندان = [[رعل بن جبله عبدی]] (عمو) | ||
| وابستگان = | | وابستگان = | ||
| تاریخ تولد = | | تاریخ تولد = | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
عبدالله بن زبیر گفت: به [[انتقام]] خون [[عثمان بن عفان]]! | عبدالله بن زبیر گفت: به [[انتقام]] خون [[عثمان بن عفان]]! | ||
حکیم از [[دلیل]] [[باطل]] ابن زبیر به [[خشم]] آمد و گفت: ای خدایی که حاکم عدلی، تو [[شاهد]] باش. بعد خطاب به یارانش گفت: من در کشتن اینها [[شک]] ندارم که باید با اینها جنگید و هر کس شک دارد، بازگردد. | حکیم از [[دلیل]] [[باطل]] ابن زبیر به [[خشم]] آمد و گفت: ای خدایی که حاکم عدلی، تو [[شاهد]] باش. بعد خطاب به یارانش گفت: من در کشتن اینها [[شک]] ندارم که باید با اینها جنگید و هر کس شک دارد، بازگردد. | ||
در همان مکان و کنار بازار ارزاق [[جنگ]] شدیدی میان حکیم و فرزندش اشرف و برادرش رعل با دیگر همراهانش از گروه [[عبد القیس]] و گروه [[بكر بن وائل]] با سربازان [[عبدالله بن زبیر]] رخ داد. مردی پای [[حکیم]] را قطع کرد، حکیم پا را برداشت و به سوی مرد ضارب پرتاب کرد که به گردن او خورد و به [[زمین]] افتاد، حکیم با سرعت به سراغش رفت و او را به [[قتل]] رساند. در این [[جنگ]] علاوه بر حکیم و پسرش اشرف و برادرش رعل جمعی تا هفتاد نفر ذکر کردهاند، از گروه [[عبدالقیس]] در سال ۳۶ [[هجری]] در [[بصره]] | در همان مکان و کنار بازار ارزاق [[جنگ]] شدیدی میان حکیم و فرزندش اشرف و برادرش رعل با دیگر همراهانش از گروه [[عبد القیس]] و گروه [[بكر بن وائل]] با سربازان [[عبدالله بن زبیر]] رخ داد. مردی پای [[حکیم]] را قطع کرد، حکیم پا را برداشت و به سوی مرد ضارب پرتاب کرد که به گردن او خورد و به [[زمین]] افتاد، حکیم با سرعت به سراغش رفت و او را به [[قتل]] رساند. در این [[جنگ]] علاوه بر حکیم و پسرش اشرف و برادرش رعل جمعی تا هفتاد نفر ذکر کردهاند، از گروه [[عبدالقیس]] در سال ۳۶ [[هجری]] در [[بصره]] (قبل از آغاز [[جنگ جمل]]) در ولای امیرالمؤمنین علی{{ع}} به [[شهادت]] رسیدند<ref>همان مدارک و اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۵۹.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۱۸۴-۱۸۵.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
[[رده:اصحاب امام علی]] | [[رده:اصحاب امام علی]] | ||
[[رده:اعلام]] | [[رده:اعلام]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۸
| اشرف بن حکیم بن جبله عبدی | |
|---|---|
تصویر نمادین جنگ جمل | |
| نام کامل | اشرف بن حکیم بن جبله عبدی |
| جنسیت | مرد |
| از قبیله | بنیعبدالقیس |
| پدر | حکیم بن جبله |
| خویشاوندان | رعل بن جبله عبدی (عمو) |
| تاریخ شهادت | ۳۶ هجری |
| محل شهادت | بصره |
| از اصحاب | امام علی |
| حضور در جنگ | جنگ جمل |
مقدمه
«اشرف» فرزند «حُکیم» (به قولی: فرزند «جبله» که در اینصورت، برادر حکیم است) [۱] از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) است [۲]. اشرف و پدرش «حُکیم» هر دو در یک نبرد سختی با نیروهای اصحاب جمل و قبل از آمدن امیرالمؤمنین(ع) و یارانش به بصره، به شهادت رسیدند.
طبری در این باره چنین مینویستد: موقعی که عثمان بن حنیف حاکم و استاندار حضرت علی(ع) در بصره به دست طلحه و زبیر و سپاهیان عایشه اسیر شد و جمعی از یاران او را به شهادت رساندند، و نیز عبدالله بن زبیر به بازار ارزاق حمله کرد تا سربازان جمل را سیر نماید. حکیم چون از اسارت عثمان بن حنیف وحمله عبدالله بن زبیر آگاه شد، اعلام کرد: «از خدا ترس نداشته باشم اگر به یاری عثمان بن حنیف نروم» با گروهی از عبدالقیس و بکربن وائل حرکت کرد و در بازار ارزاق با عبدالله بن زبیر برخورد کرد. ابن زبیر جویای حال او شد. حکیم گفت: چرا مردم را کشته و ابن حنیف را بازداشت کردهای و حاب آنکه با اوپیمان بستید که کاری نکنید تا امیرالمؤمنین علی(ع) به بصره وارد شود و هر تصمیمی آن حضرت گرفت عملی کنیم. آیا از خدا نمیترسید؟ به چه دلیلی خون این افراد بیگناه را ریختید؟ عبدالله بن زبیر گفت: به انتقام خون عثمان بن عفان! حکیم از دلیل باطل ابن زبیر به خشم آمد و گفت: ای خدایی که حاکم عدلی، تو شاهد باش. بعد خطاب به یارانش گفت: من در کشتن اینها شک ندارم که باید با اینها جنگید و هر کس شک دارد، بازگردد. در همان مکان و کنار بازار ارزاق جنگ شدیدی میان حکیم و فرزندش اشرف و برادرش رعل با دیگر همراهانش از گروه عبد القیس و گروه بكر بن وائل با سربازان عبدالله بن زبیر رخ داد. مردی پای حکیم را قطع کرد، حکیم پا را برداشت و به سوی مرد ضارب پرتاب کرد که به گردن او خورد و به زمین افتاد، حکیم با سرعت به سراغش رفت و او را به قتل رساند. در این جنگ علاوه بر حکیم و پسرش اشرف و برادرش رعل جمعی تا هفتاد نفر ذکر کردهاند، از گروه عبدالقیس در سال ۳۶ هجری در بصره (قبل از آغاز جنگ جمل) در ولای امیرالمؤمنین علی(ع) به شهادت رسیدند[۳].[۴]
جستارهای وابسته
- بنیعبدالقیس (قبیله)
- حکیم بن جبله (پدر)
- رعل بن جبله عبدی (عمو)
- عبدالله بن حکیم بن جبله (برادر)
منابع
پانویس
- ↑ اصح آن است که اشرف فرزند حکیم، و جبله جدّ او بوده است (قاموس الرجال، ج۲، ص۱۵۹).
- ↑ ر. ک: رجال طوسی، ص۳۵، ش۸؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۱۵۹ و تاریخ طبری، ج۴، ص۴۷۵.
- ↑ همان مدارک و اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۵۹.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۱۸۴-۱۸۵.