اصلاح در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
«[[اصلاح]]» مصدر باب [[افعال]] از ریشه "ص ل ح" و نقطه مقابل [[افساد]]<ref>الصحاح، ج ۱، ص ۳۸۴، «صلح».</ref> است و در منابع واژه‌نگاری [[فارسی]]<ref>لغت‌نامه، ج ۲، ص ۲۳۹۱؛ فرهنگ فارسی، ج ۱، ص ۲۹۳، «[[اصلاح]]».</ref> و [[عربی]]<ref> ابن‌منظور، لسان العرب، ج۲، ص۵۱۶؛ شرتونی، سعید، اقرب الموارد. ماده صلح؛ زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، ماده صلح؛ ترتیب العین، ص ۴۵۳ ۴۵۴، «صلح».</ref> به معنای به [[صلاح]] آوردن، بهبودی بخشیدن، تعمیر کردن، [[آشتی]] دادن، نیکویی کردن و آراستن و سامان دادن آمده است. معنای مشترک در همه مشتقات این واژه، [[سلامت]] از [[فساد]] است که شامل [[سلامت]] در ذات<ref>ترتیب العین، ص ۴۵۴، «صلح».</ref>، نظر و عمل<ref>لسان العرب، ج۷، ص۳۸۴؛ التحقیق، ج ۶، ص۲۶۵، «صلح».</ref> می‌گردد. اصل آن "[[صلح]]" در مقابل [[فساد]] به معنای [[سلامت]] از [[فساد]] است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۶، ص۲۶۵.</ref>.
«[[اصلاح]]» مصدر باب [[افعال]] از ریشه "ص ل ح" و نقطه مقابل [[افساد]]<ref>الصحاح، ج ۱، ص ۳۸۴، «صلح».</ref> است و در منابع واژه‌نگاری فارسی<ref>لغت‌نامه، ج ۲، ص ۲۳۹۱؛ فرهنگ فارسی، ج ۱، ص ۲۹۳، «[[اصلاح]]».</ref> و عربی<ref> ابن‌منظور، لسان العرب، ج۲، ص۵۱۶؛ شرتونی، سعید، اقرب الموارد. ماده صلح؛ زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، ماده صلح؛ ترتیب العین، ص ۴۵۳ ۴۵۴، «صلح».</ref> به معنای به [[صلاح]] آوردن، بهبودی بخشیدن، تعمیر کردن، [[آشتی]] دادن، نیکویی کردن و آراستن و سامان دادن آمده است. معنای مشترک در همه مشتقات این واژه، [[سلامت]] از [[فساد]] است که شامل [[سلامت]] در ذات<ref>ترتیب العین، ص ۴۵۴، «صلح».</ref>، نظر و عمل<ref>لسان العرب، ج۷، ص۳۸۴؛ التحقیق، ج ۶، ص۲۶۵، «صلح».</ref> می‌گردد. اصل آن "[[صلح]]" در مقابل [[فساد]] به معنای [[سلامت]] از [[فساد]] است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۶، ص۲۶۵.</ref>.


[[اصلاح]] گاه به اقامه و برپاداشتن چیزی پس از [[فساد]] و خرابی<ref>لسان العرب، ج ۷، ص ۳۸۴؛ اقرب الموارد، ج ۳، ص ۲۷۲؛ تاج العروس، ج ۴، ص ۱۲۵، «صلح».</ref> و گاه به بازگشت به حالت [[اعتدال]] حاصل می‌شود<ref>مفردات، ص ۶۳۶، «فسد».</ref>. مرحوم [[شیخ طوسی]] می‌نویسد: {{عربی|الصلاح استقامة الحال، و الاصلاح: جعل الشيء على الاستقامة}}<ref>شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج۱، ص۷۵.</ref> یعنی اصلاح [[معتدل]] قرار دادن چیزی است؛ [[علامه طباطبایی]] آن را به «لیاقت و شایستگی» معنا می‌کند<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۲، ص۷۵.</ref>.<ref>[[حمید رضا قنبری‌نژاد اصفهانی|قنبری‌نژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۱۶؛ [[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]].</ref>
[[اصلاح]] گاه به اقامه و برپاداشتن چیزی پس از [[فساد]] و خرابی<ref>لسان العرب، ج ۷، ص ۳۸۴؛ اقرب الموارد، ج ۳، ص ۲۷۲؛ تاج العروس، ج ۴، ص ۱۲۵، «صلح».</ref> و گاه به بازگشت به حالت [[اعتدال]] حاصل می‌شود<ref>مفردات، ص ۶۳۶، «فسد».</ref>. مرحوم [[شیخ طوسی]] می‌نویسد: {{عربی|الصلاح استقامة الحال، و الاصلاح: جعل الشيء على الاستقامة}}<ref>شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج۱، ص۷۵.</ref> یعنی اصلاح [[معتدل]] قرار دادن چیزی است؛ [[علامه طباطبایی]] آن را به «لیاقت و شایستگی» معنا می‌کند<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۲، ص۷۵.</ref>.<ref>[[حمید رضا قنبری‌نژاد اصفهانی|قنبری‌نژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۱۶؛ [[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]].</ref>
خط ۱۹: خط ۱۹:
# [[پرونده:1100821.jpg|22px]] [[حمید رضا قنبری‌نژاد اصفهانی|قنبری‌نژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰''']]
# [[پرونده:1100821.jpg|22px]] [[حمید رضا قنبری‌نژاد اصفهانی|قنبری‌نژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰''']]
# [[پرونده:1368105.jpg|22px]] [[سید حسین میرمعزی|میرمعزی، سید حسین]]، [[اصلاحات اقتصادی (مقاله)| مقاله «اصلاحات اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۷''']]
# [[پرونده:1368105.jpg|22px]] [[سید حسین میرمعزی|میرمعزی، سید حسین]]، [[اصلاحات اقتصادی (مقاله)| مقاله «اصلاحات اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۷''']]
# [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ اوت ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۳۱

مقدمه

«اصلاح» مصدر باب افعال از ریشه "ص ل ح" و نقطه مقابل افساد[۱] است و در منابع واژه‌نگاری فارسی[۲] و عربی[۳] به معنای به صلاح آوردن، بهبودی بخشیدن، تعمیر کردن، آشتی دادن، نیکویی کردن و آراستن و سامان دادن آمده است. معنای مشترک در همه مشتقات این واژه، سلامت از فساد است که شامل سلامت در ذات[۴]، نظر و عمل[۵] می‌گردد. اصل آن "صلح" در مقابل فساد به معنای سلامت از فساد است[۶].

اصلاح گاه به اقامه و برپاداشتن چیزی پس از فساد و خرابی[۷] و گاه به بازگشت به حالت اعتدال حاصل می‌شود[۸]. مرحوم شیخ طوسی می‌نویسد: الصلاح استقامة الحال، و الاصلاح: جعل الشيء على الاستقامة[۹] یعنی اصلاح معتدل قرار دادن چیزی است؛ علامه طباطبایی آن را به «لیاقت و شایستگی» معنا می‌کند[۱۰].[۱۱]

واژه انگلیسی Reform بیشتر با رویکرد اجتماعی و سیاسی به معنای درست کردن، آشتی، تعمیر و... به کار می‌رود[۱۲].[۱۳]

در فرهنگ‌نامه‌های سیاسی[۱۴] و اقتصادی[۱۵] و نیز در لغت‌نامه دهخدا[۱۶]، اصلاحات به مجموعه تغییرهایی گفته می‌شود که در جهت بهبود اوضاع اجتماعی، در چارچوب نظام تثبیت شده انجام می‌گیرد[۱۷].

منابع

پانویس

  1. الصحاح، ج ۱، ص ۳۸۴، «صلح».
  2. لغت‌نامه، ج ۲، ص ۲۳۹۱؛ فرهنگ فارسی، ج ۱، ص ۲۹۳، «اصلاح».
  3. ابن‌منظور، لسان العرب، ج۲، ص۵۱۶؛ شرتونی، سعید، اقرب الموارد. ماده صلح؛ زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، ماده صلح؛ ترتیب العین، ص ۴۵۳ ۴۵۴، «صلح».
  4. ترتیب العین، ص ۴۵۴، «صلح».
  5. لسان العرب، ج۷، ص۳۸۴؛ التحقیق، ج ۶، ص۲۶۵، «صلح».
  6. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۶، ص۲۶۵.
  7. لسان العرب، ج ۷، ص ۳۸۴؛ اقرب الموارد، ج ۳، ص ۲۷۲؛ تاج العروس، ج ۴، ص ۱۲۵، «صلح».
  8. مفردات، ص ۶۳۶، «فسد».
  9. شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج۱، ص۷۵.
  10. محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۲، ص۷۵.
  11. قنبری‌نژاد اصفهانی، حمید رضا، مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»، فرهنگ عاشورایی ج۱۰ ص ۱۶؛ میرسپاه، اکبر، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳.
  12. فرهنگ معاصر، ص ۳۷۸.
  13. میرسپاه، اکبر، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳.
  14. ر.ک: الکیالی، عبدالوهاب، موسوعة السیاسه، ج۱، ص۲۰۶.
  15. ر.ک: گلریز، حسن، فرهنگ توصیفی لغات و اصطلاحات علوم اقتصادی، کلمه Reform.
  16. دهخدا، لغت‌نامه، ماده اصلاح.
  17. میرمعزی، سید حسین، مقاله «اصلاحات اقتصادی»، دانشنامه امام علی، ج۷، ص ۴۵۰.