بنی یشکر بن جزیله: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع') |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==[[نسب]] و [[مساکن]] این [[قوم]]== | ==[[نسب]] و [[مساکن]] این [[قوم]]== | ||
این قوم در شمار [[قبایل قحطانی]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۶.</ref> و از | این قوم در شمار [[قبایل قحطانی]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۶.</ref> و از فروع و شعب [[قبیله]] بزرگ بنی لخماند که نسبشان به «یَشکُر بن جزیلة بن لخم (مالک) بن عدی بن حارث بن مُرة بن أدد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان» میرسد<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۰؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۴۹؛ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۵؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۶. نیز ر.ک: قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۵۱.</ref>. | ||
این قوم نیز بمانند دیگر [[طوایف]] [[لخم]] اصالتی [[یمنی]] دشتند<ref>ر.ک: دینوری، الاخبار الطوال، ص۵۴؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۲۹.</ref>. آنان همراه با دیگر طوایف لخم در سدههای نخستین میلادی بهویژه در اواخر [[قرن دوم]] میلادی در پی [[سیل عرم]] و ویرانی [[سد مأرب]]<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۴۲.</ref>، همراه با [[قبایل]] [[جذام]] و عامله و [[غسان]] به نواحی شمالی [[جزیرة العرب]] و [[شام]] کوچ کردند<ref>سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۲۴. بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر{{صل}} نیز، از لخم و جذام و عامله و غسان، به عنوان چهار قبیله سبئی که از یمن به شام کوچیده و در آن سرزمین منزل گزیدهاند، نام برده شده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۵۹)</ref> و در مناطق مختلفی از این [[سرزمین]] از جمله مناطق جنوبی [[فلسطین]] و در امتداد جهت [[غربی]] دریاچه [[بحر]] المیّت<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۴۲.</ref>، و به ویژه در جِفار<ref>منطقه ای بین فلسطین (رمله) و مصر. (حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۴۵)</ref> -که بیشتر [[لخمیها]] را در خود جای داده | این قوم نیز بمانند دیگر [[طوایف]] [[لخم]] اصالتی [[یمنی]] دشتند<ref>ر.ک: دینوری، الاخبار الطوال، ص۵۴؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۲۹.</ref>. آنان همراه با دیگر طوایف لخم در سدههای نخستین میلادی بهویژه در اواخر [[قرن دوم]] میلادی در پی [[سیل عرم]] و ویرانی [[سد مأرب]]<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۴۲.</ref>، همراه با [[قبایل]] [[جذام]] و عامله و [[غسان]] به نواحی شمالی [[جزیرة العرب]] و [[شام]] کوچ کردند<ref>سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۲۴. بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر{{صل}} نیز، از لخم و جذام و عامله و غسان، به عنوان چهار قبیله سبئی که از یمن به شام کوچیده و در آن سرزمین منزل گزیدهاند، نام برده شده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۵۹)</ref> و در مناطق مختلفی از این [[سرزمین]] از جمله مناطق جنوبی [[فلسطین]] و در امتداد جهت [[غربی]] دریاچه [[بحر]] المیّت<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۴۲.</ref>، و به ویژه در جِفار<ref>منطقه ای بین فلسطین (رمله) و مصر. (حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۴۵)</ref> -که بیشتر [[لخمیها]] را در خود جای داده بود -<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۰؛ حسن بن احمد همدانی، صفه جزیره العرب، ص۱۲۹؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۱۱.</ref> ساکن شدند. در پی [[فتوحات اسلامی]]، جمع زیادی از آنان به همراه دیگر همکیشان و [[خویشان]] خود به [[مصر]] عزیمت کردند<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۰.</ref> که از جمله منازل و [[مساکن]] شان در این [[سرزمین]] میتوان از «حمراوات ثلاث»<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی [[الیمن]] و قبائلهم)، ج۴، ص۶۵۳.</ref> و نیز کوهی به نام «[[جبل]] [[یشکر]]»<ref>حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۶۴؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۵۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۶.</ref> در حد فاصل بین [[مصر]] و قاهره<ref>حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۶۴؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۵۱. نیز ر.ک: ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۰.</ref> در قسمت پایین دست [[فسطاط]]<ref>زرکلی، الاعلام، ج۸، ص۱۹۱.</ref>، یاد کرد. بر این [[کوه]] [[مسجد جامع]] [[احمد بن عدوان]] قرار داشت<ref>حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۶۴؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۵۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۶.</ref> که به درخواست [[مردم]] منطقه، توسط [[احمد بن طولون]] –فرمانروای [[طولونی]] مصر- بر فراز این کوه ساخته شده بود.<ref>حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۶۴.</ref> جمعی از ایشان هم در [[الجزیره]] [[سوریه]]<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۶۵۳.</ref> و نیز [[کوفه]]<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۹۰ و ج۳، ص۳۴۲.</ref> ساکن بودند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==[[تاریخ]] [[جاهلی]] و [[اسلامی]] بنی [[یشکر]]== | ==[[تاریخ]] [[جاهلی]] و [[اسلامی]] بنی [[یشکر]]== | ||
از تاریخ جاهلی این [[قوم]]، جز حضور برخی از آنان همچون [[عمرو بن جبلة بن باعث بن صریم یشکری]] –شاعر جاهلی- در [[نبرد]] [[ذی قار]] و بر انگیختن قوم خود به [[مبارزه]]<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۲۸. ابوالفرج اصفهانی او را در شمار بنی یشکر بن بکر بن وائل برشمرده است. (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۴، ص۲۳۴)</ref> و نیز ندیمی گری [[نعمان بن منذر لخمی]] توسط [[منخل بن مسعود بن عامر یشکری]] و [[اخبار]] او در [[سعایت]] از [[شاعر]] معروف -[[نابغه]] ذبیانی- و فراری دادن او از [[حیره]] به [[شام]] و سپس [[قتل]] منخل در حدود ۲۰ [[قبل از هجرت]] توسط [[عمرو بن هند]] در پی سرایش اشعاری عاشقانه معروف به «رائیه» برای دخترش [[هند بن عمرو]]<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۵۲۲. در مقابل، بسیاری دیگر از منابع، منخل بن مسعود یا عمرو یشکری را در عداد شعرای قوم بنی یشکر بن بکر بن وائل برشمرده، از قتل او در حدود ۲۰ قبل از هجرت، توسط نعمان بن منذر به جهت انجام امور غیر اخلاقی و خلوت با «متجرده» -همسر نعمان بن منذر- عنوان کردهاند. (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۱، ص۵؛ مرزبانی، معجم الشعرا، ص۳۵۷؛ عمر فروخ، تاریخ الادب العربی، ج۱، ۱۶۸.)</ref>، خبری در دست نیست. از تاریخ اسلامی بنی یشکر هم، جز آنچه که در ذیل [[تراجم]] برخی از افراد شهیر این [[طایفه]] آمده، اطلاعی نداریم. بر این اساس، برپایی [[شورش]] توسط بسطام یشکری در [[کوفه]] و عبد السلام بن هاشم یشکری در جزیره [[عراق]]، تقریباً، تنها [[آگاهی]] هایمان از این طایفه کوچک است. بسطام شاکری معروف به «[[شوذب]]» از جمله [[خوارج]] جباری بود که در ایام [[خلافت]] [[عمر بن عبد العزیز]] (حک. ۹۹-۱۰۱)، در مکانی نزدیک به [[کوفه]] موسوم به «[[جوخا]]»، همراه با هشتاد تن از اصحابش [[قیام]] کرد. [[عمر بن عبد العزیز]] در پی [[سرکوب]] قیام بر آمد اما [[اجل]] مهلتش نداد و با به خلافت رسیدن [[یزید بن عبدالملک]] (حک. ۱۰۱-۱۰۵)، [[مردم کوفه]] به دستور او به [[نبرد]] با [[شوذب]] پرداختند، اما مصاف با او پذیرای [[شکست]] شدند و تابع فرامینش شدند. یزید بن عبدالملک سه [[لشکر]] با تعداد کل ۲۰۰۰ نفر به نبرد شوذب و یارانش فرستاد اما آنها نیز یکی پس از دیگری شکست خوردند و امر شوذب بالا گرفت. در پی ایجاد [[هراس]] در بین [[مردم]]، [[مسلمة بن عبدالملک]] -[[برادر]] | از تاریخ جاهلی این [[قوم]]، جز حضور برخی از آنان همچون [[عمرو بن جبلة بن باعث بن صریم یشکری]] –شاعر جاهلی- در [[نبرد]] [[ذی قار]] و بر انگیختن قوم خود به [[مبارزه]]<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۲۸. ابوالفرج اصفهانی او را در شمار بنی یشکر بن بکر بن وائل برشمرده است. (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۴، ص۲۳۴)</ref> و نیز ندیمی گری [[نعمان بن منذر لخمی]] توسط [[منخل بن مسعود بن عامر یشکری]] و [[اخبار]] او در [[سعایت]] از [[شاعر]] معروف -[[نابغه]] ذبیانی- و فراری دادن او از [[حیره]] به [[شام]] و سپس [[قتل]] منخل در حدود ۲۰ [[قبل از هجرت]] توسط [[عمرو بن هند]] در پی سرایش اشعاری عاشقانه معروف به «رائیه» برای دخترش [[هند بن عمرو]]<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۵۲۲. در مقابل، بسیاری دیگر از منابع، منخل بن مسعود یا عمرو یشکری را در عداد شعرای قوم بنی یشکر بن بکر بن وائل برشمرده، از قتل او در حدود ۲۰ قبل از هجرت، توسط نعمان بن منذر به جهت انجام امور غیر اخلاقی و خلوت با «متجرده» -همسر نعمان بن منذر- عنوان کردهاند. (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۱، ص۵؛ مرزبانی، معجم الشعرا، ص۳۵۷؛ عمر فروخ، تاریخ الادب العربی، ج۱، ۱۶۸.)</ref>، خبری در دست نیست. از تاریخ اسلامی بنی یشکر هم، جز آنچه که در ذیل [[تراجم]] برخی از افراد شهیر این [[طایفه]] آمده، اطلاعی نداریم. بر این اساس، برپایی [[شورش]] توسط بسطام یشکری در [[کوفه]] و عبد السلام بن هاشم یشکری در جزیره [[عراق]]، تقریباً، تنها [[آگاهی]] هایمان از این طایفه کوچک است. بسطام شاکری معروف به «[[شوذب]]» از جمله [[خوارج]] جباری بود که در ایام [[خلافت]] [[عمر بن عبد العزیز]] (حک. ۹۹-۱۰۱)، در مکانی نزدیک به [[کوفه]] موسوم به «[[جوخا]]»، همراه با هشتاد تن از اصحابش [[قیام]] کرد. [[عمر بن عبد العزیز]] در پی [[سرکوب]] قیام بر آمد اما [[اجل]] مهلتش نداد و با به خلافت رسیدن [[یزید بن عبدالملک]] (حک. ۱۰۱-۱۰۵)، [[مردم کوفه]] به دستور او به [[نبرد]] با [[شوذب]] پرداختند، اما مصاف با او پذیرای [[شکست]] شدند و تابع فرامینش شدند. یزید بن عبدالملک سه [[لشکر]] با تعداد کل ۲۰۰۰ نفر به نبرد شوذب و یارانش فرستاد اما آنها نیز یکی پس از دیگری شکست خوردند و امر شوذب بالا گرفت. در پی ایجاد [[هراس]] در بین [[مردم]]، [[مسلمة بن عبدالملک]] -[[برادر]] یزید - سپاهی ۱۰۰۰۰ نفره به [[فرماندهی]] [[سعد بن عمر حرشی]] به نبرد او فرستاد. این [[سپاه]] موفق شد، شوذب و یارانش را در محاصره بگیرد و او را در [[سال ۱۰۱ هجری]] به [[هلاکت]] برساند<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۲۵. نیز ر.ک: ابومخرمه عبدالله بن طیب بن عبدالله، قلادة النحر فی وفیات اعیان الدهر، ج۲، ص۹؛ زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۵۱.</ref>. | ||
عبد السلام بن هاشم یشکری هم از دیگر چهرههای بنام بنی یشکر بن جزیله است<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۹۸. ابن کلبی نسب او را از بنی یشکر بن بکر دانسته است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۷۱۵.)</ref> که از او به عنوان یکی از [[قیام]] کنندگان دوران [[خلافت عباسی]] یاد شده است. او در دوران [[حکومت مهدی عباسی]] (حک. ۱۲۶-۱۶۹) در بلاد جزیره قیام کرد و کارش بالا گرفت. جمعی از [[سپاهیان]] [[مهدی عباسی]] به نبردش رفتند و پس از شکست قیام او، وی را در [[سال ۱۶۲ هجری]] در قِنَّسرین<ref>شهری در شام در یک مرحله ای شهر حلب. (حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۰۴)</ref> از پای در آوردند<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۹۲-۲۹۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۱۴۲؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۵۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | عبد السلام بن هاشم یشکری هم از دیگر چهرههای بنام بنی یشکر بن جزیله است<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۹۸. ابن کلبی نسب او را از بنی یشکر بن بکر دانسته است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۷۱۵.)</ref> که از او به عنوان یکی از [[قیام]] کنندگان دوران [[خلافت عباسی]] یاد شده است. او در دوران [[حکومت مهدی عباسی]] (حک. ۱۲۶-۱۶۹) در بلاد جزیره قیام کرد و کارش بالا گرفت. جمعی از [[سپاهیان]] [[مهدی عباسی]] به نبردش رفتند و پس از شکست قیام او، وی را در [[سال ۱۶۲ هجری]] در قِنَّسرین<ref>شهری در شام در یک مرحله ای شهر حلب. (حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۰۴)</ref> از پای در آوردند<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۹۲-۲۹۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۱۴۲؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۵۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==مشاهیر بنی [[یشکر]]== | |||
از شمار مشاهیر و معاریف این [[قبیله]] علاوه بر نام افرادی که در متن به اسامی شان پرداخته شد، میتوان از [[ابومحمد جعفر بن عنبسة بن عمر یشکری کوفی]]، از [[قراء]] و نحویان [[قرن سوم]]<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۹۰. نیز ر.ک: ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲۰، ص۳۲۳-۳۲۴</ref> و [[ابو جعفر محمد بن سلمة بن أرتبیل یشکری]] معروف به «الیشکری»، عالم [[علم نسب]] و مؤلف آثاری چون: «بجیلة و أنسابها و أخبارها و أشعارها»، «خثعم و أنسابها و أخبارها و أشعارها»، «النوافل من العرب» و «المیسر و القداح»<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۳۴۲؛ زرکلی، الاعلام، ج۶، ص۱۴۷.</ref> یاد کرد<ref>رجال و بزرگانی که در منابع با نسبت «یشکری» از آنها یاد شده، بسیارند؛ اما وجود طوایف نسبتاً زیادی از قبایل عرب با نام مشابه «بنی یشکر» از جمله: یشکر بن بکر بن وائل، یشکر بن عمرو بن عمران در ازد، یشکر بن عدوان در قیس بن عیلان، یشکر بن عمیرة بن ناجیه در بنی مراد همدان، یشکر بن مبشر بن صعب در ازد و.... (ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۳۴-۳۵. نیز ر.ک: عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۵-۱۲۶۶) از یک سو، و عدم انجام تفکیک کامل و مناسب منتسبین به این طوایف از سوی منابع از سوی دیگر، گزینش منتسبین طایفه مورد نظر را قدری با مشکل مواجه نمود. از این رو، به جهت عدم اطمینان از انتساب افراد یاد شده به طایفه مذکور، از ذکر آنان خودداری شد.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۴ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۰:۰۱
نسب و مساکن این قوم
این قوم در شمار قبایل قحطانی[۱] و از فروع و شعب قبیله بزرگ بنی لخماند که نسبشان به «یَشکُر بن جزیلة بن لخم (مالک) بن عدی بن حارث بن مُرة بن أدد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان» میرسد[۲].
این قوم نیز بمانند دیگر طوایف لخم اصالتی یمنی دشتند[۳]. آنان همراه با دیگر طوایف لخم در سدههای نخستین میلادی بهویژه در اواخر قرن دوم میلادی در پی سیل عرم و ویرانی سد مأرب[۴]، همراه با قبایل جذام و عامله و غسان به نواحی شمالی جزیرة العرب و شام کوچ کردند[۵] و در مناطق مختلفی از این سرزمین از جمله مناطق جنوبی فلسطین و در امتداد جهت غربی دریاچه بحر المیّت[۶]، و به ویژه در جِفار[۷] -که بیشتر لخمیها را در خود جای داده بود -[۸] ساکن شدند. در پی فتوحات اسلامی، جمع زیادی از آنان به همراه دیگر همکیشان و خویشان خود به مصر عزیمت کردند[۹] که از جمله منازل و مساکن شان در این سرزمین میتوان از «حمراوات ثلاث»[۱۰] و نیز کوهی به نام «جبل یشکر»[۱۱] در حد فاصل بین مصر و قاهره[۱۲] در قسمت پایین دست فسطاط[۱۳]، یاد کرد. بر این کوه مسجد جامع احمد بن عدوان قرار داشت[۱۴] که به درخواست مردم منطقه، توسط احمد بن طولون –فرمانروای طولونی مصر- بر فراز این کوه ساخته شده بود.[۱۵] جمعی از ایشان هم در الجزیره سوریه[۱۶] و نیز کوفه[۱۷] ساکن بودند.[۱۸]
تاریخ جاهلی و اسلامی بنی یشکر
از تاریخ جاهلی این قوم، جز حضور برخی از آنان همچون عمرو بن جبلة بن باعث بن صریم یشکری –شاعر جاهلی- در نبرد ذی قار و بر انگیختن قوم خود به مبارزه[۱۹] و نیز ندیمی گری نعمان بن منذر لخمی توسط منخل بن مسعود بن عامر یشکری و اخبار او در سعایت از شاعر معروف -نابغه ذبیانی- و فراری دادن او از حیره به شام و سپس قتل منخل در حدود ۲۰ قبل از هجرت توسط عمرو بن هند در پی سرایش اشعاری عاشقانه معروف به «رائیه» برای دخترش هند بن عمرو[۲۰]، خبری در دست نیست. از تاریخ اسلامی بنی یشکر هم، جز آنچه که در ذیل تراجم برخی از افراد شهیر این طایفه آمده، اطلاعی نداریم. بر این اساس، برپایی شورش توسط بسطام یشکری در کوفه و عبد السلام بن هاشم یشکری در جزیره عراق، تقریباً، تنها آگاهی هایمان از این طایفه کوچک است. بسطام شاکری معروف به «شوذب» از جمله خوارج جباری بود که در ایام خلافت عمر بن عبد العزیز (حک. ۹۹-۱۰۱)، در مکانی نزدیک به کوفه موسوم به «جوخا»، همراه با هشتاد تن از اصحابش قیام کرد. عمر بن عبد العزیز در پی سرکوب قیام بر آمد اما اجل مهلتش نداد و با به خلافت رسیدن یزید بن عبدالملک (حک. ۱۰۱-۱۰۵)، مردم کوفه به دستور او به نبرد با شوذب پرداختند، اما مصاف با او پذیرای شکست شدند و تابع فرامینش شدند. یزید بن عبدالملک سه لشکر با تعداد کل ۲۰۰۰ نفر به نبرد شوذب و یارانش فرستاد اما آنها نیز یکی پس از دیگری شکست خوردند و امر شوذب بالا گرفت. در پی ایجاد هراس در بین مردم، مسلمة بن عبدالملک -برادر یزید - سپاهی ۱۰۰۰۰ نفره به فرماندهی سعد بن عمر حرشی به نبرد او فرستاد. این سپاه موفق شد، شوذب و یارانش را در محاصره بگیرد و او را در سال ۱۰۱ هجری به هلاکت برساند[۲۱].
عبد السلام بن هاشم یشکری هم از دیگر چهرههای بنام بنی یشکر بن جزیله است[۲۲] که از او به عنوان یکی از قیام کنندگان دوران خلافت عباسی یاد شده است. او در دوران حکومت مهدی عباسی (حک. ۱۲۶-۱۶۹) در بلاد جزیره قیام کرد و کارش بالا گرفت. جمعی از سپاهیان مهدی عباسی به نبردش رفتند و پس از شکست قیام او، وی را در سال ۱۶۲ هجری در قِنَّسرین[۲۳] از پای در آوردند[۲۴].[۲۵]
مشاهیر بنی یشکر
از شمار مشاهیر و معاریف این قبیله علاوه بر نام افرادی که در متن به اسامی شان پرداخته شد، میتوان از ابومحمد جعفر بن عنبسة بن عمر یشکری کوفی، از قراء و نحویان قرن سوم[۲۶] و ابو جعفر محمد بن سلمة بن أرتبیل یشکری معروف به «الیشکری»، عالم علم نسب و مؤلف آثاری چون: «بجیلة و أنسابها و أخبارها و أشعارها»، «خثعم و أنسابها و أخبارها و أشعارها»، «النوافل من العرب» و «المیسر و القداح»[۲۷] یاد کرد[۲۸].[۲۹]
منابع
- حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
پانویس
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۶.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۰؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۴۹؛ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۵؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۶. نیز ر.ک: قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۵۱.
- ↑ ر.ک: دینوری، الاخبار الطوال، ص۵۴؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۲۹.
- ↑ محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۴۲.
- ↑ سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۲۴. بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر(ص) نیز، از لخم و جذام و عامله و غسان، به عنوان چهار قبیله سبئی که از یمن به شام کوچیده و در آن سرزمین منزل گزیدهاند، نام برده شده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۵۹)
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۴۲.
- ↑ منطقه ای بین فلسطین (رمله) و مصر. (حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۴۵)
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۰؛ حسن بن احمد همدانی، صفه جزیره العرب، ص۱۲۹؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۱۱.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۰.
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۶۵۳.
- ↑ حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۶۴؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۵۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۶.
- ↑ حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۶۴؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۵۱. نیز ر.ک: ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۰.
- ↑ زرکلی، الاعلام، ج۸، ص۱۹۱.
- ↑ حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۶۴؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۵۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۶.
- ↑ حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۶۴.
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۶۵۳.
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۹۰ و ج۳، ص۳۴۲.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۲۸. ابوالفرج اصفهانی او را در شمار بنی یشکر بن بکر بن وائل برشمرده است. (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۴، ص۲۳۴)
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۵۲۲. در مقابل، بسیاری دیگر از منابع، منخل بن مسعود یا عمرو یشکری را در عداد شعرای قوم بنی یشکر بن بکر بن وائل برشمرده، از قتل او در حدود ۲۰ قبل از هجرت، توسط نعمان بن منذر به جهت انجام امور غیر اخلاقی و خلوت با «متجرده» -همسر نعمان بن منذر- عنوان کردهاند. (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۱، ص۵؛ مرزبانی، معجم الشعرا، ص۳۵۷؛ عمر فروخ، تاریخ الادب العربی، ج۱، ۱۶۸.)
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۲۵. نیز ر.ک: ابومخرمه عبدالله بن طیب بن عبدالله، قلادة النحر فی وفیات اعیان الدهر، ج۲، ص۹؛ زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۵۱.
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۹۸. ابن کلبی نسب او را از بنی یشکر بن بکر دانسته است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۷۱۵.)
- ↑ شهری در شام در یک مرحله ای شهر حلب. (حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۰۴)
- ↑ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۹۲-۲۹۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۱۴۲؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۵۷.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۹۰. نیز ر.ک: ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲۰، ص۳۲۳-۳۲۴
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۳۴۲؛ زرکلی، الاعلام، ج۶، ص۱۴۷.
- ↑ رجال و بزرگانی که در منابع با نسبت «یشکری» از آنها یاد شده، بسیارند؛ اما وجود طوایف نسبتاً زیادی از قبایل عرب با نام مشابه «بنی یشکر» از جمله: یشکر بن بکر بن وائل، یشکر بن عمرو بن عمران در ازد، یشکر بن عدوان در قیس بن عیلان، یشکر بن عمیرة بن ناجیه در بنی مراد همدان، یشکر بن مبشر بن صعب در ازد و.... (ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۳۴-۳۵. نیز ر.ک: عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۵-۱۲۶۶) از یک سو، و عدم انجام تفکیک کامل و مناسب منتسبین به این طوایف از سوی منابع از سوی دیگر، گزینش منتسبین طایفه مورد نظر را قدری با مشکل مواجه نمود. از این رو، به جهت عدم اطمینان از انتساب افراد یاد شده به طایفه مذکور، از ذکر آنان خودداری شد.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت