خالد بن عرفطه: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل = خالد بن عرفطه | مداخل مرتبط = خالد بن عرفطه در تاریخ اسلامی | پرسش مرتبط = }} == آشنایی اجمالی == در نسبش اختلاف وجود دارد؛ بیشتر منابع نام و نسب وی را خالد بن عرفطة بن أبرهه، از تیره حزاز بن کاه...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| (۱۱ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== آشنایی اجمالی == | == آشنایی اجمالی == | ||
در نسبش [[اختلاف]] وجود دارد؛ بیشتر منابع نام و [[نسب]] وی را [[خالد بن عرفطة بن أبرهه]]، از تیره حزاز بن | در نسبش [[اختلاف]] وجود دارد؛ بیشتر منابع نام و [[نسب]] وی را [[خالد بن عرفطة بن أبرهه]]، از تیره «[[بنی حزاز بن کاهل]]»، از [[قبیله]] «[[بنیعذره]]» گفتهاند که در انتساب به قبیله خود، به «عذری» و «حزازی» منسوب شده است<ref>ر.ک: هشام کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۳، ص۳۲؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۲۰۴؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۴۹.</ref>. از آنجا که عذره تیرهای از [[قضاعه]] است، به وی نسبت [[قضاعی]] نیز دادهاند<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۴۵؛ ذهبی، تجرید أسماء الصحابه، ج۱، ص۱۵۲.</ref>. چنانکه به «لیثی» و «بکری» هم منسوب شده که بر پایه آن از «[[بنی لیث بن بکر بن عبدمناة]]» است<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۱.</ref>. [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۰۹.</ref> به نقل از عمر بن شبه در کتاب [[اخبار]] [[مکه]]، خالد را فرزند [[عرفطة بن صعیر بن حزاز]] معرفی میکند که در [[کودکی]] به مکه آمد و با [[بنوزهره]] [[همپیمان]] شد. از این رو، عده ای خالد را برادرزاده [[ثعلبة بن صعیر]] گفتهاند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۱.</ref>. افزون بر موارد پیش گفته، [[ابن منده]] (م۳۹۵) وی را [[خزاعی]] نسبت میدهد که [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۲.</ref> آن را نمیپذیرد. | ||
به گفته [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۳؛ ج۶، ص۹۸.</ref>، خالد قبل از [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شد و در شمار صحابهای است که بعدها به [[کوفه]] رفته و در آنجا خانهای بنا کرده است، قرار میگیرد. از این رو به او نسبت [[کوفی]] نیز دادهاند<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۳۸.</ref>. خالد [[راوی]] چند [[حدیث از رسول خدا]]{{صل}} است. از جمله [[عبدالله بن یسار]] گوید: با [[سلیمان بن صرد خزاعی]] و خالد بن عرفطه نشسته بودیم که خبر آوردند مردی بر اثر [[درد]] شکم فوت کرده است، در این حال، یکی از آن دو به دیگری گفت: آیا نشنیدی که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: کسی که از درد شکم بمیرد (همچون [[شهید]]) [[عذاب قبر]] ندارد؟ دیگری گفت: بله شنیدم<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۶۲؛ نسائی، السنن، ج۴، ص۹۸.</ref>. خالد [[روایت]] دیگری درباره پدید آمدن [[فتنهها]] پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} و سفارش آن حضرت به کناره گرفتن از آنها نقل کرده است<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۵، ص۲۹۲؛ ابن ابیعاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۲۸۰.</ref> که محل [[تأمل]] است؛ زیرا [[ابوموسی اشعری]] نیز در ماجرای | به گفته [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۳؛ ج۶، ص۹۸.</ref>، خالد قبل از [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شد و در شمار صحابهای است که بعدها به [[کوفه]] رفته و در آنجا خانهای بنا کرده است، قرار میگیرد. از این رو به او نسبت [[کوفی]] نیز دادهاند<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۳۸.</ref>. خالد [[راوی]] چند [[حدیث از رسول خدا]]{{صل}} است. از جمله [[عبدالله بن یسار]] گوید: با [[سلیمان بن صرد خزاعی]] و خالد بن عرفطه نشسته بودیم که خبر آوردند مردی بر اثر [[درد]] شکم فوت کرده است، در این حال، یکی از آن دو به دیگری گفت: آیا نشنیدی که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: کسی که از درد شکم بمیرد (همچون [[شهید]]) [[عذاب قبر]] ندارد؟ دیگری گفت: بله شنیدم<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۶۲؛ نسائی، السنن، ج۴، ص۹۸.</ref>. خالد [[روایت]] دیگری درباره پدید آمدن [[فتنهها]] پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} و سفارش آن حضرت به کناره گرفتن از آنها نقل کرده است<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۵، ص۲۹۲؛ ابن ابیعاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۲۸۰.</ref> که محل [[تأمل]] است؛ زیرا [[ابوموسی اشعری]] نیز در ماجرای [[جنگ جمل]] شبیه چنین روایتی را نقل کرد و [[مردم]] را به دوری از [[جنگ]] [[تشویق]] کرد که با [[اعتراض]] [[عمار بن یاسر]] ([[صحابی]] برگزیده [[پیامبر]]) مواجه شد<ref>ثقفی، الغارات، ج۲، ص۹۱۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۶۰.</ref> و نیز در [[روایت]] دیگری، [[رسول خدا]]{{صل}} مردم را به [[اطاعت]] از [[حضرت علی]]{{ع}} در هنگام بروز [[فتنهها]] سفارش کرده است<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۴۵۰؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج۲، ص۲۸۷.</ref>. افزون برآنکه<ref>چنان که در ادامه مدخل خواهد آمد.</ref> خود او در [[درگیریها]] و حوادث بعدی حضوری چشمگیر دارد. وی راوی روایتهای دیگری مانند [[دعای پیامبر]]{{صل}} برای [[سپاه]] «[[احمس]]»<ref>طایفهای از بجیله در یمن است، طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۲.</ref> و نیز در باب مسح از روی [[کفش]]<ref>زیعلی، نصب الرایه، ج۱، ص۲۴۸.</ref> است. البته برخی [[دانشمندان رجالی]] [[شیعه]]<ref>تستری، ج۱۱، ص۱۱۹.</ref>، [[ناقلان حدیث]] مسح را [[مذمت]] کردهاند، چون مسح بر روی کفش خلاف صریح [[قرآن]]:{{متن قرآن|وَٱمْسَحُوا۟ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى ٱلْكَعْبَيْنِ}}<ref>«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دستهایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دستهای خود را مسح نمایید، خداوند نمیخواهد شما را در تنگنا افکند ولی میخواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه 6.</ref> و در [[فقه شیعه]] پذیرفته نیست<ref>ابن بابویه، فقه الرضا، ص۶۸.</ref>. | ||
خالد در [[فتوحات عراق]] شرکت کرد و در [[جنگ قادسیه]] (سال ۱۴)، [[جانشین]] [[سعد بن ابیوقاص]] شد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۲۱.</ref>. او در [[فتح مدائن]] از [[فرماندهان سپاه]] بود و [[ساباط]] را [[تصرف]] کرد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۲۳.</ref>. خالد [[گرایش اموی]] داشت تا جایی که [[طبری]]<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۷۸.</ref> او را [[همپیمان]] [[بنیامیه]] معرفی میکند و | خالد در [[فتوحات عراق]] شرکت کرد و در [[جنگ قادسیه]] (سال ۱۴)، [[جانشین]] [[سعد بن ابیوقاص]] شد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۲۱.</ref>. او در [[فتح مدائن]] از [[فرماندهان سپاه]] بود و [[ساباط]] را [[تصرف]] کرد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۲۳.</ref>. خالد [[گرایش اموی]] داشت تا جایی که [[طبری]]<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۷۸.</ref> او را [[همپیمان]] [[بنیامیه]] معرفی میکند و [[عثمان بن عفان]]، زمینی در [[عراق]] نزد «[[حمام اعین]]» به او داد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۳۶.</ref>. وی [[سال ۴۱ هجری]] در [[دفاع]] از معاویه، با [[عبدالله بن ابیالحوثاء]] که ضد معاویه خروج کرده بودند، جنگید و او را از پای درآورد<ref>خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۵۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۷.</ref>. [[زیاد بن عبید]]<ref>زیاد بن ابیه حاکم عراقین.</ref> نیز او را بر [[کوفه]] گمارد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۸۸.</ref>. شاید به همین سبب باشد که وقتی مختار ثقفی را دید او را [[کذاب]] دانست و [[حدیثی]] درباره [[دروغ بستن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} از آن حضرت نقل کرد<ref>ابن ابیشیبه، المصنف، ج۶، ص۲۰۳؛ ابن ابیعاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۷.</ref>. در ماجرای [[شهادت]] مظلومانه [[حجر بن عدی]]، خالد از اشراف چهارگانه کوفه بود که شهادتنامه [[ظالمانه]] علیه [[حجر]] را [[امضا]] کرد<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۴۲؛ ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۱۰.</ref>. | ||
از نکات قابل توجه در [[زندگی]] خالد، [[پیشگویی حضرت علی]]{{ع}} درباره [[گمراهی]] و [[بدفرجامی]] اوست. [[سوید بن غفله]] گوید: نزد [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} بودم که مردی وارد شد و گفت: | از نکات قابل توجه در [[زندگی]] خالد، [[پیشگویی حضرت علی]]{{ع}} درباره [[گمراهی]] و [[بدفرجامی]] اوست. [[سوید بن غفله]] گوید: نزد [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} بودم که مردی وارد شد و گفت: خالد بن عرفطه مُرد. حضرت فرمود: او نمرده و نمیمیرد تا [[ریاست]] [[لشکر]] [[ضلالت]] را بر دوش کشد و آن لشکر را بیاورد و [[پرچمدار]] آن هم [[حبیب بن حمار]] است.در این هنگام مردی از پای [[منبر]] برخاست و گفت: من [[دوستدار]] شما و حبیب بن حمار هستم، حضرت فرمود: مبادا این کار را انجام دهی! و البته این کار را خواهی کرد و آن [[پرچم]] را از این در وارد [[مسجد]] میکنی<ref>حضرت در مسجد کوفه با دست اشاره به بابالفیل مسجد کرد.</ref>. [[زمان]] گذشت تا اینکه ابنزیاد، [[عمر بن سعد]] را به [[جنگ با امام حسین]]{{ع}} فرستاد و خالد بن عرفطه در مقدمه لشکر بود و حبیب بن حمار نیز پرچمدار آن و از [[بابالفیل]] وارد [[مسجد کوفه]] شدند<ref>فضل بن شاذان، الإیضاح، ص۶۹؛ مفید، الارشاد، ج۱، ص۳۲۹؛ ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۴۶.</ref>. در همین راستا یکی از [[نوادگان]] خالد گوید: در [[روز شهادت امام حسین]]{{ع}} نزد خالد بودیم، به ما گفت: از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که فرمود: بعد از من درباره اهلبیتم گرفتار [[ابتلا]] و [[امتحان]] خواهید شد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۲؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۹۴.</ref>. شگفت اینکه خود او چنین روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} میشنود، اما [[رئیس]] [[لشکر]] [[ضلالت]] میشود. افزون بر آنکه خالد در [[روایت]] پیش گفته، [[اقرار]] میکند که رسول خدا{{صل}} او را از فتنههای [[آینده]] برحذر داشته است! خالد، راوی و مورد توجه [[عمر بن خطاب]] بود<ref>طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۳؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.</ref>. عثمان نهدی، عبدالله بن یسار و مولایش مسلم از او روایت نقل کردهاند<ref>ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۳۳۷.</ref>. از [[نسل]] او فرزندانش «[[ابوبکر بن خالد بن عرفطه|ابوبکر]]»<ref>ذهبی، الکاشف، ج۲، ص۴۱۰.</ref>، «[[عمر بن خالد بن عرفطه|عمر]]»<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۳۲۷.</ref> و نوادگانش «[[طالوت بن ابیبکر بن خالد|طالوت بن ابیبکر]]»<ref>ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۴، ص۴۹۵.</ref>، «[[عمارة بن یحیی]]»<ref>ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.</ref> و «[[قاسم عرفطی]]»<ref>عجلی، معرفة الثقات، ج۲، ص۲۱۳.</ref> جزء [[راویان حدیث]] هستند. | ||
درباره [[مرگ]] خالد [[اختلاف]] است. برخی گویند [[سال ۶۰]] یا [[۶۱ هجری]] درگذشت<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۸.</ref>. البته قول به سال ۶۰ با حضور وی در [[جنگ با امام حسین]]{{ع}} در [[سال ۶۱ هجری]] متناقض است. قول دیگری گوید؛ وی در سال ۶۴ به دست مختار ثقفی کشته شد<ref>ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.</ref>. خالد هنگام سکونت در [[کوفه]] خانهای بزرگ ساخت که تا [[زمان]] [[قیام زید بن علی بن الحسین]] (سال ۱۲۲) برپا بود<ref>طبری، تاریخ، ج۷، ص۱۸۴؛ براقی، تاریخ الکوفه، ص۴۳۳.</ref>. | درباره [[مرگ]] خالد [[اختلاف]] است. برخی گویند [[سال ۶۰]] یا [[۶۱ هجری]] درگذشت<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۸.</ref>. البته قول به سال ۶۰ با حضور وی در [[جنگ با امام حسین]]{{ع}} در [[سال ۶۱ هجری]] متناقض است. قول دیگری گوید؛ وی در سال ۶۴ به دست مختار ثقفی کشته شد<ref>ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.</ref>. خالد هنگام سکونت در [[کوفه]] خانهای بزرگ ساخت که تا [[زمان]] [[قیام زید بن علی بن الحسین]] (سال ۱۲۲) برپا بود<ref>طبری، تاریخ، ج۷، ص۱۸۴؛ براقی، تاریخ الکوفه، ص۴۳۳.</ref>. | ||
گفتنی است، بعضی منابع از شخص دیگری با نام خالد بن عرفطه<ref>یا عرفجه، ر.ک: ذهبی، میزان الاعتدال، ج۱، ص۶۳۵.</ref> یاد کردهاند که از حبیب بن سالم روایت میکند. این شخص نزد [[ابوحاتم]] مجهول است<ref>ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۳۴۰؛ ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۲۶۱.</ref>.<ref>[[رحمتالله بانشی|بانشی، رحمتالله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «خالد بن عرفطه»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۱۹۷-۱۹۸.</ref> | گفتنی است، بعضی منابع از شخص دیگری با نام خالد بن عرفطه<ref>یا عرفجه، ر.ک: ذهبی، میزان الاعتدال، ج۱، ص۶۳۵.</ref> یاد کردهاند که از [[حبیب بن سالم]] روایت میکند. این شخص نزد [[ابوحاتم]] مجهول است<ref>ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۳۴۰؛ ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۲۶۱.</ref>.<ref>[[رحمتالله بانشی|بانشی، رحمتالله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «خالد بن عرفطه»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۱۹۷-۱۹۸.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
* [[بنیعذره]] (قبیله) | * [[بنیعذره]] (قبیله) | ||
* [[عرفطة بن صعیر بن حزار]] (پدر) | * [[عرفطة بن صعیر بن حزار]] (پدر) | ||
* [[ثعلبة بن | * [[ثعلبة بن صعیر]] (عمو) | ||
* [[ابوبکر بن خالد]] (فرزند) | * [[ابوبکر بن خالد بن عرفطه]] (فرزند) | ||
* [[عمر بن خالد]] (فرزند) | * [[عمر بن خالد بن عرفطه]] (فرزند) | ||
* [[طالوت بن | * [[طالوت بن ابیبکر بن خالد]] (نواده) | ||
* [[عمارة بن یحیی]] (نواده) | * [[عمارة بن یحیی]] (نواده) | ||
* [[قاسم عرفطی]] (نواده) | * [[قاسم عرفطی]] (نواده) | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۵۵
آشنایی اجمالی
در نسبش اختلاف وجود دارد؛ بیشتر منابع نام و نسب وی را خالد بن عرفطة بن أبرهه، از تیره «بنی حزاز بن کاهل»، از قبیله «بنیعذره» گفتهاند که در انتساب به قبیله خود، به «عذری» و «حزازی» منسوب شده است[۱]. از آنجا که عذره تیرهای از قضاعه است، به وی نسبت قضاعی نیز دادهاند[۲]. چنانکه به «لیثی» و «بکری» هم منسوب شده که بر پایه آن از «بنی لیث بن بکر بن عبدمناة» است[۳]. ابن حجر[۴] به نقل از عمر بن شبه در کتاب اخبار مکه، خالد را فرزند عرفطة بن صعیر بن حزاز معرفی میکند که در کودکی به مکه آمد و با بنوزهره همپیمان شد. از این رو، عده ای خالد را برادرزاده ثعلبة بن صعیر گفتهاند[۵]. افزون بر موارد پیش گفته، ابن منده (م۳۹۵) وی را خزاعی نسبت میدهد که ابن اثیر[۶] آن را نمیپذیرد.
به گفته ابن سعد[۷]، خالد قبل از فتح مکه مسلمان شد و در شمار صحابهای است که بعدها به کوفه رفته و در آنجا خانهای بنا کرده است، قرار میگیرد. از این رو به او نسبت کوفی نیز دادهاند[۸]. خالد راوی چند حدیث از رسول خدا(ص) است. از جمله عبدالله بن یسار گوید: با سلیمان بن صرد خزاعی و خالد بن عرفطه نشسته بودیم که خبر آوردند مردی بر اثر درد شکم فوت کرده است، در این حال، یکی از آن دو به دیگری گفت: آیا نشنیدی که رسول خدا(ص) فرمود: کسی که از درد شکم بمیرد (همچون شهید) عذاب قبر ندارد؟ دیگری گفت: بله شنیدم[۹]. خالد روایت دیگری درباره پدید آمدن فتنهها پس از رحلت رسول خدا(ص) و سفارش آن حضرت به کناره گرفتن از آنها نقل کرده است[۱۰] که محل تأمل است؛ زیرا ابوموسی اشعری نیز در ماجرای جنگ جمل شبیه چنین روایتی را نقل کرد و مردم را به دوری از جنگ تشویق کرد که با اعتراض عمار بن یاسر (صحابی برگزیده پیامبر) مواجه شد[۱۱] و نیز در روایت دیگری، رسول خدا(ص) مردم را به اطاعت از حضرت علی(ع) در هنگام بروز فتنهها سفارش کرده است[۱۲]. افزون برآنکه[۱۳] خود او در درگیریها و حوادث بعدی حضوری چشمگیر دارد. وی راوی روایتهای دیگری مانند دعای پیامبر(ص) برای سپاه «احمس»[۱۴] و نیز در باب مسح از روی کفش[۱۵] است. البته برخی دانشمندان رجالی شیعه[۱۶]، ناقلان حدیث مسح را مذمت کردهاند، چون مسح بر روی کفش خلاف صریح قرآن:﴿وَٱمْسَحُوا۟ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى ٱلْكَعْبَيْنِ﴾[۱۷] و در فقه شیعه پذیرفته نیست[۱۸].
خالد در فتوحات عراق شرکت کرد و در جنگ قادسیه (سال ۱۴)، جانشین سعد بن ابیوقاص شد[۱۹]. او در فتح مدائن از فرماندهان سپاه بود و ساباط را تصرف کرد[۲۰]. خالد گرایش اموی داشت تا جایی که طبری[۲۱] او را همپیمان بنیامیه معرفی میکند و عثمان بن عفان، زمینی در عراق نزد «حمام اعین» به او داد[۲۲]. وی سال ۴۱ هجری در دفاع از معاویه، با عبدالله بن ابیالحوثاء که ضد معاویه خروج کرده بودند، جنگید و او را از پای درآورد[۲۳]. زیاد بن عبید[۲۴] نیز او را بر کوفه گمارد[۲۵]. شاید به همین سبب باشد که وقتی مختار ثقفی را دید او را کذاب دانست و حدیثی درباره دروغ بستن بر پیامبر(ص) از آن حضرت نقل کرد[۲۶]. در ماجرای شهادت مظلومانه حجر بن عدی، خالد از اشراف چهارگانه کوفه بود که شهادتنامه ظالمانه علیه حجر را امضا کرد[۲۷].
از نکات قابل توجه در زندگی خالد، پیشگویی حضرت علی(ع) درباره گمراهی و بدفرجامی اوست. سوید بن غفله گوید: نزد امیرالمؤمنین علی(ع) بودم که مردی وارد شد و گفت: خالد بن عرفطه مُرد. حضرت فرمود: او نمرده و نمیمیرد تا ریاست لشکر ضلالت را بر دوش کشد و آن لشکر را بیاورد و پرچمدار آن هم حبیب بن حمار است.در این هنگام مردی از پای منبر برخاست و گفت: من دوستدار شما و حبیب بن حمار هستم، حضرت فرمود: مبادا این کار را انجام دهی! و البته این کار را خواهی کرد و آن پرچم را از این در وارد مسجد میکنی[۲۸]. زمان گذشت تا اینکه ابنزیاد، عمر بن سعد را به جنگ با امام حسین(ع) فرستاد و خالد بن عرفطه در مقدمه لشکر بود و حبیب بن حمار نیز پرچمدار آن و از بابالفیل وارد مسجد کوفه شدند[۲۹]. در همین راستا یکی از نوادگان خالد گوید: در روز شهادت امام حسین(ع) نزد خالد بودیم، به ما گفت: از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: بعد از من درباره اهلبیتم گرفتار ابتلا و امتحان خواهید شد[۳۰]. شگفت اینکه خود او چنین روایتی از پیامبر(ص) میشنود، اما رئیس لشکر ضلالت میشود. افزون بر آنکه خالد در روایت پیش گفته، اقرار میکند که رسول خدا(ص) او را از فتنههای آینده برحذر داشته است! خالد، راوی و مورد توجه عمر بن خطاب بود[۳۱]. عثمان نهدی، عبدالله بن یسار و مولایش مسلم از او روایت نقل کردهاند[۳۲]. از نسل او فرزندانش «ابوبکر»[۳۳]، «عمر»[۳۴] و نوادگانش «طالوت بن ابیبکر»[۳۵]، «عمارة بن یحیی»[۳۶] و «قاسم عرفطی»[۳۷] جزء راویان حدیث هستند.
درباره مرگ خالد اختلاف است. برخی گویند سال ۶۰ یا ۶۱ هجری درگذشت[۳۸]. البته قول به سال ۶۰ با حضور وی در جنگ با امام حسین(ع) در سال ۶۱ هجری متناقض است. قول دیگری گوید؛ وی در سال ۶۴ به دست مختار ثقفی کشته شد[۳۹]. خالد هنگام سکونت در کوفه خانهای بزرگ ساخت که تا زمان قیام زید بن علی بن الحسین (سال ۱۲۲) برپا بود[۴۰].
گفتنی است، بعضی منابع از شخص دیگری با نام خالد بن عرفطه[۴۱] یاد کردهاند که از حبیب بن سالم روایت میکند. این شخص نزد ابوحاتم مجهول است[۴۲].[۴۳]
جستارهای وابسته
- بنیعذره (قبیله)
- عرفطة بن صعیر بن حزار (پدر)
- ثعلبة بن صعیر (عمو)
- ابوبکر بن خالد بن عرفطه (فرزند)
- عمر بن خالد بن عرفطه (فرزند)
- طالوت بن ابیبکر بن خالد (نواده)
- عمارة بن یحیی (نواده)
- قاسم عرفطی (نواده)
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: هشام کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۳، ص۳۲؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۲۰۴؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۴۹.
- ↑ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۴۵؛ ذهبی، تجرید أسماء الصحابه، ج۱، ص۱۵۲.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۱.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۰۹.
- ↑ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۱.
- ↑ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۲.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۳؛ ج۶، ص۹۸.
- ↑ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۳۸.
- ↑ احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۶۲؛ نسائی، السنن، ج۴، ص۹۸.
- ↑ احمد بن حنبل، المسند، ج۵، ص۲۹۲؛ ابن ابیعاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۲۸۰.
- ↑ ثقفی، الغارات، ج۲، ص۹۱۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۶۰.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۴۵۰؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج۲، ص۲۸۷.
- ↑ چنان که در ادامه مدخل خواهد آمد.
- ↑ طایفهای از بجیله در یمن است، طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۲.
- ↑ زیعلی، نصب الرایه، ج۱، ص۲۴۸.
- ↑ تستری، ج۱۱، ص۱۱۹.
- ↑ «ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دستهایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دستهای خود را مسح نمایید، خداوند نمیخواهد شما را در تنگنا افکند ولی میخواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه 6.
- ↑ ابن بابویه، فقه الرضا، ص۶۸.
- ↑ دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۲۱.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۲۳.
- ↑ طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۷۸.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۳۶.
- ↑ خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۵۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۷.
- ↑ زیاد بن ابیه حاکم عراقین.
- ↑ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۸۸.
- ↑ ابن ابیشیبه، المصنف، ج۶، ص۲۰۳؛ ابن ابیعاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۷.
- ↑ ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۴۲؛ ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۱۰.
- ↑ حضرت در مسجد کوفه با دست اشاره به بابالفیل مسجد کرد.
- ↑ فضل بن شاذان، الإیضاح، ص۶۹؛ مفید، الارشاد، ج۱، ص۳۲۹؛ ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۴۶.
- ↑ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۲؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۹۴.
- ↑ طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۳؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.
- ↑ ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۳۳۷.
- ↑ ذهبی، الکاشف، ج۲، ص۴۱۰.
- ↑ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۳۲۷.
- ↑ ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۴، ص۴۹۵.
- ↑ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.
- ↑ عجلی، معرفة الثقات، ج۲، ص۲۱۳.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۸.
- ↑ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.
- ↑ طبری، تاریخ، ج۷، ص۱۸۴؛ براقی، تاریخ الکوفه، ص۴۳۳.
- ↑ یا عرفجه، ر.ک: ذهبی، میزان الاعتدال، ج۱، ص۶۳۵.
- ↑ ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۳۴۰؛ ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۲۶۱.
- ↑ بانشی، رحمتالله، مقاله «خالد بن عرفطه»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۹۷-۱۹۸.