من لا یحضره الفقیه (کتاب): تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
(۲۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==کتاب [[من لایحضره الفقیه]]==
{{جعبه اطلاعات مجموعه کتاب
این کتاب نوشته [[محمد بن علی بن بابویه]] ملقب به [[شیخ صدوق]] (م ۳۸۱ق) است که مورد توجه [[علمای شیعه]] بوده و [[مرجع]] آنان در [[استنباط]] [[احکام]] است. نام کتاب را از کتاب محمد زکریای [[رازی]] به نام من لایحضره الطبیب گرفته است<ref>شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۲.</ref>؛ یعنی این کتاب، [[فقیه]] کسی است که فقیهی در دسترس وی نباشد. شماری به جهت اظهار نظر [[صدوق]] در آغاز کتاب که گفته [[اخبار]] مورد [[اعتماد]] خود را در این اثر آورده‌ام<ref>شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۲: {{عربی|وَ لَمْ أَقْصِدْ فِيهِ قَصْدَ المصنفين فِي إِيرَادِ جَمِيعِ مَا رَوَوْهُ بَلْ قَصَدْتُ إِلَى إِيرَادِ مَا أُفْتِي بِهِ وَ أَحْكُمُ بِصِحَّتِهِ وَ أَعْتَقِدُ فِيهِ أَنَّهُ حُجَّةٌ فِيمَا بَيْنِی وَ بَيْنَ رَبِّي تَقَدَّسَ ذِكْره}}.</ref>، [[عنایت]] خاصی به آن دارند و [[احادیث]] آن را بر احادیث دیگر [[کتب اربعه]] ترجیح می‌دهند؛ چون [[صدوق]] صحت آن را در اول کتاب تضمین کرده است<ref>محمدتقی مجلسی، روضة المتقین، ج۱۴، ص۳۵۰: {{عربی|ذكروا أنّ الصدوق ضمن صحة جميع ما في كتابه}}.</ref>؛ به گونه‌ای که صاحب مستدرک الوسائل می‌نویسد: بدون [[اختلاف]] و درنگ، احادیث آن جزو حدیث‌های صحیح است<ref>میرزاحسین نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، ج۴، ص۵: {{عربی|أحاديثه معدودة في الصحاح من غير خلاف و لا توقف}}.</ref> و گفته‌اند [[روایات]] مرسل [[کتاب ]][[من لا یحضره الفقیه]] مانند مرسلات ابن ابی [[عمیر]] از جهت [[حجیت]] و اعتبار است<ref>شیخ بهائی، حبل المتین، ص۵۲ و ضمن رسائل، ص۱۱؛ میرزاحسین نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، ج۵، ص۵۰۲؛ البته شماری گفته‌اند صدوق دو نوع مرسل دارد: در مواردی در من لایحضره الفقیه گفته «روی» و در مواردی گفته «قال» که دومی قابل اعتماد است (سیدعلی حسینی سیستانی، لا ضرر و لا ضرار، ص۸۵، به نقل از سیدابوالقاسم موسوی خوئی؛ جعفر سبحانی تبریزی، الزکاة فی الشریعة الإسلامیة الغراء، ج۲، ص۲۶)؛ این تفصیل را از برخی شاگردان امام خمینی شنیده‌ام که نظر امام این بوده است.</ref> و این ویژگی مخصوص این کتاب است.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ؟؟؟.</ref>
| عنوان پیشین =  
| عنوان = من لا یحضره الفقیه
| عنوان پسین =  
| عنوان اصلی =  
| تصویر = IM009894.jpg
| اندازه تصویر = 200px
| از مجموعه =
| زبان = عربی
| زبان اصلی =
| نویسنده = [[شیخ صدوق]]  
| نویسندگان =
| تحقیق یا تدوین =
| زیر نظر =
| به کوشش =
| مترجم =
| مترجمان =
| ویراستار =
| ویراستاران =
| موضوع = [[امامت]]، [[حدیث]]
| مذهب = شیعه
| ناشر = مؤسسه النشر الاسلامی‬‏‫
| به همت =
| وابسته به =
| محل نشر = قم، ایران
| سال نشر = ۱۴۲۹ ق
| چاپ =
| تعداد جلد = ۶
| فهرست جلدها =
| شابک = 978-964-470-415-4
| شماره ملی = 1631464
}}
'''من لا یحضره الفقیه''' کتابی است به زبان عربی که به بررسی احادیث شیعه می‌پردازد. این کتاب به قلم [[محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی]] مشهور به [[شیخ صدوق]] نوشته شده و [[انتشارات مؤسسه النشر الاسلامی‬‏‫]] نشر آن را به عهده داشته است.


==صدوق مؤلف کتاب من لا یحضره الفقیه==
== دربارهٔ کتاب ==  
نویسنده این کتاب [[ارزشمند]] [[شیخ صدوق]] است که در [[شیعه]] مورد [[احترام]] فراوان است. گفته می‌شود ایشان به دعای [[حضرت حجت]] به [[دنیا]] آمده است<ref>شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، مقدمه، ج۱، ص۷؛ سیدمهدی بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، ج۳، ص۲۹۳.</ref>. او در گردآوری [[احادیث اهل بیت]] تلاش فراوانی کرد. صدوق در [[قم]] نشو و نما یافت و بعد به [[ری]] رفت. وی برای گردآوری [[حدیث]] به شهرهای مختلف [[جهان اسلام]] [[سفر]] کرده و از استادان گوناگون حدیث شنیده است<ref>شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، مقدمه، ج۱، ص۷.</ref>. مرحوم ربانی شیرازی در مقدمه معانی الأخبار تلاش کرده سفرهای وی را از کتاب‌هایش استخراج کند. او [[هجرت]] [[صدوق]] به [[ری]] را در سال ۳۳۹ و [[رجب]] سال ۳۴۷ قمری بیان کرده است. صدوق در سال ۳۵۲ به [[مشهد]]، [[نیشابور]] و [[مرو]] و بعد به [[بغداد]] و [[کوفه]] رفته است. پس از [[سفر]] [[حج]] نیز به فید، [[همدان]] و مناطق مختلف ماوراءالنهر سفر کرده است. او به بلخ، ایلاق، [[سرخس]]، [[سمرقند]] و فرغانه نیز سفر کرده است<ref>شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۱۷-۲۵، مقدمه.</ref>. استادان زیادی برای صدوق ذکر کرده و گفته‌اند از حدود ۲۵۲ نفر [[حدیث]] شنیده و ۲۷ نفر از او [[روایت]] کرده‌اند<ref>شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۳۷-۷۲، مقدمه؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه؛ مقدمه، ج۱.</ref>. در مقدمه کتاب الهدایه ذکر شده که [[مشایخ]] صدوق ۲۰۶ نفر هستند و این کتاب ۳۵ نفر از آمار ذکر شده در مقدمه معانی الأخبار را دقیق نمی‌داند<ref>شیخ صدوق، الهدایة فی الأصول و الفروع، ص۴۷-۸۹، مقدمه تحقیق.</ref>.
در معرفی این کتاب آمده است: «یکی از مهمترین منابع و [[جوامع حدیثی شیعه]] و دومین کتاب جامع از [[کتب اربعه]] است.
[[نجاشی]] وی را [[قمی]] و ساکن ری معرفی می‌کند؛ ولی حوزه [[نفوذ]] صدوق را [[خراسان]] هم می‌داند و می‌نویسد: [[ابوجعفر]] (صدوق) که در ری بود، شیخ ما و [[فقیه]] ما و وجه [[طائفه]] در خراسان که در سال ۳۵۵ قمری به بغداد آمد، و شیوخ طائفه از او حدیث شنیدند، با اینکه [[جوان]] بود<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ص۳۸۹.</ref>.


[[پدر]] [[شیخ بهایی]] در هنگام معرفی مؤلف [[کتاب ]][[مدینة العلم]] [[شیخ صدوق]] و [[من لا یحضره الفقیه]] وی می‌نویسد: این دو اثر از شیخ [[جلیل نبیل ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی]] است. این شیخ جلیل القدر دارای [[منزلت]] بزرگ در میان [[خاصه]] و [[عامه]] بود. او [[احادیث]] را [[حفظ]] کرد و [[بصیر]] و [[آگاه]] به [[فقه]]، [[رجال]] و [[علوم عقلیه]] و نقلیه و ناقد [[اخبار]] بود. او شیخ [[فرقه ناجیه]] و فقیه آن و بزرگ آن در خراسان و [[عراق]] [[عجم]] بود. او دارای کتاب‌های [[ارزشمندی]] مانند دعائم الإسلام، [[غریب]] حدیث النبی و الائمه، [[ثواب]] الأعمال و [[عقاب]] الأعمال، کتاب التوحید، الإعتقادات ([[عقاید]] [[دین]] الأمامیه) و دارای حدود سیصد تصنیف بود. مانند او در [[حفظ]] و [[دانش]] زیاد نبودند. در سال ۳۵۵ به [[بغداد]] رفت و بزرگان [[شیعه]] از او [[حدیث]] شنیدند، درحالی که [[جوان]] بود. در [[ری]] در سال ۳۸۱ قمری درگذشت؛ [[رحمت خدا]] بر او باد<ref>حسین بن عبد الصمد عاملی، وصول الأخیار، ص۸۶.</ref>. شیخ [[بهائی]] بین تعریف [[نجاشی]] که [[نقل]] شد و آنچه [[شیخ طوسی]] ذکر کرده، جمع کرده است، با این تفاوت که شیخ تصریح می‌کند در میان علمای [[قم]] مانند او دیده نشده است<ref>شیخ طوسی، فهرست کتب الشیعة و أصولهم، ص۴۴۲: {{عربی|محمّد بن علي بن الحسين بن موسى بن بابويه القمّي؛ يكنّي أباجعفر كان جليلا حافظا للأحاديث بصيرا بالرجال ناقدا للأخبار، لم ير في القميين مثله، في حفظه و كثرة علمه. له نحو من ثلاث مائة مصنّف و فهرست كتبه معروف، و أنا أذكر ما يحضرني في الوقت من أسماء كتبه}}.</ref>. اکنون قبرستانی که [[شیخ صدوق]] در شهرری در آن [[دفن]] است، با نام [[ابن بابویه]] در کنار امامزاده [[عبدالله]] مشهور است.
[[شیخ صدوق]]، این کتاب را به درخواست و سفارش استادش [[ابوعبدالله محمد بن حسن علوی]] معروف به «نُعمه» در بلخ و متأثر از سبک و روش «کتاب من لا یحضره الطبیب» زکریای رازی نوشته است تا اگر کسی به [[فقیه]] و دانشمند مسائل [[شرعی]] دسترسی نداشت با وجود این کتاب که کتابی جامع و کامل در باب مسائل و [[احکام شریعت]] [[اسلام]] است [[بی‌نیاز]] باشد. [[محمد بن حسن]] [[علوی]] که [[یار]] شفیق شیخ صدوق بود، هم استاد وی به شمار می‌‌رفت و هم شاگردش وی کتاب [[من لا یحضره الفقیه]] را در سال (۳۷۲ق) از محضر شیخ استماع کرده و [[روایت]] نموده است.
[[خطیب بغدادی]] در معرفی شیخ صدوق می‌نویسد: او به بغداد وارد شد و به نقل از پدرش حدیث نقل می‌کرد؛ از شیوخ و بزرگان شیعه و مشهوران رافضیان بود؛ سپس [[حدیثی]] با واسطه از وی نقل می‌کند<ref>ابی بکر احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۳، ص۳۰۳.</ref>. [[ابن ندیم]] در شرح حال پدرش از او یاد می‌کند<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۲۷۷.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ؟؟؟.</ref>


==تألیفات شیخ صدوق==
نویسنده این کتاب را تماماً مبتنی بر اصول اربعمائة (منابع چهارصد گانۀ [[حدیثی]] که توسط [[شاگردان]] [[اهل بیت]] {{عم}} نوشته شده) به [[نگارش]] درآورد، به‌ویژه اینکه نام برخی از این کتاب‌ها را در مقدمۀ [[کتاب ذکر]] کرده و سلسلۀ اساتید و [[مشایخ]] روایت خود برای [[نقل احادیث]] کتابش را در پایان کتاب به عنوان «مشیخه» آورده است تا حذف سندهای [[روایات]] به دلیل اختصار آن، موجب بی‌اعتبار گشتن روایاتش نباشد.
شیخ صدوق که دارای سبک و اندیشه‌ای خاص در ساماندهی [[اخبار]] بوده، در سفرهای خود توانست اخبار زیادی را گرد آورد و به گونه‌ای متفاوت [[احادیث]] شنیده شده خود را سامان دهد. او آثار فراوانی نگاشته که بخش عمده آن مفقود شده است<ref>ر.ک: احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ص۳۸۹، ش۱۰۴۹.</ref>؛ درعین حال مقدار مهمی از آنها باقی مانده است. شیخ صدوق دو کتاب مهم در [[فقه]] به نام [[المقنع]] و الهدایه دارد و کتاب إعتقادات الإمامیه، کتاب التوحید و [[کمال الدین و تمام النعمه]] از دیگر کتب مهم او در [[مسائل اعتقادی]] هستند.


[[صدوق]] [[کتب حدیثی]] زیادی داشته که بسیاری مفقوداند و شماری از آنها به جای مانده است؛ مانند کتاب الخصال، [[علل الشرائع]]، معانی الأخبار، عیون أخبار [[الرضا]]{{ع}}، [[ثواب]] الأعمال و [[عقاب]] الأعمال، الأمالی، صفات الشیعه، [[فضائل]] الشیعه، فضائل أشهر الثلاثه، مصادقة الإخوان و المواعظ. یکی از آثار [[حدیثی]] وی [[مدینة العلم]] بوده<ref>ر.ک: احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ص۳۸۹، ش۱۰۴۹.</ref> که از [[کتاب ]][[من لا یحضره الفقیه]] بزرگ‌تر بوده است<ref>شیخ طوسی، فهرست کتب الشیعه و أصولهم، ص۴۴۳.</ref>. با توجه به وجود کتاب مدینة العلم است که [[پدر]] شیخ [[بهائی]] به جای [[کتب اربعه]]، از تعبیر کتب خمسه استفاده کرده است<ref>حسین بن عبدالصمد عاملی، وصول الأخیار، ص۸۵؛ شیخ محسن آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ج۱۴، ص۹۳، ج۲۰، ص۲۵۱.</ref>؛ ولی متأسفانه این اثر مفقود است. [[علی بن طاووس]] (م ۶۶۴ق) این کتاب را در دسترس داشته و در کتاب [[فلاح]] السائل در موارد متعدد از آن [[نقل]] کرده است<ref>ابن طاووس، فلاح السائل، ص۶۹، ۷۲، ۷۸، ۸۵، ۱۲۷ و ۱۵۵.</ref>؛ صاحب مستدرک الوسائل هم موارد آن را از فلاح السائل به نقل از مدینة العلم گزارش کرده است<ref>میرزاحسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۱۷۲، ۲۲۱، ۳۶۲، ۳۷۲، ۵۱۷، ۵۲۰ و ج۳، ص۲۱، ۹۷، ۱۰۲، ۱۱۲، ۱۳۰ و ج۹، ص۱۶۳.</ref>؛ [[علامه حلی]] هم در منتهی المطلب در چند مورد از این کتاب نقل کرده است<ref>علامه حلی، منتهی المطلب، ج۴، ص۵۰ و ۶۴.</ref>. صاحب معالم العلماء آن را دارای ده جزء معرفی کرده که ناتمام مانده است<ref>ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ص۱۱۲.</ref>. کتاب در [[النظیم هم از مدینة العلم حدیث]] نقل کرده است<ref>یوسف بن حاتم شامی، الدر النظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم، ص۴۰.</ref>. [[شهید]] اول در ذکری الشیعه در هنگام مقایسه کتب [[شیعه]] با کتاب‌های [[اهل سنت]]، حجم مدینة العلم را زیاد می‌داند که این مطلب نشان می‌دهد آن را دیده است<ref>شهید اول، ذکری الشیعه، ج۱، ص۵۹؛ البته امکان دارد شهید بر اساس نظر شیخ طوسی این مطلب را گفته باشد.</ref>. گفته می‌شود وقتی [[علامه مجلسی]] متوجه شد این کتاب در برخی مناطق [[یمن]] موجود است، از طریق [[سلطان]] وقت تلاش کرد آن را به دست آورد که به نتیجه نرسید<ref>سید نعمت‌الله جزائری، کشف الأسرار فی شرح الإستبصار، ج۱، ص۲۸۴.</ref>. با توجه به گزارش معالم العلماء و [[نقل]] در النظیم به نظر می‌رسد این کتاب فقط در [[فروع دین]] نبوده؛ بلکه باب اول آن در [[توحید]] بوده است. شاید مانند کتاب الهدایة فی الأصول و الفروع تدوین شده باشد.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ؟؟؟.</ref>
شیخ صدوق در این کتاب، [[احادیث]] همۀ [[ابواب فقهی]] را که در نظر خودش معتبر بوده و به عنوان منبع [[استنباط]] [[حکم شرعی]] به شمار می‌‌روند، آورده است و منظورش از تألیف این کتاب به هیچ رو گردآوری یک مجموعۀ صرفاً حدیثی نبوده است؛ بلکه او با این مجموعه از احادیث، نظرات [[فقهی]] خود و مستندات [[روایی]] فتاوای خویش را تصنیف کرده است در [[حقیقت]] او این کتاب را با سبک «[[فقه روایی]]» نوشته نه «[[فقه]] استنباطی».


==ساختار [[من لا یحضره الفقیه (کتاب)|من لا یحضره الفقیه]]==
این کتاب تقریباً ششصد و شصت باب، از ابتدای مباحث [[طهارت]] تا حدود و دیات (البته نه با ترتیب [[کتب فقهی]] امروزی بلکه با ترتیبی که خود شیخ صدوق به آن داده است) را شامل می‌‌شود که در مجموع چیزی حدود شش هزار [[حدیث]] در بر دارد.
[[کتاب]] من لا یحضره الفقیه مجموعه‌ای از کتب [[فقهی]] است که کتاب [[طهارت]] آن با باب المیاه آغاز و با [[احکام]] الأموات پایان می‌یابد. بعد از کتاب طهارت، ابواب الصلاة و حدودها، شروع می‌شود و تا پایان جلد اول به مسائل [[نماز]] اختصاص دارد. جلد دوم هم با عنوان ابواب [[زکات]] است. مسائل [[روزه]] نیز با عنوان کتاب الصوم یاد می‌شود. این دو تعبیر متفاوت در ادامه کتاب نیز وجود دارد. قبل از کتابِ حدود عنوان باب “مناهی النبی{{صل}}” آمده که در دیگر [[کتب اربعه]] نیست. [[احادیث]] فقهی کتاب من لا یحضره الفقیه با کتب [[الفرائض]] و المواریث پایان می‌یابد. آخرین باب آن باب النوادر است<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۲۰-۳۵۲.</ref>. تعداد احادیث این کتاب بر اساس شمارش نسخه [[غفاری]] ۵۹۲۰ [[حدیث]] است.


===نگاهی به منابع و اسناد کتاب من لا یحضره الفقیه===
[[شیخ صدوق]] در این کتاب نزدیک به پانصد [[راوی]] و شیخِ [[روایت]] دارد که در سلسلۀ [[مشایخ]] وی واقع شده‌اند و آنها را در «مشیخه آورده» است.
اکنون نگاهی اجمالی به شیوه نقل، منابع و [[سند]] [[روایات]] در این اثر می‌اندازیم:
#[[صدوق]] در مقدمه کتاب، بخشی از منابع خود را ذکر کرده است؛ مانند کتاب [[حریز بن عبدالله]]، کتاب [[عبیدالله حلبی]]، کتاب‌های [[علی بن مهزیار]]، کتاب‌های [[حسین بن سعید اهوازی]]، [[نوادر ابن ابی عمیر]] و جامع [[حسن بن ولید]] و کتبی دیگر<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳.</ref>. ایشان در مواردی از [[کلینی]] [[حدیث]] [[نقل]] کرده که نشان می‌دهد [[کتاب شریف کافی]]<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۵۳.</ref> را در [[اختیار]] داشته است.
#[[شیخ صدوق]] در موارد زیادی برای اختصار، [[سند]] [[روایات]] را حذف کرده و فقط [[راوی]] آخر را آورده است؛ گرچه برخی از همان [[اخبار]]، در دیگر کتب [[صدوق]] با سند نقل شده است. گاهی با تعبیر “قال” و گاهی با عبارت “روی” [[حدیثی]] را آورده. برخی تعبیر “قال” را در حد خبر معتبر می‌دانند<ref>آقاحسین طباطبایی بروجردی، نهایة التقریر، ج۲، ص۳۵۱: {{عربی|فرق بين ما إذا عبّر بقوله "قال" و بين ما إذا عبّر بقوله "روى" فيعتبر الأوّل دون الثاني}}.</ref>. صدوق برخی اخبار را به صورت مرسل نقل کرده است.
#صدوق در پایان کتاب، اسناد خود را به کتب مختلفی که از آنها نقل کرده، تحت عنوان “مشیخه” گزارش کرده است تا روایات را از ارسال خارج سازد و [[مسند]] جلوه دهد؛ اما در مواردی نمی‌توان با [[تکیه]] بر مشیخه خبری را مسند دانست؛ زیرا قراین کافی برای مسند ساختن آن در متن کتاب و مشیخه وجود ندارد؛ درنتیجه تعداد زیادی از خبرهای آن مرسل تلقی می‌شود.


===روش شیخ صدوق در [[کتاب]] [[من لا یحضره الفقیه]]===
مشیخۀ کتاب به دلیل اهمیت و جایگاه والایی که در [[شناخت]] اعتبار [[احادیث]] کتاب دارد به طور مستقل چاپ شده و همواره مورد شرح و تعلیق اساتید و [[دانشمندان]] بزرگ [[رجال]] قرار گرفته است»<ref>[https://makarem.ir/main.aspx?lid=0&mid=249267&typeinfo=23&catid=24114 پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی]</ref>
در متن کتاب من لا یحضره الفقیه نکته‌های دقیق و قابل توجهی وجود دارد که به برخی آنها اشاره می‌شود:
#شیخ صدوق در موارد متعدد از رساله پدرش [[علی بن بابویه]] با تعبیر {{عربی|قال أبي في رسالته إلَىّ}}: “پدرم در رساله‌اش به من گفته است” نقل کرده<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۵۷، ۸۱، ۸۸، ۸۹، ۹۸، ۱۶۵، ۱۶۹، ۱۷۱، ۲۶۲-۲۶۳، ۲۶۹، ۲۷۹، ۳۷۷، ۳۸۰، ۴۰۲، ۴۱۴، ۴۸۴، ۴۹۶، ۵۶۱ و ۵۶۳ و جلدهای بعدی که در این موارد نظر خود را هم بیان می‌نماید.</ref> که اگر در تمام آن موارد دقت شود و با کتاب [[فقه]] [[الرضا]]، [[تطبیق]] داده شود، این نظر تقویت می‌گردد که فقه الرضا همان رساله [[علی بن بابویه]] است و چون فرزند [[بابویه]] [[موسی]] بوده، یعنی [[علی بن حسین بن موسی بن بابویه]] (گاهی [[علی بن موسی]] با حذف نام [[حسین]] آمده، زیرا برخی [[اسامی]] را در نسبت ذکر نمی‌کنند) [[تصور]] شده که منظور از علی بن موسی، [[امام رضا]]{{ع}} است<ref>مثلاً در آخر جلد سوم من لا یحضره الفقیه آمده «محمد بن علی بن بابویه» و در آغاز جلد چهارم باب مناهی النبی آمده {{عربی|قال: ابو جعفر محمد بن الحسين بن موسى بن بابويه القمي، فقيه، نزيل ري، مصنف هذا الكتاب}} که در آن، نام علی، پدر صدوق، ذکر نشده است.</ref>.
#[[صدوق]] در مواردی به بیان دیدگاه دیگر [[علمای شیعه]] می‌پردازد؛ برای نمونه در [[حدیثی]] در معنای [[تجدید]] [[قبر]]، نظر [[محمد بن حسن صفار]]، [[محمد بن حسن بن ولید]]<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۲۰۵ و ۲۵۳.</ref>، [[سعد بن عبدالله]] و [[احمد بن ابی عبدالله]] برقی<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۷.</ref> را [[نقل]] و سپس نظر خود را بیان می‌کند<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۸۹.</ref>. گاهی هم در ضمن [[روایات فقهی]]، دیدگاه ویژه [[کلامی]] خود را بیان می‌کند؛ مانند نظرش درباره [[سهو النبی]] یا اسهاء النبی<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۹.</ref>؛ وی در موارد متعدد اظهار نظر [[فقهی]] دارد<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۵ و ۳۹۸.</ref> و به نظر می‌رسد مسائل [[ارث]] را از [[کتاب ]][[فضل بن شاذان]] نقل کرده باشد<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۲۵۷، ۲۷۶ و ۲۸۶.</ref>.
#ایشان به تناسب، نظر [[تاریخی]] خویش را بیان می‌کند؛ مانند [[محل دفن]] [[حضرت زهرا]]{{س}} که سه قول را بیان می‌کند و قول [[دفن]] [[حضرت]] در خانه‌اش را می‌پذیرد<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۵۷۲.</ref>. او گاهی به نقد مسائل تاریخی نیز می‌پردازد؛ مانند این ادعا که برخی ذبیح را [[اسحاق]] دانسته‌اند نه [[اسماعیل]]. ایشان این نظر را نقد می‌کند و ذبیح را اسماعیل می‌داند<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۲۳۰.</ref>. او حتی روایتی از [[ابن عباس]] [[نقل]] می‌کند که [[عمر بن خطاب]] در هنگام [[دعا]] برای آمدن [[باران]]، [[عموی پیامبر]]{{صل}} را واسطه قرار داده است<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۵۳۸: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّكَ}}.</ref>. [[اهل سنت]] نیز نقل کرده‌اند [[عمر]] برای [[نماز]] استسقاء به [[عباس]] [[توسل]] می‌جست<ref>شمس الدین سرخسی، المبسوط، ج۲، ص۷۷؛ علاءالدین کاسانی، بدائع الصنائع، ج۱، ص۲۸۳: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّكَ العَبَّاس. حين أخرجه للاستسقاء}}.</ref>. البته هنگام بیان نظر خود می‌گوید: “مصنف این کتاب می‌گوید” تا مبادا سخنانش با [[حدیث]] درآمیزد.
#[[صدوق]] به تناسب شرح [[حدیثی]] که دیه [[اهل کتاب]] را مانند دیه [[مسلمان]] می‌شمرد و نقل [[اخبار]] [[مخالف]] آن، به نقش [[زمان]] و مکان در تفاوت [[حکم]] اشاره می‌کند و پس از بررسی می‌گوید: اگر شرایط [[ذمه]] را رعایت کنند و [[جزیه]] بدهند، دیه خطایی کشتن آنان دیه یک مسلمان است و روایاتی ناظر به این نظر نقل می‌کند<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۲۲ و ۱۲۳: {{عربی|هَذِهِ الْأَخْبَارُ اخْتَلَفَتْ لِاخْتِلَافِ الْأَحْوَالِ وَ لَيسَتْ هِي عَلَى اخْتِلَافِهَا فِي حَالٍ وَاحِدَةٍ... وَ أَقَرُّوا بِالْجِزْيةِ وَ أَدَّوْهَا فَعَلَى مَنْ قَتَلَ وَاحِداً مِنْهُمْ خَطَأً دِيةُ الْمُسْلِمِ وَ تَصْدِيقُ ذَلِكَ}}.</ref>.
#[[شیخ صدوق]] گاهی به اظهار نظر رجالی و ارزیابی اسناد حدیث می‌پردازد؛ مثلاً [[سماعة بن مهران]] را [[واقفی]] معرفی می‌کند<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۱۲۱، ۱۳۸ و ۱۶۱.</ref> یا حدیثی را [[غریب]] می‌شمارد که تنها از طریق [[عبدالعظیم حسنی]] رسیده است. صدوق او را [[مرضی]] می‌شمارد<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۱۲۸.</ref>.
#صدوق در موارد متعدد از دیگر آثار خود یاد کرده است، که شماری از آنها در دسترس نیست؛ مانند جامع [[علل]] الحج<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۱۹۰.</ref>، کتاب النبوه<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۲۳۱.</ref>، [[تفسیر قرآن]]<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۳۲۸.</ref>، [[تفسیر]] المنزل فی الحج<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۴۸۶.</ref> و کتاب [[مقتل]] الحسین{{ع}} که انواع [[زیارت‌ها]] را در آن بیان کرده است<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۵۹۸.</ref>.
#[[صدوق]] نکته‌های لغوی و ادبی جالبی بیان می‌کند؛ مثلاً دربارۀ معنای “وادی مهزور” در [[مدینه]] می‌گوید: این کلمه [[فارسی]] است و از “هرزآب” در فارسی گرفته شده؛ یعنی منطقه‌ای که آب اضافی و زائد به آنجا می‌رود<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۹۹.</ref> یا به بیان معنای عرف و مانند آن می‌پردازد<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۸.</ref> یا درباره معنای “ناصبی” و [[حکم]] [[ناصبی]] و [[لعن]] کننده [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نظر می‌دهد<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۴۰۸.</ref>.
#[[شیخ صدوق]] در پایان [[کتاب]] [[من لا یحضره الفقیه]] بابی دارد با عنوان “نوادر” که در آن [[اخبار]] مفصلی را [[نقل]] کرده که دارای [[موعظه]] و حِکَم [[اخلاقی]] سودمند است و جنبه [[فقهی]] به معنای مصطلح آن ندارد. در این باب ابتدا توصیه‌های [[پیامبر]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} را آورده و بعد [[کلمات قصار]] حکمت‌آمیزی از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده است؛ آن گاه پاسخ‌های امیرالمؤمنین{{ع}} به مرد شامی و [[وصیت]] [[حضرت]] به [[محمد بن حنفیه]] را که همانند [[نامه]] ۳۱ [[نهج البلاغه]] به [[امام حسن]]{{ع}} است، با سندی دیگر آورده است<ref>این احتمال بعید نیست که این نامه را حضرت برای فرزندان خود نگاشته باشد و نسخه‌ای از آنچه برای امام حسن{{ع}} نوشته و آنچه برای محمد بن حنفیه نگاشته، در اختیار باشد.</ref>. سپس مواعظی از [[امام صادق]]{{ع}} و دیگر [[معصومان]] را همراه با اخباری دیگر نقل کرده است.
#همان‌گونه که در معرفی کافی ذکر شد، شیخ صدوق هم در مواردی به [[سیره]] افرادی مانند [[ابوذر]] از [[صحابه]] استناد کرده است؛ مانند [[شرایط امام]] [[جماعت]]<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۷۸؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ص۳۲۶؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۳، ص۳۰؛ علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۹۹: {{متن حدیث|قَالَ أَبُو ذَرٍّ: إِنَّ إِمَامَكَ شَفِيعُكَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا تَجْعَلْ شَفِيعَكَ سَفِيهاً وَ لَا فَاسِقاً}}.</ref> و سخنان ابوذر پس از [[مرگ]] پسرش ذر<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۸۵، ح۵۵۸.</ref>؛ روش [[عمر]] را هم درباره [[توسل]] بیان کرده است که شاید ناظر به جمعی بوده که توسل را از [[عقاید شیعه]] می‌دانستند و به آن [[انتقاد]] می‌کردند.
#با توجه به اینکه [[صدوق]] برای گردآوری [[حدیث]] به مناطق مختلف [[جهان اسلام]] رفته است، شماری از استادان و [[مشایخ]] وی از [[اهل سنت]] بوده‌اند. به نظر می‌رسد در [[کتاب ]][[من لا یحضره الفقیه]] در مواردی از [[احادیث عامه]] هم بهره [[برده]] است. می‌توان گفت برخی [[روایات نبوی]] که به صورت مرسل ذکر شده، به ویژه [[کلمات قصار]] [[پیامبر]]{{صل}} در باب نوادر، از منابع معتبر [[عامه]] گرفته شده باشد؛ درحالی که [[کلینی]] فقط [[احادیث شیعه]] را [[نقل]] کرده است.


==نسخه‌ها و [[شرح‌ها]] و ترجمه ها==
== فهرست کتاب ==  
کتاب من لا یحضره الفقیه دارای نسخه‌های خطی فراوانی است<ref>سیداحمد حسینی، فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه آیت الله مرعشی، ج۱، ص۲۹۹، در این کتاب ۵۳ نسخه کامل و ناقص معرفی شده است. نسخه ش۱۲۲ از شیخ عبدالله شوشتری است.</ref> و چاپ‌های متعددی دارد که شماری از آنها همراه با دیگر [[کتب اربعه]] منتشر شده است که در معرفی کافی به آنها اشاره شد. چاپ‌های قدیمی سنگی نسخه‌های خطی آن در مقدمه چاپ‌های جدید آمده است؛ اما اکنون دو چاپ مورد مراجعه وجود دارد:
در این مورد اطلاعاتی در دست نیست.
#من لا یحضره الفقیه با [[تحقیق]] [[حسن]] موسوی خرسان که اول در [[نجف]] چاپ شده است.
#با تحقیق [[علی‌اکبر غفاری]] که مدار بحث و منبع ماست.


کتاب من لایحضره الفقیه دارای شرح‌ها و ترجمه‌هایی است که آنها را معرفی می‌کنیم:
== دربارهٔ پدیدآورنده ==
#روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه تألیف [[محمدتقی مجلسی]]، [[پدر]] [[علامه مجلسی]]. این شرح در چهارده جلد توسط انتشارات کوشانپور منتشرشده که از [[بهترین]] شرح‌ها و مهم‌ترین آنهاست.
{{پدیدآورنده ساده
#لوامع صاحبقرانی شرح [[فارسی]] از محمد تقی مجلسی که بخش‌هایی از آن تا کتاب [[حج]] در هشت جلد منتشر گردیده است.
| پدیدآورنده کتاب = شیخ صدوق
#ترجمه کامل من لا یحضره الفقیه توسط آقایان [[علی اکبر غفاری]]، [[محمد جواد غفاری]] و [[صدر بلاغی]] در شش جلد که اولین بار توسط انتشارات [[صدوق]] در سال ۱۳۶۷ شمسی منتشر شده است.
| فضای نام = پدیدآورنده}}
#گزیدۀ من لایحضره الفقیه، با [[تحقیق]] و ترجمۀ [[محمد باقر بهبودی]] در دو جلد منتشر شده است.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ؟؟؟.</ref>


==الإستبصار فیما اختلف فیه الأخبار==
== پانویس ==
إستبصار یکی دیگر از [[کتب اربعه]] است که [[شیخ طوسی]] آن را نوشته است. این کتاب مدار مراجعه [[علما]] و [[دانشمندان]] [[تشیع]] برای فهم [[اخبار]] بوده و هست. [[واقعیت]] این است که إستبصار بخش اخبار تحلیلی تهذیب الأحکام است. شیخ مواردی را که در تهذیب الأحکام به شرح و توضیح اخبار [[متعارض]] پرداخته، در إستبصار آورده و فقط در موارد اندکی، عبارات را ویرایش کرده است. شیخ طوسی در مقدمه إستبصار بعد از اینکه از نیاز مبتدی، متبحر و متوسط به کتاب تهذیب الأحکام سخن می‌گوید، می‌نویسد: درخواست جمعی این بود که آنچه مربوط به احادیث مختلف و متفاوت است، به صورت مستقل و مختصر ارائه گردد تا متوسط در [[فقه]] به خاطر آشنایی‌اش و متبحر برای یادآوری‌اش به آن مراجعه کند؛ چون این دو از موارد موافق و هماهنگ [[آگاه]] هستند و چه بسا کمبود وقت به آنان [[فرصت]] ندهد که به جستجو در کتب و آثار بپردازند و بر موارد اختلافی مطلع شوند؛ بنابراین استفاده از این اثر بیشتر برای این دو گروه است تا افراد مبتدی؛ گرچه او هم بی بهره نیست و دیدند که آنچه بر این محور است، [[شایسته]] است به آن توجه کامل شود و پرداختن به آن زیاد باشد؛ زیرا دارای نفع فراوان است. لازم به [[یادآوری]] است، این گونه [[نگارش]] تاکنون برای هیچ یک از شیوخ [[اصحاب]] مصنف ما، در [[اخبار]] و [[فقه]] [[حلال و حرام]] سابقه ندارد (و این روش برای اولین بار انجام گرفته است). از من درخواست کردند که آن بخش را جدا کنم و [[عنایت]] به جمع و تلخیص آن نمایم و من هم در آغاز هر بابی، فتوای [[معتمد]] اصحاب و [[احادیث]] مورد [[اعتماد]] را [[نقل]] می‌کنم؛ سپس به موارد خلاف اشاره کرده، وجه جمع آن را بیان می‌کنم؛ به گونه‌ای که چیزی از آن نیندازم؛ مانند آنچه در کتاب بزرگم ([[تهذیب]] الأحکام) انجام دادم<ref>شیخ طوسی، الإستبصار، مقدمه، ج۱، ص۲.</ref>.
{{پانویس}}


[[فیض کاشانی]] درباره إستبصار می‌نویسد: إستبصار بخشی از تهذیب الأحکام است که جداگانه آورده و اکتفا کرده بر اخبار مختلف و جمع بین اخبار قریب و [[غریب]]<ref>محمدمحسن فیض کاشانی، الوافی، ج۱، ص۶: {{عربی|و أما الإستبصار فهو بضعة من التهذيب أفردها منه مقتصرا على الأخبار المختلفة و الجمع بينها بالقريب و الغريب}}.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ؟؟؟.</ref>
== دریافت متن ==
{{دریافت کتاب
| نورلایب = 35843
| فقاهت = 11021
| فقاهت اهل سنت =
| قائمیه = 3000
| تبیان =
| سایر =
| توضیح سایر =
}}


==نسخه‌ها و شرح‌های إستبصار==
[[رده:کتاب]]
إستبصار هم دارای نسخه‌های خطی<ref>ر.ک: سیداحمد حسینی، فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه آیت‌الله مرعشی، ج۱، ص۱۰۱؛ ۲۷ نسخه خطی کامل و ناقص معرفی شده است.</ref> و چاپی مختلف و شرح‌های گوناگون است:
[[رده:کتاب‌های شیخ صدوق]]
#إستبصار با [[تحقیق]] [[سید حسن موسوی خرسانی]] که محور اصلی و مورد مراجعه همه است. کتاب معجم الفاظ و نرم افزارها هم بر اساس این چاپ است. مقدمه اردوبادی در معرفی [[شیخ طوسی]] در این چاپ آمده است.
[[رده:آثار شیخ صدوق]]
#إستبصار با [[تحقیق]] مرحوم [[علی‌اکبر غفاری]] که توسط انتشارات دارالحدیث در سال ۱۳۸۰ شمسی اولین بار در چهار جلد منتشر گردیده و شماره صفحات چاپ قبلی در حواشی آن آمده و [[سند]] هر خبر ارزیابی شده است. شماره [[احادیث]] آن مسلسل نیست؛ بلکه برابر با شماره گذاری هر کتاب [[حدیثی]]، به حدود عدد ۵۹۵۱ خبر می‌رسد. این اثر دارای شرح‌های متعددی است. در مقدمه إستبصار هجده شرح و تعلیقه و حاشیه برای آن معرفی شده است که به [[برکت]] [[نظام جمهوری اسلامی]]، شماری از این [[شرح‌ها]] چاپ و در دسترس هستند.
[[رده:کتاب‌های دارای چکیده]]
#إستقصاء الإعتبار فی شرح الإستبصار، نگاشته [[محمد بن حسن بن شهید ثانی]]<ref>محمد بن حسن عاملی، إستقصاء الاعتبار فی شرح الإستبصار.</ref> (۱۰۳۰ق) فرزند صاحب معالم.
[[رده:کتاب‌های دارای فهرست]]
#مناهج الأخیار فی شرح الإستبصار، تألیف [[احمد علوی]] عاملی (ح ۱۰۵۷ق)<ref>احمد بن زین العابدین علوی عاملی، مناهج الأخیار فی شرح الإستبصار.</ref>.
[[رده:کتاب‌های دارای متن دیجیتال]]
#[[کشف]] الأسرار فی شرح الإستبصار، تألیف [[نعمت]] [[الله]] بن [[عبدالله]] جزائری (۱۱۱۲ق) که با تحقیق [[طیب موسوی جزائری]] منتشر شده است<ref>نعمت الله جزائری، کشف الأسرار فی شرح الإستبصار.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ؟؟؟.</ref>
[[رده:کتاب‌های دارای متن PDF]]
[[رده:آثار احادیث معصومین]]
[[رده:آثار کتب اربعه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۲۱

من لا یحضره الفقیه
زبانعربی
نویسندهشیخ صدوق
موضوعامامت، حدیث
مذهبشیعه
ناشرانتشارات مؤسسه النشر الاسلامی‬‏‫
محل نشرقم، ایران
سال نشر۱۴۲۹ ق، ۱۳۸۷ ش
تعداد جلد۶
فهرست جلدهاجلد اول، جلد دوم، جلد سوم، جلد چهارم، جلد پنجم، جلد ششم
شابک۹۷۸-۹۶۴-۴۷۰-۴۱۵-۴
شماره ملی۱۶۳۱۴۶۴

من لا یحضره الفقیه کتابی است به زبان عربی که به بررسی احادیث شیعه می‌پردازد. این کتاب به قلم محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی مشهور به شیخ صدوق نوشته شده و انتشارات مؤسسه النشر الاسلامی‬‏‫ نشر آن را به عهده داشته است.

دربارهٔ کتاب

در معرفی این کتاب آمده است: «یکی از مهمترین منابع و جوامع حدیثی شیعه و دومین کتاب جامع از کتب اربعه است.

شیخ صدوق، این کتاب را به درخواست و سفارش استادش ابوعبدالله محمد بن حسن علوی معروف به «نُعمه» در بلخ و متأثر از سبک و روش «کتاب من لا یحضره الطبیب» زکریای رازی نوشته است تا اگر کسی به فقیه و دانشمند مسائل شرعی دسترسی نداشت با وجود این کتاب که کتابی جامع و کامل در باب مسائل و احکام شریعت اسلام است بی‌نیاز باشد. محمد بن حسن علوی که یار شفیق شیخ صدوق بود، هم استاد وی به شمار می‌‌رفت و هم شاگردش وی کتاب من لا یحضره الفقیه را در سال (۳۷۲ق) از محضر شیخ استماع کرده و روایت نموده است.

نویسنده این کتاب را تماماً مبتنی بر اصول اربعمائة (منابع چهارصد گانۀ حدیثی که توسط شاگردان اهل بیت (ع) نوشته شده) به نگارش درآورد، به‌ویژه اینکه نام برخی از این کتاب‌ها را در مقدمۀ کتاب ذکر کرده و سلسلۀ اساتید و مشایخ روایت خود برای نقل احادیث کتابش را در پایان کتاب به عنوان «مشیخه» آورده است تا حذف سندهای روایات به دلیل اختصار آن، موجب بی‌اعتبار گشتن روایاتش نباشد.

شیخ صدوق در این کتاب، احادیث همۀ ابواب فقهی را که در نظر خودش معتبر بوده و به عنوان منبع استنباط حکم شرعی به شمار می‌‌روند، آورده است و منظورش از تألیف این کتاب به هیچ رو گردآوری یک مجموعۀ صرفاً حدیثی نبوده است؛ بلکه او با این مجموعه از احادیث، نظرات فقهی خود و مستندات روایی فتاوای خویش را تصنیف کرده است در حقیقت او این کتاب را با سبک «فقه روایی» نوشته نه «فقه استنباطی».

این کتاب تقریباً ششصد و شصت باب، از ابتدای مباحث طهارت تا حدود و دیات (البته نه با ترتیب کتب فقهی امروزی بلکه با ترتیبی که خود شیخ صدوق به آن داده است) را شامل می‌‌شود که در مجموع چیزی حدود شش هزار حدیث در بر دارد.

شیخ صدوق در این کتاب نزدیک به پانصد راوی و شیخِ روایت دارد که در سلسلۀ مشایخ وی واقع شده‌اند و آنها را در «مشیخه آورده» است.

مشیخۀ کتاب به دلیل اهمیت و جایگاه والایی که در شناخت اعتبار احادیث کتاب دارد به طور مستقل چاپ شده و همواره مورد شرح و تعلیق اساتید و دانشمندان بزرگ رجال قرار گرفته است»[۱]

فهرست کتاب

در این مورد اطلاعاتی در دست نیست.

دربارهٔ پدیدآورنده

شیخ صدوق
محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی مشهور به شیخ صدوق (متولد ۳۰۵ ق، متوفی ۳۸۱ ق)، تحصیلات حوزوی خود را در محضر اساتیدی همچون حضرات آیات: احمد بن علی بن ابراهیم بن هاشم قمی، علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی و محمد بن موسی بن متوکل به اتمام رساند. او به تألیف کتب دینی و جمع‌آوری احادیث مبادرت ورزیده است و چندین جلد کتاب به رشته تحریر درآورده است. «امالی»، «من لایحضره الفقیه»، «عیون اخبار الرضا (ع)»، «معانی الاخبار»، «التوحید»، «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال»، «الخصال»، «من لا یحضره الفقیه»، «علل الشرائع»، «کمال الدین و تمام النعمة» و «الخصال» ‏برخی از این آثار است.[۲]

پانویس

دریافت متن