کفر به طاغوت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{ویرایش غیرنهایی}} +))
 
(۲۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = ایمان
| عنوان مدخل  =
| مداخل مرتبط = [[کفر به طاغوت در قرآن]] - [[کفر به طاغوت در سیره معصوم]]
| پرسش مرتبط  =
}}


{{امامت}}
== معناشناسی کفر به طاغوت ==
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
=== معنای کفر ===
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[ايمان]]'''، '''[[تبری]]''' و '''[[وظایف قلبی و عاطفی امت]]''' است. "'''[[کفر به طاغوت]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
{{اصلی|کفر}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
=== معنای طاغوت ===
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[کفر به طاغوت در قرآن]] | [[کفر به طاغوت در حدیث]] | [[کفر به طاغوت در معارف دعا و زیارات]] | [[کفر به طاغوت در کلام اسلامی]] | [[کفر به طاغوت در اخلاق اسلامی]] | [[کفر به طاغوت در عرفان اسلامی]] </div>
{{اصلی|طاغوت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
== تحاکم الی الطاغوت ==
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[کفر به طاغوت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
در [[آیه]] شصتم [[سوره نساء]] آمده است: {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ}}<ref>«(اما) بر آنند که داوری (های خود را) نزد طاغوت برند با آنکه به آنان فرمان داده شده است که به آن کفر ورزند» سوره نساء، آیه ۶۰.</ref>. [[کفر]] ورزیدن به [[کفار]] تنها به [[مخالفت]] نظری و [[قلبی]] محدود نمی‌شود، بلکه [[مخالفت]] عملی و [[مبارزه مسلحانه]] با [[کفار]] را نیز دربر می‌گیرد.
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
 
[[روایات]] بسیاری بر [[وجوب]] [[جهاد]] با [[حکام]] [[طاغوت]] و [[جائر]] دلالت دارد. مرحوم [[کلینی]] به [[سند]] خود از [[جابر بن عبدالله انصاری]]، از [[امام باقر]] {{ع}} [[روایت]] کرده است که فرمود: بدی‌هایشان را در [[دل]] [[زشت]] شمارید و بر زبان آورید... و در [[راه خدا]] از ملامت هیچ ملامت‌کننده‌ای نهراسید. اگر [[پند]] گرفتند و به [[حق]] بازگشتند ایرادی بر آنان نیست. اشکال بر کسانی وارد است که به [[مردم]] [[ستم]] می‌کنند و در [[زمین]] ستمگرانه [[فتنه]] می‌انگیزند. عذابی دردناک در [[انتظار]] ایشان است. پس به تن با آنان بجنگید و در [[دل]] آنان را [[دشمن]] دارید، و در این کلمه نه طالب [[قدرت]] و [[مال]] باشید و نه خواهان [[پیروزی]] [[ستم]] تا به امر [[خدا]] بازگردند و به [[طاعت]] او گردن نهند<ref>{{متن حدیث|فَأَنْكِرُوا بِقُلُوبِكُمْ وَ الْفِظُوا بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ صُكُّوا بِهَا جِبَاهَهُمْ وَ لَا تَخَافُوا فِي اللَّهِ لَوْمَةَ لَائِمٍ فَإِنِ اتَّعَظُوا وَ إِلَى الْحَقِّ رَجَعُوا فَلَا سَبِيلَ عَلَيْهِمْ {{متن قرآن|إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}} هُنَالِكَ فَجَاهِدُوهُمْ بِأَبْدَانِكُمْ وَ أَبْغِضُوهُمْ بِقُلُوبِكُمْ غَيْرَ طَالِبِينَ سُلْطَاناً وَ لَا بَاغِينَ مَالًا وَ لَا مُرِيدِينَ بِظُلْمٍ ظَفَراً حَتَّى يَفِيئُوا إِلَى أَمْرِ اللَّهِ وَ يَمْضُوا عَلَى طَاعَتِهِ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الاصول من الکافی، ج۵، باب الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، ص۸۴).</ref>.


==مقدمه==
در [[آیه]] شصتم [[سوره نساء]] آمده است: {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ}}<ref>«(اما) بر آنند که داوری (های خود را) نزد طاغوت برند با آنکه به آنان فرمان داده شده است که به آن کفر ورزند» سوره نساء، آیه ۶۰.</ref>. [[کفر]] ورزیدن به [[کفار]] تنها به [[مخالفت]] نظری و [[قلبی]] محدود نمی‌شود، بلکه [[مخالفت]] عملی و [[مبارزه مسلحانه]] با [[کفار]] را نیز دربر می‌گیرد.
[[روایات]] بسیاری بر [[وجوب]] [[جهاد]] با [[حکام]] [[طاغوت]] و [[جائر]] دلالت دارد. مرحوم [[کلینی]] به [[سند]] خود از [[جابر بن عبدالله انصاری]]، از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] کرده است که فرمود: بدی‌هایشان را در [[دل]] [[زشت]] شمارید و بر زبان آورید... و در [[راه خدا]] از ملامت هیچ ملامت‌کننده‌ای نهراسید. اگر [[پند]] گرفتند و به [[حق]] بازگشتند ایرادی بر آنان نیست. اشکال بر کسانی وارد است که به [[مردم]] [[ستم]] می‌کنند و در [[زمین]] ستمگرانه [[فتنه]] می‌انگیزند. عذابی دردناک در [[انتظار]] ایشان است. پس به تن با آنان بجنگید و در [[دل]] آنان را [[دشمن]] دارید، و در این کلمه نه طالب [[قدرت]] و [[مال]] باشید و نه خواهان [[پیروزی]] [[ستم]] تا به امر [[خدا]] بازگردند و به [[طاعت]] او گردن نهند<ref>{{متن حدیث|فَأَنْكِرُوا بِقُلُوبِكُمْ وَ الْفِظُوا بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ صُكُّوا بِهَا جِبَاهَهُمْ وَ لَا تَخَافُوا فِي اللَّهِ لَوْمَةَ لَائِمٍ فَإِنِ اتَّعَظُوا وَ إِلَى الْحَقِّ رَجَعُوا فَلَا سَبِيلَ عَلَيْهِمْ {{متن قرآن|إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}} هُنَالِكَ فَجَاهِدُوهُمْ بِأَبْدَانِكُمْ وَ أَبْغِضُوهُمْ بِقُلُوبِكُمْ غَيْرَ طَالِبِينَ سُلْطَاناً وَ لَا بَاغِينَ مَالًا وَ لَا مُرِيدِينَ بِظُلْمٍ ظَفَراً حَتَّى يَفِيئُوا إِلَى أَمْرِ اللَّهِ وَ يَمْضُوا عَلَى طَاعَتِهِ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الاصول من الکافی، ج۵، باب الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، ص۸۴).</ref>.
بنابر این [[روایت]]، چنانچه عده‌ای به ناحق بر [[مردم]] [[ظلم]] روا دارند و بر [[زمین]] [[بغی]] و [[ستم]] کنند، افزون بر آنکه [[عذاب]] [[سختی]] در [[انتظار]] آنان است امر شده که با آنان [[جهاد]] و [[قتال]] کنید. بی‌شک بارزترین مصداق این [[روایت]]، [[حکام]] جائرند که [[جهاد]] با آنان [[واجب]] است.
بنابر این [[روایت]]، چنانچه عده‌ای به ناحق بر [[مردم]] [[ظلم]] روا دارند و بر [[زمین]] [[بغی]] و [[ستم]] کنند، افزون بر آنکه [[عذاب]] [[سختی]] در [[انتظار]] آنان است امر شده که با آنان [[جهاد]] و [[قتال]] کنید. بی‌شک بارزترین مصداق این [[روایت]]، [[حکام]] جائرند که [[جهاد]] با آنان [[واجب]] است.
در [[روایت]] دیگر، [[سید رضی]] در [[نهج‌البلاغه]] [[نقل]] کرده است:
در [[روایت]] دیگر، [[سید رضی]] در [[نهج‌البلاغه]] [[نقل]] کرده است:
[[محمد بن جریر بن یزید طبری|ابن جریر طبری]] ([[سنّی]]) از [[عبدالرحمن بن ابی‌یعلی]] [[فقیه]] که [از بزرگان [[اصحاب امام]]{{ع}} و] از کسانی است که برای [[پیکار]] با [[حجاج بن یوسف]] با ابن‌اشعث بیرون شده بود، [[روایت]] کرده است: او در جمله سخنانی که [[مردم]] را برای انگیزش بر [[پیکار]] تحریص می‌نمود گفته است: من از [[علی بن ابی‌طالب]] که [[خداوند]] در مرتبه نیکانش قرار دهد و [[ثواب]] [[شهدا]] و درستکاران را به وی عطا فرماید، شنیدم روزی که با [[مردم]] [[شام]] برخورد کردیم، می‌فرمود: ای [[مؤمنان]]، هر آن‌که ستمی را بنگرد که به کار افتاده است، و کار ناپسندی را ببیند که [[مردم]] را بدان می‌خوانند و او در [[دل]] آن [[ناپسند]] را [[زشت]] پندارد، البته [[رهایی]] یافته است، و هرکس به زبان آن را بد داند او مأجور و از رفیقش [[برتر]] است، اما آن‌که آن را با [[شمشیر]] [[انکار]] کند، تا آن‌که سخن [[خدا]] را والاتر و [[ستمکاران]] را سخن [[پایین‌تر]] آورد، این مرد کسی است که به [[راه]] [[رستگاری]] رسیده، و بر طریق [[ایستاده]] و [[یقین]] به [[حق]] در درونش نورافشانی آغاز کرده است<ref>{{متن حدیث|وَ رَوَى ابْنُ جَرِيرٍ الطَّبَرِيُّ فِي تَارِيخِهِ: عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي لَيْلَى الْفَقِيهِ وَ كَانَ مِمَّنْ خَرَجَ لِقِتَالِ الْحَجَّاجِ مَعَ ابْنِ الْأَشْعَثِ أَنَّهُ قَالَ فِيمَا كَانَ يَحُضُّ بِهِ النَّاسَ عَلَى الْجِهَادِ إِنِّي سَمِعْتُ عَلِيّاً رَفَعَ اللَّهُ دَرَجَتَهُ فِي الصَّالِحِينَ وَ أَثَابَهُ ثَوَابَ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّيقِينَ يَقُولُ يَوْمَ لَقِينَا أَهْلَ الشَّامِ:
أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ إِنَّهُ مَنْ رَأَى عُدْوَاناً يُعْمَلُ بِهِ وَ مُنْكَراً يُدْعَى إِلَيْهِ فَأَنْكَرَهُ بِقَلْبِهِ فَقَدْ سَلِمَ وَ بَرِئَ وَ مَنْ أَنْكَرَهُ بِلِسَانِهِ فَقَدْ أُجِرَ وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ صَاحِبِهِ وَ مَنْ أَنْكَرَهُ بِالسَّيْفِ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ كَلِمَةُ الظَّالِمِينَ هِيَ السُّفْلَى فَذَلِكَ الَّذِي أَصَابَ سَبِيلَ الْهُدَى وَ قَامَ عَلَى الطَّرِيقِ وَ نَوَّرَ فِي قَلْبِهِ الْيَقِينُ‌}} ([[نهج البلاغه]]، مقدمه [[شریف رضی]] بر [[نهج البلاغه]]، ترجمه انصاریان، ص۳۶۳)..</ref>.
[[امام حسین]]{{ع}} در منطقه البیضه بر کتیبه [[حر بن یزید تمیمی]] به [[خطبه]] ایستاد و فرمود: “ای [[مردم]]، [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: هر کس از شما [[سلطان]] [[ستمگری]] را دید که [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]] کرده،[[پیمان]] [[خداوند]] را شکسته، با [[سنت رسول خدا]] [[مخالفت]] می‌کند، و میان [[بندگان خدا]] به [[گناه]] و [[تجاوزگری]] عمل می‌کند، اما با عمل یا گفتار با او [[مخالفت]] نکند، بر [[خداوند]] [[حق]] است که او را وارد جایگاهش ([[آتش]]) کند”<ref>{{متن حدیث|عن أبي مخنف، عن عقبة بن أبي العيزار قال: إن الحسين{{ع}} خطب أصحابه و أصحاب الحرّ بالبيضة، فحمد اللّه و أثنى عليه، ثمّ قال: “أيها الناس إن رسول اللّه{{صل}} قال: “من رأى سلطانا جائرا مستحلا لحرم اللّه ناكثا لعهد اللّه مخالفا لسنة رسول اللّه{{صل}} يعمل في عباد اللّه بالاثم و العدوان فلم يغيّر عليه بفعل و لا قول كان حقّا على اللّه أن يدخله مدخله”}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۸۱).</ref>. البته [[روایات]] در این زمینه بسیار است؛ به گونه‌ای که برخی ادعا کرده‌اند به حد [[تواتر]] می‌رسد<ref>ر.ک: [[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، مبانی نظری حکومت اسلامی (بررسی فقهی تطبیقی)، ترجمه محمد سپهری، ص۲۸۶.</ref><ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۱۰۹.</ref>.


==تساوی کفر به دشمنان اهل بیت با کفر به طاغوت==
[[محمد بن جریر بن یزید طبری|ابن جریر طبری]] ([[سنّی]]) از [[عبدالرحمن بن ابی‌یعلی]] [[فقیه]] که [از بزرگان [[اصحاب امام]] {{ع}} و] از کسانی است که برای [[پیکار]] با [[حجاج بن یوسف]] با ابن‌اشعث بیرون شده بود، [[روایت]] کرده است: او در جمله سخنانی که [[مردم]] را برای انگیزش بر [[پیکار]] تحریص می‌نمود گفته است: من از [[علی بن ابی‌طالب]] که [[خداوند]] در مرتبه نیکانش قرار دهد و [[ثواب]] [[شهدا]] و درستکاران را به وی عطا فرماید، شنیدم روزی که با [[مردم]] [[شام]] برخورد کردیم، می‌فرمود: ای [[مؤمنان]]، هر آن‌که ستمی را بنگرد که به کار افتاده است، و کار ناپسندی را ببیند که [[مردم]] را بدان می‌خوانند و او در [[دل]] آن [[ناپسند]] را [[زشت]] پندارد، البته [[رهایی]] یافته است، و هرکس به زبان آن را بد داند او مأجور و از رفیقش [[برتر]] است، اما آن‌که آن را با [[شمشیر]] [[انکار]] کند، تا آن‌که سخن [[خدا]] را والاتر و [[ستمکاران]] را سخن [[پایین‌تر]] آورد، این مرد کسی است که به [[راه]] [[رستگاری]] رسیده، و بر طریق [[ایستاده]] و [[یقین]] به [[حق]] در درونش نورافشانی آغاز کرده است<ref>{{متن حدیث|وَ رَوَى ابْنُ جَرِيرٍ الطَّبَرِيُّ فِي تَارِيخِهِ: عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي لَيْلَى الْفَقِيهِ وَ كَانَ مِمَّنْ خَرَجَ لِقِتَالِ الْحَجَّاجِ مَعَ ابْنِ الْأَشْعَثِ أَنَّهُ قَالَ فِيمَا كَانَ يَحُضُّ بِهِ النَّاسَ عَلَى الْجِهَادِ إِنِّي سَمِعْتُ عَلِيّاً رَفَعَ اللَّهُ دَرَجَتَهُ فِي الصَّالِحِينَ وَ أَثَابَهُ ثَوَابَ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّيقِينَ يَقُولُ يَوْمَ لَقِينَا أَهْلَ الشَّامِ: أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ إِنَّهُ مَنْ رَأَى عُدْوَاناً يُعْمَلُ بِهِ وَ مُنْكَراً يُدْعَى إِلَيْهِ فَأَنْكَرَهُ بِقَلْبِهِ فَقَدْ سَلِمَ وَ بَرِئَ وَ مَنْ أَنْكَرَهُ بِلِسَانِهِ فَقَدْ أُجِرَ وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ صَاحِبِهِ وَ مَنْ أَنْكَرَهُ بِالسَّيْفِ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ كَلِمَةُ الظَّالِمِينَ هِيَ السُّفْلَى فَذَلِكَ الَّذِي أَصَابَ سَبِيلَ الْهُدَى وَ قَامَ عَلَى الطَّرِيقِ وَ نَوَّرَ فِي قَلْبِهِ الْيَقِينُ‌}} ([[نهج البلاغه]]، مقدمه [[شریف رضی]] بر [[نهج البلاغه]]، ترجمه انصاریان، ص۳۶۳)..</ref>.
*[[کفر]] به [[دشمنان اهل بیت]] چونان [[ایمان به اهل بیت|ایمان به آنان]] نیز لازم است<ref>{{متن حدیث|كَافِرٌ بِعَدُوِّكُمْ}}.</ref> همچنین باید به آنچه [[اهل بیت]]{{عم}} بدان [[کفر]] ورزیدند <ref>{{متن حدیث|وَ بِمَا كَفَرْتُمْ بِهِ}}؛ همان.</ref>.
 
*روشن است که [[برائت از دشمنان اهل بیت]] و [[کفر]] به آنها به [[شناخت]] و [[بصیرت]] کافی از [[دشمنان اهل بیت|دشمنان]] و [[مخالفان اهل بیت]] [[استوار]] است <ref>{{متن حدیث|مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِكُمْ وَ بِضَلَالَةِ مَنْ خَالَفَكُمْ}}؛ من لا يحضره الفقيه، ج‏۲، ص:۶۱۴.</ref>. [[ایمان به اهل بیت]]{{عم}} است؛ و [[کفر]] به [[دشمنان]] آنان، [[تقلیدی]] و [[کورکورانه]] نیست<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|وظایف امت نسبت به قرآن و عترت]]، ص ۷۲.</ref>.
[[امام حسین]] {{ع}} در منطقه البیضه بر کتیبه [[حر بن یزید تمیمی]] به [[خطبه]] ایستاد و فرمود: “ای [[مردم]]، [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: هر کس از شما [[سلطان]] [[ستمگری]] را دید که [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]] کرده، [[پیمان]] [[خداوند]] را شکسته، با [[سنت رسول خدا]] [[مخالفت]] می‌کند، و میان [[بندگان خدا]] به [[گناه]] و [[تجاوزگری]] عمل می‌کند، اما با عمل یا گفتار با او [[مخالفت]] نکند، بر [[خداوند]] [[حق]] است که او را وارد جایگاهش ([[آتش]]) کند”<ref>{{متن حدیث|عن أبي مخنف، عن عقبة بن أبي العيزار قال: إن الحسين {{ع}} خطب أصحابه و أصحاب الحرّ بالبيضة، فحمد اللّه و أثنى عليه، ثمّ قال: “أيها الناس إن رسول اللّه {{صل}} قال: “من رأى سلطانا جائرا مستحلا لحرم اللّه ناكثا لعهد اللّه مخالفا لسنة رسول اللّه {{صل}} يعمل في عباد اللّه بالاثم و العدوان فلم يغيّر عليه بفعل و لا قول كان حقّا على اللّه أن يدخله مدخله”}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۸۱).</ref>. البته [[روایات]] در این زمینه بسیار است؛ به گونه‌ای که برخی ادعا کرده‌اند به حد [[تواتر]] می‌رسد<ref>ر. ک: [[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، مبانی نظری حکومت اسلامی (بررسی فقهی تطبیقی)، ترجمه محمد سپهری، ص۲۸۶.</ref>.<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۱۰۹.</ref>


==منابع==
== تساوی کفر به دشمنان اهل بیت با کفر به طاغوت ==
# [[پرونده:1100538.jpg|22px]] [[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|'''اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت''']]
[[کفر]] به دشمنان [[اهل بیت]] چونان [[ایمان به اهل بیت|ایمان به آنان]] نیز لازم است<ref>{{متن حدیث|كَافِرٌ بِعَدُوِّكُمْ}}.</ref> همچنین باید کفر ورزید به آنچه [[اهل بیت]] {{عم}} بدان [[کفر]] ورزیدند<ref>{{متن حدیث|وَ بِمَا كَفَرْتُمْ بِهِ}}؛ همان.</ref>. روشن است که [[برائت]] از دشمنان اهل بیت و [[کفر]] به آنها به [[شناخت]] و [[بصیرت]] کافی از دشمنان و مخالفان اهل بیت [[استوار]] است<ref>{{متن حدیث|مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِكُمْ وَ بِضَلَالَةِ مَنْ خَالَفَكُمْ}}؛ من لا يحضره الفقيه، ج‏۲، ص:۶۱۴.</ref>. [[ایمان به اهل بیت]] {{عم}} است و [[کفر]] به [[دشمنان]] آنان، [[تقلیدی]] و کورکورانه نیست<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|وظایف امت نسبت به قرآن و عترت]]، ص ۷۲.</ref>.
#[[پرونده:34532.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|'''وظایف امت نسبت به قرآن و عترت''']]


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{فهرست اثر}}
{{مدخل وابسته}}
{{ستون-شروع|7}}
* [[ظلم]]
* [[ظلم]]
* [[اعتراض]]
* [[اعتراض]]
خط ۴۵: خط ۴۴:
* [[عدالت‌خواهی]]
* [[عدالت‌خواهی]]
* [[عزت‌طلبی]]
* [[عزت‌طلبی]]
{{پایان}}
{{پایان مدخل وابسته}}
{{پایان}}


==پانویس==
== منابع ==
{{پانویس2}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100538.jpg|22px]] [[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|'''اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت''']]
# [[پرونده:IM010259.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|'''وظایف امت نسبت به قرآن و عترت''']]
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:طاغوت]]
[[رده:کفر به طاغوت]]
[[رده:وظایف قلبی و عاطفی امت نسبت به اهل بیت]]
[[رده:وظایف قلبی و عاطفی امت نسبت به اهل بیت]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ مهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۹:۰۰

معناشناسی کفر به طاغوت

معنای کفر

معنای طاغوت

تحاکم الی الطاغوت

در آیه شصتم سوره نساء آمده است: ﴿يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ[۱]. کفر ورزیدن به کفار تنها به مخالفت نظری و قلبی محدود نمی‌شود، بلکه مخالفت عملی و مبارزه مسلحانه با کفار را نیز دربر می‌گیرد.

روایات بسیاری بر وجوب جهاد با حکام طاغوت و جائر دلالت دارد. مرحوم کلینی به سند خود از جابر بن عبدالله انصاری، از امام باقر (ع) روایت کرده است که فرمود: بدی‌هایشان را در دل زشت شمارید و بر زبان آورید... و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت‌کننده‌ای نهراسید. اگر پند گرفتند و به حق بازگشتند ایرادی بر آنان نیست. اشکال بر کسانی وارد است که به مردم ستم می‌کنند و در زمین ستمگرانه فتنه می‌انگیزند. عذابی دردناک در انتظار ایشان است. پس به تن با آنان بجنگید و در دل آنان را دشمن دارید، و در این کلمه نه طالب قدرت و مال باشید و نه خواهان پیروزی ستم تا به امر خدا بازگردند و به طاعت او گردن نهند[۲].

بنابر این روایت، چنانچه عده‌ای به ناحق بر مردم ظلم روا دارند و بر زمین بغی و ستم کنند، افزون بر آنکه عذاب سختی در انتظار آنان است امر شده که با آنان جهاد و قتال کنید. بی‌شک بارزترین مصداق این روایت، حکام جائرند که جهاد با آنان واجب است. در روایت دیگر، سید رضی در نهج‌البلاغه نقل کرده است:

ابن جریر طبری (سنّی) از عبدالرحمن بن ابی‌یعلی فقیه که [از بزرگان اصحاب امام (ع) و] از کسانی است که برای پیکار با حجاج بن یوسف با ابن‌اشعث بیرون شده بود، روایت کرده است: او در جمله سخنانی که مردم را برای انگیزش بر پیکار تحریص می‌نمود گفته است: من از علی بن ابی‌طالب که خداوند در مرتبه نیکانش قرار دهد و ثواب شهدا و درستکاران را به وی عطا فرماید، شنیدم روزی که با مردم شام برخورد کردیم، می‌فرمود: ای مؤمنان، هر آن‌که ستمی را بنگرد که به کار افتاده است، و کار ناپسندی را ببیند که مردم را بدان می‌خوانند و او در دل آن ناپسند را زشت پندارد، البته رهایی یافته است، و هرکس به زبان آن را بد داند او مأجور و از رفیقش برتر است، اما آن‌که آن را با شمشیر انکار کند، تا آن‌که سخن خدا را والاتر و ستمکاران را سخن پایین‌تر آورد، این مرد کسی است که به راه رستگاری رسیده، و بر طریق ایستاده و یقین به حق در درونش نورافشانی آغاز کرده است[۳].

امام حسین (ع) در منطقه البیضه بر کتیبه حر بن یزید تمیمی به خطبه ایستاد و فرمود: “ای مردم، رسول خدا (ص) فرمود: هر کس از شما سلطان ستمگری را دید که حرام خدا را حلال کرده، پیمان خداوند را شکسته، با سنت رسول خدا مخالفت می‌کند، و میان بندگان خدا به گناه و تجاوزگری عمل می‌کند، اما با عمل یا گفتار با او مخالفت نکند، بر خداوند حق است که او را وارد جایگاهش (آتش) کند”[۴]. البته روایات در این زمینه بسیار است؛ به گونه‌ای که برخی ادعا کرده‌اند به حد تواتر می‌رسد[۵].[۶]

تساوی کفر به دشمنان اهل بیت با کفر به طاغوت

کفر به دشمنان اهل بیت چونان ایمان به آنان نیز لازم است[۷] همچنین باید کفر ورزید به آنچه اهل بیت (ع) بدان کفر ورزیدند[۸]. روشن است که برائت از دشمنان اهل بیت و کفر به آنها به شناخت و بصیرت کافی از دشمنان و مخالفان اهل بیت استوار است[۹]. ایمان به اهل بیت (ع) است و کفر به دشمنان آنان، تقلیدی و کورکورانه نیست[۱۰].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. «(اما) بر آنند که داوری (های خود را) نزد طاغوت برند با آنکه به آنان فرمان داده شده است که به آن کفر ورزند» سوره نساء، آیه ۶۰.
  2. «فَأَنْكِرُوا بِقُلُوبِكُمْ وَ الْفِظُوا بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ صُكُّوا بِهَا جِبَاهَهُمْ وَ لَا تَخَافُوا فِي اللَّهِ لَوْمَةَ لَائِمٍ فَإِنِ اتَّعَظُوا وَ إِلَى الْحَقِّ رَجَعُوا فَلَا سَبِيلَ عَلَيْهِمْ ﴿إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ هُنَالِكَ فَجَاهِدُوهُمْ بِأَبْدَانِكُمْ وَ أَبْغِضُوهُمْ بِقُلُوبِكُمْ غَيْرَ طَالِبِينَ سُلْطَاناً وَ لَا بَاغِينَ مَالًا وَ لَا مُرِيدِينَ بِظُلْمٍ ظَفَراً حَتَّى يَفِيئُوا إِلَى أَمْرِ اللَّهِ وَ يَمْضُوا عَلَى طَاعَتِهِ» (محمد بن یعقوب کلینی، الاصول من الکافی، ج۵، باب الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، ص۸۴).
  3. «وَ رَوَى ابْنُ جَرِيرٍ الطَّبَرِيُّ فِي تَارِيخِهِ: عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي لَيْلَى الْفَقِيهِ وَ كَانَ مِمَّنْ خَرَجَ لِقِتَالِ الْحَجَّاجِ مَعَ ابْنِ الْأَشْعَثِ أَنَّهُ قَالَ فِيمَا كَانَ يَحُضُّ بِهِ النَّاسَ عَلَى الْجِهَادِ إِنِّي سَمِعْتُ عَلِيّاً رَفَعَ اللَّهُ دَرَجَتَهُ فِي الصَّالِحِينَ وَ أَثَابَهُ ثَوَابَ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّيقِينَ يَقُولُ يَوْمَ لَقِينَا أَهْلَ الشَّامِ: أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ إِنَّهُ مَنْ رَأَى عُدْوَاناً يُعْمَلُ بِهِ وَ مُنْكَراً يُدْعَى إِلَيْهِ فَأَنْكَرَهُ بِقَلْبِهِ فَقَدْ سَلِمَ وَ بَرِئَ وَ مَنْ أَنْكَرَهُ بِلِسَانِهِ فَقَدْ أُجِرَ وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ صَاحِبِهِ وَ مَنْ أَنْكَرَهُ بِالسَّيْفِ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ كَلِمَةُ الظَّالِمِينَ هِيَ السُّفْلَى فَذَلِكَ الَّذِي أَصَابَ سَبِيلَ الْهُدَى وَ قَامَ عَلَى الطَّرِيقِ وَ نَوَّرَ فِي قَلْبِهِ الْيَقِينُ‌» (نهج البلاغه، مقدمه شریف رضی بر نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، ص۳۶۳)..
  4. «عن أبي مخنف، عن عقبة بن أبي العيزار قال: إن الحسين (ع) خطب أصحابه و أصحاب الحرّ بالبيضة، فحمد اللّه و أثنى عليه، ثمّ قال: “أيها الناس إن رسول اللّه (ص) قال: “من رأى سلطانا جائرا مستحلا لحرم اللّه ناكثا لعهد اللّه مخالفا لسنة رسول اللّه (ص) يعمل في عباد اللّه بالاثم و العدوان فلم يغيّر عليه بفعل و لا قول كان حقّا على اللّه أن يدخله مدخله”» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۸۱).
  5. ر. ک: آصفی، محمد مهدی، مبانی نظری حکومت اسلامی (بررسی فقهی تطبیقی)، ترجمه محمد سپهری، ص۲۸۶.
  6. میرعلی، محمد علی، اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت، ص ۱۰۹.
  7. «كَافِرٌ بِعَدُوِّكُمْ».
  8. «وَ بِمَا كَفَرْتُمْ بِهِ»؛ همان.
  9. «مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِكُمْ وَ بِضَلَالَةِ مَنْ خَالَفَكُمْ»؛ من لا يحضره الفقيه، ج‏۲، ص:۶۱۴.
  10. مقامی، مهدی، وظایف امت نسبت به قرآن و عترت، ص ۷۲.