فلسفه وجودی شیطان: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == {{منابع}}' به '== جستارهای وابسته == {{مدخل‌های وابسته}}')
 
(۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = شیطان | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = }}


{{نبوت}}
== مقدمه ==
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
[[شیطان]] از [[مخلوقات]] [[خداوند]] و دارای [[اراده]] و شعور است و پیش از [[انسان]] وجود داشته و با [[فرشتگان]] می‌زیسته است<ref>مجمع البیان‌، جلد ۲- ۱/ ۱۹۲- ۱۸۷.</ref>. چون خداوند، [[انسان]] را آفرید، [[شیطان]] [[حسادت]] ورزید و از روی [[تکبر]] بر انسان [[سجده]] نکرد و [[سوگند]] خورد که نسل [[آدم]] را به [[گناه]] و [[زشتی]] بیالاید و [[گمراه]] سازد<ref>{{متن قرآن|إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ}}؛ سوره ص، آیه ۷۱؛ {{متن قرآن| قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ}}، آیه ۸۲.</ref> و خداوند بدو تا [[قیامت]] مهلت داد<ref>{{متن قرآن| قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ}}؛ سوره اعراف، آیه ۱۵؛ {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ}}؛ سوره حجر، آیه ۳۶ و ۳۷.</ref>. در نظرگاه [[اسلامی]] شیطان یک موجود [[شر]] تلقی می‌شود.
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[فلسفه وجودی شیطان در قرآن]] - [[فلسفه وجودی شیطان در حدیث]] - [[فلسفه وجودی شیطان در نهج البلاغه]] - [[فلسفه وجودی شیطان در کلام اسلامی]] - [[فلسفه وجودی شیطان در عرفان اسلامی]]</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[فلسفه وجودی شیطان (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>


==مقدمه==
با توجه به این [[حقیقت]]، این سؤال مطرح می‌شود، چرا خداوند چنین موجودی را [[خلق]] کرده است و [[فلسفه]] وجود شیطان چیست؟ این مسئله‌ چند پاسخ دارد:
*[[شیطان]] از مخلوقات [[خداوند]] و دارای [[اراده]] و [[شعور]] است و پیش از [[انسان]] وجود داشته و با [[فرشتگان]] می‌زیسته است<ref>مجمع البیان‌، جلد ۲- ۱/ ۱۹۲- ۱۸۷.</ref>. چون [[خداوند]]، [[انسان]] را آفرید، [[شیطان]] [[حسادت]] ورزید و از روی [[تکبر]] بر [[انسان]] [[سجده]] نکرد و [[سوگند]] خورد که [[نسل]] [[آدم]] را به [[گناه]] و [[زشتی]] بیالاید و [[گمراه]] سازد<ref>{{متن قرآن|إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ}}؛
# از [[قرآن کریم]] بر می‌آید که شیطان از نوع [[جن]] است<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلا}}؛ سوره کهف، آیه ۵۰.</ref> و خداوند، [[جن]] و انس را تنها برای [[عبادت]] [[آفریده]] است<ref>{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ}}؛ سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref>. از این رو، می‌توان دریافت که شیطان نیز برای عبادت خلق شده است و هیچ ناپاکی و نقصی در [[خلقت]] او نبوده است. حتی او بر اثر عبادت بسیار، در شمار [[فرشتگان الهی]] درآمد. [[گواه]] است بر این حقیقت آنکه [[قرآن]] می‌فرماید: "و... به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید و همه سجده کردند مگر [[ابلیس]]..."<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}؛ سوره بقره، آیه ۳۴.</ref>. این [[آیه]] نشان می‌دهد که شیطان جزو فرشتگان بوده است. با این حال، او سجده نکرد و از [[فرمان الهی]] سر پیچید. همچنین از ماجرای [[سرپیچی]] [[شیطان]] بر می‌آید که او همچون دیگر [[اجنه]] و نیز [[انسان]]، دارای [[آزادی]] و [[اختیار]] است و خود موجب [[گمراهی]] خویش شده است<ref>تفسیر نمونه‌، ۱/ ۱۹۳.</ref>.
سوره ص، آیه 71؛ {{متن قرآن| قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ }}، آیه 82.</ref> و [[خداوند]] بدو تا [[قیامت]] مهلت داد<ref>{{متن قرآن| قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ }}؛ سوره اعراف، آیه ۱۵؛ {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ }}؛ سوره حجر، آیه ۳۶ و ۳۷.</ref>. در نظرگاه [[اسلامی]] [[شیطان]] یک موجود [[شر]] تلقی می‌شود<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 365.</ref>.
# [[خداوند]] هیچ‌گاه شر مطلق نیافریده است. وجود نفسی همه موجودات، [[خیر]] است<ref>{{متن قرآن| الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ}}؛ سوره سجده، آیه ۷.</ref>. با این حال، گاه موجودی با اضافه به موجودی دیگر منشأ صدور [[شر]] می‌شود<ref>گوهر مراد، ۳۲۵- ۳۲۳.</ref>. شیطان نیز ـ فی نفسه ـ [[شر]] نبوده است او هنگام [[خلقت آدم]] در [[آزمایش الهی]] قرار گرفت و از آن سربلند به در نیامد و راه [[شرارت]] در پیش گرفت.
*با توجه به این [[حقیقت]]، این سؤال مطرح می‌شود، چرا [[خداوند]] چنین موجودی را خلق کرده است و [[فلسفه]] وجود [[شیطان]] چیست؟ این مسئله‌ چند پاسخ دارد:
# برخی معتقدند که اگر شر و [[فساد]] و تعب و فقدان و نقص و [[ضعف]] در [[جهان]] نبود، خیر و صحت و راحت و وجدان و کمال و قوت نیز مصداقی نمی‌یافت و [[عقل انسان]] به این مفاهیم راه پیدا نمی‌کرد<ref>المیزان‌، ۸/ ۳۸.</ref>. آن گاه انسان معنای خیر را [[درک]] می‌کند و آن را برمی‌گزیند که شر را ببیند و از آن [[آگاه]] باشد. بنابراین نظریه، وجود [[شیطان]] از ارکان [[نظام]] جهان [[انسانی]] است و تنها آن گاه می‌توان وجود شیطان را شر پنداشت که از او [[پیروی]] شود؛ اما [[مخالفت]] و [[مبارزه]] با او خیر است و مایه [[رشد]] و تعالی.
#از [[قرآن کریم]] بر می‌آید که [[شیطان]] از نوع [[جن]] است<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلا}}؛ سوره کهف، آیه ۵۰.</ref> و [[خداوند]]، [[جن]] و انس را تنها برای [[عبادت]] آفریده است<ref>{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ}}؛ سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref>. از این رو، می‌توان دریافت که [[شیطان]] نیز برای [[عبادت]] خلق شده است و هیچ ناپاکی و نقصی در [[خلقت]] او نبوده است. حتی او بر اثر [[عبادت]] بسیار، در شمار [[فرشتگان الهی]] درآمد. [[گواه]] است بر این [[حقیقت]] آنکه [[قرآن]] می‌فرماید: "و ... به [[فرشتگان]] گفتیم به [[آدم]] [[سجده]] کنید و همه [[سجده]] کردند مگر [[ابلیس]] ..."<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ }}؛ سوره بقره، آیه ۳۴.</ref>. این [[آیه]] نشان می‌دهد که [[شیطان]] جزو [[فرشتگان]] بوده است. با این حال، او [[سجده]] نکرد و از [[فرمان الهی]] سر پیچید. همچنین از ماجرای [[سرپیچی]] [[شیطان]] بر می‌آید که او همچون دیگر اجنه و نیز [[انسان]]، دارای [[آزادی]] و [[اختیار]] است و خود موجب [[گمراهی]] خویش شده است<ref>تفسیر نمونه‌، ۱/ ۱۹۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 366.</ref>.
# [[انسان]] در هیچ یک از [[اعمال]] خویش مجبور نیست. [[خدا]] او را [[آزاد]] و مختار [[آفریده]] تا راه صواب را از [[خطا]] بازشناسد و [[نیکی]] را ازبدی تمایز دهد. وانگهی، او را به [[لطف]] خویش [[یاری]] داده و با [[ارسال رسل]] و انزال کتب و [[حکم عقل]] و [[فطرت]]، [[حجت]] را بر او تمام کرده است. از این رو است که به شیطان فرموده است: "بی‌گمان تو بر [[بندگان]] من [[سلطه]] نخواهی یافت مگر کسانی از [[گمراهان]] که تو را پیروی کنند"<ref>{{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ}}؛ سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>. بنابراین، [[شیطان]]- هر چند [[شر]] است- یارای آن ندارد که [[انسان]] را به [[گناه]] وادارد<ref>المبدأ و المعاد، ۲۰۳- ۱۹۹.</ref>.
#[[خداوند]] هیچ‌گاه [[شر]] مطلق نیافریده است. وجود نفسی همه موجودات، خیر است<ref>{{متن قرآن| الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ }}؛ سوره سجده، آیه ۷.</ref>. با این حال، گاه موجودی با اضافه به موجودی دیگر منشأ صدور [[شر]] می‌شود<ref>گوهر مراد، ۳۲۵- ۳۲۳.</ref>. [[شیطان]] نیز- فی نفسه- [[شر]] نبوده است او هنگام [[خلقت]] [[آدم]] در [[آزمایش الهی]] قرار گرفت و از آن سربلند به در نیامد و راه [[شرارت]] در پیش گرفت<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 366.</ref>.
# علل دیگری نیز برای [[آفرینش]] [[شیطان]] می‌توان برشمرد: یکی اینکه وجود شیطان برای تکامل انسان ضروری است؛ زیرا انسان از گذر [[مبارزه]] با او به [[مقامات]] والای [[بندگی]] و [[پرهیزگاری]] می‌رسد<ref>تفسیر نمونه، ۱/ ۱۹۴.</ref>. دوم آنکه چون [[انسان‌ها]] مختار [[آفریده]] شده‌اند، به هر روی، برخی از آنان- شیطان موجود باشد یا نباشد- به گناه خواهند لغزید. وجود شیطان تنها یکی از مصداق‌های [[آزمایش الهی]] است و مصادیق دیگری نیز برای آن می‌توان یافت<ref>دائرة المعارف قرآن کریم‌، ۱/ ۵۷۱.</ref>. از آنچه درباره علت آفرینش شیطان بیان شد، علت [[امهال]] او نیز آشکار می‌گردد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۶۵ ـ ۳۶۷.</ref>.
#برخی معتقدند که اگر [[شر]] و [[فساد]] و تعب و فقدان و [[نقص]] و [[ضعف]] در [[جهان]] نبود، خیر و صحت و راحت و [[وجدان]] و کمال و قوت نیز مصداقی نمی‌یافت و [[عقل انسان]] به این مفاهیم راه پیدا نمی‌کرد<ref>المیزان‌، ۸/ ۳۸.</ref>. آن گاه [[انسان]] معنای خیر را [[درک]] می‌کند و آن را برمی‌گزیند که [[شر]] را ببیند و از آن [[آگاه]] باشد. بنابراین نظریه، وجود [[شیطان]] از ارکان [[نظام]] [[جهان]] انسانی است و تنها آن گاه می‌توان وجود [[شیطان]] را [[شر]] پنداشت که از او [[پیروی]] شود؛ اما [[مخالفت]] و [[مبارزه]] با او خیر است و مایه رشد و تعالی<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 366.</ref>.
#[[انسان]] در هیچ یک از [[اعمال]] خویش مجبور نیست. [[خدا]] او را آزاد و مختار آفریده تا راه صواب را از [[خطا]] بازشناسد و [[نیکی]] را ازبدی تمایز دهد. وانگهی، او را به [[لطف]] خویش [[یاری]] داده و با [[ارسال رسل]] و انزال کتب و [[حکم عقل]] و [[فطرت]]، [[حجت]] را بر او تمام کرده است. از این رو است که به [[شیطان]] فرموده است: "بی‌گمان تو بر [[بندگان]] من [[سلطه]] نخواهی یافت مگر کسانی از [[گمراهان]] که تو را [[پیروی]] کنند"<ref>{{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ }}؛ سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>. بنابراین، [[شیطان]]- هر چند [[شر]] است- یارای آن ندارد که [[انسان]] را به [[گناه]] وادارد<ref>المبدأ و المعاد، ۲۰۳- ۱۹۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 366.</ref>.
#[[علل]] دیگری نیز برای [[آفرینش]] [[شیطان]] می‌توان برشمرد: یکی اینکه وجود [[شیطان]] برای [[تکامل انسان]] ضروری است؛ زیرا [[انسان]] از گذر [[مبارزه]] با او به [[مقامات]] والای [[بندگی]] و [[پرهیزگاری]] می‌رسد<ref>تفسیر نمونه، ۱/ ۱۹۴.</ref>. دوم آنکه چون [[انسان‌ها]] مختار آفریده شده‌اند، به هر روی، برخی از آنان- [[شیطان]] موجود باشد یا نباشد- به [[گناه]] خواهند لغزید. وجود [[شیطان]] تنها یکی از مصداق‌های [[آزمایش الهی]] است و مصادیق دیگری نیز برای آن می‌توان یافت<ref>دائرة المعارف قرآن کریم‌، ۱/ ۵۷۱.</ref>. از آنچه درباره [[علت]] [[آفرینش]] [[شیطان]] بیان شد، [[علت]] امهال او نیز آشکار می‌گردد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 367.</ref>.


==منابع==
== منابع ==
* [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
{{منابع}}
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
{{پایان منابع}}


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل‌های وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
# [[ابلیس]]
# [[ابلیس]]
# [[اتباع از شیطان]]
# [[اتباع از شیطان]]
خط ۴۲: خط ۴۰:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:شیطان]]
[[رده:فلسفه وجودی شیطان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۹:۲۵

مقدمه

شیطان از مخلوقات خداوند و دارای اراده و شعور است و پیش از انسان وجود داشته و با فرشتگان می‌زیسته است[۱]. چون خداوند، انسان را آفرید، شیطان حسادت ورزید و از روی تکبر بر انسان سجده نکرد و سوگند خورد که نسل آدم را به گناه و زشتی بیالاید و گمراه سازد[۲] و خداوند بدو تا قیامت مهلت داد[۳]. در نظرگاه اسلامی شیطان یک موجود شر تلقی می‌شود.

با توجه به این حقیقت، این سؤال مطرح می‌شود، چرا خداوند چنین موجودی را خلق کرده است و فلسفه وجود شیطان چیست؟ این مسئله‌ چند پاسخ دارد:

  1. از قرآن کریم بر می‌آید که شیطان از نوع جن است[۴] و خداوند، جن و انس را تنها برای عبادت آفریده است[۵]. از این رو، می‌توان دریافت که شیطان نیز برای عبادت خلق شده است و هیچ ناپاکی و نقصی در خلقت او نبوده است. حتی او بر اثر عبادت بسیار، در شمار فرشتگان الهی درآمد. گواه است بر این حقیقت آنکه قرآن می‌فرماید: "و... به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید و همه سجده کردند مگر ابلیس..."[۶]. این آیه نشان می‌دهد که شیطان جزو فرشتگان بوده است. با این حال، او سجده نکرد و از فرمان الهی سر پیچید. همچنین از ماجرای سرپیچی شیطان بر می‌آید که او همچون دیگر اجنه و نیز انسان، دارای آزادی و اختیار است و خود موجب گمراهی خویش شده است[۷].
  2. خداوند هیچ‌گاه شر مطلق نیافریده است. وجود نفسی همه موجودات، خیر است[۸]. با این حال، گاه موجودی با اضافه به موجودی دیگر منشأ صدور شر می‌شود[۹]. شیطان نیز ـ فی نفسه ـ شر نبوده است او هنگام خلقت آدم در آزمایش الهی قرار گرفت و از آن سربلند به در نیامد و راه شرارت در پیش گرفت.
  3. برخی معتقدند که اگر شر و فساد و تعب و فقدان و نقص و ضعف در جهان نبود، خیر و صحت و راحت و وجدان و کمال و قوت نیز مصداقی نمی‌یافت و عقل انسان به این مفاهیم راه پیدا نمی‌کرد[۱۰]. آن گاه انسان معنای خیر را درک می‌کند و آن را برمی‌گزیند که شر را ببیند و از آن آگاه باشد. بنابراین نظریه، وجود شیطان از ارکان نظام جهان انسانی است و تنها آن گاه می‌توان وجود شیطان را شر پنداشت که از او پیروی شود؛ اما مخالفت و مبارزه با او خیر است و مایه رشد و تعالی.
  4. انسان در هیچ یک از اعمال خویش مجبور نیست. خدا او را آزاد و مختار آفریده تا راه صواب را از خطا بازشناسد و نیکی را ازبدی تمایز دهد. وانگهی، او را به لطف خویش یاری داده و با ارسال رسل و انزال کتب و حکم عقل و فطرت، حجت را بر او تمام کرده است. از این رو است که به شیطان فرموده است: "بی‌گمان تو بر بندگان من سلطه نخواهی یافت مگر کسانی از گمراهان که تو را پیروی کنند"[۱۱]. بنابراین، شیطان- هر چند شر است- یارای آن ندارد که انسان را به گناه وادارد[۱۲].
  5. علل دیگری نیز برای آفرینش شیطان می‌توان برشمرد: یکی اینکه وجود شیطان برای تکامل انسان ضروری است؛ زیرا انسان از گذر مبارزه با او به مقامات والای بندگی و پرهیزگاری می‌رسد[۱۳]. دوم آنکه چون انسان‌ها مختار آفریده شده‌اند، به هر روی، برخی از آنان- شیطان موجود باشد یا نباشد- به گناه خواهند لغزید. وجود شیطان تنها یکی از مصداق‌های آزمایش الهی است و مصادیق دیگری نیز برای آن می‌توان یافت[۱۴]. از آنچه درباره علت آفرینش شیطان بیان شد، علت امهال او نیز آشکار می‌گردد[۱۵].

منابع

جستارهای وابسته

پانویس

  1. مجمع البیان‌، جلد ۲- ۱/ ۱۹۲- ۱۸۷.
  2. ﴿إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ؛ سوره ص، آیه ۷۱؛ ﴿ قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ، آیه ۸۲.
  3. ﴿ قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ؛ سوره اعراف، آیه ۱۵؛ ﴿قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ؛ سوره حجر، آیه ۳۶ و ۳۷.
  4. ﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلا؛ سوره کهف، آیه ۵۰.
  5. ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ؛ سوره ذاریات، آیه ۵۶.
  6. ﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ؛ سوره بقره، آیه ۳۴.
  7. تفسیر نمونه‌، ۱/ ۱۹۳.
  8. ﴿ الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ؛ سوره سجده، آیه ۷.
  9. گوهر مراد، ۳۲۵- ۳۲۳.
  10. المیزان‌، ۸/ ۳۸.
  11. ﴿إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ؛ سوره حجر، آیه ۴۲.
  12. المبدأ و المعاد، ۲۰۳- ۱۹۹.
  13. تفسیر نمونه، ۱/ ۱۹۴.
  14. دائرة المعارف قرآن کریم‌، ۱/ ۵۷۱.
  15. فرهنگ شیعه، ص۳۶۵ ـ ۳۶۷.