فلسفه وجودی شیطان: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{مدخلهای وابسته}} +{{مدخل وابسته}})) |
(←مقدمه) |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = شیطان | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[شیطان]] از [[مخلوقات]] [[خداوند]] و دارای [[اراده]] و شعور است و پیش از [[انسان]] وجود داشته و با [[فرشتگان]] میزیسته است<ref>مجمع البیان، جلد ۲- ۱/ ۱۹۲- ۱۸۷.</ref>. چون خداوند، [[انسان]] را آفرید، [[شیطان]] [[حسادت]] ورزید و از روی [[تکبر]] بر انسان [[سجده]] نکرد و [[سوگند]] خورد که نسل [[آدم]] را به [[گناه]] و [[زشتی]] بیالاید و [[گمراه]] سازد<ref>{{متن قرآن|إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ}}؛ سوره ص، آیه ۷۱؛ {{متن قرآن| قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ}}، آیه ۸۲.</ref> و خداوند بدو تا [[قیامت]] مهلت داد<ref>{{متن قرآن| قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ}}؛ سوره اعراف، آیه ۱۵؛ {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ}}؛ سوره حجر، آیه ۳۶ و ۳۷.</ref>. در نظرگاه [[اسلامی]] شیطان یک موجود [[شر]] تلقی میشود. | |||
سوره ص، آیه | |||
با توجه به این [[حقیقت]]، این سؤال مطرح میشود، چرا خداوند چنین موجودی را [[خلق]] کرده است و [[فلسفه]] وجود شیطان چیست؟ این مسئله چند پاسخ دارد: | |||
#از [[قرآن کریم]] بر میآید که | # از [[قرآن کریم]] بر میآید که شیطان از نوع [[جن]] است<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلا}}؛ سوره کهف، آیه ۵۰.</ref> و خداوند، [[جن]] و انس را تنها برای [[عبادت]] [[آفریده]] است<ref>{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ}}؛ سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref>. از این رو، میتوان دریافت که شیطان نیز برای عبادت خلق شده است و هیچ ناپاکی و نقصی در [[خلقت]] او نبوده است. حتی او بر اثر عبادت بسیار، در شمار [[فرشتگان الهی]] درآمد. [[گواه]] است بر این حقیقت آنکه [[قرآن]] میفرماید: "و... به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید و همه سجده کردند مگر [[ابلیس]]..."<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}؛ سوره بقره، آیه ۳۴.</ref>. این [[آیه]] نشان میدهد که شیطان جزو فرشتگان بوده است. با این حال، او سجده نکرد و از [[فرمان الهی]] سر پیچید. همچنین از ماجرای [[سرپیچی]] [[شیطان]] بر میآید که او همچون دیگر [[اجنه]] و نیز [[انسان]]، دارای [[آزادی]] و [[اختیار]] است و خود موجب [[گمراهی]] خویش شده است<ref>تفسیر نمونه، ۱/ ۱۹۳.</ref>. | ||
# [[خداوند]] هیچگاه شر مطلق نیافریده است. وجود نفسی همه موجودات، [[خیر]] است<ref>{{متن قرآن| الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ}}؛ سوره سجده، آیه ۷.</ref>. با این حال، گاه موجودی با اضافه به موجودی دیگر منشأ صدور [[شر]] میشود<ref>گوهر مراد، ۳۲۵- ۳۲۳.</ref>. شیطان نیز ـ فی نفسه ـ [[شر]] نبوده است او هنگام [[خلقت آدم]] در [[آزمایش الهی]] قرار گرفت و از آن سربلند به در نیامد و راه [[شرارت]] در پیش گرفت. | |||
# برخی معتقدند که اگر شر و [[فساد]] و تعب و فقدان و نقص و [[ضعف]] در [[جهان]] نبود، خیر و صحت و راحت و وجدان و کمال و قوت نیز مصداقی نمییافت و [[عقل انسان]] به این مفاهیم راه پیدا نمیکرد<ref>المیزان، ۸/ ۳۸.</ref>. آن گاه انسان معنای خیر را [[درک]] میکند و آن را برمیگزیند که شر را ببیند و از آن [[آگاه]] باشد. بنابراین نظریه، وجود [[شیطان]] از ارکان [[نظام]] جهان [[انسانی]] است و تنها آن گاه میتوان وجود شیطان را شر پنداشت که از او [[پیروی]] شود؛ اما [[مخالفت]] و [[مبارزه]] با او خیر است و مایه [[رشد]] و تعالی. | |||
#[[انسان]] در هیچ یک از [[اعمال]] خویش مجبور نیست. [[خدا]] او را آزاد و مختار آفریده تا راه صواب را از [[خطا]] بازشناسد و [[نیکی]] را ازبدی تمایز دهد. وانگهی، او را به [[لطف]] خویش [[یاری]] داده و با [[ارسال رسل]] و انزال کتب و [[حکم عقل]] و [[فطرت]]، [[حجت]] را بر او تمام کرده است. از این رو است که به | # [[انسان]] در هیچ یک از [[اعمال]] خویش مجبور نیست. [[خدا]] او را [[آزاد]] و مختار [[آفریده]] تا راه صواب را از [[خطا]] بازشناسد و [[نیکی]] را ازبدی تمایز دهد. وانگهی، او را به [[لطف]] خویش [[یاری]] داده و با [[ارسال رسل]] و انزال کتب و [[حکم عقل]] و [[فطرت]]، [[حجت]] را بر او تمام کرده است. از این رو است که به شیطان فرموده است: "بیگمان تو بر [[بندگان]] من [[سلطه]] نخواهی یافت مگر کسانی از [[گمراهان]] که تو را پیروی کنند"<ref>{{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ}}؛ سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>. بنابراین، [[شیطان]]- هر چند [[شر]] است- یارای آن ندارد که [[انسان]] را به [[گناه]] وادارد<ref>المبدأ و المعاد، ۲۰۳- ۱۹۹.</ref>. | ||
# علل دیگری نیز برای [[آفرینش]] [[شیطان]] میتوان برشمرد: یکی اینکه وجود شیطان برای تکامل انسان ضروری است؛ زیرا انسان از گذر [[مبارزه]] با او به [[مقامات]] والای [[بندگی]] و [[پرهیزگاری]] میرسد<ref>تفسیر نمونه، ۱/ ۱۹۴.</ref>. دوم آنکه چون [[انسانها]] مختار [[آفریده]] شدهاند، به هر روی، برخی از آنان- شیطان موجود باشد یا نباشد- به گناه خواهند لغزید. وجود شیطان تنها یکی از مصداقهای [[آزمایش الهی]] است و مصادیق دیگری نیز برای آن میتوان یافت<ref>دائرة المعارف قرآن کریم، ۱/ ۵۷۱.</ref>. از آنچه درباره علت آفرینش شیطان بیان شد، علت [[امهال]] او نیز آشکار میگردد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۶۵ ـ ۳۶۷.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{ | {{مدخل وابسته}} | ||
# [[ابلیس]] | # [[ابلیس]] | ||
# [[اتباع از شیطان]] | # [[اتباع از شیطان]] | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۰: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:شیطان]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۹:۲۵
مقدمه
شیطان از مخلوقات خداوند و دارای اراده و شعور است و پیش از انسان وجود داشته و با فرشتگان میزیسته است[۱]. چون خداوند، انسان را آفرید، شیطان حسادت ورزید و از روی تکبر بر انسان سجده نکرد و سوگند خورد که نسل آدم را به گناه و زشتی بیالاید و گمراه سازد[۲] و خداوند بدو تا قیامت مهلت داد[۳]. در نظرگاه اسلامی شیطان یک موجود شر تلقی میشود.
با توجه به این حقیقت، این سؤال مطرح میشود، چرا خداوند چنین موجودی را خلق کرده است و فلسفه وجود شیطان چیست؟ این مسئله چند پاسخ دارد:
- از قرآن کریم بر میآید که شیطان از نوع جن است[۴] و خداوند، جن و انس را تنها برای عبادت آفریده است[۵]. از این رو، میتوان دریافت که شیطان نیز برای عبادت خلق شده است و هیچ ناپاکی و نقصی در خلقت او نبوده است. حتی او بر اثر عبادت بسیار، در شمار فرشتگان الهی درآمد. گواه است بر این حقیقت آنکه قرآن میفرماید: "و... به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید و همه سجده کردند مگر ابلیس..."[۶]. این آیه نشان میدهد که شیطان جزو فرشتگان بوده است. با این حال، او سجده نکرد و از فرمان الهی سر پیچید. همچنین از ماجرای سرپیچی شیطان بر میآید که او همچون دیگر اجنه و نیز انسان، دارای آزادی و اختیار است و خود موجب گمراهی خویش شده است[۷].
- خداوند هیچگاه شر مطلق نیافریده است. وجود نفسی همه موجودات، خیر است[۸]. با این حال، گاه موجودی با اضافه به موجودی دیگر منشأ صدور شر میشود[۹]. شیطان نیز ـ فی نفسه ـ شر نبوده است او هنگام خلقت آدم در آزمایش الهی قرار گرفت و از آن سربلند به در نیامد و راه شرارت در پیش گرفت.
- برخی معتقدند که اگر شر و فساد و تعب و فقدان و نقص و ضعف در جهان نبود، خیر و صحت و راحت و وجدان و کمال و قوت نیز مصداقی نمییافت و عقل انسان به این مفاهیم راه پیدا نمیکرد[۱۰]. آن گاه انسان معنای خیر را درک میکند و آن را برمیگزیند که شر را ببیند و از آن آگاه باشد. بنابراین نظریه، وجود شیطان از ارکان نظام جهان انسانی است و تنها آن گاه میتوان وجود شیطان را شر پنداشت که از او پیروی شود؛ اما مخالفت و مبارزه با او خیر است و مایه رشد و تعالی.
- انسان در هیچ یک از اعمال خویش مجبور نیست. خدا او را آزاد و مختار آفریده تا راه صواب را از خطا بازشناسد و نیکی را ازبدی تمایز دهد. وانگهی، او را به لطف خویش یاری داده و با ارسال رسل و انزال کتب و حکم عقل و فطرت، حجت را بر او تمام کرده است. از این رو است که به شیطان فرموده است: "بیگمان تو بر بندگان من سلطه نخواهی یافت مگر کسانی از گمراهان که تو را پیروی کنند"[۱۱]. بنابراین، شیطان- هر چند شر است- یارای آن ندارد که انسان را به گناه وادارد[۱۲].
- علل دیگری نیز برای آفرینش شیطان میتوان برشمرد: یکی اینکه وجود شیطان برای تکامل انسان ضروری است؛ زیرا انسان از گذر مبارزه با او به مقامات والای بندگی و پرهیزگاری میرسد[۱۳]. دوم آنکه چون انسانها مختار آفریده شدهاند، به هر روی، برخی از آنان- شیطان موجود باشد یا نباشد- به گناه خواهند لغزید. وجود شیطان تنها یکی از مصداقهای آزمایش الهی است و مصادیق دیگری نیز برای آن میتوان یافت[۱۴]. از آنچه درباره علت آفرینش شیطان بیان شد، علت امهال او نیز آشکار میگردد[۱۵].
منابع
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ مجمع البیان، جلد ۲- ۱/ ۱۹۲- ۱۸۷.
- ↑ ﴿إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ﴾؛ سوره ص، آیه ۷۱؛ ﴿ قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ﴾، آیه ۸۲.
- ↑ ﴿ قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ﴾؛ سوره اعراف، آیه ۱۵؛ ﴿قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ﴾؛ سوره حجر، آیه ۳۶ و ۳۷.
- ↑ ﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلا﴾؛ سوره کهف، آیه ۵۰.
- ↑ ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ﴾؛ سوره ذاریات، آیه ۵۶.
- ↑ ﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ﴾؛ سوره بقره، آیه ۳۴.
- ↑ تفسیر نمونه، ۱/ ۱۹۳.
- ↑ ﴿ الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ﴾؛ سوره سجده، آیه ۷.
- ↑ گوهر مراد، ۳۲۵- ۳۲۳.
- ↑ المیزان، ۸/ ۳۸.
- ↑ ﴿إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ﴾؛ سوره حجر، آیه ۴۲.
- ↑ المبدأ و المعاد، ۲۰۳- ۱۹۹.
- ↑ تفسیر نمونه، ۱/ ۱۹۴.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ۱/ ۵۷۱.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص۳۶۵ ـ ۳۶۷.