آیه ولایت در حدیث: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[آیه ولایت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[آیه ولایت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
==احادیث شأن نزول آیه== | ==احادیث شأن نزول آیه== | ||
نسخهٔ ۲ اوت ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۳
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل آیه ولایت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
احادیث شأن نزول آیه
- بیشتر احادیثی که درباره شأن نزول آیه ولایت، روایت شده است، نزول آن را مربوط به امیرمؤمنان(ع) و دادن انگشتر خود به سائل در حال رکوع دانستهاند. طبری در دو حدیث یکی از عتبة بن حکیم و دیگری از مجاهد این شأن نزول را روایت کرده است[۱]. سیوطی علاوه بر دو حدیث مزبور، پنج حدیث دیگر از خطیب خوارزمی، طبرانی، ابن مردویه به نقل از ابن عباس، عمار یاسر، سلمة بن کهیل، علی بن ابو طالب و ابو رافد در مورد نزول آیه ولایت در شأن علی(ع) روایت کرده است[۲]. سعدالدین تفتازانی و ملا علی قوشچی اشعری اتفاق نظر مفسران بر نزول آیه در شأن علی(ع) را نقل کردهاند[۳]. مؤلف کتاب غایة المرام بیش از بیست حدیث از کتابهای اهل سنت درباره نزول آیه ولایت در مورد علی(ع) روایت کرده است[۴]. علامه امینی نیز تعداد زیادی از دانشمندان اهل سنت را نام میبرد که روایت شأن نزول آیه ولایت را در مورد امیرمؤمنان(ع) در کتابهای خود نقل کردهاند[۵][۶].
- احادیث مربوط به نزول آیه در شأن علی(ع) که از شیعه و اهل سنت نقل شده در حد تواتر بوده و مفید یقین است، و این احادیث مورد استناد محدثان، مفسران، متکلمان و فقیهان قرار گرفته است؛ تا آنجا که فقها در مسئله فعل کثیر در نماز و این که آیا صدقه مستحبی زکات نامیده میشود یا نه، به آن استناد کردهاند [۷]. با توجه به مطالب یاد شده، تردید برخی از افراد همچون فخر رازی[۸]. و ابوهاشم جبایی[۹]. درباره نزول آیه در شأن علی(ع) بیاساس خواهد بود[۱۰].
بررسی اشکالات
- اشکال اول، گفته شده است که آیه ولایت در مقام مدح مؤمنان است، در حالی که دادن زکات در حال نماز و رکوع مایه نکوهش است چون با توجه کامل نمازگزار به عبادت منافات دارد[۱۱][۱۲].
- در پاسخ میتوان گفت: آنچه با حضور قلب در عبادت منافات دارد توجه به امور مادّی و دنیوی است، اما پرداختن زکات به امر خداوند نه تنها امر دنیوی نیست، بلکه خود نوعی عبادت است، و از طرفی، عظمت روحی و احاطه علمی امام علی(ع) چنان بود که میتوانست در یک زمان دو عبادت را انجام دهد، بدون این که لطمهای به حضور قلب ایشان در نماز وارد شود[۱۳].
- اشکال دوم، زکات، اسم برای صدقه واجب است نه مستحب، زیرا قرآن می فرماید:﴿﴿وَآتُواْ الزَّكَاةَ﴾﴾[۱۴]. و امر، ظاهر در وجوب است، و از طرفی بیشتر علما تأخیر پرداخت زکات را معصیت میدانند، بنابراین نمیتوان گفت امیرمؤمنان(ع) انگشتر را به عنوان زکات واجب به فقیر داده است[۱۵][۱۶].
- این اشکال نیز وارد نیست به دلیل این که کلمه زکات در بسیاری از آیات مکی وارد شده است ﴿﴿وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ﴾﴾[۱۷]؛ ﴿﴿الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ﴾﴾[۱۸]؛ ﴿﴿الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى﴾﴾[۱۹]؛ ﴿﴿وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى﴾﴾[۲۰]. در حالی که زکات واجب در مدینه تشریع شده است. از تأمل در آیات قرآن مخصوصاً آیاتی که در آنها از زکات درباره پیامبران گذشته مانند حضرت ابراهیم، حضرت اسحاق، حضرت یعقوب(ع)﴿﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ﴾﴾[۲۱]، حضرت اسماعیل(ع)﴿﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولا نَّبِيًّا وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا﴾﴾[۲۲] و حضرت عیسی(ع) ﴿﴿وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا﴾﴾[۲۳] سخن به میان آمده است به دست می آید که واژه زکات در عرف قرآن هرگاه به صورت مطلق یا همراه با نماز به کار رفته باشد بر انفاق مال در راه خدا دلالت می کند، چرا که در شریعت پیشین، زکات به معنای مصطلح در اسلام نبوده است[۲۴]. گذشته از این، می توان زکات را به زکات واجب نیز حمل کرد که علی(ع) در نظر داشته آن را در اولین فرصت مناسب به فقیر بدهد، و ادعای تأخیر از زمان وجوب، ادعای بدون دلیل است، چه این که بعید شمردن وجوب زکات بر علی(ع) و یا دادن انگشتر به عنوان زکات، استبعادهای بیاساس است، البته اینکه علی(ع) در زمان پیامبر(ص) ثروت بسیار نداشته، شکی نیست، ولی لازمه آن، نفی داشتن حداقل نصاب زکات نمیباشد[۲۵][۲۶].
- اشکال سوم، گفته شده است که ﴿﴿الَّذِينَ آمَنُواْ﴾﴾ بر جمع دلالت میکند، اطلاق آن بر مفرد در کلام فصحای عرب نیامده است، تا چه رسد به کلام الهی که معجزه است [۲۷]. و گاهی گفته شده که چنین اطلاقی مجازی است و اصل در کلام حقیقت است نه مجاز، [۲۸][۲۹].
- در پاسخ باید گفت: اصولاً اطلاق واژگان جمع بر فرد معین در کلام عرب و غیر آن به انگیزه تعظیم و مانند آن شایع است؛ همچنان که در قرآن درباره خداوند ضمایر جمع به کار رفته است﴿﴿ثَانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَنُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَذَابَ الْحَرِيقِ﴾﴾[۳۰]، ﴿﴿حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ﴾﴾[۳۱]، ﴿﴿الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ﴾﴾[۳۲] و در اینجا بیتردید، به کار بردن تعبیر ﴿﴿الَّذِينَ آمَنُواْ﴾﴾ در مورد علی(ع) بیانگر تکریم و تعظیم شخصیت علی(ع) است، بدان جهت که وی از نظر کمالات ایمانی در عالی ترین درجه بوده و همین ویژگی سبب شده است که پس از پیامبر اکرم(ص) ولایت و رهبری جامعه اسلامی به ایشان سپرده شود. گذشته از این، با توجه به روایات شأن نزول، این اطلاق در آیه ولایت صورت گرفته است، حال اگر چنین کاربردی در زبان عرب در عصر رسالت رایج نبود، صحابهای که حدیث مربوط به شأن نزول آیه را نقل کردهاند، لب به اعتراض میگشودند[۳۳][۳۴].
- اشکال چهارم، ولایت در مورد خداوند و رسول(ص) به معنای اقامه حدود و اجرای احکام الهی نیست، فلذا این معنا در ﴿﴿الَّذِينَ آمَنُواْ﴾﴾ نیز درست نخواهد بود. پس باید ولایت را بر نصرت و محبت حمل کرد که در هر سه مورد درست است[۳۵][۳۶].
- پاسخ: در این اشکال، میان حقیقت ولایت و چگونگی اعمال آن خلط شده است، حقیقت ولایت که عبارت از رهبری امور دینی و دنیوی مسلمانان است، در مورد خداوند، پیامبر(ص) و امام هر سه، استعمال شده است، هر چند کیفیت اعمال آن در خداوند و غیر خداوند متفاوت است، بدین معنا که اجرای احکام و حدود به صورت مباشری و محسوس به خداوند نسبت داده نمی شود، هر چند اجرای این کار توسط پیامبر و امام تکویناً و تشریعاً مستند به مشیت الهی است.[۳۷].
- اشکال پنجم، لازمه دیدگاه شیعه درباره ولایت در آیه مزبور این است که امامت به علی(ع) اختصاص داشته باشد، این مطلب با اعتقاد آنان در مورد دیگر امامانشیعه منافات دارد[۳۸][۳۹].
- در پاسخ باید گفت: براهین عقلی و نقلی بر وجوب امامت در هر عصر و زمانی دلالت میکند. بر این اساس، طبق نصوص قرآنی و روایی، امامت پس از پیامبر اکرم(ص) به امامان دوازدهگانه شیعه اختصاص دارد همچنان که قرآن از آنان به عنوان صادقین یاد کرده و مسلمانان را به پیروی از آنان فرا خوانده است﴿﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ﴾﴾[۴۰]. چنان که امام صادق(ع) در تفسیر آیه مورد بحث ولایت رابه احق و اولی بودن در تدبیر امور تفسیر کرده و فرموده است: مقصود از ﴿﴿الَّذِينَ آمَنُواْ﴾﴾ علی(ع) و امامان از ذریه او تا روز قیامت است[۴۱]. افزون بر این، در صحاح اهل سنت نیز از آنان به عنوان خلفای دوازدهگانه یاد شده است[۴۲]. حال وجه جمع بین این نصوص و حصر امامت در علی (علیه السلام به این است که تا وقتی آن حضرت در حال حیات می باشد، امامت مخصوص اوست و پس از وی به فرزندان او، یکی پس از دیگری، اختصاص دارد، بنابراین تعارضی در میان نخواهد بود[۴۳].
منابع
پانویس
- ↑ تفسیر طبری، ج۶۶، ص ۳۴۴.
- ↑ الدر المنثور، ج۳، ص ۹۸ـ ۹۹۹.
- ↑ شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۷۰۰، شرح التجرید، ص ۳۶۸ـ ۳۶۹۹.
- ↑ غایة المرام، ج۲، ص ۱۲.
- ↑ الغدیر، ج۲، ص ۵۳۳.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۱۳.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج۶، ص ۲۰۸؛ المیزان، ج۶، ص ۲۵.
- ↑ تفسیر کبیر، ج۱۲، ص ۳۰.
- ↑ المغنی، الإمامه، ج۱، ص ۱۳۷.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۱۳.
- ↑ المغنی، الإمامه، ج۱، ص ۱۳۵.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۱۳.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۱۳.
- ↑ سوره بقره، آیه:۴۳.
- ↑ تفسیر کبیر، ج۱۲، ص ۳۰۰.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۱۳.
- ↑ و آنان که دهنده زکاتند؛ سوره مؤمنون، آیه:۴.
- ↑ همان کسانی که زکات نمیپردازند و اینانند که منکر جهان واپسیناند؛ سوره فصلت، آیه:۷.
- ↑ همان کس که داراییش را میبخشد تا خود پاک و پیراسته شود؛ سوره لیل، آیه:۱۸.
- ↑ و نام پروردگار خویش برد، آنگاه نماز گزارد؛ سوره اعلی، آیه:۱۵.
- ↑ و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ سوره انبیاء، آیه:۷۳.
- ↑ و در این کتاب، اسماعیل را یاد کن که او درستپیمان و فرستادهای پیامبر بود.و خانواده خود را به نماز و زکات فرمان میداد و نزد پروردگار خویش پسندیده بود؛ سوره مریم، آیه: ۵۴- ۵۵.
- ↑ و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زندهام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است؛ سوره مریم، آیه:۳۱.
- ↑ المیزان، ج۶، ص ۱۵.
- ↑ الشافی الامامة، ج۲، ص ۲۳۸.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۱۳.
- ↑ المنار، ج۶، ص ۴۴۲.
- ↑ تفسیر کبیر، ج۱۲، ص ۲۸.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۱۳.
- ↑ در حالی که از تکبّر) شانه بالا میاندازد تا (مردم را) از راه خداوند گمراه کند؛ او را در این جهان خواری است و در رستخیز عذاب سوزان را به او میچشانیم؛ سوره حج، آیه:۹.
- ↑ هنگامی که مرگ هر یک از آنان فرا رسد میگوید: پروردگارا! مرا باز گردانید؛ سوره مؤمنون، آیه:۹۹.
- ↑ کسانی که به (فراخوان) خداوند و پیامبر پس از آسیب دیدن پاسخ گفتند، برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری ورزیدهاند پاداشی سترگ خواهد بود؛ سوره آل عمران، آیه:۱۷۲.
- ↑ المیزان، ج۶، ص ۱۰.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۱۳.
- ↑ المغنی، الإمامه، ج۱۱، ص ۱۳۶.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۱۳.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۱۳.
- ↑ التحفة الإثنا عشریه، ص ۱۹۸.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۱۳.
- ↑ ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!؛ سوره توبه، آیه: ۱۱۹.
- ↑ اصول کافی، ج۱، ص ۲۲۸
- ↑ صحیح البخاری، ج۹، ص ۸۸، صحیح مسلم، ج۶، ص ۳۳.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۱۳.