اصلاح در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = اصلاح
| موضوع مرتبط = اصلاح
| عنوان مدخل  = [[اصلاح]]
| عنوان مدخل  = اصلاح
| مداخل مرتبط = [[اصلاح در لغت]] - [[اصلاح در قرآن]] - [[اصلاح در حدیث]] - [[اصلاح در نهج البلاغه]] - [[اصلاح در معارف دعا و زیارات]] - [[اصلاح در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[اصلاح در فقه سیاسی]] - [[اصلاح در سیره معصوم]]
| مداخل مرتبط = [[اصلاح در لغت]] - [[اصلاح در قرآن]] - [[اصلاح در معارف و سیره علوی]] - [[اصلاح در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[اصلاح در فقه سیاسی]] - [[اصلاح در سیره معصوم]] - [[اصلاح در معارف و سیره حسینی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
*«[[اصلاح]]» به معنای سامان دادن، بهینه ساختن و به [[نیکی]] در آوردن<ref>راغب اصفهانی، مفردات، ماده صلح.</ref> و نیز «درست کردن، [[نیکو]] کردن، به [[سازش]] در آوردن، آراستن و به [[صلاح]] آوردن»<ref>فرهنگ عمید.</ref> است. مرحوم [[شیخ طوسی]] می‌نویسد: {{عربی|الصلاح استقامة الحال، و الاصلاح: جعل الشيء على الاستقامة}}<ref>شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج۱، ص۷۵.</ref> یعنی اصلاح [[معتدل]] قرار دادن چیزی است، [[علامه طباطبایی]] آن را به «[[لیاقت]] و [[شایستگی]]» معنا می‌کند<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۲، ص۷۵.</ref><ref>[[حمید رضا قنبری‌نژاد اصفهانی|قنبری‌نژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۱۶.</ref>
«[[اصلاح]]» به معنای سامان دادن، بهینه ساختن و به [[نیکی]] در آوردن<ref>راغب اصفهانی، مفردات، ماده صلح.</ref> و نیز «درست کردن، [[نیکو]] کردن، به [[سازش]] در آوردن، آراستن و به [[صلاح]] آوردن»<ref>فرهنگ عمید.</ref> است. مرحوم [[شیخ طوسی]] می‌نویسد: {{عربی|الصلاح استقامة الحال، و الاصلاح: جعل الشيء على الاستقامة}}<ref>شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج۱، ص۷۵.</ref> یعنی اصلاح [[معتدل]] قرار دادن چیزی است، [[علامه طباطبایی]] آن را به «[[لیاقت]] و [[شایستگی]]» معنا می‌کند<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۲، ص۷۵.</ref>.<ref>[[حمید رضا قنبری‌نژاد اصفهانی|قنبری‌نژاد اصفهانی، حمید رضا]]، [[اصلاحات از منظر امام حسین (مقاله)|مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]] ص ۱۶.</ref>
* [[اصلاح]] در لغت [[عرب]] [[ضد]] [[افساد]] شمرده شده و اصلاح شیء بعد از افساد آن را به اقامه و برپا داشتن آن معنا کرده‌اند<ref>ر. ک: ابن منظور، لسان العرب، شرتونی، سعید، اقرب الموارد. ماده صلح؛ زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، ماده صلح.</ref>. در [[فرهنگ]] نامه‌های [[سیاسی]]<ref>ر. ک: الکیالی، عبدالوهاب، موسوعة السیاسه، ج۱، ص۲۰۶.</ref> و [[اقتصادی]]<ref>ر. ک: گلریز، حسن، فرهنگ توصیفی لغات و اصطلاحات علوم اقتصادی، کلمه Reform.</ref> و نیز در لغت‌نامه دهخدا<ref>دهخدا، لغت‌نامه، ماده اصلاح.</ref>، [[اصلاحات]] به مجموعه تغییرهایی گفته می‌شود که در جهت بهبود اوضاع [[اجتماعی]]، در چارچوب [[نظام]] تثبیت شده انجام می‌گیرد.<ref>[[سید حسین میرمعزی|میرمعزی، سید حسین]]، [[اصلاحات اقتصادی (مقاله)| مقاله «اصلاحات اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۷، ص ۴۵۰.</ref>
 
[[اصلاح]] در لغت [[عرب]] [[ضد]] [[افساد]] شمرده شده و اصلاح شیء بعد از افساد آن را به اقامه و برپا داشتن آن معنا کرده‌اند<ref>ر. ک: ابن منظور، لسان العرب، شرتونی، سعید، اقرب الموارد. ماده صلح؛ زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، ماده صلح.</ref>. در [[فرهنگ]] نامه‌های [[سیاسی]]<ref>ر. ک: الکیالی، عبدالوهاب، موسوعة السیاسه، ج۱، ص۲۰۶.</ref> و [[اقتصادی]]<ref>ر. ک: گلریز، حسن، فرهنگ توصیفی لغات و اصطلاحات علوم اقتصادی، کلمه Reform.</ref> و نیز در لغت‌نامه دهخدا<ref>دهخدا، لغت‌نامه، ماده اصلاح.</ref>، [[اصلاحات]] به مجموعه تغییرهایی گفته می‌شود که در جهت بهبود اوضاع [[اجتماعی]]، در چارچوب [[نظام]] تثبیت شده انجام می‌گیرد<ref>[[سید حسین میرمعزی|میرمعزی، سید حسین]]، [[اصلاحات اقتصادی (مقاله)| مقاله «اصلاحات اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۷، ص ۴۵۰.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۰۹:۴۲

مقدمه

«اصلاح» به معنای سامان دادن، بهینه ساختن و به نیکی در آوردن[۱] و نیز «درست کردن، نیکو کردن، به سازش در آوردن، آراستن و به صلاح آوردن»[۲] است. مرحوم شیخ طوسی می‌نویسد: الصلاح استقامة الحال، و الاصلاح: جعل الشيء على الاستقامة[۳] یعنی اصلاح معتدل قرار دادن چیزی است، علامه طباطبایی آن را به «لیاقت و شایستگی» معنا می‌کند[۴].[۵]

اصلاح در لغت عرب ضد افساد شمرده شده و اصلاح شیء بعد از افساد آن را به اقامه و برپا داشتن آن معنا کرده‌اند[۶]. در فرهنگ نامه‌های سیاسی[۷] و اقتصادی[۸] و نیز در لغت‌نامه دهخدا[۹]، اصلاحات به مجموعه تغییرهایی گفته می‌شود که در جهت بهبود اوضاع اجتماعی، در چارچوب نظام تثبیت شده انجام می‌گیرد[۱۰].

منابع

پانویس

  1. راغب اصفهانی، مفردات، ماده صلح.
  2. فرهنگ عمید.
  3. شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج۱، ص۷۵.
  4. محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۲، ص۷۵.
  5. قنبری‌نژاد اصفهانی، حمید رضا، مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»، فرهنگ عاشورایی ج۱۰ ص ۱۶.
  6. ر. ک: ابن منظور، لسان العرب، شرتونی، سعید، اقرب الموارد. ماده صلح؛ زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، ماده صلح.
  7. ر. ک: الکیالی، عبدالوهاب، موسوعة السیاسه، ج۱، ص۲۰۶.
  8. ر. ک: گلریز، حسن، فرهنگ توصیفی لغات و اصطلاحات علوم اقتصادی، کلمه Reform.
  9. دهخدا، لغت‌نامه، ماده اصلاح.
  10. میرمعزی، سید حسین، مقاله «اصلاحات اقتصادی»، دانشنامه امام علی، ج۷، ص ۴۵۰.