محمد بن اسحاق مدنی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
[[ابوعبدالله محمد بن اسحاق مدنی قرشی مخرمی مطلبی مدنی]]، معروف به [[ابن اسحاق]] [[مورخ]]، [[محدث]]، نسب‌شناس، [[آگاه]] به [[سیر]] و [[مغازی]] و [[قصص پیامبران]] و از نخستین سیره‌نویسانی است که زندگانی [[پیامبر]] {{صل}} را به رشته تحریر درآورد. وی از [[نژاد]] [[ایرانی]] است<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۵.</ref> و جد او «یسار» در سال ۱۲هـ و در [[جنگ عین‌التمر]] (شهری نزدیک [[انبار]]<ref>معجم البلدان، ج۴، ص۱۷۶.</ref>) [[اسیر]] شد<ref>تاریخ خلیفه، ص۷۹.</ref> و نخستین [[اسیر]] عراقی بود که به [[مدینه]] آورده شد<ref> رجال الطوسی، ص۳۹۹۸.</ref> و از [[موالی]] [[قیس بن مخرمة بن مطّلب بن عبدمناف]] گشت.<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۷، ص۳۳ و ۳۵.</ref> پدرش اسحاق نیز از [[راویان]] [[امام حسن]] {{ع}}<ref>المعجم الکبیر، ج۳، ص۸۶.</ref> و از [[اصحاب]] [[امام سجاد]] و [[امام باقر]] {{ع}} بود.<ref>رجال الطوسی، ص۱۰۶۵ و ۱۲۵۷.</ref>
[[ابوعبدالله محمد بن اسحاق مدنی قرشی مخرمی مطلبی مدنی]]، معروف به [[ابن اسحاق]] [[مورخ]]، [[محدث]]، نسب‌شناس، [[آگاه]] به [[سیر]] و [[مغازی]] و [[قصص پیامبران]] و از نخستین سیره‌نویسانی است که زندگانی [[پیامبر]] {{صل}} را به رشته تحریر درآورد. وی از [[نژاد]] [[ایرانی]] است<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۵.</ref> و جد او «یسار» در سال ۱۲هـ و در [[جنگ عین‌التمر]] (شهری نزدیک [[انبار]]<ref>معجم البلدان، ج۴، ص۱۷۶.</ref>) [[اسیر]] شد<ref>تاریخ خلیفه، ص۷۹.</ref> و نخستین [[اسیر]] عراقی بود که به [[مدینه]] آورده شد<ref> رجال الطوسی، ص۳۹۹۸.</ref> و از [[موالی]] [[قیس بن مخرمة بن مطّلب بن عبدمناف]] گشت.<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۷، ص۳۳ و ۳۵.</ref> پدرش اسحاق نیز از [[راویان]] [[امام حسن]] {{ع}}<ref>المعجم الکبیر، ج۳، ص۸۶.</ref> و از [[اصحاب]] [[امام سجاد]] و [[امام باقر]] {{ع}} بود.<ref>رجال الطوسی، ص۱۰۶۵ و ۱۲۵۷.</ref>


[[ابن اسحاق]] در [[حدود]] ۸۰<ref>رجال الطوسی، ص۳۴.</ref> یا ۸۵هـ در مدینه ولادت یافت.<ref>سیرة ابن اسحاق، ص۱۰، مقدمه تحقیق.</ref> وی [[زمان]] زیادی در مدینه نماند و در [[طلب علم]] به مناطق مختلف از جمله [[جزیره]] [[اسکندریه]]، [[کوفه]] و [[ری]] [[مسافرت]] کرد و در نهایت در [[بغداد]] اقامت گزید. او علاوه بر پدرش اسحاق و عمویش [[موسی بن یسار بن خیار]]،<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۷، ص۳۴ و ۴۷.</ref> از امام باقر {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}}<ref>رجال الطوسی، ص۱۰۶۵ و ۱۲۵۷.</ref> و همچنین [[ابن شهاب زهری]]، [[قاسم بن محمد بن ابی بکر]]، [[ابان بن عثمان بن عفان]]، [[عکرمة بن خالد مخزومی]]، [[عاصم بن عمر بن قَتاده]]، [[عبدالرحمان بن هرمز أعرج]]، [[محمد بن مُنْکَدِر]]، [[محمد بن یحیی بن حبّان]]، شعبه، [[محمد بن سائب کلبی]] و برخی دیگر [[روایت]] کرده است.<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۴.</ref>
[[ابن اسحاق]] در [[حدود]] ۸۰<ref>رجال الطوسی، ص۳۴.</ref> یا ۸۵هـ در مدینه ولادت یافت.<ref>سیرة ابن اسحاق، ص۱۰، مقدمه تحقیق.</ref> وی [[زمان]] زیادی در مدینه نماند و در [[طلب علم]] به مناطق مختلف از جمله [[جزیره]]، [[اسکندریه]]، [[کوفه]] و [[ری]] [[مسافرت]] کرد و در نهایت در [[بغداد]] اقامت گزید. او علاوه بر پدرش اسحاق و عمویش [[موسی بن یسار بن خیار]]،<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۷، ص۳۴ و ۴۷.</ref> از امام باقر {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}}<ref>رجال الطوسی، ص۱۰۶۵ و ۱۲۵۷.</ref> و همچنین [[ابن شهاب زهری]]، [[قاسم بن محمد بن ابی بکر]]، [[ابان بن عثمان بن عفان]]، [[عکرمة بن خالد مخزومی]]، [[عاصم بن عمر بن قَتاده]]، [[عبدالرحمان بن هرمز أعرج]]، [[محمد بن مُنْکَدِر]]، [[محمد بن یحیی بن حبّان]]، شعبه، [[محمد بن سائب کلبی]] و برخی دیگر [[روایت]] کرده است.<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۴.</ref>
[[زیاد بن عبدالله بکائی]]<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۳ و ۵.</ref>، [[یونس بن بکیر]]، [[شعبة بن حجّاج]]،<ref>الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۲۱.</ref> [[یزید بن ابی حبیب]] و [[یحیی بن سعید انصاری]] (هر دو از [[تابعین]])، [[ابوشهاب حنّاط]]، [[سفیان بن سعید ثوری]]، [[سفیان بن عُیینه]]، [[محمد بن یزید واسطی]] و برخی دیگر نیز از او روایت کرده‌اند.<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۷، ص۳۴ و ۴۷.</ref> [[بخاری]] به [[نقل]] از [[ابراهیم بن حمزه]] می‌‌گوید: [[ابراهیم بن سعد]] [[احادیث]] بسیاری در فروعات از [[ابن اسحاق]] شنیده و [[روایت]] کرده است.<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۷، ص۳۹.</ref> ابن اسحاق [[تشنه]] [[فراگیری دانش]] و گردآوری [[حدیث]] بود و اگر [[خبر]] می‌‌یافت فردی [[اخبار]] و احادیثی دارد، به سراغش رفته و با این [[استدلال]] که اگر به او بیاموزد این مزیت را دارد که در صورت [[فراموشی]] او، فرد دیگری آنها را از [[حفظ]] دارد، افراد را وادار به در [[اختیار]] گذاشتن روایاتشان می‌‌کرد. گویند که هزار حدیث [[نقل]] کرده که هیچ کس دیگری روایت نکرده است.<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۴.</ref> وی در این راه تا آنجا پیش رفت که به «امیرالمحدثین» ملقب شد.<ref>التاریخ الکبیر، ج۱، ص۴۰ و تهذیب التهذیب، ج۹، ص۴۳.</ref> گستره [[دانش]] او به قدری بود که به هنگام [[تدریس]]، اگر وارد شاخه ای می‌‌شد امکان خروج از آن حوزه را پیدا نمی‌کرد و [[زمان]] به پایان می‌‌رسید.<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۴ به بعد.</ref> زُهْری و [[ابن عیینه]] می‌‌گویند: مادامی که ابن اسحاق در [[مدینه]] باشد، چراغ [[علم]] و دانش در این [[شهر]] افروخته است.<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۹.</ref> هنگامی که از [[ابن شهاب]] در مورد [[مغازی]] [[رسول الله]] {{صل}} [[سؤال]] شد، وی ابن اسحاق را [[داناترین]] [[مردم]] در این مورد معرفی کرد.<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۴ به بعد.</ref> [[شافعی]] نیز می‌‌گفت: هر کس بخواهد در مغازی [[مهارت]] پیدا کند، [[نیازمند]] [[محمد بن اسحاق]] است.<ref>البدایة و النهایه، ج۳، ص۹۵ و ج۱۰، ص۱۰۹.</ref>
[[زیاد بن عبدالله بکائی]]<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۳ و ۵.</ref>، [[یونس بن بکیر]]، [[شعبة بن حجّاج]]،<ref>الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۲۱.</ref> [[یزید بن ابی حبیب]] و [[یحیی بن سعید انصاری]] (هر دو از [[تابعین]])، [[ابوشهاب حنّاط]]، [[سفیان بن سعید ثوری]]، [[سفیان بن عُیینه]]، [[محمد بن یزید واسطی]] و برخی دیگر نیز از او روایت کرده‌اند.<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۷، ص۳۴ و ۴۷.</ref> [[بخاری]] به [[نقل]] از [[ابراهیم بن حمزه]] می‌‌گوید: [[ابراهیم بن سعد]] [[احادیث]] بسیاری در فروعات از [[ابن اسحاق]] شنیده و [[روایت]] کرده است.<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۷، ص۳۹.</ref> ابن اسحاق [[تشنه]] [[فراگیری دانش]] و گردآوری [[حدیث]] بود و اگر [[خبر]] می‌‌یافت فردی [[اخبار]] و احادیثی دارد، به سراغش رفته و با این [[استدلال]] که اگر به او بیاموزد این مزیت را دارد که در صورت [[فراموشی]] او، فرد دیگری آنها را از [[حفظ]] دارد، افراد را وادار به در [[اختیار]] گذاشتن روایاتشان می‌‌کرد. گویند که هزار حدیث [[نقل]] کرده که هیچ کس دیگری روایت نکرده است.<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۴.</ref> وی در این راه تا آنجا پیش رفت که به «امیرالمحدثین» ملقب شد.<ref>التاریخ الکبیر، ج۱، ص۴۰ و تهذیب التهذیب، ج۹، ص۴۳.</ref> گستره [[دانش]] او به قدری بود که به هنگام [[تدریس]]، اگر وارد شاخه ای می‌‌شد امکان خروج از آن حوزه را پیدا نمی‌کرد و [[زمان]] به پایان می‌‌رسید.<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۴ به بعد.</ref> زُهْری و [[ابن عیینه]] می‌‌گویند: مادامی که ابن اسحاق در [[مدینه]] باشد، چراغ [[علم]] و دانش در این [[شهر]] افروخته است.<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۹.</ref> هنگامی که از [[ابن شهاب]] در مورد [[مغازی]] [[رسول الله]] {{صل}} [[سؤال]] شد، وی ابن اسحاق را [[داناترین]] [[مردم]] در این مورد معرفی کرد.<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۴ به بعد.</ref> [[شافعی]] نیز می‌‌گفت: هر کس بخواهد در مغازی [[مهارت]] پیدا کند، [[نیازمند]] [[محمد بن اسحاق]] است.<ref>البدایة و النهایه، ج۳، ص۹۵ و ج۱۰، ص۱۰۹.</ref>


۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش