عبدالله بن ابیطلحه انصاری: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب امام علی | عنوان مدخل = عبدالله بن ابیطلحه انصاری| مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} {{جعبه اطلاعات اصحاب | نام = عبدالله بن ابیطلحه انصاری | مشهور به = | نام تصویر = تصویر قدیمی مدینه.jpg | عرض تصویر = | توضیح تصویر = تصو...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
* [[ابوطلحه انصاری]] (پدر) | * [[ابوطلحه انصاری]] (پدر) | ||
* [[امسلیم بنت ملحان]] (مادر) | * [[امسلیم بنت ملحان]] (مادر) | ||
* [[سلیم بن ابیطلحه]] (برادر) | * [[سلیم بن ابیطلحه انصاری]] (برادر) | ||
* [[ابوعمیر بن ابیطلحه]] (برادر) | * [[ابوعمیر بن ابیطلحه انصاری]] (برادر) | ||
* [[انس بن مالک]] (برادر مادری) | * [[انس بن مالک]] (برادر مادری) | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۱۲
| عبدالله بن ابیطلحه انصاری | |
|---|---|
تصویری کهن از مدینه | |
| نام کامل | عبدالله بن ابیطلحه انصاری |
| جنسیت | مرد |
| کنیه | ابویحیی |
| از قبیله | خزرج |
| پدر | ابوطلحه انصاری |
| مادر | امسلیم بنت ملحان |
| درگذشت | ۸۴ هجری، مدینه |
| از اصحاب | امام علی |
| حضور در جنگ | جنگ صفین |
مقدمه
عبدالله فرزند «ابوطلحه انصاری»[۱] و نام مادرش «امسلیم بنت ملحان» و برادر مادری انس بن مالک بود، وی از بزرگان تابعین و راویان اخبار و از اصحاب امیرالمؤمنین (ع) بود.
موقعی که عبدالله به دنیا آمد رسول خدا (ص) کام او را برداشت و در حق او دعا کرد، لذا او از برترین فرزندان انصار گردید و خداوند ده فرزند پسر به او عطا نمود که همۀ آنان فاضل و قاری قرآن شدند.
ابن اثیر مینویسد: عبدالله بن ابی طلحه، از قبیله خزرج و جزو انصار بود که به ابویحیی کنیه داشت. وی برادر مادری انس بن مالک است و مادرشان ام سلیم بنت ملحان است [۲].
شیخ طوسی عبدالله بن ابی طلحه را از اصحاب امیرالمؤمنین (ع) به شمار آورده و مینویسد. هنگامی که مادرش وی را حامله بود، رسول خدا (ص) در حقش دعا کرد[۳].[۴]
صبر ام سلیم در مرگ فرزند و دعای رسول خدا (ص)
امسلیم بنت ملحان مادر عبدالله نام او، «رُمیصاء» - یا «غُمیصاء» - دختر ملحان بن خالد بن حرام انصاری از بنینجار شوهرش مالک بن نضر بود، و مالک پس از ظهور اسلام به قتل رسید، و امسلیم مسلمان شد، ابوطلحه انصاری (زید بن سهل انصاری) که هنوز مشرک بود و بتی چوبین داشت از او خواستگاری کرد، رمیصاء به ازدواج او درآمد و مِهر خود را اسلام او قرار داد و گفت: اگر مسلمان شوی من از تو مِهری نمیخواهم و صداق من اسلام تو باشد. او اولین زنی بود که با این صداق به شوهر رفت.
همراه همسرش در جنگ حنین حضور یافت و اسلام را یاری کردند. و در تاریخ آمده که ام سلیم در جنگ احد نیز دیده شده بود که خنجری بر کمر بسته و تشنگان را سیراب و زخمیان را درمان میکرد[۵].
ثمره این ازدواج مبارک فرزندی بود که نامش را «سلیم»[۶] گذاشتند. ابوطلحه (زید ین سهل) بسیار به این فرزند اظهار علاقه میکرد، تا آنکه این فرزند مریض شد و پدر، روزها به مزرعه میرفت و شبها که برمیگشت بر بالین سلیم میآمد و از حال او پرس و جو میکرد، تا آنکه یک روز این فرزند از دنیا رفت. مادرش ام سلیم او را در پارچهای پیچید و در کنار اتاق گذاشت و خود را آراست تا ابوطلحه آمد، چون ابوطلحه میخواست طبق برنامه همه شب به سراغ فرزندش برود، ام سلیم گفت: داخل اتاق نرو که فرزندم حالش بهتر است و به خواب رفته و مزاحم او مباش. ابو طلحه خوشحال شد و شام خورد و به بستر خواب رفت.
صبح فردا ام سلیم به شوهرش گفت: اگر کسی به همسایگانش امانتی داده باشد که مدتی از آن استفاده کند و صاحبش امانت را پس بگیرد، آیا همسایهای که امانت را پس میدهد ناراحت میشود و گریه میکند و یا امانت را پس نمیدهد؟
ابو طلحه گفت: هرگز، گریه و ناراحتی معنا ندارد و امانت را باید پس بدهد. ام سلیم گفت: پس مراقب باش و گریه و بیتابی نکن؛ زیرا فرزندت از دنیا رفته است و خداوند این امانتی را که به ما داده بود، پس گرفت.
ابو طلحه وقتی دید مادر در داغ فرزندش چنین صبوری پیشه کرده و حتی تا صبح به او خبر نداده، خویشتنداری کرد و صبر پیشه نمود، برای نماز صبح آماده شد و خدمت رسول خدا (ص) شرفیاب شد، و پس از اقامه نماز صبح، داستان مرگ پسر و صبر همسرش را به عرض رساند. پیامبر خدا (ص) از صبر این زن تعجب کرد و با یک سؤال در حق او دعا کرد و فرمود: «آیا دیشب عروسی کردید، خداوند در شب شما برکت قرار دهد». و به نقلی چنین دعا کردند: «بارالها، شب این زن و مرد را مبارک گردان».
ام سلیم، همان شب حامله شد و خداوند عبدالله را به ایشان عطا کرد و چون عبدالله به دنیا آمد، مادرش او را در پارچهای پیچید و نزد رسول خدا (ص) آورد تاکام او را برگیرد و در حق فرزندش دعا کند. پیامبر (ص) پسر او را گرفت و نام او را عبدالله گذاشت و مقداری خرما طلبید و در دهان گذاشت بعد کام فرزند ابوطلحه را با شیرینی آن خرما برداشت و در حق او دعا کرد و او از بهترین فرزندان انصار گردید.
از برکت دعای پیامبر (ص)، همان طوری که اشاره شد، عبدالله دارای ده پسر شد که اکثرشان اهل علم و قاری قرآن و از یاران امیرالمؤمنین (ع) گردیدند[۷].
عبدالله این شیعه راستین امیرالمؤمنین (ع)[۸] در جنگ صفین آن حضرت را یاری کرد[۹]. و سرانجام در زمان خلافت ولید به سال ۸۴ هجری با قلبی سرشار از ایمان به اسلام و عشق به اهل بیت پیامبر (ص) در شهر مدینه از دنیا رفت[۱۰].[۱۱]
جستارهای وابسته
- بنینجار (قبیله)
- ابوطلحه انصاری (پدر)
- امسلیم بنت ملحان (مادر)
- سلیم بن ابیطلحه انصاری (برادر)
- ابوعمیر بن ابیطلحه انصاری (برادر)
- انس بن مالک (برادر مادری)
منابع
پانویس
- ↑ ابو طلحه همان کسی است که به وصیت عمر بن خطاب با پنجاه نفر نیروی مسلح پس از مرگ عمر، جلسه شورای شش نفری را کنترل کرد و عثمان به خلافت رسید و حضرت علی (ع) از خلافت محروم شد.
- ↑ اسدالغابه، ج۳، ص۱۸۸.
- ↑ رجال طوسی، ص۵۰، ش۶۵.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۸۴۷-۸۴۸.
- ↑ ر. ک: اسدالغابه، ج۲، ص۴۶؛ ج۷، ص۱۱۹؛ الاصابه، ج۲، ص۱۲۱؛ ج۴، ص۳۰۱؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۲۱؛ الطبقات الکبری، ج۸ ص۴۲۵.
- ↑ رُمیصاء پس از به دنیا آمدن این فرزند ملقب به امسلیم شد و از آن پس به امسلیم معروف گردید.
- ↑ ر. ک: اسدالغابه، ج۳، ص۱۸۸؛ سیر اعلام النبلاء، ج۵، ص۹؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۱۶۴؛ تهذیب التهذیب، ج۴، ص۳۵۰؛ سفینة البحار، ج۲، عنوان عبد، ص۱۲۳.
- ↑ رجال شیخ طوسی، ص۵۰، ش۶۵.
- ↑ اسدالغابه، ج۳، ص۱۸۹.
- ↑ اسدالغابه، ج۳، ص۱۸۹.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۸۴۸-۸۵۰.