←منابع
(←منابع) |
|||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
*آنچه [[انسان]] را [[یاری]] میدهد تا به [[کمال انسانی]] خویش دست یازد، بایدها و نبایدهایش را نشان دهد و [[مسئولیتها]] و تکلیفهای او را باز شناساند، ایدئولوژی جامع، جاودان و پایدار است. این ایدئولوژی، در [[آیین اسلام]]، همان [[شریعت]] است<ref>مجموعه آثار، ۲/ ۵۵ و ۵۶.</ref>. گاه [[آدمی]] به [[خطا]] میلغزد و به ایدئولوژیهای مادی میگراید؛ اما این ایدئولوژی به [[سعادت]] نمیانجامد. [[آفریدگار]] هستی همواره با [[ارسال رسل]] و انزال [[کتب آسمانی]]، ایدئولوژی [[توحیدی]] را به [[انسان]] رسانیده و او را راه نموده است<ref>النجاة، ۷۰۹.</ref>. بنابر [[آموزههای اسلامی]]، نمیتوان ایدئولوژی را به [[زور]] پذیرفت و [[امید]] بر بقا و دوام آن داشت. از این رو، [[ایمان]] و علاقه درونی در پذیرفتن ایدئولوژی نقشی بنیادی دارد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 146.</ref>. | *آنچه [[انسان]] را [[یاری]] میدهد تا به [[کمال انسانی]] خویش دست یازد، بایدها و نبایدهایش را نشان دهد و [[مسئولیتها]] و تکلیفهای او را باز شناساند، ایدئولوژی جامع، جاودان و پایدار است. این ایدئولوژی، در [[آیین اسلام]]، همان [[شریعت]] است<ref>مجموعه آثار، ۲/ ۵۵ و ۵۶.</ref>. گاه [[آدمی]] به [[خطا]] میلغزد و به ایدئولوژیهای مادی میگراید؛ اما این ایدئولوژی به [[سعادت]] نمیانجامد. [[آفریدگار]] هستی همواره با [[ارسال رسل]] و انزال [[کتب آسمانی]]، ایدئولوژی [[توحیدی]] را به [[انسان]] رسانیده و او را راه نموده است<ref>النجاة، ۷۰۹.</ref>. بنابر [[آموزههای اسلامی]]، نمیتوان ایدئولوژی را به [[زور]] پذیرفت و [[امید]] بر بقا و دوام آن داشت. از این رو، [[ایمان]] و علاقه درونی در پذیرفتن ایدئولوژی نقشی بنیادی دارد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 146.</ref>. | ||
*ایدئولوژی [[اسلام]] از گذر بیان عقلمدارانه و هدفمند [[معارف اسلامی]]، که بر [[فطرت انسانی]] استوارند<ref>{{متن قرآن| فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}؛ سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، در [[جان]] [[آدمی]] نهال [[ایمان]] را مینشاند و او را در سیر به سوی [[تکامل]] [[یاری]] میبخشد. این ویژگی موجب میشود که اصول و ارکان ایدئولوژی [[اسلامی]]- بر خلاف ایدئولوژیهای مادی- پایدار و ماندگار مانَد<ref>نهج البلاغه، خ ۱۹۸.</ref>. بدین سان، ایدئولوژی [[اسلامی]] به معنای برنامه [[اسلام]] برای رسیدن [[انسان]] به [[زندگی]] [[سعادتمند]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] است<ref>همان، خ ۱/ ۵۰- ۴۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 146.</ref>. | *ایدئولوژی [[اسلام]] از گذر بیان عقلمدارانه و هدفمند [[معارف اسلامی]]، که بر [[فطرت انسانی]] استوارند<ref>{{متن قرآن| فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}؛ سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، در [[جان]] [[آدمی]] نهال [[ایمان]] را مینشاند و او را در سیر به سوی [[تکامل]] [[یاری]] میبخشد. این ویژگی موجب میشود که اصول و ارکان ایدئولوژی [[اسلامی]]- بر خلاف ایدئولوژیهای مادی- پایدار و ماندگار مانَد<ref>نهج البلاغه، خ ۱۹۸.</ref>. بدین سان، ایدئولوژی [[اسلامی]] به معنای برنامه [[اسلام]] برای رسیدن [[انسان]] به [[زندگی]] [[سعادتمند]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] است<ref>همان، خ ۱/ ۵۰- ۴۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 146.</ref>. | ||
==ایدئولوژی در فرهنگ مطهر== | |||
هر ایدئولوژی بر اساس یک [[جهانبینی]] است و خود جهانبینی نظر درباره [[جهان]] است آنچنان که هست، ولی ایدئولوژی نظر درباره [[انسان]] است آنچنان که باید باشد و باید بشود<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۵.</ref>. ایدئولوژی طرحی است که باید مشتمل بر [[ایمانی]] نباشد و لذا میتواند [[مقدّس]] باشد اما اگر خود ایدئولوژی مشتمل بر ایمانی نباشد و صرفاً یک [[نظام فکری]] باشد و خود بخواهد موضوع [[ایمان]] یعنی [[عشق]] و [[دلبستگی]] قرار بگیرد، این دیگر به هیچ وجه پایه منطقی ندارد. یعنی امری است که با [[زور]] تلقین و [[القاء]] میشود. بدان عمل کرد ولی پایه منطقی حسابی ندارد<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۴.</ref>. | |||
ایدئولوژی یعنی مکتبی که بایدها و نبایدها را مشخص میکند، مکتبی که [[انسان]] را به یک هدفی [[دعوت]] میکند و برای رسیدن به آن [[هدف]] و راهی ارائه میدهد. ایدئولوژی میگوید: چگونه باید بود، چگونه باید زیست، چگونه باید شد، چگونه باید ساخت (از ماده [[سازندگی]])، یعنی خود را چگونه باید بسازیم، طبق چه الگویی باید بسازیم، [[جامعه]] خودمان را چگونه باید بسازیم. ایدئولوژی به این امور پاسخ میدهد، میگوید: این چنین باش، این چنین [[زندگی]] کن، این چنین بشو، این چنین خود را بساز، این چنین جامعه خود را بساز<ref>شناخت، ص۱۴.</ref>. ایدئولوژی - و به اصطلاح [[قرآن]] [[شریعت]] - بوده است<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵.</ref>. | |||
ایدئولوژی بر پایه [[جهانبینی]] [[استوار]] است. اینکه چرا باید اینچنین یا آنچنان بود یا زیست یا رفت یا ساخت باشد، برای این است که [[جهان]] یا جامعه یا انسان چنین یا چنان است، چرای هر ایدئولوژی در جهان بینیای که آن ایدئولوژی بر آن استوار است، نهفته است و به اصطلاح، ایدئولوژی از نوع [[حکمت عملی]] است و جهانبینی از نوع [[حکمت نظری]]. ایدئولوژی [[تابعی]] است از جهانبینی<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۲۶.</ref>. ایدئولوژی عبارت است از مجموع طرحها و راههایی که جامعه را به سوی کمال و سعادتش [[رهبری]] میکند<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۳۵۵.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۷۷.</ref> | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']] | |||
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']] | |||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||