هنگامی که مردان [[قوم لوط]] به قصد لواط به [[خانه]] آن [[حضرت]] [[یورش]] بردند و خواستار در [[اختیار]] گرفتن [[مهمانان]] او شدند، [[حضرت لوط]]{{ع}} با [[نهی]] آنان از این [[کردار]] [[ناپسند]]، دخترانش را برای [[ازدواج]] به آنها پیشنهاد کرد: {{متن قرآن|وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ}}<ref>«و قوم او شتابان به سویش رو آوردند و (آنان) پیش از آن، کارهای زشت انجام میدادند؛ (لوط) گفت: ای قوم من! اینان دختران منند، آنان برای شما پاکیزهترند، از خداوند پروا کنید و مرا در (کار) مهمانانم خوار نگردانید، آیا در میان شما مرد کاردانی نیست؟» سوره هود، آیه ۷۸.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|قَالَ هَؤُلَاءِ بَنَاتِي إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ}}<ref>«(لوط) گفت: اگر میخواهید کاری بکنید اینان دختران منند» سوره حجر، آیه ۷۱.</ref> جمع بودن واژه "بنات" مینمایاند که [[دختران]] [[لوط]][[ دست]] کم سه نفر بودهاند. برخی [[مفسران]] با توجه به شمار اندک این [[دختران]] و عدم کفایت آنها نسبت به گروهی که [[هجوم]] آورده بودند، "بنات" را [[زنان]] و [[دختران]] [[قوم لوط]] دانسته و در نامیدن آن [[زنان]] به عنوان [[دختران]] خود گفتهاند: هر [[پیامبری]] [[پدر]] [[قوم]] خود است؛<ref>جامع البیان، ج ۷، ص ۱۱۰ ـ ۱۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص ۳۲؛ التحریر و التنویر، ج ۱۰، ص ۱۲۷.</ref> بعضی "بنات" را به همان معنای ظاهری و اشاره به [[دختران]] [[حقیقی]] [[لوط]]{{ع}} دانستهاند.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۲۶؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۳۹.</ref> براساس این [[تفسیر]]، در [[پاسخ]] به چگونگی کفایت [[دختران]] برای همه مردان گفتهاند که [[هدف]] [[حضرت]] از پیشنهاد دخترانش، درخواست [[ازدواج]] با [[زنان]] و [[نهی]] از لواط بود و [[دختران]] خود را از سر نمونه پیشنهاد داد و [[پاسخ]] [[قوم]] به [[حضرت لوط]] با بهکارگیری تعبیر {{متن قرآن|بَنَاتِكَ}} در آیه {{متن قرآن|قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ}}<ref>«گفتند: خوب میدانی که به دخترانت نیازی نداریم و بیگمان تو نیک میدانی که چه میخواهیم» سوره هود، آیه ۷۹.</ref> نیز مؤید این [[تفسیر]] دانسته شده است؛ با این توضیح که آنها اساساً به [[لوط]] [[ایمان]] نداشتند، بنابراین نمیتوانند به دختر بودن [[زنان]] و [[دختران]] خود برای [[لوط]]{{ع}} و [[پدر]] بودن وی برای [[قوم]] معترف باشند.<ref> المیزان، ج ۱۰، ص ۳۳۹.</ref> بیشتر [[مفسران]]، صیغه تفضیلِ {{متن قرآن|أَطْهَرُ}} را در {{متن قرآن|هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ}} صرفا برای اشاره به [[طهارت]] محضِ [[ازدواج]] با [[زنان]] دانستهاند که هیچ بر [[طهارت]] لواط [[دلالت]] ندارد؛ مانند «[[الله اکبر]]» و {{متن قرآن|مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ }} در آیه {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref>«و چون داد و ستد یا سرگرمییی ببینند، بدان سو شتاب میآورند و تو را ایستاده رها میکنند؛ بگو: آنچه نزد خداوند است از سرگرمی و داد و ستد، نکوتر است و خداوند بهترین روزیدهندگان است» سوره جمعه، آیه ۱۱.</ref> که تنها بزرگی و [[خیر]] محض را میرساند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص ۳۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۵۱؛ التحریر و التنویر، ج ۱۰، ص ۱۲۷؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۳۸.</ref> برخی [[روایات]] با استناد به این فقره، جایز بودن استفاده از دُبُر [[زن]] را گزارش کرده است.<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۱۵۷؛ بحار الانوار، ج ۱۰۱، ص ۲۹.</ref> درباره پیشنهاد [[دختران]]، [[مفسران]] آن را "[[ازدواج]]" و نه هرگونه بهرهگیری جنسی بیازدواج دانستهاند، چون اساساً درمان یک [[فحشا]] (لواط) با فحشای دیگر ([[زنا]]) آن هم با سفارش [[پیامبر خدا]] توجیه و پذیرش ندارد.<ref>جامعالبیان، ج ۷، ص ۱۱۰ ـ ۱۱۱؛ التبیان، ج ۶، ص ۴۰ ـ ۴۱؛ الکشاف، ج ۲، ص ۴۱۳؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۳۹.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} نیز عرضه [[دختران]] را [[ازدواج]] دانسته است.<ref>الکافی، ج ۲، ص ۷۲؛ بحار الانوار، ج ۱۲، ص ۱۷۱.</ref> در [[تورات]] آمده که [[حضرت لوط]]{{ع}} خطاب به قومش گفت آنچه در نظر شما پسند آید، با آنها انجام دهید. اگر مراد از این [[سخن]] [[تمتع]] جنسی بی [[ازدواج]] باشد، با توجه به [[عصمت انبیا]] <ref> کشفالمراد، ص ۳۴۹؛ قواعد المرام، ص ۱۲۵.</ref> و [[حرمت]][[ زنا]] {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلًا}}<ref>«و نزدیک زنا نشوید که کاری زشت و راهی بد است» سوره اسراء، آیه ۳۲.</ref>.<ref>کتاب مقدس، لاویان ۱۸: ۶ ـ ۲۰؛ ۲۰: ۱۰؛ تثنیه ۲۲: ۲۲ ـ ۳۰؛ حزقیال ۲۲: ۱۰ ـ ۱۱.</ref> این مطلب پذیرفتنی نیست.
[[مفسران]] به مناسبت بحث پیشنهاد [[ازدواج]] با [[دختران]]، درباره جواز [[ازدواج]] [[زن]] [[مؤمن]] با [[مرد]] [[کافر]] بحث کردهاند و اینکه چگونه [[حضرت لوط]]{{ع}} چنین پیشنهادی داد: بیشتر آنها احتمال جواز آن را در [[شریعت]] آن [[حضرت]]{{ع}} [[ذکر]] و [[ازدواج]] [[دختران پیامبر]]{{صل}} با [[عتبة بن ابیلهب]] و [[ابیالعاص بن ربیع]] را نمونهای دیگر یاد کردهاند که تا پیش از [[نزول آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده باشد، آنان (شما را) به دوزخ فرا میخوانند و خداوند به بهشت و آمرزش- به اذن خویش- فرا میخواند و آیات خود را برای مردم روشن میدارد باشد که آنان پند گیرند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref> ادامه داشته است، در حالی که آنها [[مسلمان]] نبودند.<ref> الکشاف، ج ۲، ص ۴۱۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص ۳۳؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۳۹.</ref> [[معتقدان]] به عدم جواز گفتهاند که پیشنهاد [[لوط]]{{ع}} [[ازدواج]] به [[شرط ایمان]] بوده؛<ref>التبیان، ج ۶، ص ۴۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۸۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص ۳۳.</ref> ولی برخی [[هدف]] از عرضه [[دختران]] را پراکندن [[قوم]] دانستهاند نه [[ازدواج]].<ref>الکشاف، ج ۲، ص ۴۱۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۵۱.</ref> [[قوم لوط]] با رد پیشنهاد وی گفتند که به [[دختران]] او [[گرایش]] ندارند: {{متن قرآن|قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ}}<ref>«گفتند: خوب میدانی که به دخترانت نیازی نداریم و بیگمان تو نیک میدانی که چه میخواهیم» سوره هود، آیه ۷۹.</ref> درباره "[[نفی]] [[حق]]" نسبت به [[دختران]] احتمالات مختلفی یاد شده است:
#[[نفی]] نیاز و ابراز عدم [[تمایل]] نسبت به آنها.<ref>التبیان، ج ۶، ص ۴۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۸۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص ۳۴.</ref>
#چون [[دختران]] [[لوط]] [[همسر]] آنان نبودند، برای خود در بهرهمندی از آنان حقی [[باور]] نداشتند.<ref>التبیان، ج ۶، ص ۴۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۸۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص ۳۴.</ref> این احتمال، با توجه به اینکه آنان پروایی از انجام دادن [[اعمال زشت]] نداشتند، صحیح به نظر نمیرسد.
#آنان بر اثر [[عادت]] به لواط و [[سنت]] شدن این عمل نزدشان به نوعی آن را [[نیکو]] و برای خود [[حق]] میدانستند و در مقابل،[[ ازدواج]] با [[زنان]] را خلاف [[سنت]] پنداشته و اساسا برای کسی حقی در چنین کاری [[معتقد]] نبودند.<ref>الکشاف، ج ۲، ص ۴۱۴؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۴۰ ـ ۳۴۱.</ref> برخی افزودهاند کاربرد {{متن قرآن|لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ}} به جای {{متن قرآن|مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ}} مینمایاند که آنان [[آگاهی]] [[لوط]]{{ع}} از [[سنت]] و [[عادت]] خود را به وی گوشزد کردند.<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۳۴۰.</ref>.<ref>[[محمد علی قائمینسب|قائمینسب، محمد علی]]، [[دختران لوط (مقاله)|مقاله «دختران لوط»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲.</ref>
دخترانلوط سه بار به صراحت در قرآن یاد شده ﴿وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ﴾[۱]، ﴿قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ﴾[۲]؛ ﴿قَالَ هَؤُلَاءِ بَنَاتِي إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ﴾[۳] و افزون بر آن، مفسران تعبیر "اهل" و "آل" لوط را نیز شامل آنها دانستهاند. ﴿فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ﴾[۴]، ﴿رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ﴾[۵]، ﴿إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ﴾[۶]، ﴿إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْنَاهُمْ بِسَحَرٍ﴾[۷]
.[۸] (آل لوط) براساس این آیات، فرازهای برجسته گزارش قرآن درباره این دختران چنین است: تصمیمقوم لوط به اخراجآل لوط از سرزمین خویش؛ درخواست حضرت لوط(ع) از خدا برای نجات او و خاندانش از کردارناپسندقوم؛ پیشنهاد ازدواج با دخترانش به قوم در پی هجوم آنها به خانهاش و بیرغبتیقوم؛ دستور فرستادگان الهی (فرشتگان) به لوط(ع) برای حرکت شبانه با خانواده خود به سوی مقصد معیّن؛ نجاتحضرت و اهل وی از عذاب الهی به پاس شکرگزاری شان. این گزارش با برخی تفاوتهای اساسی، در کتاب مقدّس هم آمده است: بر پایه گزارش کتاب مقدس شمار دخترانلوط دو نفر است. پیشنهاد دختران به مردان قوم، درخواست فرشتگان از لوط(ع) برای بیرون بردن دامادها، پسران و دختران و همسرش از شهر، خودداری دامادها از ترک شهر و به سخره گرفتن عذاب الهی، خروجلوط(ع) به همراه زن و دختران و پسرانش از شهر و پناه بردن به یک کوه، از فرازهای مهم گزارش کتاب مقدساند؛ همچنین به گفته کتاب مقدس چون همه مردان قوم با عذاب الهی نابود شده بودند، دخترانلوط به پدرشان شراب نوشانده و با وی همبستر شدند و هر یک پسری به دنیا آوردند! پسر دختر بزرگ "موآب" و فرزند دختر کوچک "بنعمی" نام گرفت و موآبیان و بنعمیها از نسل آن دو پدید آمدند؛[۹] لیکن چنین نسبتهایی به پیامبران الهی با عصمت آنان که در آموزههای اسلامی آمده است، سازگار نیست.[۱۰]
↑«و قوم او شتابان به سویش رو آوردند و (آنان) پیش از آن، کارهای زشت انجام میدادند؛ (لوط) گفت: ای قوم من! اینان دختران منند، آنان برای شما پاکیزهترند، از خداوند پروا کنید و مرا در (کار) مهمانانم خوار نگردانید، آیا در میان شما مرد کاردانی نیست؟» سوره هود، آیه ۷۸.
↑«گفتند: خوب میدانی که به دخترانت نیازی نداریم و بیگمان تو نیک میدانی که چه میخواهیم» سوره هود، آیه ۷۹.