←خلع عیسی بن موسی از ولایتعهدی
(←مقدمه) |
|||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
[[ابوعبدالله مهدی|مهدی عباسی]] مانند [[پدر]] خود گرفتار مشکل [[جانشینی]] بود: در [[زمان]] [[خلافت]] [[منصور عباسی|منصور]]، عیسی بن موسی به [[ولیعهدی]] مهدی تعیین شده بود، اما چون مهدی به خلافت رسید، بر آن شد که عیسی را از ولیعهدی خلع کند و فرزند بزرگش، [[موسی]] معروف به الهادی، را به جای وی بگمارد، ولی عیسی بدین کار [[رضایت]] نمیداد؛ لذا مهدی مدتی وی را [[ارعاب]] و [[تهدید]] کرد<ref>الکامل، ج۶، ص۴۵-۴۶.</ref> و سرانجام ولیعهدی را به ده میلیون درهم از وی خرید<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۹۵. </ref> و چندی بعد، برای فرزند دیگرش، [[هارون]]، به عنوان [[ولیعهد]] دوم [[بیعت]] گرفت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۴۵.</ref>. | [[ابوعبدالله مهدی|مهدی عباسی]] مانند [[پدر]] خود گرفتار مشکل [[جانشینی]] بود: در [[زمان]] [[خلافت]] [[منصور عباسی|منصور]]، عیسی بن موسی به [[ولیعهدی]] مهدی تعیین شده بود، اما چون مهدی به خلافت رسید، بر آن شد که عیسی را از ولیعهدی خلع کند و فرزند بزرگش، [[موسی]] معروف به الهادی، را به جای وی بگمارد، ولی عیسی بدین کار [[رضایت]] نمیداد؛ لذا مهدی مدتی وی را [[ارعاب]] و [[تهدید]] کرد<ref>الکامل، ج۶، ص۴۵-۴۶.</ref> و سرانجام ولیعهدی را به ده میلیون درهم از وی خرید<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۹۵. </ref> و چندی بعد، برای فرزند دیگرش، [[هارون]]، به عنوان [[ولیعهد]] دوم [[بیعت]] گرفت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۴۵.</ref>. | ||
== | ==خلع عیسی بن موسی از ولایتعهدی== | ||
[[ابوالعباس سفاح]]، منصور و عیسی بن موسی را به ترتیب به [[جانشینی]] خود [[برگزیده]] بود؛ چون منصور به خلافت رسید در صدد برآمد که [[عیسی]] را از ولیعهدی خویش [[خلع]] و فرزندش [[مهدی]] را به جای وی [[منصوب]] نماید؛ اما عیسی بدین کار [[راضی]] نمیشد و [[منصور]] همچنان [[اصرار]] میورزید و برای پیشبرد [[هدف]] خویش به هر وسیلهای دست مییازید: در میان جمع وی را [[سرزنش]] میکرد و دستور میداد [[خاک]] بر سرش بریزند و یک بار مسمومش کردند، تا آنکه روزی عیسی و فرزندش را احضار کرد و [[فرمان]] داد که فرزند را در حضور [[پدر]] خفه کنند، چون مأمورین شروع به کار کردند عیسی [[تسلیم]] شد<ref>تاریخ اسلام، ص۲۱۲.</ref> و منصور، مهدی را به [[جانشینی]] خویش برگزید و برای وی از بزرگان و [[سپاهیان]] [[بیعت]] گرفت<ref>قس: تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۷۹-۳۸۰.</ref>.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۳۹.</ref>. | [[ابوالعباس سفاح]]، منصور و عیسی بن موسی را به ترتیب به [[جانشینی]] خود [[برگزیده]] بود؛ چون منصور به خلافت رسید در صدد برآمد که [[عیسی]] را از ولیعهدی خویش [[خلع]] و فرزندش [[مهدی]] را به جای وی [[منصوب]] نماید؛ اما عیسی بدین کار [[راضی]] نمیشد و [[منصور]] همچنان [[اصرار]] میورزید و برای پیشبرد [[هدف]] خویش به هر وسیلهای دست مییازید: در میان جمع وی را [[سرزنش]] میکرد و دستور میداد [[خاک]] بر سرش بریزند و یک بار مسمومش کردند، تا آنکه روزی عیسی و فرزندش را احضار کرد و [[فرمان]] داد که فرزند را در حضور [[پدر]] خفه کنند، چون مأمورین شروع به کار کردند عیسی [[تسلیم]] شد<ref>تاریخ اسلام، ص۲۱۲.</ref> و منصور، مهدی را به [[جانشینی]] خویش برگزید و برای وی از بزرگان و [[سپاهیان]] [[بیعت]] گرفت<ref>قس: تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۷۹-۳۸۰.</ref>.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۳۹.</ref>. | ||