اول و آخر (اسم الهی): تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صفات الهی | عنوان مدخل = اول و آخر | مداخل مرتبط = اول و آخر در قرآن - اول و آخر در کلام اسلامی | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == اوّل در اصل به شکل «أءْول» یا «آول» بر وزن أفْعَلْ و از ریشه (أ ـ و ـ ل)<ref>مفردات، ص۱۰۰، «...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱۵: خط ۱۵:
[[اهل عرفان]] در تقسیمی [[اسمای الهی]] را به ۴ اسم اول و آخر و ظاهر و [[باطن]] تقسیم کرده، آنها را امّهات [[اسما]] دانسته و اسم جامع آنها را «[[اللّه]]» و «[[رحمن]]» به حساب آورده‌اند. آنان معتقدند هر اسمی که [[مظهر]] آن [[ازلی]] و [[ابدی]] است، ازلیّت آن از اسم اوّل و ابدیّت آن از اسم آخر است و نیز اسمای متعلق به [[ابداء]] و ایجاد در اسم اوّل داخل‌اند چنان که اسمای مربوط به اعاده و [[جزاء]] در اسم آخر داخل‌اند.<ref>شرح فصوص الحکم، ص۴۵.</ref> اسم اول در [[دعاها]] <ref> الصحیفة السجادیه، ص۲۲؛ کنزالعمال، ج ۲، ص۶۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۶۴۰.</ref> و [[احادیث]] <ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶۳؛ الکافی، ج ۱، ص۱۱۵؛ التوحید، ص۳۱۳.</ref> بسیاری به کار رفته است.<ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]] و [[احمد جمالی|جمالی]]، [[اول - رمضانی و جمالی (مقاله)|مقاله «اول»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵، ص ۶۳-۶۴.</ref>
[[اهل عرفان]] در تقسیمی [[اسمای الهی]] را به ۴ اسم اول و آخر و ظاهر و [[باطن]] تقسیم کرده، آنها را امّهات [[اسما]] دانسته و اسم جامع آنها را «[[اللّه]]» و «[[رحمن]]» به حساب آورده‌اند. آنان معتقدند هر اسمی که [[مظهر]] آن [[ازلی]] و [[ابدی]] است، ازلیّت آن از اسم اوّل و ابدیّت آن از اسم آخر است و نیز اسمای متعلق به [[ابداء]] و ایجاد در اسم اوّل داخل‌اند چنان که اسمای مربوط به اعاده و [[جزاء]] در اسم آخر داخل‌اند.<ref>شرح فصوص الحکم، ص۴۵.</ref> اسم اول در [[دعاها]] <ref> الصحیفة السجادیه، ص۲۲؛ کنزالعمال، ج ۲، ص۶۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۶۴۰.</ref> و [[احادیث]] <ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶۳؛ الکافی، ج ۱، ص۱۱۵؛ التوحید، ص۳۱۳.</ref> بسیاری به کار رفته است.<ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]] و [[احمد جمالی|جمالی]]، [[اول - رمضانی و جمالی (مقاله)|مقاله «اول»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵، ص ۶۳-۶۴.</ref>


== اول در قرآن ==
== اول در [[قرآن]] ==
اول به عنوان یکی از اسم‌های [[خدا]] تنها یک بار در [[قرآن]] به کار رفته است: {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.</ref> برخی ترتیب ذکر اسمای چهارگانه در [[آیه]] را به این دلیل دانسته‌اند که هر اسم متأخری، متضمن اسم یا اسمهای پیش از آن است، بنابراین هر سه اسم آخر و ظاهر و [[باطن]] متضمن اسم اول‌اند.<ref>رحمة من الرحمن، ج ۴، ص۲۷۰.</ref> در تبیین اوّل بودن [[خداوند]] دو بیان عمده وجود دارد:
 
۱ . اول بودن [[خدای سبحان]] به معنای [[ازلی]] بودن [[ذات الهی]] است و اینکه هیچ چیزی در وجود بر ذات او [[سبقت]] ندارد.<ref>کشف الاسرار، ج ۹، ص۴۷۶؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص۳۴۶؛ روح‌البیان، ج ۹، ص۳۴۹.</ref> قول کسانی که اول را به معنای [[غنی]] بالذات و [[بی‌نیاز]] از غیر دانسته‌اند نیز به همین معنا بازمی‌گردد.<ref>موسوعة له الاسماء الحسنی، ج ۱، ص۳۶۳.</ref> ازلی بودن خداوند ازاین‌روست که [[واجب]] الوجود است و لازمه [[وجوب]] وجود آن است که به هیچ وجه فرض عدم بر آن صحیح نبوده، در وجود خود هیچ‌گونه نیازی به غیر نداشته باشد.
 
استعمال اول به معنای ازلی در لغت نیز کاربرد دارد <ref> مقاییس اللغه، ج ۱، ص۱۵۸.</ref> و در [[روایات]] بسیاری اول بودن خدا به ازلی بودن ذات او [[تفسیر]] شده است.<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۰۱؛ التوحید، ص۱۹۷، ۳۱۳؛ الکافی، ج ۱، ص۱۶۷ ـ ۱۶۸.</ref> [[جمهور]] [[متکلمان]] که قائل به حدوث زمانی غیر خدا هستند، اوّل و ازلی بودن خداوند را به معنای قدیم بودن [[خدا]] و مسبوق نبودن ذات [[حق]] به عدم، از نظر زمانی می‌دانند؛<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۴۶؛ التحریر والتنویر، ج ۲۷، ص۳۶۰.</ref> ولی باید توجه داشت که اولیت و ازلیت [[ذات الهی]] زمانی نیست؛ زیرا او حتی نسبت به خود [[زمان]] نیز اول بوده، بر زمان احاطه دارد و خود ذات منزّه از زمان است.<ref>روح‌المعانی، مج ۱۴، ج ۲۷، ص۲۵۴؛ روح‌البیان، ج ۹، ص۳۴۶؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۵۲.</ref>
 
در تبیین اول بودن خدا می‌توان گفت همان‌گونه که در [[آیه]] {{متن قرآن|لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست، زنده می‌گرداند و می‌میراند و او بر هر کاری تواناست» سوره حدید، آیه ۲.</ref> آمده، [[قدرت الهی]]، هر چیزی را دربرمی‌گیرد، به همین دلیل [[خداوند]] با قدرتش بر هر چیزی از هر جهتی احاطه دارد، بنابراین هر چیزی را که اول فرض کنیم ذات حق پیش از آن است، پس در [[حقیقت ذات الهی]] اول است؛ نه آن چیز مفروض، ازاین‌رو اول مطلق فقط خداست و هر چه جز او اوّل باشد، اوّل نسبی و اضافی خواهد بود، چنان که این معنا از [[حصر]] موجود در آیه {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.</ref> استفاده می‌شود. از این بیان روشن می‌شود که اول ازفروع اسم محیط و اسم محیط فرع بر اطلاق قدرت الهی است. البته می‌توان اول را فرع بر احاطه وجودی خدا دانست؛ زیرا ذات حق پیش از ثبوت هر چیزی ثابت است؛ همچنین اسم اول به نوعی بر [[علم الهی]] نیز متفرّع است و پایان آیه که بیانگر علم الهی به هر چیزی است، مناسب این تفرّع است.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۵۱ ـ ۱۵۲؛ البصائر، ج ۴۴، ص۸۰ ـ ۸۱؛ نگرش وحی بر خداشناسی، ج ۲، ص۱۴.</ref>
 
۲. اول بودن خداوند بدین معناست که ذات الهی اول همه موجودات <ref>الاسماء الحسنی، ص۱۹۵؛ اسماء اللّه الحسنی، ص۱۸۹.</ref> و مبدأ المبادی است و وجود هر چیزی از او صادر شده است،<ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۶، ص۴۹؛ شرح الاسماء، ص۴؛ شرح اسماء الحسنی، ص۱۲۹.</ref> به این معنا که اگر سلسله موجودات را که به صورت علل و معلولات مرتب شده‌اند در نظر بگیریم، ذات [[حق]] نسبت به آنها اول است و همه موجودات دیگر وجودشان را از او گرفته‌اند.<ref>شرح اسماء الحسنی، ص۱۲۹.</ref> برخی اول را یا به معنای یاد شده یا به این معنا دانسته‌اند که [[خدا]] در [[مقام]] احدیّتش به گونه‌ای است که چیزی با او نیست.<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۹۰.</ref> به [[اعتقاد]] برخی اول و آخر و ظاهر و [[باطن]] مجموعا این معنا را افاده می‌کنند که همه امور به [[دست خدا]] بوده، تمامیت هر چیزی به اوست.<ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص۳۴۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۴۸؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۶، ص۱۵۴.</ref> در توضیح اول بودن [[خداوند]]، اقوال دیگری نیز ذکر شده که [[غالب]] آنها هیچ‌گونه دلیل و شاهدی ندارد<ref>شرح اسماء اللّه الحسنی، ص۳۲۵ ـ ۳۲۸.</ref>.<ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]] و [[احمد جمالی|جمالی]]، [[اول - رمضانی و جمالی (مقاله)|مقاله «اول»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵، ص ۶۴-۶۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۳۰ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۱۵

مقدمه

اوّل در اصل به شکل «أءْول» یا «آول» بر وزن أفْعَلْ و از ریشه (أ ـ و ـ ل)[۱] یا «أوْءَل» بر وزن أفْعَل و یا «وَوّل» بر وزن فَوْعل هر دو از ریشه (و ـ أ ـ ل)[۲] دانسته شده است. برخی وزن آن را أفْعَل و هر دو «واو» آن را اصلی به حساب آورده‌اند.[۳]

برخی اوّل را در لغت به معنای مقدّم بر چیزی، به گونه‌ای که آن چیز بر شی‌ء مقدّم، مترتّب باشد دانسته‌اند.[۴] عده‌ای اول را به معنای ابتدای چیزی که گاهی دوم دارد و گاه ندارد دانسته و در فرق اول با سابق گفته‌اند: سابق همواره مقتضی مسبوق است؛ ولی در اوّل الزاما وجود ثانی ضروری نیست،[۵] گرچه برخی آن را به معنای ابتدای عدد که دارای ثانی است نیز دانسته‌اند.[۶]

اوّل از اسم‌های ذات خدا [۷] بوده، با ذات حق و دیگر اسمای خداوند، عینیت و اتحاد دارد. اوّل و آخر از صفات متقابل‌اند و ذات حق به دلیل نامحدود بودن قابل اتصاف به آنهاست، بنابراین، بین اول و آخر بودن خدای سبحان منافاتی نیست.[۸] گفتنی است که حق از همان حیث که آخر است اوّل بوده، از همان حیث که اوّل است آخر نیز هست،[۹] زیرا خداوند واحد حقیقی است و جهات گوناگون در او نیست.[۱۰]

اهل عرفان در تقسیمی اسمای الهی را به ۴ اسم اول و آخر و ظاهر و باطن تقسیم کرده، آنها را امّهات اسما دانسته و اسم جامع آنها را «اللّه» و «رحمن» به حساب آورده‌اند. آنان معتقدند هر اسمی که مظهر آن ازلی و ابدی است، ازلیّت آن از اسم اوّل و ابدیّت آن از اسم آخر است و نیز اسمای متعلق به ابداء و ایجاد در اسم اوّل داخل‌اند چنان که اسمای مربوط به اعاده و جزاء در اسم آخر داخل‌اند.[۱۱] اسم اول در دعاها [۱۲] و احادیث [۱۳] بسیاری به کار رفته است.[۱۴]

اول در قرآن

منابع

پانویس

  1. مفردات، ص۱۰۰، «اول»؛ المصباح، ص۳۰، «آل».
  2. الصحاح، ج ۵، ص۱۸۳۸، «اول».
  3. ترتیب العین، ص۶۱، «اول».
  4. مفردات، ص۱۰۰، «اول».
  5. الفروق اللغویه، ص۲۷۰؛ مجمع البحرین، ج ۱، ص۱۳۱، «اول».
  6. المصباح، ص۲۹، «آل».
  7. شرح فصوص الحکم، ص۴۵.
  8. نمونه، ج ۲۳، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰.
  9. شرح فصوص الحکم، ص۴۷۷؛ رحمة من الرحمن، ج ۴، ص۲۷۵.
  10. شرح فصوص الحکم، ص۴۷۷.
  11. شرح فصوص الحکم، ص۴۵.
  12. الصحیفة السجادیه، ص۲۲؛ کنزالعمال، ج ۲، ص۶۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۶۴۰.
  13. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶۳؛ الکافی، ج ۱، ص۱۱۵؛ التوحید، ص۳۱۳.
  14. رمضانی و جمالی، مقاله «اول»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۵، ص ۶۳-۶۴.