جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\'\'\'\[\[(.*)\]\]\'\'\'(.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\sn...) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = تولی | | موضوع مرتبط = تولی | ||
| خط ۱۰: | خط ۹: | ||
“تولّی” با واژههای ولی، [[ولاء]]، [[ولایت]]، [[مولی]] و مشابه آنها همریشه میباشد. استاد [[شهید مرتضی مطهری]] بررسی نسبتاً جامعی از این کلمات دارد که نقل میشود: ولاء، ولایت (به [[فتح]] واو)، ولایت (به کسر واو)، ولی، مولی، اولی و امثال اینها همه از ماده “ولی” - و، ل، ی، - اشتقاق یافتهاند. این واژه، از پر استعمالترین واژههای [[قرآن کریم]] است که به صورتهای مختلفی به کار رفته است، میگویند در ۱۲۴ مورد به صورت “اسم” و ۱۱۲ مورد در قالب “فعل” در قرآن کریم آمده است. | “تولّی” با واژههای ولی، [[ولاء]]، [[ولایت]]، [[مولی]] و مشابه آنها همریشه میباشد. استاد [[شهید مرتضی مطهری]] بررسی نسبتاً جامعی از این کلمات دارد که نقل میشود: ولاء، ولایت (به [[فتح]] واو)، ولایت (به کسر واو)، ولی، مولی، اولی و امثال اینها همه از ماده “ولی” - و، ل، ی، - اشتقاق یافتهاند. این واژه، از پر استعمالترین واژههای [[قرآن کریم]] است که به صورتهای مختلفی به کار رفته است، میگویند در ۱۲۴ مورد به صورت “اسم” و ۱۱۲ مورد در قالب “فعل” در قرآن کریم آمده است. | ||
معنای اصلی این کلمه، همچنانکه راغب در مفرداتالقرآن گفته است این است که: دو چیز آنچنان در کنار هم قرار گیرند که فاصلهای در کار نباشد؛ یعنی اگر دو چیز آنچنان به هم متّصل باشند که هیچ چیز دیگر در میان آنها نباشد ماده “ولی” استعمال میشود؛ مثلاً اگر چند نفر پهلوی هم نشسته باشند و ما بخواهیم وضع و ترتیب نشستن آنها را بیان کنیم میگوییم:[[ زید]] در صدر مجلس نشسته است {{عربی|ویلیه عمرو}} و {{عربی|یلی عمرو و بکر}}، یعنی بلافاصله در کنار [[زید]] [[عمرو]] نشسته است و در کنار عمرو بدون هیچ فاصلهای بکر نشسته است. به همین مناسبت طبعاً این کلمه در مورد [[قرب]] و نزدیکی به کار رفته است، اعم از قرب مکانی و قرب [[معنوی]] و باز به همین مناسبت در مورد [[دوستی]] و [[یاری]]، تصدّی امر، [[تسلط]] و معانی دیگر از این قبیل، استعمال شده است، چون در همه اینها نوعی مباشرت و اتصال وجود دارد. راغب راجع به خصوص کلمه “ولایت” از نظر موارد استعمال میگوید: ولایت (به کسر واو) به معنای [[نصرت]] است و اما ولایت (به فتح واو) به معنی تصدّی و صاحب اختیاری یک کار است و گفته شده است که معنای هر دو یکی است و [[حقیقت]] آن همان تصدّی و صاحب اختیاری است. | معنای اصلی این کلمه، همچنانکه راغب در مفرداتالقرآن گفته است این است که: دو چیز آنچنان در کنار هم قرار گیرند که فاصلهای در کار نباشد؛ یعنی اگر دو چیز آنچنان به هم متّصل باشند که هیچ چیز دیگر در میان آنها نباشد ماده “ولی” استعمال میشود؛ مثلاً اگر چند نفر پهلوی هم نشسته باشند و ما بخواهیم وضع و ترتیب نشستن آنها را بیان کنیم میگوییم:[[زید]] در صدر مجلس نشسته است {{عربی|ویلیه عمرو}} و {{عربی|یلی عمرو و بکر}}، یعنی بلافاصله در کنار [[زید]] [[عمرو]] نشسته است و در کنار عمرو بدون هیچ فاصلهای بکر نشسته است. به همین مناسبت طبعاً این کلمه در مورد [[قرب]] و نزدیکی به کار رفته است، اعم از قرب مکانی و قرب [[معنوی]] و باز به همین مناسبت در مورد [[دوستی]] و [[یاری]]، تصدّی امر، [[تسلط]] و معانی دیگر از این قبیل، استعمال شده است، چون در همه اینها نوعی مباشرت و اتصال وجود دارد. راغب راجع به خصوص کلمه “ولایت” از نظر موارد استعمال میگوید: ولایت (به کسر واو) به معنای [[نصرت]] است و اما ولایت (به فتح واو) به معنی تصدّی و صاحب اختیاری یک کار است و گفته شده است که معنای هر دو یکی است و [[حقیقت]] آن همان تصدّی و صاحب اختیاری است. | ||
راغب راجع به کلمه ولی و کلمه مولی میگوید: این دو کلمه نیز به همان معناست، چیزی که هست گاهی مفهوم اسم فاعلی دارند و گاهی مفهوم اسم مفعولی”<ref>خلافت و ولایت از نظر قرآن و سنت، ص۳۳۷ (مقاله ولاءها و ولایتها).</ref>. مرحوم [[مطهری]] آنگاه [[ولایت]] را نخست به دو قسمت: “ولاء منفی” و “ولاء اثباتی تقسیم میکند و میگوید: “منظور از “ولاء منفی” عدم پذیرش [[دوستی]]، [[سرپرستی]] و [[حکومت]] و [[تسلط]] [[کفّار]] بر [[مسلمین]] است، و منظور از “ولاء اثباتی” نیز ولایت مورد قبول و مثبت [[جامعه اسلامی]] و [[ائمه]] آن [[جامعه]] میباشد”. و آنگاه میگوید: “ولایت به مفهوم دوم دارای چهار بعد از این قرار است: | راغب راجع به کلمه ولی و کلمه مولی میگوید: این دو کلمه نیز به همان معناست، چیزی که هست گاهی مفهوم اسم فاعلی دارند و گاهی مفهوم اسم مفعولی”<ref>خلافت و ولایت از نظر قرآن و سنت، ص۳۳۷ (مقاله ولاءها و ولایتها).</ref>. مرحوم [[مطهری]] آنگاه [[ولایت]] را نخست به دو قسمت: “ولاء منفی” و “ولاء اثباتی تقسیم میکند و میگوید: “منظور از “ولاء منفی” عدم پذیرش [[دوستی]]، [[سرپرستی]] و [[حکومت]] و [[تسلط]] [[کفّار]] بر [[مسلمین]] است، و منظور از “ولاء اثباتی” نیز ولایت مورد قبول و مثبت [[جامعه اسلامی]] و [[ائمه]] آن [[جامعه]] میباشد”. و آنگاه میگوید: “ولایت به مفهوم دوم دارای چهار بعد از این قرار است: | ||
#[[ولاء]] [[محبت]] یا ولاء [[قرابت]]؛ | # [[ولاء]] [[محبت]] یا ولاء [[قرابت]]؛ | ||
#ولاء [[امامت]] و [[پیشوایی]] به مفهوم [[مرجعیت دینی]]؛ | #ولاء [[امامت]] و [[پیشوایی]] به مفهوم [[مرجعیت دینی]]؛ | ||
#ولاء [[زعامت]] و [[رهبری اجتماعی]] و [[سیاسی]]؛ | #ولاء [[زعامت]] و [[رهبری اجتماعی]] و [[سیاسی]]؛ | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۳: | ||
[[رده:تولی]] | [[رده:تولی]] | ||
[[رده:مدخل لغوی]] | [[رده:مدخل لغوی]] | ||