|
|
| خط ۵۹: |
خط ۵۹: |
|
| |
|
| *از روایات فوق نتیجه میگیریم: پیروی از صراط مستقیم در این دنیا، پذیرش ولایت و دوستی [[اهل بیت]] {{ع}}، شناخت آنان و اقتدا نمودن به هدایت آنان و... برگه رهایی از دوزخ وآمرزش برخی از گناهان است. و درجات پذیرش [[ولایت]] [[اهل بیت]] {{ع}} و دوستی و محبت و شناخت آنان و نیز درجه هدایتپذیری آدمیان در چگونگی گذر آنان از صراط و ثبات قدم آنان در عبور از صراط آسانتر و ثباتقدم بیشتر و لغزش کمتر خواهد بود. و بیشک رویگردانی از صراط مستقیم و دشمنی با [[اهل بیت]] عصمت و طهارت {{ع}} و عدم شناخت آنان، سبب لغزش گامها بر روی صراط و آویزان شدن بر آن و سرانجام سقوط در آن خواهد شد.<ref>ر.ک:منشور جاوید ۳۴۹/۹.</ref> | | *از روایات فوق نتیجه میگیریم: پیروی از صراط مستقیم در این دنیا، پذیرش ولایت و دوستی [[اهل بیت]] {{ع}}، شناخت آنان و اقتدا نمودن به هدایت آنان و... برگه رهایی از دوزخ وآمرزش برخی از گناهان است. و درجات پذیرش [[ولایت]] [[اهل بیت]] {{ع}} و دوستی و محبت و شناخت آنان و نیز درجه هدایتپذیری آدمیان در چگونگی گذر آنان از صراط و ثبات قدم آنان در عبور از صراط آسانتر و ثباتقدم بیشتر و لغزش کمتر خواهد بود. و بیشک رویگردانی از صراط مستقیم و دشمنی با [[اهل بیت]] عصمت و طهارت {{ع}} و عدم شناخت آنان، سبب لغزش گامها بر روی صراط و آویزان شدن بر آن و سرانجام سقوط در آن خواهد شد.<ref>ر.ک:منشور جاوید ۳۴۹/۹.</ref> |
|
| |
| ==چرا همۀ صراطهای ربانی مستقیم هستند؟==
| |
|
| |
| *باید دانست که چون "الله" دارای احدیت اسمی است، دارای احدیت طریقی و احدیت صراط نیز هست و متقابلا سایر "اسماء" یا "ربها" نیز هر کدام دارای صراط مختص به خود هستند؛ لذا همان گونه که "الله" رب الارباب و مجمع بروز همۀ اسما است و در سایر اسما جریان دارد، صراط اسم "الله" نیز شاه راه سایر صراطهاست و در دیگر اسما، جاری است. جامی در این زمینه، بر این باور است که هر طریقی به حسب اسمی از اسماءالله میتواند باشد و هر اسمی مظهری دارد و آن مظهر، تابع و مربوب آن اسم است.<ref>نقد النصوص فی شرح الفصوص ص ١٨٤.</ref> این راهی است که سراسر هستی در آن ضرورتا سیر میکنند و همۀ راهها با تمام تعدد، اختلاف و تفاوتی که دارند در آنجا به هم میپیوندند. در حقیقت، این همان راهی است که خطوطش را دست قادر از ازل ترسیم کرده و هیچ گونه تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و هیچ موجودی را هرچه باشد از آن گریز نیست<ref>تفسیر الافصی ص ١۷۱.</ref>
| |
|
| |
| *حال باید پاسخی برای این پرسش یافت که آیا میتوان صراطهای متعدد حاصل از تعدد ربها را مستقیم دانست یا نه؟ ابن عربی چنانکه پیشتر آوردیم مینویسد: "فکل ماش فعلی صراط الرب المستقیم" <ref>فصوص الحکم ج ۱ ص ١۶۰.</ref> بنابراین، به نظر میرسد که ابن عربی اعتقاد به مستقیم بودن صراط ربها و روندگان راه آنها دارد. در کلام سایر مفسران و عارفان بزرگ نیز که معتقد به مستقیم بودن همۀ این صراطها هستند، دلایلی ذکر شده است که در اینجا به بیان برخی از آنها میپردازیم:
| |
|
| |
| #'''نواصی بندگان در دست ربهاست:''' ابن عربی در فتوحات آنجا که از دلیل خود بر مکاشفۀ هود {{ع}} سخن میگوید، آورده است: "و دلیلی علی کشفه لها قوله: ما من دابه إلا هو آخذ بناصیتها إن ربی علی صراط مستقیم" و "أی بشاره للخلق أعظم من هذه؟ <ref>الشجره النعمانیه. شرح: صدرالدین القونـوی، بیـروت، دارالکتـب العلمیه ص ١۱۰.</ref> خوارزمی در توضیح بشارت مورد اشارٔە ابن عربی نوشته است: کدام بشارت، خلق را عظیمتر از این تواند بود که نواصی همه به دست رب بود و همه بر صراط مستقیم باشند<ref>شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ دوم، تهران، انتشارات مولی ص ۳۸۵.</ref> یعنی، چون ناصیۀ بندگان به دست رب است و رب بر صراط مستقیم است، پس هر روندهای بر صراط مستقیم است. کنایه گرفتن ناصیه، مفید معنی تمام تصرف و قدرت از طرف گیرنده و تمام عجز، ضعف و تسلیم از طرف گرفته شده است<ref>شـرح فـصـوص الحـکـم. بـیـروت، دار الکتـب العلمیه ص ۱۳۴.</ref>؛ <ref>شرح فصوص الحکم. تصحیح: جلیل مسگرنژاد ص ۲۳۴.</ref>؛ <ref>شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ دوم، تهران، انتشارات مولی ص ۵۰۸.</ref>
| |
| #'''همه راهها به خدا ختم میشوند:''' دلیل دوم را از کلام جامی، میتوان چنین بیان کرد، چون همۀ راهها به خداوند بزرگ ختم میشود پس همۀ راهها مستقیم هستند. "کل الطرق، صراط مستقیم، باعتبار انها موصله الیه تعالی استقامه مطلقه"<ref>نـقدالنصوص فـی شـرح الفصـوص. مقدمـه و تصـحیح: ویلیام چیتیک ص ۱۸۵.</ref> وی در همان جا اشاره میکند که غایت طرق متعدد همۀ آنان، الله است.
| |
| #'''خدا محرک موجودات است:''' خوارزمی نیز معتقد است که در عالم، کسی که به نفس خود حرکت کند وجود ندارد، بلکه حرکت هر متحرکی، به واسطۀ غیر اوست. پس حرکت هر متحرکی به تبعیت قیومی است که بر صراط مستقیم است [٢٠؛ ص ٣٦٢]. لذا چون، محرک خداوندی است که بر صراط مستقیم است و متحرک، بندهای که خدا محرک اوست، پس، حرکت نیز در مسیری جز صراط مستقیم ربانی نیست.
| |
| #'''خدا منشأ وجودی موجودات است:''' دلیل دیگری که توجیهی برای مستقیم بودن صراط ربانی موجودات است، هستی یافتن موجودات از وجود حق تعالی است و لذا، هیچ ذرهای بیذات او نمیتواند موجود باشد. چون او دارای صراط مستقیم است، پس هر موجودی، بر صراط مستقیم قرار دارد؛ زیرا که هستی هر موجود از هستی او فیض میگیرد<ref>شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ دوم، تهران، انتشارات مولیص ٣٦٠.</ref>
| |
| #'''صراطهای ربانی مظهر اسم خدا هستند:''' از آنجا که هر طریقی به حسب اسمی از اسماء الله تواند بود و هر اسمی را مظهری است و آن مظهر تابع و مربوب او، پس، هر صراطی مظهر اسمی از اسماء خداست و آن اسم، رب آن صراطها محسوب میشود و تعیین آن صراط نیز از سوی خداوند متعال است. چنانکه خوارزمی به آن اشاره کرده و میگوید: "هر ربی را صراطی است خاص که از حضرت الهیت از برای او متعین است".<ref>شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ دوم، تهران، انتشارات مولیص ٣٦۱.</ref>؛ پس این صراط معین از سوی خدا، صراطی جز صراط مستقیم نمیتواند باشد.
| |
| *ذکر این نکته ضروری است که در قرآن کریم، صراط مستقیم به دو شکل به کار رفته است:
| |
| #'''الصراط المستقیم''': که همان صراطی است که مظهر و مجلای اسم "الله" است که یک صراط بیشتر نیست و متکثر نمیشود، و در عالم مظهریت صراط انسان کامل محمدی را شامل است و اختصاص به مظهر تام اسم الله در هر زمان دارد؛ یعنی ذوات مقدسه چهارده معصوم در زمانهای مختلف. براین اساس، در جمع بین شریعت و تأویلات عرفانی، در تأویلی مبتنی بر جری و انطباق از [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]] {{صل}} نقل شده است: {{عربی|اندازه=155%|«أنا الصراط المستقیم الذی أمرتکم باتباعه، ثم علی من بعدی، ثم ولدی من صلبه أئمۀ یهدون إلی الحق»}}<ref>تفسیر الاصفی. قم، مرکز النشـر التـابع لمـکتب الاعـلام الاسلامی ج ١، ص ٣٥٣.</ref>؛ {{عربی|اندازه=155%|«معاشر الناس، أنا الصراط المستقیم الذی أمرکم أن تسألوا الهدی إلیه، ثم علی بعدی»}}<ref>الیقـین. تحقیـق: انصـاری، قم، مؤسسۀ دار الکتاب، ص ٣٥٥.</ref> و [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|«انا الصراط المستقیم»}}<ref>ینـابیع المـوده لـذوی القربـی. تحقیـق: سیدعلی جمال أشرف الحسینی، دار الأسـوه للطـباعه والنشر ج ٣، ص ٢٠٧.</ref> و امام صادق {{ع}} میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|«ولله نحن الصراط المستقیم»}}<ref>تفسیر نـورالثقلین. تـصحیح: سـیدهاشم رسـولی محلاتی ج ١، ص ٢١.</ref>
| |
| #'''صراط مستقیم''': با نشانۀ نکره، که مظهر و مجلای دیگر اسمهای خداوند است به اندازٔە تمام خلایق و نفوس، زیاد میشود.
| |
| *بد نیست بدانیم که در سی و چهار موردی که ترکیب صراط مستقیم در قرآن به کار رفته، تنها دو مورد آن با "ال" تعریف همراه بوده و به صورت "الصراط المستقیم" به کار رفته است و در سایر موارد، تنوین و صورت نکره دارد. این اضافه کردن اسم رب به متکلم و نکره ساختن صراط اشاره به آن است، که هر ربی صراطی خاص دارد که از جانب حضرت الهیت برای او متعین شده است [٢٠؛ ص ٣٦١].
| |
| *اما صراط مستقیمی که جامع جمیع طرق باشد، مخصوص به اسم الله است، و [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]] {{صل}} که مظهر این اسم و مختص به سلوک این طریق است. لذا، در سورٔە فاتحه که به ایشان اختصاص دارد، صراط به صورت معرفۀ به عهد یا ماهیت ذکر شده است که: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}﴾}}<ref>شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ دوم ص ٣٦١.</ref> با این توضیحات روشن میشود که صراط مستقیم وجودی به نیم دایرٔە سیر نزولی موجودات در دایرٔە هستی مربوط میشود که در آن همۀ موجودات بنا بر ظرفیتها و استعدادهای تکوینی خود در صراط مستقیم وجودی حرکت میکنند و مصداق آیۀ: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}﴾}}<ref>بقره ۱۵۶.</ref> در این حرکت، تجلی مییابد. با توجه به این که، در این مرحله موجودات در به دست آوردن آنچه دارند، نقشی نداشتهاند هیچ برتری و مزیتی نسبت به هم نخواهند داشت. اما مهمترین بخش هستی و هدف آفرینش، در نیم دایرٔە صعودی و به طور خاص در وجود انسان نهفته است. در این نیم دایره تشریع معنا پیدا میکند<ref>[[تأملی بر صراط مستقیم از منظر ابن عربی و برخی از شارحان نظریههای عرفانی او (مقاله)|تأملی بر صراط مستقیم از منظر ابن عربی و برخی از شارحان نظریههای عرفانی او]] صفحه ۱۲۸ تا ۱۳۱.</ref>
| |
|
| |
|
| ==راه دست یابی به راه راست (صراط مستقیم)== | | ==راه دست یابی به راه راست (صراط مستقیم)== |