شرایط نبوت: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۵ مارس ۲۰۲۴
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = نبوت | عنوان مدخل = نبوت | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==شرایط و مؤلفه‌های نبوت== با نگرش در مجموع تعاریف مختلف نبوت و نبی می‌توان عناصر اصلی و مؤلفه‌های نبی را به شرح ذیل استخراج کرد. '''انسان بودن نبی''': همه تع...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
 
خط ۷: خط ۷:


==شرایط و مؤلفه‌های [[نبوت]]==
==شرایط و مؤلفه‌های [[نبوت]]==
با نگرش در مجموع تعاریف مختلف نبوت و [[نبی]] می‌توان عناصر اصلی و مؤلفه‌های نبی را به شرح ذیل استخراج کرد.
با نگرش در مجموع تعاریف مختلف نبوت و [[نبی]] می‌توان عناصر اصلی و مؤلفه‌های نبی را به شرح ذیل استخراج کرد:


'''[[انسان]] بودن نبی''': همه تعاریف و [[فرقه‌ها]] در انسان بودن نبی [[اتفاق نظر]] دارند. با این قید احتمال نبوت [[فرشته]] مردود می‌شود. تنها در [[کلام]] [[مسیحی]] [[حضرت عیسی]] نه به عنوان انسان بلکه تجلی و تجسد الوهی مطرح است که توضیح آن گذشت.
=== نخست: [[انسان بودن نبی]]===
همه تعاریف و [[فرقه‌ها]] در انسان بودن نبی [[اتفاق نظر]] دارند. با این قید احتمال نبوت [[فرشته]] مردود می‌شود. تنها در [[کلام]] [[مسیحی]] [[حضرت عیسی]] نه به عنوان انسان بلکه تجلی و تجسد الوهی مطرح است که توضیح آن گذشت.


'''[[اخبار]] از [[خداوند]]''': دومین وصف نبی اخبار و پیام‌گیری از خداوند است. نبی [[انسانی]] است که بتواند با [[عالم غیب]] و الوهی از طرق مختلف مانند [[رؤیا]]، مواجهه با فرشته یا [[مقام]] متعالی ارتباط برقرار کند و در نتیجه این ارتباط [[پیام]] و اخباری را از خداوند به [[انسان‌ها]] [[ابلاغ]] کند. درباره کیفیت و چگونگی برقراری این ارتباط بین [[متکلمان]] و [[فلاسفه]] [[اختلاف]] نظر بود. متکلمان اکثراً بر این اعتقادند که [[پیامبران]] در [[عالم رؤیا]] یا [[بیداری]] واقعاً صدای [[فرشته وحی]] را [[استماع]] کرده و صورت متمثل وی را [[مشاهده]] می‌کنند. اما فلاسفه چگونگی ارتباط [[پیامبر]] با عالم غیب را به [[تکامل نفس]] [[نبوی]] و اتصال آن به عالم [[عقول]] و در رأس آن [[عقل فعال]] می‌دانند و در بعضی از کلمات فلاسفه صدای شنیده شده و همچنین صورت مشاهده شده از فرشته را محصول [[قوه]] مخیله پیامبر ذکر می‌کنند. تفصیل و [[داوری]] در این موضوع در بحث تعریف [[وحی]] خواهد آمد.
=== دوم: [[اخبار از خداوند]]===
دومین وصف نبی اخبار و پیام‌گیری از خداوند است. نبی [[انسانی]] است که بتواند با [[عالم غیب]] و الوهی از طرق مختلف مانند [[رؤیا]]، مواجهه با فرشته یا [[مقام]] متعالی ارتباط برقرار کند و در نتیجه این ارتباط [[پیام]] و اخباری را از خداوند به [[انسان‌ها]] [[ابلاغ]] کند. درباره کیفیت و چگونگی برقراری این ارتباط بین [[متکلمان]] و [[فلاسفه]] [[اختلاف]] نظر بود. متکلمان اکثراً بر این اعتقادند که [[پیامبران]] در [[عالم رؤیا]] یا [[بیداری]] واقعاً صدای [[فرشته وحی]] را [[استماع]] کرده و صورت متمثل وی را [[مشاهده]] می‌کنند. اما فلاسفه چگونگی ارتباط [[پیامبر]] با عالم غیب را به [[تکامل نفس]] [[نبوی]] و اتصال آن به عالم [[عقول]] و در رأس آن [[عقل فعال]] می‌دانند و در بعضی از کلمات فلاسفه صدای شنیده شده و همچنین صورت مشاهده شده از فرشته را محصول [[قوه]] مخیله پیامبر ذکر می‌کنند. تفصیل و [[داوری]] در این موضوع در بحث تعریف [[وحی]] خواهد آمد.
نکته دیگر این که بعضی از متکلمان مانند [[محقق طوسی]] و [[ابن میثم بحرانی]] در تعریف نبی به جای اخبار از عالم غیب، به [[بعثت]] و [[مأموریت]] از سوی خداوند تأکید داشتند؛ این قید هر چند مقدم بر مقام اخبار است و اخبار به نوعی متأخر و محصول بعثت است اما قید [[اخبار از غیب]] نیز بر آن دلالت دارد، علاوه این که قید اخبار با واژه «نبی» مطابقت تام دارد.
نکته دیگر این که بعضی از متکلمان مانند [[محقق طوسی]] و [[ابن میثم بحرانی]] در تعریف نبی به جای اخبار از عالم غیب، به [[بعثت]] و [[مأموریت]] از سوی خداوند تأکید داشتند؛ این قید هر چند مقدم بر مقام اخبار است و اخبار به نوعی متأخر و محصول بعثت است اما قید [[اخبار از غیب]] نیز بر آن دلالت دارد، علاوه این که قید اخبار با واژه «نبی» مطابقت تام دارد.


'''ارتباط بدون واسطه با عالم غیب''': بعضی از متکلمان برای تعریف دقیق نبی تأکید داشتند که [[اخبار]] از [[عالم غیب]] باید توسط خود [[مدعی نبوت]] انجام گیرد؛ لذا اگر اخبار از عالم غیب توسط [[انسان]] دیگر مثلاً [[پیامبر]] آسمانی باشد بر چنین اخباری از عالم غیب، تعریف [[نبوت]] [[صدق]] نمی‌کند.
=== سوم: ارتباط بدون واسطه با عالم غیب===
بعضی از متکلمان برای تعریف دقیق نبی تأکید داشتند که [[اخبار]] از [[عالم غیب]] باید توسط خود [[مدعی نبوت]] انجام گیرد؛ لذا اگر اخبار از عالم غیب توسط [[انسان]] دیگر مثلاً [[پیامبر]] آسمانی باشد بر چنین اخباری از عالم غیب، تعریف [[نبوت]] [[صدق]] نمی‌کند.


'''تفضلی یا اکتسابی بودن نبوت''': اکثر [[متکلمان]] [[مقام نبوت]] را [[لطف]] و [[تفضل الهی]] می‌دانند؛ نظریه عرفا نیز به نوعی به آن بر می‌گردد،؛ چراکه مطابق نظریه آنان، هر [[انسانی]] در عالم مجردات و به تعبیر دقیق‌تر در [[علم الهی]] یک عین ثابته دارد که در آن حالات و وضعیت [[آینده]] وی در [[دنیا]] به نحو بسیط گنجانیده و مشخص شده است؛ علاوه بر این بعضی از عرفا مانند محی‌الدین و [[قیصری]] بر اختصاصی بودن نبوت تصریح داشتند که پیش‌تر گذشت. اما [[فلاسفه]] ظاهر عباراتشان بر اکتسابی و اختیاری بودن نبوت دلالت دارد. آنان بر این اعتقادند که وقتی انسانی در قوا و [[کمالات]] سه‌گانه خویش ([[قوه]] مخیله، عملی و عاقله) به مرتبه عالیه رسید، در واقع گوهر نبوت یعنی [[اطلاع از غیب]] و [[مشاهده]] [[عقول]] و [[فرشتگان]] بر چنین انسانی به دست آمده است.
=== چهارم: تفضلی یا اکتسابی بودن نبوت===
اکثر [[متکلمان]] [[مقام نبوت]] را [[لطف]] و [[تفضل الهی]] می‌دانند؛ نظریه عرفا نیز به نوعی به آن بر می‌گردد،؛ چراکه مطابق نظریه آنان، هر [[انسانی]] در عالم مجردات و به تعبیر دقیق‌تر در [[علم الهی]] یک عین ثابته دارد که در آن حالات و وضعیت [[آینده]] وی در [[دنیا]] به نحو بسیط گنجانیده و مشخص شده است؛ علاوه بر این بعضی از عرفا مانند محی‌الدین و [[قیصری]] بر اختصاصی بودن نبوت تصریح داشتند که پیش‌تر گذشت. اما [[فلاسفه]] ظاهر عباراتشان بر اکتسابی و اختیاری بودن نبوت دلالت دارد. آنان بر این اعتقادند که وقتی انسانی در قوا و [[کمالات]] سه‌گانه خویش ([[قوه]] مخیله، عملی و عاقله) به مرتبه عالیه رسید، در واقع گوهر نبوت یعنی [[اطلاع از غیب]] و [[مشاهده]] [[عقول]] و [[فرشتگان]] بر چنین انسانی به دست آمده است.
در تحلیل و جمع این دو نظریه می‌توان گفت که هر دو قید در تحصیل نبوت نقشی دارند و می‌توان دو دیدگاه مختلف را به دیدگاه واحد برگرداند. توضیح این که مقصود تفضلی‌انگاران نبوت، [[نفی]] و [[انکار]] نقش [[مجاهدت]] و تعالی و [[آمادگی]] نفس [[نبوی]] برای [[دریافت وحی]] نیست. آنان نیز معتقدند پیش از [[وحی]]، [[نبی]] باید به [[تهذیب]] و تعالی نفس خود بپردازد تا [[استعداد]] و [[شایستگی]] مقام نبوت و مواجهه با امر قدسی را داشته باشد. بعد از گذر از این مرحله اعطای مقام نبوت یا عدم اعطای آن صرفاً به خواست و لطف و تفضل الهی بستگی دارد، به عبارت منطقی [[تهذیب نفس]] شرط ناقص نه تام نبوت است. پس تفضلی و جعلی بودن نبوت به این معنا نیست که [[خداوند]] آن را در [[اختیار]] هر انسانی اعم از دارای شرایط و عدم آن قرار می‌دهد، بلکه [[تفضل الهی]] تنها درباره انسان‌های واجد شرایط معنا و مصداق پیدا می‌کند که آن نیز بر اساس معیارها و ملاک‌ها و [[مصالح]] مختلف تحقق می‌یابد<ref>توضیح این که تقریر و جمع فوق بیشتر با تعاریف متکلمان امامیه همخوانی دارد،؛ چراکه متکلمان اشاعره مانند قاضی ایجی، جرجانی و شهرستانی به عدم اشتراط استعداد و قابلیت تصریح دارند. لکن به نظر می‌رسد مقصود آنان، نفی وجوب لحاظ استعداد بر خداوند است. آنان منکر هر گونه وجوب بر خداوند هستند و چون اعتبار شرط استعداد نوعی محدودیت و وجوب بر خداوند در زعم اشاعره است، آنان را انکار کردند. اما پاسخ آن خلط وجوب فقهی و کلامی است که اشاعره نتوانستند آن را تفکیک کنند.</ref>.
در تحلیل و جمع این دو نظریه می‌توان گفت که هر دو قید در تحصیل نبوت نقشی دارند و می‌توان دو دیدگاه مختلف را به دیدگاه واحد برگرداند. توضیح این که مقصود تفضلی‌انگاران نبوت، [[نفی]] و [[انکار]] نقش [[مجاهدت]] و تعالی و [[آمادگی]] نفس [[نبوی]] برای [[دریافت وحی]] نیست. آنان نیز معتقدند پیش از [[وحی]]، [[نبی]] باید به [[تهذیب]] و تعالی نفس خود بپردازد تا [[استعداد]] و [[شایستگی]] مقام نبوت و مواجهه با امر قدسی را داشته باشد. بعد از گذر از این مرحله اعطای مقام نبوت یا عدم اعطای آن صرفاً به خواست و لطف و تفضل الهی بستگی دارد، به عبارت منطقی [[تهذیب نفس]] شرط ناقص نه تام نبوت است. پس تفضلی و جعلی بودن نبوت به این معنا نیست که [[خداوند]] آن را در [[اختیار]] هر انسانی اعم از دارای شرایط و عدم آن قرار می‌دهد، بلکه [[تفضل الهی]] تنها درباره انسان‌های واجد شرایط معنا و مصداق پیدا می‌کند که آن نیز بر اساس معیارها و ملاک‌ها و [[مصالح]] مختلف تحقق می‌یابد<ref>توضیح این که تقریر و جمع فوق بیشتر با تعاریف متکلمان امامیه همخوانی دارد،؛ چراکه متکلمان اشاعره مانند قاضی ایجی، جرجانی و شهرستانی به عدم اشتراط استعداد و قابلیت تصریح دارند. لکن به نظر می‌رسد مقصود آنان، نفی وجوب لحاظ استعداد بر خداوند است. آنان منکر هر گونه وجوب بر خداوند هستند و چون اعتبار شرط استعداد نوعی محدودیت و وجوب بر خداوند در زعم اشاعره است، آنان را انکار کردند. اما پاسخ آن خلط وجوب فقهی و کلامی است که اشاعره نتوانستند آن را تفکیک کنند.</ref>.


خط ۲۳: خط ۲۷:
در [[روایات]] نیز به این نکته اشاره شده است، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در روایتی [[انتخاب]] [[پیغمبر]] توسط [[خداوند]] را به استکمال [[عقل]] بلکه کاملیت وی از تمامی صاحبان [[خرد]] [[امت]]، منوط کرده است.
در [[روایات]] نیز به این نکته اشاره شده است، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در روایتی [[انتخاب]] [[پیغمبر]] توسط [[خداوند]] را به استکمال [[عقل]] بلکه کاملیت وی از تمامی صاحبان [[خرد]] [[امت]]، منوط کرده است.
{{متن حدیث|وَ لَا بَعَثَ اللَّه نَبِيّاً وَ لَا رَسُولًا حَتّى يَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ، وَ يَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ عُقُولِ جَمِيعِ أُمَّتِهِ}}<ref>نهج السعادة، ج۸، ص١٨۴؛ میزان الحکمه، ج۳، ص١٠٣۴.</ref>؛
{{متن حدیث|وَ لَا بَعَثَ اللَّه نَبِيّاً وَ لَا رَسُولًا حَتّى يَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ، وَ يَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ عُقُولِ جَمِيعِ أُمَّتِهِ}}<ref>نهج السعادة، ج۸، ص١٨۴؛ میزان الحکمه، ج۳، ص١٠٣۴.</ref>؛
[[امام حسن]]{{ع}} نیز با اشاره به این که [[قلب]] پیامبر اسلام{{صل}} با فضل و پراستعداد و با ظرفیت‌ترین قلب‌هاست، آن را دلیل [[بعثت]] ذکر فرمودند:
[[امام حسن]]{{ع}} نیز با اشاره به این که [[قلب]] پیامبر اسلام{{صل}} با فضل و پراستعداد و با ظرفیت‌ترین قلب‌هاست، آن را دلیل [[بعثت]] ذکر فرمودند: {{متن حدیث|ان الله وجد قلب محمد{{صل}} [[افضل]] القلوب و اوعاها اختاره للنبوة}}<ref>بحار، ج۱۸، ص۲۰۵.</ref>.
{{متن حدیث|ان الله وجد قلب محمد{{صل}} [[افضل]] القلوب و اوعاها اختاره للنبوة}}<ref>بحار، ج۱۸، ص۲۰۵.</ref>.


'''[[غایت بعثت]]''': بعضی از تعریف کنندگان [[نبوت]] در تعریف خود به انگیزه و [[غایت]] نبوت و بعثت اشاره داشتند. آنان [[هدف بعثت]] را [[اصلاح]] [[مردم]] در [[امور دینی]] و [[اخروی]] ذکر کردند.
=== پنجم: [[غایت بعثت]]===
بعضی از تعریف کنندگان [[نبوت]] در تعریف خود به انگیزه و [[غایت]] نبوت و بعثت اشاره داشتند. آنان [[هدف بعثت]] را [[اصلاح]] [[مردم]] در [[امور دینی]] و [[اخروی]] ذکر کردند.
به دیگر سخن، از منظر [[متکلمان]] و [[فلاسفه]] قلمرو [[دعوت]] [[پیامبران]] و [[رسالت]] آنان به [[معنویت]] و [[وعده]] و وعیدهای اخروی منحصر نشده، بلکه [[مأموریت]] آنان «دو ساحتی» و شامل اصلاح [[امور دنیوی]] نیز می‌شود. توضیح بیشتر این بحث در فصلی مستقل به نام «[[اهداف پیامبران]]» خواهد آمد.
به دیگر سخن، از منظر [[متکلمان]] و [[فلاسفه]] قلمرو [[دعوت]] [[پیامبران]] و [[رسالت]] آنان به [[معنویت]] و [[وعده]] و وعیدهای اخروی منحصر نشده، بلکه [[مأموریت]] آنان «دو ساحتی» و شامل اصلاح [[امور دنیوی]] نیز می‌شود. توضیح بیشتر این بحث در فصلی مستقل به نام «[[اهداف پیامبران]]» خواهد آمد.


'''[[اعجاز]]''': بعضی از تعریف کنندگان مانند [[فاضل مقداد]] و [[ابن میثم]]، اقتران [[ادعای نبوت]] به انجام [[معجزه]] را شرط نبوت و به عبارت دقیق شرط [[شناخت]] [[نبی]] ذکر کرده‌اند.
=== ششم: [[اعجاز]]===
بعضی از تعریف کنندگان مانند [[فاضل مقداد]] و [[ابن میثم]]، اقتران [[ادعای نبوت]] به انجام [[معجزه]] را شرط نبوت و به عبارت دقیق شرط [[شناخت]] [[نبی]] ذکر کرده‌اند.
بحث بیشتر درباره اصل اعجاز و اعتبار شرط فوق را نگارنده در موضع دیگر به تفصیل بیان کرده است<ref>ر.ک: نگارنده، معجزه در قلمرو عقل و دین.</ref>.
بحث بیشتر درباره اصل اعجاز و اعتبار شرط فوق را نگارنده در موضع دیگر به تفصیل بیان کرده است<ref>ر.ک: نگارنده، معجزه در قلمرو عقل و دین.</ref>.


'''[[وجوب]] بعثت''': فلاسفه و همچنین [[متکلمان امامیه]] و [[معتزله]] به وجوب بعثت و فرستادن [[انبیاء]] بر خداوند معتقدند، اما [[اشاعره]] به دلیل [[انکار]] [[حسن و قبح عقلی]] منکر هرگونه حمل وجوب بر خداوند هستند و درباره [[برانگیختن]] پیامبران بر این عقیده‌اند که آن امر ممکن برای خداوند است و نمی‌تواند [[واجب]] و نیز ممتنع و محال باشد.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]] ص ۷۷.</ref>.
=== هفتم: [[وجوب بعثت]]===
فلاسفه و همچنین [[متکلمان امامیه]] و [[معتزله]] به وجوب بعثت و فرستادن [[انبیاء]] بر خداوند معتقدند، اما [[اشاعره]] به دلیل [[انکار]] [[حسن و قبح عقلی]] منکر هرگونه حمل وجوب بر خداوند هستند و درباره [[برانگیختن]] پیامبران بر این عقیده‌اند که آن امر ممکن برای خداوند است و نمی‌تواند [[واجب]] و نیز ممتنع و محال باشد.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]] ص ۷۷.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش