گفتگو با همسر: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==گفتگو با همسر==
== مقدمه ==
موضوع گفتگو و ارتباط [[کلامی]] با همسر و [[فرصت]] گذاشتن برای او از شاخص‌های [[تحکیم]] روابط [[همسرداری]] است که به لحاظ [[عاطفی]] نقشی [[راهبردی]] دارد و می‌تواند در ردیف [[اصول همسرداری]] مطرح باشد؛ ولی به جهت تأثیر آن در تحکیم روابط همسرداری در ردیف شاخص‌های همسرداری جای گرفته است. البته اصل گفتگو از یک سو و شیوه آن از سوی دیگر درخور توجه است. اصل گفتگو اقتضای [[زندگی]] مشترک و ناگزیر از آن است درباره شیوه گفتگو دو شیوه محوری را می‌توان در نظر گرفت: ۱. [[شیوه]] نرم و مهربانانه؛ ۲. شیوه تند و نقادانه. آنچه می‌تواند در تحکیم روابط همسرداری تأثیرگذار باشد شیوه نرم و مهربانانه است؛ زیرا [[سرزنش]] و تندی افراد را گریزان می‌کند؛ چنان‌که [[عبدالله بن جعفر]] همسر [[حضرت زینب]]{{ع}} در [[نصیحت]] به دخترش گفت: «سرزنش زیاد در [[معاشرت]] با همسر سبب [[کینه‌توزی]] می‌شود»<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الاشراف، ج۲، ص۳۰۶ ({{عربی|إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ الْمُعَاتَبَةِ فَإِنَّهَا تُورِثُ الضَّغِينَةَ}}).</ref>. تعابیری مانند «تو چنین کردی»، «تو باعث شدی چنین شد» و «اگر این [[رفتار]] تو نبود، چنین می‌شد» روان طرف مقابل را آزرده می‌کند و می‌توان به جای آن تعبیرهای نرم‌تری به کار برد؛ از «قبیل به نظر من چنین است»، «اگر با هم باشیم، چنین می‌شود» و «اگر این‌گونه رفتار شود، چنین می‌شود». یعنی اگر همان محتوا با واژگان لطیف‌تری جایگزین شود، تأثیرگذارتر است؛ چراکه به تعبیر [[روان‌شناختی]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، «هر ظاهری [[باطنی]] همانند خود دارد. هر که ظاهر رفتار و گفتارش [[پاکیزه]] باشد، درون او پاکیزه و باصفا گردد و آن‌که ظاهر رفتار و گفتارش [[آلوده]] باشد، درون او تیره گردد»<ref>عبدالرحمن بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش ۷۳۱۳ ({{متن حدیث|لِكُلِّ ظَاهِرٍ بَاطِنٌ عَلَى مِثَالِهِ؛ فَمَنْ طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ وَ مَنْ خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُهُ}}).</ref>.
موضوع گفتگو و ارتباط [[کلامی]] با همسر و فرصت گذاشتن برای او از شاخص‌های تحکیم روابط [[همسرداری]] است که به لحاظ [[عاطفی]] نقشی راهبردی دارد و می‌تواند در ردیف [[اصول همسرداری]] مطرح باشد؛ ولی به جهت تأثیر آن در تحکیم روابط همسرداری در ردیف شاخص‌های همسرداری جای گرفته است. البته اصل گفتگو از یک سو و شیوه آن از سوی دیگر درخور توجه است. اصل گفتگو اقتضای [[زندگی]] مشترک و ناگزیر از آن است درباره شیوه گفتگو دو شیوه محوری را می‌توان در نظر گرفت: ۱. شیوه نرم و مهربانانه؛ ۲. شیوه تند و نقادانه. آنچه می‌تواند در تحکیم روابط همسرداری تأثیرگذار باشد شیوه نرم و مهربانانه است؛ زیرا [[سرزنش]] و تندی افراد را گریزان می‌کند؛ چنان‌که [[عبدالله بن جعفر]] همسر [[حضرت زینب]]{{ع}} در [[نصیحت]] به دخترش گفت: «سرزنش زیاد در [[معاشرت]] با همسر سبب [[کینه‌توزی]] می‌شود»<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الاشراف، ج۲، ص۳۰۶ ({{عربی|إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ الْمُعَاتَبَةِ فَإِنَّهَا تُورِثُ الضَّغِينَةَ}}).</ref>. تعابیری مانند «تو چنین کردی»، «تو باعث شدی چنین شد» و «اگر این [[رفتار]] تو نبود، چنین می‌شد» روان طرف مقابل را آزرده می‌کند و می‌توان به جای آن تعبیرهای نرم‌تری به کار برد؛ از «قبیل به نظر من چنین است»، «اگر با هم باشیم، چنین می‌شود» و «اگر این‌گونه رفتار شود، چنین می‌شود». یعنی اگر همان محتوا با واژگان لطیف‌تری جایگزین شود، تأثیرگذارتر است؛ چراکه به تعبیر [[روان‌شناختی]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، «هر ظاهری [[باطنی]] همانند خود دارد. هر که ظاهر رفتار و گفتارش [[پاکیزه]] باشد، درون او پاکیزه و باصفا گردد و آن‌که ظاهر رفتار و گفتارش [[آلوده]] باشد، درون او تیره گردد»<ref>عبدالرحمن بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش ۷۳۱۳ ({{متن حدیث|لِكُلِّ ظَاهِرٍ بَاطِنٌ عَلَى مِثَالِهِ؛ فَمَنْ طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ وَ مَنْ خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُهُ}}).</ref>.


این [[قانون]] کلی گفتگوهای دوجانبه از جمله گفتگوی دو [[همسر]] را نیز دربرمی‌گیرد که [[قرآن]] از آن با تعبیر {{متن قرآن|عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>«و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.</ref> نام برده است و تعبیر «[[معاشرت]] شایسته» عمومیتی دارد که ارتباط شایسته [[کلامی]] و وقت‌گذاری برای آن را نیز دربرمی‌گیرد؛ چراکه گفت و شنود نرم و مهربانانه و اختصاص فرصتی به آن [[نرمش]] باطنی دو همسر را نشان می‌دهد که در پی آن [[آسان‌گیری]]<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۹ ({{متن حدیث|وَ مِنْ زِيِّ الرِّفْقِ اللِّينُ وَ مِنْ زِيِّ اللِّينِ السُّهُولَةُ}}).</ref> در امور [[زندگی]] و پدید آمدن رابطه پر از [[صدق]] و صفای دوجانبه آنان و راه نیافتن تیرگی به این زندگی است. شاید به همین جهت است که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «[[وقت]] گذاشتن و نشستن با [[خانواده]] و [[گفتگو]] با آنها نزد [[خدا]] از [[اعتکاف]] در [[مسجد]] [[برتر]] است»<ref>ورام بن ابی‌فراس، تنبیه الخواطر، ج۲، ص۱۲۱ ({{متن حدیث|جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: «هرگاه همسر به چهره همسر بنگرد، خدا به آنان [[مهرآمیز]] نگاه می‌کند. پس هرگاه دست یکدیگر را بگیرند، [[گناهان]] آن دو از لای انگشتانشان فرو ریزد»<ref>محمد محمدی ری‌شهری، تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، صص ۱۹۲ و ۳۸۱ ({{متن حدیث|إِذَا نَظَرَ الْعَبْدُ إِلَى وَجْهِ زَوجِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَيْهِ، نَظَرَ اللهُ إِلَيْهِمَا نَظرَ رَحْمَةٍ، فَإِذَا أَخَذَ بِكَفِّهَا وَ أَخَذَتْ بِكَفِّهِ، تَسَاقَطَتْ ذُنُوبُهُمَا مِنْ خِلَالِ أَصَابِعِهِمَا}}).</ref>. بر این پایه [[امامان معصوم]] با وقت‌گذاری برای [[همسران]] خود با آنان گفتگوی مهربانانه در محورهای مختلف داشتند؛ از قبیل چگونگی دست‌پخت، [[وضعیت زندگی]]، تعریف از همسر و [[خویشاوندان]]، [[هدایت]] [[فکری]] و یادآوری خاطرات گذشته. در ادامه به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:
این [[قانون]] کلی گفتگوهای دوجانبه از جمله گفتگوی دو [[همسر]] را نیز دربرمی‌گیرد که [[قرآن]] از آن با تعبیر {{متن قرآن|عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>«و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.</ref> نام برده است و تعبیر «[[معاشرت]] شایسته» عمومیتی دارد که ارتباط شایسته [[کلامی]] و وقت‌گذاری برای آن را نیز دربرمی‌گیرد؛ چراکه گفت و شنود نرم و مهربانانه و اختصاص فرصتی به آن نرمش باطنی دو همسر را نشان می‌دهد که در پی آن [[آسان‌گیری]]<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۹ ({{متن حدیث|وَ مِنْ زِيِّ الرِّفْقِ اللِّينُ وَ مِنْ زِيِّ اللِّينِ السُّهُولَةُ}}).</ref> در امور [[زندگی]] و پدید آمدن رابطه پر از [[صدق]] و صفای دوجانبه آنان و راه نیافتن تیرگی به این زندگی است. شاید به همین جهت است که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «وقت گذاشتن و نشستن با [[خانواده]] و گفتگو با آنها نزد [[خدا]] از [[اعتکاف]] در [[مسجد]] [[برتر]] است»<ref>ورام بن ابی‌فراس، تنبیه الخواطر، ج۲، ص۱۲۱ ({{متن حدیث|جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: «هرگاه همسر به چهره همسر بنگرد، خدا به آنان مهرآمیز نگاه می‌کند. پس هرگاه دست یکدیگر را بگیرند، [[گناهان]] آن دو از لای انگشتانشان فرو ریزد»<ref>محمد محمدی ری‌شهری، تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، صص ۱۹۲ و ۳۸۱ ({{متن حدیث|إِذَا نَظَرَ الْعَبْدُ إِلَى وَجْهِ زَوجِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَيْهِ، نَظَرَ اللهُ إِلَيْهِمَا نَظرَ رَحْمَةٍ، فَإِذَا أَخَذَ بِكَفِّهَا وَ أَخَذَتْ بِكَفِّهِ، تَسَاقَطَتْ ذُنُوبُهُمَا مِنْ خِلَالِ أَصَابِعِهِمَا}}).</ref>. بر این پایه [[امامان معصوم]] با وقت‌گذاری برای [[همسران]] خود با آنان گفتگوی مهربانانه در محورهای مختلف داشتند؛ از قبیل چگونگی دست‌پخت، وضعیت زندگی، تعریف از همسر و [[خویشاوندان]]، [[هدایت]] [[فکری]] و یادآوری خاطرات گذشته. در ادامه به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:
# [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در یکی از شب‌های [[ماه رمضان]] که نوبت همسرش اُمامه بود، نزد او رفت و با وی به گفتگوی مهربانانه نشست. در پی آن [[امامه]] غذایی که آماده کرده بود نزد ایشان آورد و آن حضرت میل کرد. امامه از این [[رفتار امام]] به گونه‌ای [[خرسند]] شد که همواره آن را تعریف می‌کرد و می‌گفت: «ایشان این غذا را [[دوست]] می‌داشت»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۷۰، ح۱ ({{متن حدیث|... عَنْ أُمَامَةَ... قَالَتْ: أَتَانِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ{{ع}} فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، فَأُتِيَ بِعَشَاءٍ وَ تَمْرٍ وَ كَمْأَةٍ فَأَكَلَ{{ع}} وَ كَانَ يُحِبُّ الْكَمْأَةَ}}).</ref>.
# [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در یکی از شب‌های [[ماه رمضان]] که نوبت همسرش اُمامه بود، نزد او رفت و با وی به گفتگوی مهربانانه نشست. در پی آن امامه غذایی که آماده کرده بود نزد ایشان آورد و آن حضرت میل کرد. امامه از این رفتار امام به گونه‌ای [[خرسند]] شد که همواره آن را تعریف می‌کرد و می‌گفت: «ایشان این غذا را [[دوست]] می‌داشت»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۷۰، ح۱ ({{متن حدیث|... عَنْ أُمَامَةَ... قَالَتْ: أَتَانِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ{{ع}} فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، فَأُتِيَ بِعَشَاءٍ وَ تَمْرٍ وَ كَمْأَةٍ فَأَكَلَ{{ع}} وَ كَانَ يُحِبُّ الْكَمْأَةَ}}).</ref>.
#در یکی از روزها میان امیرمؤمنان{{ع}} و [[اسماء]] گفتگویی رخ داد که نشانه وقت‌گذاری [[امام]] برای همسر و رابطه مهربانانه او با همسرانش است. اسماء که قبلاً همسر [[جعفر طیار]] و [[ابوبکر]] بود، وقتی به [[خانه]] امیرمؤمنان{{ع}} آمد، فرزندانش نیز با او به [[خانه امام]] آمدند و تحت [[تربیت امام]] قرار گرفتند. عبدالله و محمد پسران جعفر و ابوبکر بر یکدیگر می‌بالیدند؛ چنان‌که هر یک به دیگری می‌گفت: «پدرم از پدر تو بهتر بود. پس من از تو بهترم». در چنین وضعیتی که شیوه بزرگترها [[تدبیر]] مهربانانه میان [[فرزندان]] است، امیرمؤمنان{{ع}} به اسماء فرمود: «میان این دو [[داوری]] کن». اسماء گفت: «از میان [[مردم عرب]]، [[جوانمردی]] بهتر از جعفر و [[میانسالی]] بهتر از ابوبکر ندیده‌ام». امیرمؤمنان{{ع}} به [[مزاح]] فرمود: «برای من چیزی باقی نگذاشتی». اسماء به امیرمؤمنان{{ع}} پاسخی هوشمندانه داد که به دو صورت نقل شده است. [[ابن‌سعد]] پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: {{عربی|إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ أَخَسُّهُمْ - لَخِيَارٌ}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲۲.</ref>: «آن سه نفری که شما کمترین ایشان هستی، برگزیدگان‌اند». ولی [[ابن شهرآشوب]] پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: {{عربی|إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ آخِرُهُمْ - لَخِيَارٌ}}: «آن سه تنی که تو آخرین آنان هستی، بهترین‌ها هستند». امام نیز با [[نرمش]] و لطافت رو به فرزندان او کرد و گفت: «مادرتان مرا مانند آخرین اسب مسابقه قرار داد»<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب{{ع}}، ج۳، ص۲۶۹.</ref>. به نظر می‌رسد با لحاظ [[ادب]] و [[هوشمندی]] اسماء و با [[شناختی]] که از امام داشت نقل ابن شهرآشوب صحیح است و گزارش ابن‌سعد خطای نسخه‌بردار.
# در یکی از روزها میان امیرمؤمنان{{ع}} و اسماء گفتگویی رخ داد که نشانه وقت‌گذاری [[امام]] برای همسر و رابطه مهربانانه او با همسرانش است. اسماء که قبلاً همسر [[جعفر طیار]] و [[ابوبکر]] بود، وقتی به [[خانه]] امیرمؤمنان{{ع}} آمد، فرزندانش نیز با او به خانه امام آمدند و تحت تربیت امام قرار گرفتند. عبدالله و محمد پسران جعفر و ابوبکر بر یکدیگر می‌بالیدند؛ چنان‌که هر یک به دیگری می‌گفت: «پدرم از پدر تو بهتر بود. پس من از تو بهترم». در چنین وضعیتی که شیوه بزرگترها [[تدبیر]] مهربانانه میان [[فرزندان]] است، امیرمؤمنان{{ع}} به اسماء فرمود: «میان این دو [[داوری]] کن». اسماء گفت: «از میان [[مردم عرب]]، [[جوانمردی]] بهتر از جعفر و میانسالی بهتر از ابوبکر ندیده‌ام». امیرمؤمنان{{ع}} به [[مزاح]] فرمود: «برای من چیزی باقی نگذاشتی». اسماء به امیرمؤمنان{{ع}} پاسخی هوشمندانه داد که به دو صورت نقل شده است. [[ابن‌سعد]] پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: {{عربی|إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ أَخَسُّهُمْ - لَخِيَارٌ}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲۲.</ref>: «آن سه نفری که شما کمترین ایشان هستی، برگزیدگان‌اند». ولی [[ابن شهرآشوب]] پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: {{عربی|إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ آخِرُهُمْ - لَخِيَارٌ}}: «آن سه تنی که تو آخرین آنان هستی، بهترین‌ها هستند». امام نیز با نرمش و لطافت رو به فرزندان او کرد و گفت: «مادرتان مرا مانند آخرین اسب مسابقه قرار داد»<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب{{ع}}، ج۳، ص۲۶۹.</ref>. به نظر می‌رسد با لحاظ [[ادب]] و هوشمندی اسماء و با [[شناختی]] که از امام داشت نقل ابن شهرآشوب صحیح است و گزارش ابن‌سعد خطای نسخه‌بردار.
# [[امام حسین]]{{ع}} شعری درباره [[رباب]] سروده و در آن علاقه خود را به رباب و [[خویشان]] او ابراز کرده بود و نزد او می‌خواند که نوعی وقت‌گذاری برای [[همسر]] و [[گفتگو]] با وی شمرده می‌شود<ref>محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲، ص۱۰؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. ابوالفرج اصفهانی از قول ابن‌عبده آورده است که رباب از خاندان حارثه فرزند اوس بن حارثة بن لام الطایی بوده است (مقاتل الطالبیین، ص۹۴). ظاهراً مقصود از «آل لام» همین خانواده است. {{عربی|أُحِبُّ لِحُبِّهَا زَيْداً جَمِيعاً *** وَ نَتْلَةَ كُلَّهَا وَ بَنِي الرَّبَابِ وَ أَخْوَالاً لَهَا مِنْ آلِ لأْمٍ *** أُحِبُّهُمُ وَ طُرَّ بَنِي جَنَابِ}}</ref>.
# [[امام حسین]]{{ع}} شعری درباره [[رباب]] سروده و در آن علاقه خود را به رباب و [[خویشان]] او ابراز کرده بود و نزد او می‌خواند که نوعی وقت‌گذاری برای [[همسر]] و گفتگو با وی شمرده می‌شود<ref>محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲، ص۱۰؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. ابوالفرج اصفهانی از قول ابن‌عبده آورده است که رباب از خاندان حارثه فرزند اوس بن حارثة بن لام الطایی بوده است (مقاتل الطالبیین، ص۹۴). ظاهراً مقصود از «آل لام» همین خانواده است. {{عربی|أُحِبُّ لِحُبِّهَا زَيْداً جَمِيعاً *** وَ نَتْلَةَ كُلَّهَا وَ بَنِي الرَّبَابِ وَ أَخْوَالاً لَهَا مِنْ آلِ لأْمٍ *** أُحِبُّهُمُ وَ طُرَّ بَنِي جَنَابِ}}</ref>.
# [[امام باقر]]{{ع}} با همسرش ام‌علی ([[ثقفی]]) که بعدها او را به دلیل [[پایبندی]] به [[عقاید خوارج]] [[طلاق]] داد، فراوان گفتگو کرد و برای او [[وقت]] گذاشت؛ حتی برای [[هدایت]] او شبی تا صبح با او سخن گفت؛ ولی این گفتگوی [[عاطفی]] برای هدایت او به نتیجه نرسید<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۷، ح۶.</ref>.
# [[امام باقر]]{{ع}} با همسرش ام‌علی ([[ثقفی]]) که بعدها او را به دلیل پایبندی به عقاید خوارج [[طلاق]] داد، فراوان گفتگو کرد و برای او وقت گذاشت؛ حتی برای [[هدایت]] او شبی تا صبح با او سخن گفت؛ ولی این گفتگوی [[عاطفی]] برای هدایت او به نتیجه نرسید<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۷، ح۶.</ref>.
# [[هشام بن سالم]] وقت‌گذاری و گفتگویی را از [[امام صادق]]{{ع}} برای [[ام‌اسماعیل]] یکی از [[همسران]] ایشان نقل می‌کند، مبنی بر اینکه این [[زن]] در [[سفر حج]] همراه امام بود و آن حضرت در [[میقات]] پیش از [[احرام]] از کنیزش کام گرفته بود که ام اسماعیل - درحالی‌که [[محرم]] شده بود - متوجه شد و بر [[کنیز]] خرده گرفت. [[امام]] در [[فرصت]] مناسب درباره آن با همسرش به گفتگو نشست و با تدبیری لطیف و مهربانانه بی‌آنکه [[احساسات]] همسرش تحریک شود، [[حکم شرعی]] رفتارش را بیان کرد<ref>محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۱۳۴، ح۶۱-۶۲ ({{متن حدیث|... فَقَالَ: ادْنُهْ هَذِهِ أُمُّ إِسْمَاعِيلَ جَاءَتْ وَ أَنَا أَزْعُمُ أَنَّ هَذَا الْمَكَانَ الَّذِي أَحْبَطَ اللَّهُ فِيهِ حَجَّهَا عَامَ أَوَّلَ...}}).</ref>. از شیوه نقل هشام بن سالم درباره این [[گفتگو]] برمی‌آید که وقتی [[همسر]] [[امام]] به مکان مورد نظر رسید، شاید خواست با امام مزاحی کرده باشد. امام نیز با استفاده از فن [[شوخی]] - که موقعیت ناگوار را گوارا و وضعیت تحمل‌ناپذیر را تحمل‌پذیر می‌کند - اصل حادثه را برای همسرش یادآور شد و برای هشام بن سالم نیز با صراحت آن را نقل کرد.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۸۲.</ref>.
# [[هشام بن سالم]] وقت‌گذاری و گفتگویی را از [[امام صادق]]{{ع}} برای ام‌اسماعیل یکی از [[همسران]] ایشان نقل می‌کند، مبنی بر اینکه این [[زن]] در [[سفر حج]] همراه امام بود و آن حضرت در [[میقات]] پیش از [[احرام]] از کنیزش کام گرفته بود که ام اسماعیل - درحالی‌که [[محرم]] شده بود - متوجه شد و بر کنیز خرده گرفت. [[امام]] در فرصت مناسب درباره آن با همسرش به گفتگو نشست و با تدبیری لطیف و مهربانانه بی‌آنکه [[احساسات]] همسرش تحریک شود، [[حکم شرعی]] رفتارش را بیان کرد<ref>محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۱۳۴، ح۶۱-۶۲ ({{متن حدیث|... فَقَالَ: ادْنُهْ هَذِهِ أُمُّ إِسْمَاعِيلَ جَاءَتْ وَ أَنَا أَزْعُمُ أَنَّ هَذَا الْمَكَانَ الَّذِي أَحْبَطَ اللَّهُ فِيهِ حَجَّهَا عَامَ أَوَّلَ...}}).</ref>. از شیوه نقل هشام بن سالم درباره این گفتگو برمی‌آید که وقتی [[همسر]] [[امام]] به مکان مورد نظر رسید، شاید خواست با امام مزاحی کرده باشد. امام نیز با استفاده از فن شوخی ـ که موقعیت ناگوار را گوارا و وضعیت تحمل‌ناپذیر را تحمل‌پذیر می‌کند ـ اصل حادثه را برای همسرش یادآور شد و برای هشام بن سالم نیز با صراحت آن را نقل کرد<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۸۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۱ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۴۳

مقدمه

موضوع گفتگو و ارتباط کلامی با همسر و فرصت گذاشتن برای او از شاخص‌های تحکیم روابط همسرداری است که به لحاظ عاطفی نقشی راهبردی دارد و می‌تواند در ردیف اصول همسرداری مطرح باشد؛ ولی به جهت تأثیر آن در تحکیم روابط همسرداری در ردیف شاخص‌های همسرداری جای گرفته است. البته اصل گفتگو از یک سو و شیوه آن از سوی دیگر درخور توجه است. اصل گفتگو اقتضای زندگی مشترک و ناگزیر از آن است درباره شیوه گفتگو دو شیوه محوری را می‌توان در نظر گرفت: ۱. شیوه نرم و مهربانانه؛ ۲. شیوه تند و نقادانه. آنچه می‌تواند در تحکیم روابط همسرداری تأثیرگذار باشد شیوه نرم و مهربانانه است؛ زیرا سرزنش و تندی افراد را گریزان می‌کند؛ چنان‌که عبدالله بن جعفر همسر حضرت زینب(ع) در نصیحت به دخترش گفت: «سرزنش زیاد در معاشرت با همسر سبب کینه‌توزی می‌شود»[۱]. تعابیری مانند «تو چنین کردی»، «تو باعث شدی چنین شد» و «اگر این رفتار تو نبود، چنین می‌شد» روان طرف مقابل را آزرده می‌کند و می‌توان به جای آن تعبیرهای نرم‌تری به کار برد؛ از «قبیل به نظر من چنین است»، «اگر با هم باشیم، چنین می‌شود» و «اگر این‌گونه رفتار شود، چنین می‌شود». یعنی اگر همان محتوا با واژگان لطیف‌تری جایگزین شود، تأثیرگذارتر است؛ چراکه به تعبیر روان‌شناختی امیرمؤمنان(ع)، «هر ظاهری باطنی همانند خود دارد. هر که ظاهر رفتار و گفتارش پاکیزه باشد، درون او پاکیزه و باصفا گردد و آن‌که ظاهر رفتار و گفتارش آلوده باشد، درون او تیره گردد»[۲].

این قانون کلی گفتگوهای دوجانبه از جمله گفتگوی دو همسر را نیز دربرمی‌گیرد که قرآن از آن با تعبیر ﴿عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ[۳] نام برده است و تعبیر «معاشرت شایسته» عمومیتی دارد که ارتباط شایسته کلامی و وقت‌گذاری برای آن را نیز دربرمی‌گیرد؛ چراکه گفت و شنود نرم و مهربانانه و اختصاص فرصتی به آن نرمش باطنی دو همسر را نشان می‌دهد که در پی آن آسان‌گیری[۴] در امور زندگی و پدید آمدن رابطه پر از صدق و صفای دوجانبه آنان و راه نیافتن تیرگی به این زندگی است. شاید به همین جهت است که پیامبر(ص) فرمود: «وقت گذاشتن و نشستن با خانواده و گفتگو با آنها نزد خدا از اعتکاف در مسجد برتر است»[۵]. امام صادق(ع) نیز فرمود: «هرگاه همسر به چهره همسر بنگرد، خدا به آنان مهرآمیز نگاه می‌کند. پس هرگاه دست یکدیگر را بگیرند، گناهان آن دو از لای انگشتانشان فرو ریزد»[۶]. بر این پایه امامان معصوم با وقت‌گذاری برای همسران خود با آنان گفتگوی مهربانانه در محورهای مختلف داشتند؛ از قبیل چگونگی دست‌پخت، وضعیت زندگی، تعریف از همسر و خویشاوندان، هدایت فکری و یادآوری خاطرات گذشته. در ادامه به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:

  1. امیرمؤمنان(ع) در یکی از شب‌های ماه رمضان که نوبت همسرش اُمامه بود، نزد او رفت و با وی به گفتگوی مهربانانه نشست. در پی آن امامه غذایی که آماده کرده بود نزد ایشان آورد و آن حضرت میل کرد. امامه از این رفتار امام به گونه‌ای خرسند شد که همواره آن را تعریف می‌کرد و می‌گفت: «ایشان این غذا را دوست می‌داشت»[۷].
  2. در یکی از روزها میان امیرمؤمنان(ع) و اسماء گفتگویی رخ داد که نشانه وقت‌گذاری امام برای همسر و رابطه مهربانانه او با همسرانش است. اسماء که قبلاً همسر جعفر طیار و ابوبکر بود، وقتی به خانه امیرمؤمنان(ع) آمد، فرزندانش نیز با او به خانه امام آمدند و تحت تربیت امام قرار گرفتند. عبدالله و محمد پسران جعفر و ابوبکر بر یکدیگر می‌بالیدند؛ چنان‌که هر یک به دیگری می‌گفت: «پدرم از پدر تو بهتر بود. پس من از تو بهترم». در چنین وضعیتی که شیوه بزرگترها تدبیر مهربانانه میان فرزندان است، امیرمؤمنان(ع) به اسماء فرمود: «میان این دو داوری کن». اسماء گفت: «از میان مردم عرب، جوانمردی بهتر از جعفر و میانسالی بهتر از ابوبکر ندیده‌ام». امیرمؤمنان(ع) به مزاح فرمود: «برای من چیزی باقی نگذاشتی». اسماء به امیرمؤمنان(ع) پاسخی هوشمندانه داد که به دو صورت نقل شده است. ابن‌سعد پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ أَخَسُّهُمْ - لَخِيَارٌ[۸]: «آن سه نفری که شما کمترین ایشان هستی، برگزیدگان‌اند». ولی ابن شهرآشوب پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ آخِرُهُمْ - لَخِيَارٌ: «آن سه تنی که تو آخرین آنان هستی، بهترین‌ها هستند». امام نیز با نرمش و لطافت رو به فرزندان او کرد و گفت: «مادرتان مرا مانند آخرین اسب مسابقه قرار داد»[۹]. به نظر می‌رسد با لحاظ ادب و هوشمندی اسماء و با شناختی که از امام داشت نقل ابن شهرآشوب صحیح است و گزارش ابن‌سعد خطای نسخه‌بردار.
  3. امام حسین(ع) شعری درباره رباب سروده و در آن علاقه خود را به رباب و خویشان او ابراز کرده بود و نزد او می‌خواند که نوعی وقت‌گذاری برای همسر و گفتگو با وی شمرده می‌شود[۱۰].
  4. امام باقر(ع) با همسرش ام‌علی (ثقفی) که بعدها او را به دلیل پایبندی به عقاید خوارج طلاق داد، فراوان گفتگو کرد و برای او وقت گذاشت؛ حتی برای هدایت او شبی تا صبح با او سخن گفت؛ ولی این گفتگوی عاطفی برای هدایت او به نتیجه نرسید[۱۱].
  5. هشام بن سالم وقت‌گذاری و گفتگویی را از امام صادق(ع) برای ام‌اسماعیل یکی از همسران ایشان نقل می‌کند، مبنی بر اینکه این زن در سفر حج همراه امام بود و آن حضرت در میقات پیش از احرام از کنیزش کام گرفته بود که ام اسماعیل - درحالی‌که محرم شده بود - متوجه شد و بر کنیز خرده گرفت. امام در فرصت مناسب درباره آن با همسرش به گفتگو نشست و با تدبیری لطیف و مهربانانه بی‌آنکه احساسات همسرش تحریک شود، حکم شرعی رفتارش را بیان کرد[۱۲]. از شیوه نقل هشام بن سالم درباره این گفتگو برمی‌آید که وقتی همسر امام به مکان مورد نظر رسید، شاید خواست با امام مزاحی کرده باشد. امام نیز با استفاده از فن شوخی ـ که موقعیت ناگوار را گوارا و وضعیت تحمل‌ناپذیر را تحمل‌پذیر می‌کند ـ اصل حادثه را برای همسرش یادآور شد و برای هشام بن سالم نیز با صراحت آن را نقل کرد[۱۳].

منابع

پانویس

  1. احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الاشراف، ج۲، ص۳۰۶ (إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ الْمُعَاتَبَةِ فَإِنَّهَا تُورِثُ الضَّغِينَةَ).
  2. عبدالرحمن بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش ۷۳۱۳ («لِكُلِّ ظَاهِرٍ بَاطِنٌ عَلَى مِثَالِهِ؛ فَمَنْ طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ وَ مَنْ خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُهُ»).
  3. «و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.
  4. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۹ («وَ مِنْ زِيِّ الرِّفْقِ اللِّينُ وَ مِنْ زِيِّ اللِّينِ السُّهُولَةُ»).
  5. ورام بن ابی‌فراس، تنبیه الخواطر، ج۲، ص۱۲۱ («جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا»).
  6. محمد محمدی ری‌شهری، تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، صص ۱۹۲ و ۳۸۱ («إِذَا نَظَرَ الْعَبْدُ إِلَى وَجْهِ زَوجِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَيْهِ، نَظَرَ اللهُ إِلَيْهِمَا نَظرَ رَحْمَةٍ، فَإِذَا أَخَذَ بِكَفِّهَا وَ أَخَذَتْ بِكَفِّهِ، تَسَاقَطَتْ ذُنُوبُهُمَا مِنْ خِلَالِ أَصَابِعِهِمَا»).
  7. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۷۰، ح۱ («... عَنْ أُمَامَةَ... قَالَتْ: أَتَانِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ(ع) فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، فَأُتِيَ بِعَشَاءٍ وَ تَمْرٍ وَ كَمْأَةٍ فَأَكَلَ(ع) وَ كَانَ يُحِبُّ الْكَمْأَةَ»).
  8. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲۲.
  9. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۳، ص۲۶۹.
  10. محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲، ص۱۰؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. ابوالفرج اصفهانی از قول ابن‌عبده آورده است که رباب از خاندان حارثه فرزند اوس بن حارثة بن لام الطایی بوده است (مقاتل الطالبیین، ص۹۴). ظاهراً مقصود از «آل لام» همین خانواده است. أُحِبُّ لِحُبِّهَا زَيْداً جَمِيعاً *** وَ نَتْلَةَ كُلَّهَا وَ بَنِي الرَّبَابِ وَ أَخْوَالاً لَهَا مِنْ آلِ لأْمٍ *** أُحِبُّهُمُ وَ طُرَّ بَنِي جَنَابِ
  11. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۷، ح۶.
  12. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۱۳۴، ح۶۱-۶۲ («... فَقَالَ: ادْنُهْ هَذِهِ أُمُّ إِسْمَاعِيلَ جَاءَتْ وَ أَنَا أَزْعُمُ أَنَّ هَذَا الْمَكَانَ الَّذِي أَحْبَطَ اللَّهُ فِيهِ حَجَّهَا عَامَ أَوَّلَ...»).
  13. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۸۲.