تأمین نیازهای عاطفی همسر

مقدمه

نیاز عاطفی از جمله نیازهای انسان است و برآورده شدن آن نقشی محوری در آرامش آدمی دارد. به دیگر سخن زن و مرد به گونه‌ای آفریده شده‌اند که به یکدیگر نیازهایی دارند و این نیاز در سایه همزیستی آمیخته به آرامش دوجانبه آنان تأمین می‌شود. این نیاز محدود به نیاز جنسی نیست، بلکه نیازهای انسانی از جمله نیاز عاطفی را نیز دربرمی‌گیرد که محور اساسی پایداری و شادابی خانواده است و به تعبیر قرآن بر دو اصل مودت و رحمت ﴿وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً[۱] استوار است؛ یعنی از نگاه قرآن روابط همسری بدون محبت ثبات ندارد. واژه «مودت» به معنای محبت پایدار است که اثرش در رفتار ظاهر می‌شود. مودت و رحمت مانند ملاطی هستند که میان آجرها و قطعه‌سنگ‌های نهاد خانواده پیوندی محکم پدید می‌آورند و بدون آن زندگی مشترک فرومی‌ریزد و دوامی نخواهد داشت؛ از این‌رو خدا این دو اصل مهم و حیاتی را بین زن و شوهر قرار داد تا مودت و دوستی آن دو پایدار گردد و انعطاف و رحمت آنان گذشت از لغزش‌ها را در پی داشته باشد و پیوند آنها ناگسستنی شود[۲].

این نیاز عاطفی و محبت به همسر در روایت معتبری در ردیف خلق و خوی پیامبران شمرده شده است[۳]. اگر پیامبر(ص) فرمود: «مؤمن حتی در خوراکش به اشتها و اندازه و چگونگی خوراک همسرش توجه می‌کند و پا به پای او غذا می‌خورد»[۴]، این برای تأمین نیازهای عاطفی اوست. این نیاز عاطفی ابعادی دارد که یکی از آنها شادی است و شادی را می‌توان احساسی مرکب از حس آزادی، رفاه نسبی، شایستگی، احساسات و عواطفی از این دست دانست که می‌توان گفت از راه‌های زیر دست‌یافتنی است:

ابراز محبت

همه روش‌هایی که در اسلام برای تعامل با یکدیگر در محیط خانه آمده، از قبیل سلام کردن، به پیشواز و بدرقه رفتن، خداحافظی کردن، پاکیزگی، زینت و آرایش، قدردانی، عیب‌پوشی، خوش‌رویی، خوش‌زبانی، پخت و پز خوب و مناسب و خرده نگرفتن از کارهای یکدیگر[۵]، برای ایجاد محبت و تحکیم روابط خانوادگی و نوعی ابراز محبت است که این اظهار در ایجاد آرامش و دوام آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا دوست داشتن به تنهایی سبب ارتباط پایدار نیست؛ از این‌رو پیامبر(ص) فرمود: «شیرینی این سخن مرد به همسرش "که دوستت دارم" هیچ‌گاه از یاد زن نمی‌رود و همواره در دلش جای دارد»[۶]. امام صادق(ع) نیز فرمود: «تلاش در افزایش محبت به همسر در حقیقت کوشش برای افزایش مراتب ایمان است»[۷]؛ چراکه نتیجه محبت صادقانه هماهنگی و همراهی است[۸] و هرجا هماهنگی و همراهی باشد، امنیت که هم‌خانواده ایمان است، نیز هست. پس ایمان امنیت‌آفرین و آرامش‌زاست که قرآن در وصف مؤمنان فرمود: ﴿أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ[۹]. اگر پیامبر(ص) فرمود «از دنیای شما بوی خوش و همسر را دوست می‌دارم و نماز نور چشم من است»[۱۰] و همسردوستی را از یک سو در ردیف بوی خوش و از سوی دیگر در ردیف نماز قرار داد، به دلیل تأثیر ژرف و ریشه‌ای این سه در ایجاد پیوند عمیق و آرامش‌بخش میان انسان با خدا، خانواده و دیگران است؛ پیوندهایی که برای دوام زندگی و خوشبختی آدمی رکن اساسی شمرده می‌شوند؛ چراکه نماز پیوند آرامش‌بخش انسان با خداست. بوی خوش معاشرت انسان با افراد جامعه را گوارا می‌کند و همسردوستی پیوند انسان با خانواده را دلنواز می‌سازد.

بنابراین شیرین‌ترین لحظات زندگی فرصت‌هایی است که آدمی به محبوب خود چشم می‌دوزد و به او می‌نگرد و سخنی محبت‌آمیز به او می‌گوید و نهایت احساس و عاطفه خود را در کلام و نگاهش نشان می‌دهد و با این ابراز محبت سبک زندگی او را می‌سازد. سیره رفتاری امامان(ع) در محیط خانه نیز با این لحظات عاطفی و شیرین آمیخته بود؛ چنان‌که از پیامبر(ص) نقل شده: اهل‎بیت(ع) ویژگی‌هایی دارند که احدی پیش و پس از ایشان از آن بهره‌مند نبوده و نیست. یکی از آنها محبت به زن است[۱۱] که نمونه‌هایی از آن در سیره آنان مشاهده می‌شود؛ برای مثال:

۱. درباره تعامل امیرمؤمنان(ع) با همسرانش چنین نقل شده است که به خوله مادر محمد حنفیه ابراز محبت می‌کرده و او را «جان‌الصفا» می‌نامیده و علت این نامگذاری را حسن و نیکی او می‌دانسته است[۱۲]؛ چنان‌که در تعبیری علاقه شدید خود به همسر دیگرش اُمامه را این‌گونه اظهار کرده است: «تحمل دوری چهار چیز را ندارم و یکی از آنها اُمامه است»[۱۳]. این ابراز محبت علاقه شدید اُمامه به امام را در پی داشت؛ چنان‌که تکریم امام به همسر دیگرش لیلا دختر مسعود همین بازخورد را داشت و این دو به وقت ضربت خوردن امام گریه و بی‌تابی می‌کردند؛ به اندازه‌ای که به ابن‌ملجم گفتند: «تو با این کار خود هیچ ضرری به امیرمؤمنان(ع) نمی‌زنی»[۱۴]. ام‌هیثم نخعی نیز در شعر خود علاقه شدید اُمامه به امام را چنین بازگو کرده است: «اُمامه موی مرا سپید و اندوه مرا بسیار می‌کند. با از دست دادن شوهر در پی جستن او می‌چرخد و با ناامید شدن شیون می‌کند»[۱۵].

۲. درباره تعامل امام حسین(ع) و همسرش رباب نقل‌هایی در دست است که از آنها برمی‌آید تعامل آنان بسیار صمیمی بوده است؛ به گونه‌ای که امام صمیمیت این روابط را با سرودن شعری درباره او چنین اظهار می‌کرد: «به جان تو سوگند، من خانه‌ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آنان را دوست دارم و تمامی مالم را برای ایشان فدا می‌کنم و سرزنش احدی در این باره پذیرفته نیست»[۱۶]. آنچه از منابع برمی‌آید، این است که اشعار یاد شده سروده خود سیدالشهدا است، نه زبان حال آن حضرت و نشانه‌ای هم بر زبان حال بودن در دست نیست.

البته رباب نیز شخصیت با کرامت و بزرگواری داشت؛ چنان‌که هشام کلبی تاریخ‌نگار نامدار به این نکته اشاره کرده و درباره او گفته است: مِنْ خِيَارِ النِّسَاءِ وَ أَفْضَلُهُنَّ[۱۷]. این تعبیر از هوش و ادراک و معرفت بالا و شخصیت والای ایشان حکایت می‌کند و رفتار و سروده وی درباره امام حسین(ع) بر این مطلب گواهی می‌دهد. او در سفر کربلا همراه امام(ع) بود و پس از شهادت آن حضرت(ع) نیز وفاداری‌اش را به زبان شعر و عمل نشان داد. مرثیه سروده رباب درباره سیدالشهداء(ع) که با داشتن معانی بلند و زیبا از معرفت، خلوص و ارادت وی به آن حضرت(ع) حکایت می‌کند چنین است: آن نوری که دیگران از درخشش آن بهره می‌بردند در کربلا کشته شده و غیر مدفون رها شده است. ای فرزند پیامبر، خدا از سوی ما به تو پاداش نیکو دهد و در محاسبه الهی تو را از هر زبانی بازدارد. تو آن‌چنان کوه استواری بودی که من به آن پناه می‌بردم؛ آن شخصیتی که از سر رحمت و دینداری با ما همنشین بودی. پس از تو چه کسی برای یتیمان و نیازمندان مانده و کیست که مسکینان به او پناه برند و او بی‌نیازشان سازد؟ به خدا سوگند پس از تو سایه‌ای بر سرم نخواهم پذیرفت تا در خاک پنهان شوم[۱۸].

رباب در بیت سوم رفتار عاطفی خویش را از یک سو و از سوی دیگر پیوند عمیق خود با آن حضرت را بازگو کرده و امام را چون کوهی استوار پناهگاه آرام‌بخش خود دانسته است و تعامل آن حضرت با خود را مهربانانه و دیندارانه وصف کرده است؛ چنان‌که در بیت آخر عزم راسخ خود در آینده زندگی بر ترک ازدواج با دیگری را بازگفته است.

به لحاظ روان‌شناختی نیز می‌گویند فرد داغدیده فشارهای بسیاری را تحمل می‌کند و واکنش‌هایی مانند گریستن، اضطراب، بی‌قراری، بی‌خوابی و بی‌اشتهایی را نشان می‌دهد. به دیگر سخن آثار داغدیدگی در سه بعد فیزیکی، روان‌شناختی و جامعه‌شناختی خود را در فرد داغدیده نشان می‌دهد. در بعد فیزیکی، نشانه‌هایی مانند بیماری‌های جسمانی، تشدید علایم بیماری‌های قبلی و ایجاد شکایات جدید در او پدید می‌آید. آثار روانشناختی به متغیرهای بسیاری ارتباط دارد؛ از قبیل سن، جنس، سلامت جسمانی، سازگاری قبلی، متغیرهای شخصیتی فرد، عوامل چندگانه اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی، نوع رابطه داغدیده با متوفی، چگونگی درگذشت و سابقه متوفی و داغدار. با این حال افراد کم و بیش گرفتار ناباوری، سردرگمی، غم، اضطراب، دل‌مشغولی و مانند آن می‌شوند. آثار اجتماعی داغدیدگی به ویژه در میان زنان بیوه نیز بسیار است و نمونه‌هایی مانند تغییر رفت و آمدها، عوض شدن نگاه‌ها و تعارضات خانوادگی ایفای نقش می‌کنند[۱۹]. آنچه می‌توان گفت در این محورها بیشترین نقش را دارد، عاطفه‌مندی و محبت بین داغدیده و متوفی است که این نکته در روابط رباب با امام حسین(ع) مشاهده می‌شود.

ابن‌جوزی درباره علاقه خردمندانه رباب به امام حسین(ع) این مطلب را نقل کرده که وی در مدینه به مدت یکسال به ماتم و عزا پرداخت، بی‌آنکه زیر سقفی برود[۲۰]، هرچند برخی مورخان گفته‌اند: رباب پس از شهادت همسرش به مدت یک سال روی قبرش ماند و سپس به مدینه کوچ کرد. آنان شعری را مبنی بر بیان همین مطلب نیز به او منتسب کرده‌اند[۲۱]؛ ولی این سخن درست نیست؛ چراکه به اتفاق مورخان همه خاندان سیدالشهدا(ع) از جمله رباب را روز پس از شهادت همسرش به اسارت بردند[۲۲]. وانگهی این مطلب در نقلی دیگر به فاطمه بنت الحسین منسوب است که پس از وفات همسرش حسن مثنی چنین کرد؛ چراکه زنان محترم و علاقه‌مند در آن دوره چنین می‌کردند[۲۳]. در همان حال نقل شده که این شعر سروده لبید[۲۴] بوده که فاطمه بنت الحسین آن را زمزمه کرده است[۲۵] و به نظر می‌رسد فاطمه بنت الحسین تنها به زمزمه شعر لبید بسنده کرده باشد، نه آن‌که یک سال بر قبر همسرش مانده باشد.

۳. امام باقر(ع) نیز محبت خود به همسرش را نزد مالک بن اعین جهنی[۲۶] ابراز کرده است. مالک روزی نزد امام رفت؛ درحالی‌که آن حضرت در خانه همسرش بود و لباس سرخ رنگی بر تن داشت. مالک شگفت‌زده شد و تبسمی کرد؛ گویی چنین پوششی را از امام انتظار نداشت. امام فرمود: «من این لباس را به درخواست همسرم که او را دوست می‌دارم، پوشیدم»[۲۷]. نقل دیگری نیز به صورت مرسل محبت آن حضرت به همسرش را نقل کرده است[۲۸].[۲۹]

آزادی در استفاده از ابزار معیشتی

آزاد گذاشتن همسران در محیط منزل در استفاده دلخواه از لوازم معیشتی مربوط به خود و آماده‌سازی عرصه برای بهره‌گیری آنان از اموال شخصی خود در آن محیط از موارد تأمین نیازهای عاطفی در مقام عمل است؛ از این‌رو امامان(ع) همسران خود را در این عرصه آزاد می‌گذاشتند و آنان هم گاهی برای مسکن خود ابزار معیشتی مناسب و غیر تجملاتی که مناسب شأن و جایگاه امام باشد، تهیه می‌کردند و در اتاق‌های مخصوص به خود به تناسب استفاده می‌کردند و امامان(ع) نیز در فرصتی که به اتاق آنان می‌رفتند از آنها بهره می‌گرفتند؛ مانند استفاده سیدالشهدا(ع)[۳۰] و امام باقر(ع)[۳۱] از فرش مناسب، پشتی، ملافه رنگی و تصویردار تهیه شده از سوی همسران آنان.

در موردی نیز درباره امام باقر(ع) آمده است که حکم بن عتیبه (۵۰-۱۱۵ق)[۳۲] نزد آن حضرت رفت و امام را در خانه همسرش در حال استفاده از لباس رنگی و فرش تصویرداری که مال همسرش بود، مشاهده کرد و گفت این وضعیت نزد ما برای جوانان است. امام در پاسخ ضمن بیان جایز بودن بهره‌گیری از حلال الهی در توضیح سیره خود، احترام به خواست نوعروس و برآوردن انتظارات او را مطرح کرد[۳۳].

البته می‌توان در کنار احترام به خواست همسران و آزاد گذاشتن آنان در بهره‌گیری از نوع پوشاک و فرش تصویردار، مبارزه با سنت‌های غلط و خرافه‌پرستی را از عوامل تأثیرگذار در این بهره‌گیری امامان دانست؛ برای نمونه در روایاتی که برخی از آنها سند معتبر دارند، آمده که امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) بر فرش تصویرداری که بیگانگان تصویرش را تعظیم می‌کردند، می‌نشستند تا از تأثیر فرهنگ بیگانه در محیط اسلامی پیشگیری کنند[۳۴].

نمونه دیگر در استفاده از ابزار تزئینی در محیط منزل بهره‌گیری از ابزار زیبایی از قبیل انگشترهای متنوع، دستبندها، گردنبندها و خلخال‌های طلا، نقره و مانند آن در جهت آراستگی، نشاط و شادابی است و در ایجاد شادابی و آرامش روحی زنان تأثیر فراوان دارد که در سیره همسرداری امامان(ع) نیز مشاهده می‌شود. به نقل صحیح[۳۵] کلینی، امام صادق(ع) فرمود: «پدرم امام باقر و جدم امام سجاد(ع) برای زنان و دختران زیورهایی از طلا و نقره تهیه می‌کردند»[۳۶] تا در محیط خانه از آن بهره بگیرند، نه در برابر دیدگان نامحرم؛ زیرا ممنوعیت بهره‌گیری از آن نزد نامحرم امری روشن است که در قرآن[۳۷] و روایات[۳۸] بیان شده است؛ چنان‌که امام صادق(ع) افزودند: «بر زن روا نیست نزد نامحرم لباسش بر اندامش چسبیده و حجم بدنش نمایان باشد»[۳۹]. امام به منطوق این سخن با تأکید بر رعایت عفاف بهره‌گیری زنان از هرگونه زینت نزد نامحرمان را ممنوع دانسته و به مفهوم آن این بهره‌گیری را به دور از چشم نامحرم روا دانسته است[۴۰].

هدیه‌دادن

از نمونه‌های تأمین نیازهای عاطفی که در ردیف شاخص‌های درون‌خانگی تحکیم روابط همسری جای دارد، هدیه دادن به همسر است. نقش مثبت «هدیه» در تحکیم روابط به قدری است که پیامبر(ص) آن را عامل گره‌گشایی در بسیاری از مشکلات[۴۱]، کلید برآورده شدن نیازها[۴۲]، مایه پیوند دل‌ها[۴۳]، سبب پیدایش دوستی‌ها، باعث زیبندگی پیوندها و زدودن کینه‌ها[۴۴] دانسته است و درباره همسر افزوده است: «هرکه به بازار رود و تحفه‌ای بخرد و آن را برای خانواده خود ببرد، همانند کسی است که کالایی را برای نیازمندان حمل می‌کند»[۴۵]؛ حتی ایشان آن را مایه افزایش عفت همسر شمرده است[۴۶]؛ چراکه هدیه از محبت ریشه می‌گیرد و همسر وقتی محبت همسرش را از این راه احساس کند، دلبستگی مضاعفی به او پیدا می‌کند و در نتیجه هیچ‌گاه چشم طمع به دیگری نمی‌دوزد. شاید راز اصلی رواج این کار در سیره معصومان(ع) علاوه بر جنبه اقتصادی همین نکته باشد که روایات فراوانی که در میان آنها روایت معتبر هم هست، بر آن تأکید می‌کنند[۴۷]؛ برای نمونه امام باقر و امام سجاد به زنان و دختران خود زیورهایی از طلا و نقره هدیه می‌دادند[۴۸]. امام عسکری(ع) که در سامرا می‌زیست، در سیره کریمانه و دادن عطا و هدیه به خاندان خود از جمله به همسرش زبانزد همگان حتی نزد کینه‌مندان از او بود[۴۹]؛ چنان‌که هدیه‌ای را که شامل ده دینار و سه دانه مروارید به ارزش ده دینار بود، به یکی از کنیزانش داد[۵۰].[۵۱]

گفتگو و ارتباط کلامی

موضوع «گفتگو» و «ارتباط کلامی» با همسر و فرصت گذاشتن برای او از شاخص‌های تحکیم روابط همسرداری است که به لحاظ عاطفی نقشی راهبردی دارد و می‌تواند در ردیف اصول همسرداری مطرح باشد؛ ولی به جهت تأثیر آن در تحکیم روابط همسرداری در ردیف شاخص‌های همسرداری جای گرفته است. البته اصل گفتگو از یک سو و شیوه آن از سوی دیگر درخور توجه است. اصل گفتگو اقتضای زندگی مشترک و ناگزیر از آن است درباره شیوه گفتگو دو شیوه محوری را می‌توان در نظر گرفت: ۱. شیوه نرم و مهربانانه؛ ۲. شیوه تند و نقادانه. آنچه می‌تواند در تحکیم روابط همسرداری تأثیرگذار باشد شیوه نرم و مهربانانه است؛ زیرا سرزنش و تندی افراد را گریزان می‌کند؛ چنان‌که عبدالله بن جعفر همسر حضرت زینب(ع) در نصیحت به دخترش گفت: «سرزنش زیاد در معاشرت با همسر سبب کینه‌توزی می‌شود»[۵۲]. تعابیری مانند «تو چنین کردی»، «تو باعث شدی چنین شد» و «اگر این رفتار تو نبود، چنین می‌شد» روان طرف مقابل را آزرده می‌کند و می‌توان به جای آن تعبیرهای نرم‌تری به کار برد؛ از «قبیل به نظر من چنین است»، «اگر با هم باشیم، چنین می‌شود» و «اگر این‌گونه رفتار شود، چنین می‌شود». یعنی اگر همان محتوا با واژگان لطیف‌تری جایگزین شود، تأثیرگذارتر است؛ چراکه به تعبیر روان‌شناختی امیرمؤمنان(ع)، «هر ظاهری باطنی همانند خود دارد. هر که ظاهر رفتار و گفتارش پاکیزه باشد، درون او پاکیزه و باصفا گردد و آن‌که ظاهر رفتار و گفتارش آلوده باشد، درون او تیره گردد»[۵۳].

این قانون کلی گفتگوهای دوجانبه از جمله گفتگوی دو همسر را نیز دربرمی‌گیرد که قرآن از آن با تعبیر ﴿عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ[۵۴] نام برده است و تعبیر «معاشرت شایسته» عمومیتی دارد که ارتباط شایسته کلامی و وقت‌گذاری برای آن را نیز دربرمی‌گیرد؛ چراکه گفت و شنود نرم و مهربانانه و اختصاص فرصتی به آن نرمش باطنی دو همسر را نشان می‌دهد که در پی آن آسان‌گیری[۵۵] در امور زندگی و پدید آمدن رابطه پر از صدق و صفای دوجانبه آنان و راه نیافتن تیرگی به این زندگی است. شاید به همین جهت است که پیامبر(ص) فرمود: «وقت گذاشتن و نشستن با خانواده و گفتگو با آنها نزد خدا از اعتکاف در مسجد برتر است»[۵۶]. امام صادق(ع) نیز فرمود: «هرگاه همسر به چهره همسر بنگرد، خدا به آنان مهرآمیز نگاه می‌کند. پس هرگاه دست یکدیگر را بگیرند، گناهان آن دو از لای انگشتانشان فرو ریزد»[۵۷]. بر این پایه امامان معصوم با وقت‌گذاری برای همسران خود با آنان گفتگوی مهربانانه در محورهای مختلف داشتند؛ از قبیل چگونگی دست‌پخت، وضعیت زندگی، تعریف از همسر و خویشاوندان، هدایت فکری و یادآوری خاطرات گذشته. در ادامه به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:

  1. امیرمؤمنان(ع) در یکی از شب‌های ماه رمضان که نوبت همسرش اُمامه بود، نزد او رفت و با وی به گفتگوی مهربانانه نشست. در پی آن امامه غذایی که آماده کرده بود نزد ایشان آورد و آن حضرت میل کرد. امامه از این رفتار امام به گونه‌ای خرسند شد که همواره آن را تعریف می‌کرد و می‌گفت: «ایشان این غذا را دوست می‌داشت»[۵۸].
  2. در یکی از روزها میان امیرمؤمنان(ع) و اسماء گفتگویی رخ داد که نشانه وقت‌گذاری امام برای همسر و رابطه مهربانانه او با همسرانش است. اسماء که قبلاً همسر جعفر طیار و ابوبکر بود، وقتی به خانه امیرمؤمنان(ع) آمد، فرزندانش نیز با او به خانه امام آمدند و تحت تربیت امام قرار گرفتند. عبدالله و محمد پسران جعفر و ابوبکر بر یکدیگر می‌بالیدند؛ چنان‌که هر یک به دیگری می‌گفت: «پدرم از پدر تو بهتر بود. پس من از تو بهترم». در چنین وضعیتی که شیوه بزرگترها تدبیر مهربانانه میان فرزندان است، امیرمؤمنان(ع) به اسماء فرمود: «میان این دو داوری کن». اسماء گفت: «از میان مردم عرب، جوانمردی بهتر از جعفر و میانسالی بهتر از ابوبکر ندیده‌ام». امیرمؤمنان(ع) به مزاح فرمود: «برای من چیزی باقی نگذاشتی». اسماء به امیرمؤمنان(ع) پاسخی هوشمندانه داد که به دو صورت نقل شده است. ابن‌سعد پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ أَخَسُّهُمْ - لَخِيَارٌ[۵۹]: «آن سه نفری که شما کمترین ایشان هستی، برگزیدگان‌اند». ولی ابن شهرآشوب پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ آخِرُهُمْ - لَخِيَارٌ: «آن سه تنی که تو آخرین آنان هستی، بهترین‌ها هستند». امام نیز با نرمش و لطافت رو به فرزندان او کرد و گفت: «مادرتان مرا مانند آخرین اسب مسابقه قرار داد»[۶۰]. به نظر می‌رسد با لحاظ ادب و هوشمندی اسماء و با شناختی که از امام داشت نقل ابن شهرآشوب صحیح است و گزارش ابن‌سعد خطای نسخه‌بردار.
  3. امام حسین(ع) شعری درباره رباب سروده و در آن علاقه خود را به رباب و خویشان او ابراز کرده بود و نزد او می‌خواند که نوعی وقت‌گذاری برای همسر و گفتگو با وی شمرده می‌شود[۶۱].
  4. امام باقر(ع) با همسرش ام‌علی (ثقفی) که بعدها او را به دلیل پایبندی به عقاید خوارج طلاق داد، فراوان گفتگو کرد و برای او وقت گذاشت؛ حتی برای هدایت او شبی تا صبح با او سخن گفت؛ ولی این گفتگوی عاطفی برای هدایت او به نتیجه نرسید[۶۲].
  5. هشام بن سالم وقت‌گذاری و گفتگویی را از امام صادق(ع) برای ام‌اسماعیل یکی از همسران ایشان نقل می‌کند، مبنی بر اینکه این زن در سفر حج همراه امام بود و آن حضرت در میقات پیش از احرام از کنیزش کام گرفته بود که ام اسماعیل - درحالی‌که محرم شده بود - متوجه شد و بر کنیز خرده گرفت. امام در فرصت مناسب درباره آن با همسرش به گفتگو نشست و با تدبیری لطیف و مهربانانه بی‌آنکه احساسات همسرش تحریک شود، حکم شرعی رفتارش را بیان کرد[۶۳]. از شیوه نقل هشام بن سالم درباره این گفتگو برمی‌آید که وقتی همسر امام به مکان مورد نظر رسید، شاید خواست با امام مزاحی کرده باشد. امام نیز با استفاده از فن شوخی ـ که موقعیت ناگوار را گوارا و وضعیت تحمل‌ناپذیر را تحمل‌پذیر می‌کند ـ اصل حادثه را برای همسرش یادآور شد و برای هشام بن سالم نیز با صراحت آن را نقل کرد[۶۴].

تحمل و گذشت

ساختار زندگی اجتماعی به گونه‌ای است که نمی‌توان بازتاب رفتارهای دیگران را لحاظ نکرد و تنها به خواست خود توجه کرد. ویژگی زیست‌محیطی به صورتی است که همه از منافع تولیدی دیگران سود می‌برند؛ همان‌گونه که پیامد رفتار زشت دیگران تنها دامنگیر خودشان نیست؛ از این‌رو افراد می‌توانند برای دیگران سودمند یا زیان‌آور باشند. در چنین شرایطی آنچه برای بهره‌گیری از سود و ایمن بودن از زیان تأثیر بیشتری دارد، مدارا و گذشت است. قرآن اساس زندگی انسان را در رنج می‌داند و در این باره می‌فرماید: «ما انسان را در رنج آفریدیم»[۶۵]. پس رنج فراگیر سراسر زندگی آدمی است و بهترین راه برای عبور از آن تحمل و مداراست. شاید به همین جهت است که فرمود: «صابران پاداش خود را بی‌حساب دریافت می‌کنند»[۶۶].

با توجه به این آیات می‌توان گفت اساساً پیشرفت بیش از نود درصد امور زندگی با تحمل و مدارا همراه است؛ از قبیل تحمل آفت‌های رفتار بد خود، تحمل تندخویی افراد خانواده، همسایه، افراد کوچه و خیابان، محیط کار، محیط آموزشی و محیط مدیریتی. اگر آدمی در این موارد تحمل نکند و از آفت‌ها نگذرد، آسیب می‌‌بیند؛ از این‌رو امیرمؤمنان(ع) در این باره فرمود: «آن‌که از مدارا فاصله بگیرد، ناخوشی‌ها به او نزدیک می‌شود»[۶۷]. در سخنانی دیگر فرمود: «مدارا با مردم پس از ایمان به خدا اساس[۶۸] و ثمره[۶۹] خرد، پایه حکمت[۷۰]، تابلو عقل[۷۱] و موجب سلامت دین و دنیاست»[۷۲]. چنان‌که پیامبر(ص) فرمود: «مدارا با مردم صدقه است و هر که زندگی مدارامحور داشته باشد و از دنیا برود، شهید از دنیا رفته است»[۷۳]. پس انواع آرامش و سازگاری در زندگی از راه مدارا به دست می‌آید.

بنابراین تحمل و مدارا در محیط خانواده به ویژه در برابر تندخویی همسر از موارد گذشت درون‌خانگی است و مایه نیرومندی زن و شوهر می‌شود. اساساً همسر قوی و شایسته اهل گذشت است و کمتر اسیر خشم و عصبانیت می‌شود و این گذشت می‌تواند ابعاد حقوقی و اخلاقی داشته باشد. گذشت حقوقی مانند گذشت از حق قَسم، حق مضاجع۵ه، حق نفقه، حق پوشاک و حق مسکن. گذشت اخلاقی نیز مانند گذشت از بی‌مهری و تندخویی، چشم‌پوشی و سکوت شوهر. همه این گذشت‌ها برای حفظ ساختار خانوادگی است که اهمیتی اساسی دارد[۷۴] و در آموزه‌های دینی به آن توصیه شده است. پیامبر(ص) فرمود: «گذشت مرد از خطای زن از حقوق زن بر شوهرش است»[۷۵] و «مردی که بدخلقی زنش را با لحاظ پاداش الهی تحمل کند، خدا در برابر هر بار صبر او پاداشی همانند آنچه به ایوب نبی در برابر تحمل گرفتاری‌ها عطا کرده عنایت کند»[۷۶]. امام صادق(ع) در این باره فرمود: «رحمت خدا بر بنده‌ای باشد که با همسرش به نیکی رفتار کند»[۷۷]. همچنین افزود: «پدرم همسری داشت که آزارش می‌داد؛ ولی پدر او را می‌بخشید»[۷۸]. همان گرامی درباره تحمل زن نیز فرمود: «بهترین زن آن است. اگر از شوهرش به خشم آید،]با تحمل او] به وی گوید دستم در دست توست و تا از من خشنود نگردی، از تو چشم نبندم و نخوابم»[۷۹].

کنیز امام حسین دسته گلی برای ایشان آورد و امام او را آزاد کرد. انس بن مالک که در جلسه حضور داشت، پرسید: چرا در برابر دسته گل کم‌ارزش کنیز را آزاد کردی؟ امام فرمود: خدا ما را این‌گونه تربیت کرده است و در قرآن فرمود: «هر گاه به شما تحیت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید. پاسخ بهتر به این کنیز آزادی اوست»[۸۰]. وقتی امام در برابر هدیه کنیز این‌گونه احسان می‌کند، آیا می‌توان گفت در مقابل بدخویی کنیز یا دیگر همسرانش چنین نبود؟[۸۱]

دلجویی از همسران در وضعیت زایمان و فرزندداری

دلجویی از همسر در شرایط دشوار زایمان مایه آرامش، ایجاد روحیه برای او و عرصه ساز تحمل ناملایمات و افزایش عشق به فرزندداری و فرزندآوری و ی است؛ چراکه از نیازهای انسان خودشکوفایی است و فرزندآوری یکی از راه‌های برآورده کننده این نیاز است و حمایت و دلجویی از زن در حال فرزنددار شدن کمک به خودشکوفایی او و زمینه‌ساز تربیت درست و عاطفی کودک است. این دلجویی شیوه‌های گوناگونی دارد که در شرایط کنونی گل بردن و هدیه دادن و مانند آن رایج است. آیا در آن دوره نیز مشابه این شیوه‌ها وجود داشت؟ این پرسشی است که واکاوی منابع می‌تواند پاسخ مناسبی در این باره ارائه کند و از برخی اقدام‌های امامان در این محور پرده بردارد؛ از جمله می‌توان از روایت ابوبصیر و منهال درباره تولد امام کاظم(ع) نام برد که این دو نفر در روزهای تولد امام کاظم(ع) در ابواء حضور داشتند و خبر تولد آن حضرت را شنیدند. ابوبصیر می‌گوید به محضر امام صادق(ع) تشرف یافتم و بر سفره نهار امام نشسته بودم که رخداد تولد امام کاظم(ع) پیش آمد و امام صادق(ع) نخستین فردی بود که نزد همسرش رفت و به یاری او شتافت و با دلجویی به او گفت: «بشارت، بشارت که امامت در خانه تو ورود یافت»[۸۲]. سپس نزد مهمانانش بازگشت و با خوشحالی به همسرش دعا کرد[۸۳].

در دو روایت، بشارت و سه روز اطعام امام صادق(ع) به شکرانه تولد پسرش به مردم مدینه گزارش شده است[۸۴]. اقدام پیشتازانه امام در یاری به همسرش و سپس در جمع دوستان به او دعاکردن و از او به نیکی یادکردن یکی از اصول راهبردی در تحکیم روابط همسری است و از هر نوع هدیه‌ای برای همسر به وقت زایمان خوشحال کننده‌تر است و مایه آرامش اوست؛ چراکه زن در چنین شرایطی به پشتیبانی شدید نیاز دارد و آرامش‌بخش‌ترین پشتیبان در چنین شرایطی همسر اوست.

نام بردن از همسر به پاکیزگی و نیکویی که در حقیقت تکریم و بلندآوازه کردن اوست، مورد دیگری است که امام کاظم(ع) پس از تولد پسرش امام رضا(ع) با چنین شیوه‌ای از همسرش دلجویی کرد و فرمود: «وی پاکیزه است». او پس از آن به طاهره ملقب شد[۸۵]. نیز امام رضا(ع) به وقت تولد امام جواد(ع) درباره مادرش فرمود: «پاک و مقدس آن مادری است که او امام جواد(ع) را زاییده و به راستی این مادر طاهره و مطهره آفریده شده است»[۸۶].[۸۷]

منابع

پانویس

  1. «و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد» سوره روم، آیه ۲۱.
  2. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۵، ص۶۷۵.
  3. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۲۰، ح۱ («... مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ(ع) حُبُّ النِّسَاءِ»).
  4. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۲، ح۶ («... الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ [عِيَالِهِ]...»).
  5. برای نمونه، ر.ک: حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶.
  6. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹ («قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً»).
  7. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۴، ح۴۳۵۰ («... الْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبّاً ازْدَادَ فِي الْإِيمَانِ فَضْلًا»).
  8. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۴: لَوْ كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ *** إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِيعٌ.
  9. «آنان امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.
  10. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴، ح۱۷۵۵ («... حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ»).
  11. فضل‌الله بن علی راوندی، النوادر، ص١۵ («قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):... وَ الْمَحَبَّةَ لِلنِّسَاءِ»).
  12. محمد بن جریر طبری امامی، المسترشد فی امامة علی بن ابی‌طالب(ع)، ص۴۱۴؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۴۴ («... إِنَّمَا سُمِّيَتْ جَانَّ الصَّفَا لِحُسْنِهَا»).
  13. محمد بن حسن فتال، روضةالواعظین، ج۱، ص۳۴۸ («... أَرْبَعَةٌ لَيْسَ إِلَى فِرَاقِهِنَّ سَبِيلٌ: بِنْتُ أُمَامَةَ أَوْصَتْنِي بِهَا فَاطِمَةُ...»).
  14. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹۵-۴۹۶ (... وَ قُلْنَ: يَا عَدُوَّ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ).
  15. ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۵.
  16. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۹۴؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۱. «إِنَّنِي لَأُحِبُّ دَارًا *** تَحِلُّ بِهَا سَكِينَةُ وَ الرَّبَابُ أُحِبُّهُمَا وَ أَبْذُلُ جُلَّ مَالِي *** وَ لَيْسَ لِعَاذِلٍ عِنْدِي عِتَابُ‌»
  17. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۹۱.
  18. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۲؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. إِنَّ الَّذِي كَانَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ *** بِكَرْبَلاءَ قَتِيلٌ غَيْرُ مَدْفُونِ سِبْطَ النَّبِيِّ جَزاكَ اللَّهُ صَالِحَةً *** عَنّا، وَ جُنِّبْتَ خُسْرَانَ الْمَوَازِينِ قَدْ كُنْتَ لِي جَبَلاً صَعْباً أَلُوذُ بِهِ *** وَ كُنْتَ تَصْحَبُنا بِالرُّحْمِ وَ الدِّينِ مَنْ لِلْيَتامى وَ مَنْ لِلسَّائِلِينَ وَ مَنْ *** يُغني وَ يَأوِي إلَيْهِ كُلُّ مِسْكِينِ وَ اللَّهِ لَا أبْتَغِي صِهْراً بِصِهْرِكُمْ *** حَتَّى اغَيَّبَ بَيْنَ الرَّملِ وَ الطِّينِ
  19. ر.ک: محمد کاویانی، «نگاهی روان‌شناختی - دینی به مراسم عزاداری حسینی»، ص۱۹۷-۱۹۹.
  20. ابن‌جوزی، المنتظم، ج۶، ص۹، ش ۴۱۶ (فَعَاشَتْ بَعْدَ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سَنَةً لَمْ يُظِلَّهَا سَقْفٌ، فَبَلِيَتْ وَ مَاتَتْ كَمَداً).
  21. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۲. إِلَى الْحَوْلِ ثُمَّ اسْمُ السَّلاَمِ عَلَيْكُمَا *** وَ مَنْ يَبْكِ حَوْلاً كَامِلاً فَقَدِ اعْتَذَرْ
  22. باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسین: دراسه و تحلیل، ج۳، ص۴۴۰.
  23. شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲.
  24. لُبید عموی پدر ام‌البنین مادر حضرت عباس بود که هنگام مرگش این اشعار را سرود و به دخترانش توصیه کرد پس از مرگ وی با قرانت آن به مدت یک سال بر قبرش عزاداری کنند و آنان نیز چنین کردند (شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲).
  25. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۳۰ («أَنَّهَا أَنْشَدَتْ بَيْتَ لَبِيدٍ»).
  26. او از یاران دو امام باقر و صادق(ع) بود که در دوره امام صادق درگذشت (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۸، ش ۶۲۰۰).
  27. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ («... إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا...»).
  28. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۱ («... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً...»).
  29. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۷۲.
  30. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶.
  31. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۶۲۱، ح۶۱؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۱ و ۷؛ ص۴۴۸-۴۴۹، ح۱۳.
  32. حکم بن عتیبه از فقیهان تابعی و اصحاب حدیث و صاحب مذهب بود که پیروانی داشت و شیعه زیدی مذهب بود و با امام باقر(ع) و شاگردانش نیز رفت و آمد داشت (حسین عزیزی، پرویز رستگار و یوسف بیات، راویان مشترک فریقین، ج۱، ص۲۵۱-۲۵۴).
  33. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۱ و ۳ («... فَأَمَّا هَذَا الْبَيْتُ الَّذِي تَرَى فَهُوَ بَيْتُ الْمَرْأَةِ وَ أَنَا قَرِيبُ الْعَهْدِ بِالْعُرْسِ وَ بَيْتِي الْبَيْتُ الَّذِي تَعْرِفُ»). محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷ («... رَأَيْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) ثَوْباً مُعَصْفَراً فَقَالَ: إِنِّي تَزَوَّجْتُ امْرَأَةً مِنْ قُرَيْشٍ») (سند این روایت معتبر است).
  34. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۰۸، ح۶۶۲۵ («... الْأَعَاجِمُ تُعَظِّمُهُ وَ إِنَّا لَنَمْتَهِنُهُ»). محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۱۰، ح۶۶۲۸ و ۶۶۳۲ («... أَرَدْتُ أَنْ أُهِينَهُ»).
  35. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۳۶۳.
  36. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۵، ح۱ و ۲؛ ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۶۳، ح۵۸۴ («... يُحَلِّي وُلْدَهُ وَ نِسَاءَهُ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ»).
  37. ﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا «و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست» سوره نور، آیه ۳۱.
  38. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۲۱، ح۳ («... فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: ﴿إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا قَالَ: الزِّينَةُ الظَّاهِرَةُ الْكُحْلُ وَ الْخَاتَمُ»).
  39. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۹، ح۳ («... لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُجَمِّرَ ثَوْبَهَا إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا»).
  40. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۷۸.
  41. محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۵۳ («... يَا أَهْلَ الْقَرَابَةِ... تَهَادَوْا، فَإِنَّ الْهَدِيَّةَ تَسُلُّ السَّخَائِمَ وَ تُجْلِي ضَغَائِنَ الْعَدَاوَةِ وَ الْأَحْقَادِ»).
  42. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۲۹۰ («... إِنَّ الْهَدِيَّةَ مِفْتَاحُ الْحَوَائِجِ»).
  43. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۴، ص۱۸۳ («عَنِ النَّبِيِّ(ص)، قَالَ:... تَهَادَوْا بَيْنَكُمْ فَإِنَّهُ... يُنْبِتُ الْمَوَدَّةَ فِي الْقَلْبِ»).
  44. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۴۴ («تَهَادَوْا تَحَابُّوا، تَهَادَوْا فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالضَّغَائِنِ»).
  45. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۱۴، ح۲۷۷۲۸ («... مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ»).
  46. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۱ («هِبَةُ الرَّجُلِ لِزَوْجَتِهِ تَزِيدُ فِي عِفَّتِهَا»).
  47. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۲۰؛ ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، باب الهدیه، ص۱۴۳.
  48. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۵، ح۱ و ۲ («... يُحَلِّي وُلْدَهُ وَ نِسَاءَهُ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ»).
  49. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۳، ح۱ («... مَا رَأَيْتُ وَ لَا عَرَفْتُ بِسُرَّ مَنْ رَأَى رَجُلًا مِنَ الْعَلَوِيَّةِ مِثْلَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الرِّضَا فِي هَدْيِهِ وَ سُكُونِهِ وَ عَفَافِهِ وَ نُبْلِهِ وَ كَرَمِهِ عِنْدَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ بَنِي هَاشِمٍ»).
  50. سعید بن عبدالله راوندی، الخرائج و الجرائح، ص۶۹۹-۷۰۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۱، ص۲۹۵، ح۱۱.
  51. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۸۰.
  52. احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الاشراف، ج۲، ص۳۰۶ (إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ الْمُعَاتَبَةِ فَإِنَّهَا تُورِثُ الضَّغِينَةَ).
  53. عبدالرحمن بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش ۷۳۱۳ («لِكُلِّ ظَاهِرٍ بَاطِنٌ عَلَى مِثَالِهِ؛ فَمَنْ طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ وَ مَنْ خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُهُ»).
  54. «و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.
  55. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۹ («وَ مِنْ زِيِّ الرِّفْقِ اللِّينُ وَ مِنْ زِيِّ اللِّينِ السُّهُولَةُ»).
  56. ورام بن ابی‌فراس، تنبیه الخواطر، ج۲، ص۱۲۱ («جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا»).
  57. محمد محمدی ری‌شهری، تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، صص ۱۹۲ و ۳۸۱ («إِذَا نَظَرَ الْعَبْدُ إِلَى وَجْهِ زَوجِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَيْهِ، نَظَرَ اللهُ إِلَيْهِمَا نَظرَ رَحْمَةٍ، فَإِذَا أَخَذَ بِكَفِّهَا وَ أَخَذَتْ بِكَفِّهِ، تَسَاقَطَتْ ذُنُوبُهُمَا مِنْ خِلَالِ أَصَابِعِهِمَا»).
  58. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۷۰، ح۱ («... عَنْ أُمَامَةَ... قَالَتْ: أَتَانِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ(ع) فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، فَأُتِيَ بِعَشَاءٍ وَ تَمْرٍ وَ كَمْأَةٍ فَأَكَلَ(ع) وَ كَانَ يُحِبُّ الْكَمْأَةَ»).
  59. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲۲.
  60. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۳، ص۲۶۹.
  61. محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲، ص۱۰؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. ابوالفرج اصفهانی از قول ابن‌عبده آورده است که رباب از خاندان حارثه فرزند اوس بن حارثة بن لام الطایی بوده است (مقاتل الطالبیین، ص۹۴). ظاهراً مقصود از «آل لام» همین خانواده است. أُحِبُّ لِحُبِّهَا زَيْداً جَمِيعاً *** وَ نَتْلَةَ كُلَّهَا وَ بَنِي الرَّبَابِ وَ أَخْوَالاً لَهَا مِنْ آلِ لأْمٍ *** أُحِبُّهُمُ وَ طُرَّ بَنِي جَنَابِ
  62. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۷، ح۶.
  63. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۱۳۴، ح۶۱-۶۲ («... فَقَالَ: ادْنُهْ هَذِهِ أُمُّ إِسْمَاعِيلَ جَاءَتْ وَ أَنَا أَزْعُمُ أَنَّ هَذَا الْمَكَانَ الَّذِي أَحْبَطَ اللَّهُ فِيهِ حَجَّهَا عَامَ أَوَّلَ...»).
  64. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۸۲.
  65. ﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ «که بی‌گمان انسان را در رنج آفریده‌ایم،» سوره بلد، آیه ۴.
  66. ﴿إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ «جز این نیست که پاداش شکیبایان را بی‌شمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.
  67. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۴۱ («مَنْ هَجَرَ الْمُدَارَاةَ قَارَبَهُ الْمَكْرُوهُ»).
  68. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۰۲، ح۱۶۰۸۸ («... رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِيمَانِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُدَارَاةُ النَّاسِ»).
  69. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص۴۴۵، واژه «مدح المداراة»، ش ۴۱۶ («ثَمَرَةُ الْعَقْلِ مُدَارَاةُ النَّاسِ»).
  70. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۱۰۱۶۸ («رَأْسُ الْحِكْمَةِ مُدَارَاةُ النَّاسِ»).
  71. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۱۰۱۶۹ («عُنْوَانُ الْعَقْلِ مُدَارَاةُ النَّاسِ»).
  72. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۱۰۱۷۸ («سَلَامَةُ الدِّينِ وَ الدُّنْيَا فِي مُدَارَاةِ النَّاسِ»).
  73. محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۲، ص۳۸۰ («قَالَ النَّبِيُّ(ص): مَنْ عَاشَ مُدَارِياً مَاتَ شَهِيداً، وَ قَالَ: مُدَارَاةُ النَّاسِ صَدَقَةٌ»).
  74. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، خانواده متعادل، ص۲۴۰.
  75. عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الامام الصادق(ع)، ج۱۶، ص۱۸۸، ح۱۲ («... وَ إِنْ أَذْنَبَتْ غَفَرَ لَهَا»).
  76. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۶۳، ح۲۵۳۱۵ («مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ (بِكُلِّ مَرَّةٍ) يَصْبِرُ عَلَيْهَا مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَى أَيُّوبَ عَلَى بَلَائِهِ»).
  77. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۳، ح۴۵۳۷ («قَالَ الصَّادِقُ(ع): رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْسَنَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ زَوْجَتِهِ...»).
  78. عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الامام الصادق(ع)، ج۱۶، ص۱۸۸، ح۱۱؛ ص۱۹۳، ح۳۴ («... قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): كَانَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ أَبِي(ع) تُؤْذِيهِ فَيَغْفِرُ لَهَا»).
  79. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۹، ح۴۳۶۶ («... خَيْرُ نِسَائِكُمُ الَّتِي إِنْ غَضِبَتْ أَوْ أَغْضَبَتْ قَالَتْ لِزَوْجِهَا: يَدِي فِي يَدِكَ لَا أَكْتَحِلُ بِغُمْضٍ حَتَّى تَرْضَى عَنِّي»).
  80. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴ ص۱۸؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۱ («... فَدَخَلَتْ عَلَيْهِ جَارِيَةٌ فَحَيَّتْهُ بِطَاقَةِ رَيْحَانٍ فَقَالَ لَهَا: أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللَّهِ...»).
  81. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۸۶.
  82. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۶ («فَقَالَ لَهَا: يَا حَمِيدَةُ بَخْ بَخْ حَلَّ الْمُلْكُ فِي بَيْتِكِ»).
  83. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۳۰-۳۱، ح۳۲؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۸۵، ح۱ («... قَالَ: سَلَّمَهَا اللَّهُ وَ قَدْ وَهَبَ لِي غُلَاماً...»).
  84. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۱۹۲، ح۱۸۷ («... وَ دَخَلَ بَعْدِي بِيَوْمٍ فَأَطْعَمَ النَّاسَ ثَلَاثاً...»).
  85. محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۱۹۶ («... فَلَمَّا وَلَدَتْ لَهُ الرِّضَا(ع) سَمَّاهَا الطَّاهِرَةَ وَ كَانَتْ لَهَا أَسْمَاءٌ...»).
  86. علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیة، ص۲۱۶؛ حسین بن عبدالوهاب، عیون المعجزات، ص۱۱۹ («... قُدِّسَتْ أُمٌّ وَلَدَتْهُ قَدْ خُلِقَتْ طَاهِرَةً مُطَهَّرَةً...»).
  87. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۸۹.