|
|
| خط ۹: |
خط ۹: |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> |
|
| |
|
| ==مقدمه== | | ===چیستی و [[ارزش]] عقل=== |
| *عقل در وجود [[انسان]] به ودیعت نهاده شده است و [[انسان]] در صورت بهکارگیری آن در مسیر کمال قرار میگیرد. [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: [[خداوند]] عقل را به [[انسان]] ودیعت نداد، مگر اینکه روزی سبب [[نجات]] او شود<ref>{{متن حدیث|مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا، إِلَّا اسْتَنْقَذَهُ بِهِ يَوْماًما}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۳۹۹</ref>. [[آدمی]] در مرحله بهکارگیری، [[حکم عقل]] واقعبین را بر دیگر قوا (از جمله [[نفس]]، وهم، [[غضب]]، [[شهوت]] و...) [[برتری]] میدهد و به [[حکم]] آن عمل میکند. بدینترتیب عقل خویش را فعال میسازد. [[امام]] {{ع}} [[حضور]] عقل فعال را بزرگترین [[بینیازی]] برای [[انسان]] میداند، همانطور که از [[نادانی]] با عنوان بزرگترین تهیدستی یا میکند<ref>نک: حکمت ۵۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 568.</ref>. | | *"عقل"، به معنای قوۀ [[درک]] کنندۀ حقایق و مرکز تشخیص خوبی از [[بدی]]، و همچنین ابزار تحلیل مفاهیم، در وجود [[انسان]] به [[امانت]] گذاشته شده است و اصلیترین وجه تمایز [[انسان]] از سایر موجودات داشتن عقل است که از [[جایگاه]] و [[شرافت]] بالایی در [[دین]] برخوردار است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵. </ref>.[[انسان]] در صورت بهکارگیری آن به [[شناخت]] و [[معرفت]] [[دست]] مییابد و در [[مسیر کمال]] قرار میگیرد. |
| | | *[[قرآن کریم]] در سیصد [[آیه]] بر عقل و [[تعقل]] و دوری از تقلیدهای غیر منطقی تأکید کرده است، [[امام علی]]{{ع}} [[انسانیت]] [[انسان]] را با عقلش میسنجد و فقدان عقل را با فقدان [[زندگی]] برابر میداند و با تعبیرهای چون مرکب [[علم]]، مایۀ انسانیَت، [[فرستاده خدا]]، ملاک هر چیز و [[رهبر]] [[فکر]]، از [[ضرورت]] حیاتی عقل و [[تعقل]] در [[زندگی]] آدمیخبر میدهد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص۵۶۷- ۵۶۸؛ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۴۹۸.</ref>. |
| ==رابطه عقل و دین==
| | *[[روایات]] نیز به بیانهای مختلف به [[ارزش]] و اهمیت عقل از جنبههای مختلف پرداختهاند که [[بهترین]] نمونه آن، کتاب العقل و الجهل [[کتاب]] [[اصول کافی]] است که از جمله [[احادیث]] آن [[حدیث قدسی]]: «[[خداوند]] [[آفریده]] ای محبوبتر از عقل نیافریده است»<ref>{{متن حدیث|مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْک}}؛ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref> است. بالاتر اینکه عقل بال دیگر [[دین]] است؛ همانگونه که فرمودند: «در مقابل [[پیامبران]] و [[امامان]] که حجتهای بیرونی هستند، عقل [[حجت]] درونی است»<ref>{{متن حدیث|یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ{{ع}}وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ}}؛ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۶۰.</ref>، به واسطۀ آن [[خداوند]] پرستیده میشود و [[انسان]] را سزاوار رفتن به [[بهشت]] مینماید<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶.</ref>. |
| *"ترابط یا تعاند عقل و [[دین]]"، از جمله مباحثی است که هم در عالم [[اسلام]] بحث و گفتگوهای فراوانی در مورد آن صورت گرفته و هم در [[مغرب]] [[زمین]]، موضوع جدالهای فراوانی شده است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۴.</ref>.
| | ===عقل، [[رسول باطنی]]=== |
| | | *[[امام صادق]]{{ع}} در تعریفی عقل را همان [[نور]] و [[نیروی درونی]] میداند که [[خداپرستان]]، [[خدا]] را به واسطه آن میپرستند و میشناسند. بر این اساس، عقل، [[حجت]] میان [[خدا]] و [[بندگان]] و [[رجوع]] به آن در مسائل گوناگون، امری اساسی و بنیادین است که [[مکتب اسلام]] آدمیرا از گوش ندادن به ندای درونی آن به شدت برحذر میدارد. لغزشها و غفلتها در طول [[زندگی]] [[انسان]]، از دلالت عقل میکاهند لذا فعالسازی عقل [[نیازمند]] [[رسول ظاهری]] ([[الهی]]) است. از اینرو [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] میفرماید: «اگر نمیدانید از [[اهل ذکر]] بپرسید»<ref>{{متن قرآن|فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}«اگر نمیدانید از اهل دانش بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} نقش [[پیامبران]] را زدودن [[غفلت]] از عقل [[آدمیان]] و استخراج گنجینههای [[پنهان]] برمیشمرد<ref>{{متن حدیث|وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱.</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۵۶۷- ۵۶۸.</ref> |
| ===[[شرافت]] عقل===
| | ===عقل در [[اندیشه]] [[اسلامی]]=== |
| *"عقل"، به معنای [[قوه]] مدرکه حقایق و مرکز تشخیص خوبی از [[بدی]]، و همچنین ابزار تحلیل مفاهیم، در نگاه [[دین]] از [[جایگاه]] و [[شرافت]] بالایی برخوردار است.
| | *در مجموعه اندیشههای [[اسلامی]]، سه نوع عقل جهت [[فهم]] حقایق [[دینی]] میتوان برشمرد: |
| *نزدیک به سیصد [[آیه]] [[قرآن]] به عقل، [[تفکر]] در [[عالم هستی]]، دوری از تقلیدهای غیر منطقی و تأکید بر [[استدلال]] و [[برهان]] پرداخته است.
| | # [[عقل نظری]] و [[معارف]] بنیادین: جنبه ای از عقل است که به [[کشف]] واقعیتها و هست و نیستها، مانند [[خداشناسی]] و [[انسانشناسی]] میپردازد. چه در اصل [[خداشناسی]] که [[امام صادق]]{{ع}} در اینباره میفرماید: «[[بندگان]] به سبب عقل، [[خداوند]] را میشناسند و میفهمند که خود [[آفریده]] هستند»<ref>{{متن حدیث|فَبِالْعَقْلِ عَرَفَ الْعِبَادُ خَالِقَهُمْ وَ أَنَّهُمْ مَخْلُوقُون}}؛ کافی، ج۱، ص۲۹.</ref> و چه در [[ثبات]] و ماندگاری [[اعتقادات]] که [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: «با خردها [[شناخت خدا]] پایدار میگردد»<ref>{{متن حدیث|بِالْعُقُولِ تُعْتَقَدُ مَعْرِفَتُه}}؛ تحف العقول، ص۶۲.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۶.</ref> |
| *[[روایات]] نیز به بیانهای مختلف به [[ارزش]] و اهمیت عقل از جنبههای مختلف پرداختهاند که [[بهترین]] نمونه آن، کتاب العقل و الجهل کتاب [[اصول کافی]] مرحوم کلینی است که این بحث را فصل آغازین و مطلع مباحث کتاب خود قرار داده و به تفصیل [[روایات]] مربوط به عقل و [[جهل]] را با سندهای صحیح و معتبر جمعآوری کرده است. از جمله [[احادیث]] آن، اینکه [[خداوند]] در [[حدیث قدسی]] میفرماید: "آفریدهای محبوبتر از عقل نیافریده است"<ref>کلینی، کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>. نیز در [[حدیث]] دیگری آمده است: "که [[حیا]] و [[دین]] موظف شدند همواره با عقل ملازم باشند و از آن جدا نشوند"<ref>کلینی، کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>.
| | # [[عقل عملی]] و [[حسن و قبح]] [[اخلاقی]]: وظیفۀ "[[عقل عملی]]"، [[شناخت]] بایدها و نبایدها، مانند تشخیص [[فضایل]] و [[رذایل اخلاقی]] و عمل به [[دستورهای الهی]] است. [[امام صادق]]{{ع}} دربارۀ این جنبه عقل میفرماید: «عقل آن است که [[عمل]] [[نیکو]] را از عمل [[قبیح]] باز میشناسند»<ref>{{متن حدیث|عَرَفُوا بِهِ الْحَسَنَ مِنَ الْقَبِیحِ}}؛ کافی، ج۱، ص۲۹.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۶.</ref> |
| *بالاتر اینکه عقل بال دیگر [[دین]] است؛ همانگونه که فرمودند: "در مقابل [[پیامبران]] و [[امامان]] که حجتهای بیرونی هستند، عقل [[حجت]] درونی است"<ref>کلینی، کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۶۰.</ref>.
| | #عقلِ ابزاری و [[مدیریت]] [[زندگی]]: "عقل ابزاری"، وسیلهای برای سامان دادن به [[زندگی]]، مانند [[مدیریت]] سازمانی، [[برنامهریزی]] درست، تشخیص سود و زیان و پیدا کردن مسیر درست برای دستیابی به اهداف [[زندگی]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۶.</ref>. |
| *جمع میان [[روایات]] مذکور و روایاتی که به [[تبیین]] حدود و ثغور و برخی ناتواناییهای عقل پرداخته است، گویای رویکرد اعتدالی به عقل در نگاه [[مفسران]] [[وحی]] است. [[امام علی]]{{ع}} درباره محدوده تواناییهای عقل در [[شناخت]] ذات و [[صفات خدا]] میفرماید: "[[خداوند]]، خردها را به [[درک]] کامل صفات خود [[آگاه]] نساخته و در [[شناخت]] خود -در [[حد ]][[توان]] و [[ضرورت]]- بر [[عقول]] پرده نیفکنده است"<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۴۹.</ref>. در قسمت اول، [[امام]] به [[ضعف]] عقل در [[کشف]] کنه [[صفات خدا]] اشاره میکند؛ ولی در بخش دوم، [[توانایی]] عقل را یادآوری میکند که جمع میان آن دو، همان رویکرد اعتدالی است. برخلاف دو رویکرد عقلگرایی حداکثری و حداقلی در عالم [[اسلام]] که به ترتیب [[معتزله]] و [[اشاعره]] بر آنها بودند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۵.</ref>.
| | *جمع میان روایاتی که به [[تبیین]] حدود و برخی ناتواناییهای عقل پرداخته است، گویای رویکرد اعتدالی به عقل در [[نگاه]] [[مفسران]] [[وحی]] است. برخلاف دو رویکرد [[عقلگرایی]] حداکثری و حداقلی در عالم [[اسلام]] که به ترتیب [[معتزله]] و [[اشاعره]] بر آنها بودند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵.</ref>. |
| | | ===عقل در [[اندیشه]] غربی=== |
| ===عقل و [[دین]] در [[اندیشه]] [[اسلامی]]===
| | *[[عقلگرایی]] در دنیای [[غرب]]، سه [[هویت]] معنایی را پشت سر گذاشته که عبارتند از: |
| *در مجموعه اندیشههای [[اسلامی]]، سه نوع عقل را جهت [[فهم]] حقایق [[دینی]] میتوان پیگیری و رصد نمود:
| | # [[عقلگرایی]] [[فلسفی]] که در برابر اصطلاح [[تجربهگرایی]] قرار دارد؛ یعنی عقل برخلاف تجربه، میتواند نظامهای نظری و [[فلسفی]] را بنیان کند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۷.</ref>. |
| #'''عقل نظری و [[معارف]] بنیادین:''' "عقل نظری"، آن جنبه از عقل است که به [[کشف]] واقعیتها و هست و نیستها، مانند [[خداشناسی]] و [[انسانشناسی]] میپردازد. [[دینشناسی]] مبتنی بر عقل، از [[استدلال]] منطقی برخوردار است؛ چه در اصل [[خداشناسی]] که [[امام صادق]]{{ع}} دراینباره میفرماید: "[[بندگان]] به سبب عقل، [[خداوند]] خویش را میشناسند و میفهمند که خود آفریده هستند"<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۲۹.</ref>؛ و چه در [[ثبات]] و ماندگاری [[اعتقادات]]، همانگونه که [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: "با خردها [[شناخت]] [[خدا]] پایدار میگردد"<ref>حرانی، تحف العقول، ص۶۲.</ref>.
| | # [[عقلگرایی]] کلامیکه در برابر ایمانگرایی قرار دارد و گرایشی است که بر اثبات حقایق [[دینی]] به وسیلۀ [[براهین]] [[عقلی]] تأکید دارد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۷.</ref>. |
| #'''عقل عملی و [[حسن و قبح]] [[اخلاقی]]:''' [[وظیفه]] "عقل عملی"، [[شناخت]] بایدها و نبایدها، مانند تشخیص [[فضایل]] و [[رذایل اخلاقی]] و عمل به [[دستورهای الهی]] است. [[امام صادق]]{{ع}} درباره این جنبه عقل میفرماید: "عقل آن است که عمل [[نیکو]] را از عمل قبیح باز میشناسند"<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۲۹.</ref>.
| | # [[عقلگرایی]] عصر روشنگری که در برابر [[تفکر]] سنتی [[کلیسا]]، [[جمودگرایی]] و خرافهپرستی قرار میگیرد و به نحوی عقل در همۀ حوزههای [[زندگی دنیوی]] [[بشر]]، اعم از [[علم]]، [[دین و اخلاق]] و غیر آن [[مرجع]] و منبع تصمیمگیری و جهتدهی است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۷.</ref>. |
| #'''عقل ابزاری و [[مدیریت]] [[زندگی]]:''' "عقل ابزاری"، وسیلهای برای سامان دادن به [[زندگی]]، مانند [[مدیریت]] سازمانی، [[برنامهریزی]] درست، تشخیص سود و زیان و پیدا کردن مسیر درست برای دستیابی به اهداف [[زندگی]] است.
| | *در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان عقل و گزارههای [[الهی]] تعارضی به چشم نمیخورد. [[عقلگرایی]] در قرن شانزدهم و هفدهم در برابر [[تجربهگرایی]] و مدافع جدی [[دین]] بود. رویکرد [[عقلگرایی]] کلامینیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده است. اما اوج [[قدرت]] نمایی عقل و [[تقابل]] آن با [[دین]] در قرن هجدهم و نوزدهم (عصر عقل و روشنگری) است؛ که عقل در این دورۀ [[حاکمیت]] بیچون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از [[دین]] [[وحیانی]] رواج یافته و "[[دین]] طبیعی" جایگزین [[دین]] آسمانی و [[الهی]] شد و عقل در [[دین]] و همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصلالخطاب و محور شد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۸.</ref>. |
| *در این [[حوزه]] نیز، در [[روایات]] بر به کار انداختن عقل جهت [[فهم]] درست امور و [[آیندهنگری]] نسبت به سرانجام [[کارها]] تأکید زیادی شده است. [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند: شخصی نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و عرض کرد: ای [[رسول خدا]]! توصیه و سفارشی به من کن. آن [[حضرت]] سه بار پرسید: اگر سفارشی کنم، انجام میدهی؟ آن شخص در هر سه بار جواب داد: آری، ای [[رسول خدا]]! [[حضرت]] فرمود: به تو سفارش میکنم هرگاه خواستی کاری انجام دهی، درباره سرانجام آن [[تدبر]] کن؛ اگر مایه رشد و [[هدایت]] بود، انجام بده و اگر مایه [[گمراهی]] بود، از آن بپرهیز<ref>کلینی، کافی، ج۸، ص۱۵۰.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۶.</ref>
| | ===عقل در [[عصر ظهور]]=== |
| *آنچه گفته شد، غیر از اختلافنظرهایی است که کم و بیش وجود داشته است، که اوج آن در قصه اخباریان دیده میشود که امروزه نیز با اندک تغییراتی در روش، با اسم و عناوین دیگر مسیر خود را ادامه میدهند.
| | *یکی از [[نشانههای آخرالزمان]] کم شدن [[عقول]] [[مردم]] است. البته این کم شدن [[عقول]] به معنای [[جنون]] و دیوانگی نیست، یعنی [[مردم]] در ظاهر بسیار آراسته و متشخص هستند، اما اثرات عقل که همان [[پرستش]] [[خداوند]] و ترجیح [[آخرت]] است کمرنگ میشود. [[مردم]] سراسیمه به دنبال [[دنیا]] میروند و جز [[دنیاطلبی]] هیچ اندیشهای ندارند. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «فتنهای روی خواهد داد که در آن [[عقلها]] برداشته شود، تا جایی که مرد عاقلی را نمیبینید»<ref>ملاحم، ص ۲۳.</ref>. در چنین زمانی [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} به وقوع خواهد پیوست. [[حضرت]] با دست [[الهی]] خود [[عقول]] [[مردم]] را کامل خواهد نمود. یکی از خصوصیات [[زمان ظهور]] کامل شدن [[عقول]] [[مردم]] به [[برکت]] [[حضرت]] است. او دست مبارکش را بر سر [[مؤمنین]] مینهد و [[کینه]] و حسدی که از زمان [[قابیل]] در [[دل]] [[بشر]] کاشته شده است از بین خواهد رفت و [[علم]] و [[حکمت]] در میان [[مردم]] رواج مییابد<ref>ر.ک: تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۴۹۸.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «هرگاه [[حضرت قائم]]{{ع}} [[ظهور]] نماید، [[دست]] مبارکش را بر سر [[بندگان]] نهاده و بدین سبب [[عقول]] [[مردم]] جمع میشود و [[خرد]] آنان کامل میگردد»<ref>{{متن حدیث|إِذَا قَامَ قَائِمُنَا{{ع}}وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامُهُمْ}}؛ کمال الدین، ج۲، ص۶۷۵.</ref>.<ref>ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶.</ref> |
| | |
| ===عقل و [[دین]] در [[اندیشه]] غربیان===
| |
| *در فضای مفهومشناسی، عقلگرایی در دنیای [[غرب]]، با توجه به ورود آن به حوزههای مختلف، سه [[هویت]] معنایی را پشت سر گذاشته که عبارتند از: عقلگرایی [[فلسفی]]، عقلگرایی [[کلامی]] و عقلگرایی عصر روشنگری.
| |
| *عقلگرایی [[فلسفی]]، در برابر اصطلاح تجربهگرایی قرار دارد؛ یعنی عقل برخلاف تجربه، میتواند نظامهای نظری و [[فلسفی]] را بنیان کند<ref>کاپلستون، تاریخ فلسفه، از دکارت تا لایب نیتس، ج۴، ص۲۸ بعد.</ref>.
| |
| *عقلگرایی [[کلامی]] در برابر ایمانگرایی قرار دارد و گرایشی است که اثبات حقایق [[دینی]] به وسیله [[براهین]] [[عقلی]] تأکید دارد<ref>پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۹۶ - ۸۵.</ref>. کارکرد سوم آن، ویژه عصر [[خرد]] و روشنگری است که از نظر آنان، عقل در برابر [[تفکر]] سنتی [[کلیسا]]، [[جمودگرایی]] و خرافهپرستی قرار میگیرد و به نحوی عقل در همه حوزههای [[زندگی دنیوی]] [[بشر]]، اعم از [[علم]]، [[دین]] و [[اخلاق]] و غیر آن [[مرجع]] و منبع تصمیمگیری و جهتدهی است سر.
| |
| *از آنجا که تطور معنایی عقل در اروپا از دیرباز تاکنون، داستان مفصل و بغرنجی را پشت گذرانده است، تقسیم مذکور را میتوان بیان دیگر و کاملتری دانست: در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان عقل و گزارههای [[الهی]] تعارضی به چشم نمیخورد. عقلگرایی در قرن شانزدهم و هفدهم در برابر تجربهگرایی و مدافع جدی [[دین]] بود. نمونه روشن آن، عقلگرایی دکارتی است که مفهوم [[خدا]] را از مفاهیم [[فطری]] برشمرد و برخی دیگر، مانند مالبرانش و لایبنیتس با دلائل [[عقلی]] به اثبات [[خدا]] پرداختند.
| |
| *رویکرد عقلگرایی [[کلامی]] نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دورههای مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۷.</ref>.
| |
| *اما اوج قدرتنمایی عقل و به زیر کشیدن قامت [[دین]] در قرن هجدهم (که آن را عصر عقل و روشنگری مینامند) و نوزدهم شکل میگیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از [[دین]] را محکوم میکند. همچنین کانت هر چند که عقل نظری را [[ناتوان]] میانگارد، لازمه آن، [[خدمت]] به [[فهم]] گزارههای [[دینی]] نبود؛ بلکه عملاً [[پلورالیسم]] [[فکری]] و معرفتی را در این مسیر پیریزی مینماید، که لازمه هر دو [[تفکر]] تجربهگرایی و پدیدارگرایی، حذف [[دین]] از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] در دوران مدرنیته شد<ref>جهت مطالعه بیشتر دو تفکر مذکور، بنگرید به: نگارنده، مکتبهای نسبیگرایی اخلاقی، فصلهای مربوط به هیوم و کانت.</ref>؛ تا جایی که عقل در این دوره [[حاکمیت]] بیچون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از [[دین]] وحیانی رواج یافت و [[دین]] طبیعی و دئیزم جایگزین [[دین]] آسمانی و [[الهی]] شد<ref>بنگرید به: باربور، علم و دین، ص۸۰ - ۷۱.</ref>. و عقل نه تنها در [[حوزه]] [[دین]]، بلکه در همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصلالخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۸.</ref>.
| |
|
| |
|
| == پرسشهای وابسته == | | == پرسشهای وابسته == |