وهب بن کریب: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:


==مقدمه==
==مقدمه==
وهب بن کریب از اشراف قبیلة [[همدان]] و کنیه‌اش ابوالقلوص بود. وی در [[جنگ صفین]] همراه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[پرچم‌دار]] همدانی‌ها بود.
وهب بن کریب از اشراف [[قبیله همدان]] و کنیه‌اش ابوالقلوص بود. وی در [[جنگ صفین]] همراه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[پرچم‌دار همدانی‌ها]] بود.


مؤرخان [[نقل]] کرده‌اند: در یکی از روزهای [[جنگ صفین]] که جمع زیادی از همدانی‌ها به [[شهادت]] رسیدند و در همین [[نبرد]] یازده نفر از سران قبیلة [[همدان]] نیز یکی پس از دیگری [[پرچم]] [[میمنه]] (طرف راست) [[سپاه علی]]{{ع}} را برداشتند و جنگیدند تا به [[شهادت]] رسیدند، وهب بن کریب پس از [[شهادت]] یازده تن از [[فرماندهان سپاه امام]]{{ع}}، همان [[پرچم]] را به دوش گرفت و قصد پیش روی داشت که مردی از [[قوم]] [[همدان]] فریاد زد: ای [[وهب بن کریب|وهب]]! برگرد - [[خدا]] تو را [[رحمت]] کند - زیرا اشراف قومت دور این [[پرچم]] کشته شدند، حالا تو و دیگر باقی ‌ماندگان [[قوم]] [[همدان]] خود را کنار این [[پرچم]] به کشتن ندهید. پس از این ندا او و یارانش بازگشتند، در حالی که بین [[راه]] می‌گفتند: ای کاش جمعی از [[اعراب]] بودند و ما را [[سوگند]] می‌دادند، با هم به پیش می‌رفتیم و دیگر باز نمی‌گشتیم تا کشته شویم و با [[پیروز]] گردیم. در حین [[دعا]] بودند که به [[مالک اشتر]] برخورد کردند که ندا داد: اکنون به سوی من بیایید و من با شما هم [[سوگند]] می‌شویم و [[پیمان]] می‌بندیم که هرگز باز نگردیم تا [[پیروز]] شویم و یا کشته گردیم.
مؤرخان [[نقل]] کرده‌اند: در یکی از روزهای [[جنگ صفین]] که جمع زیادی از همدانی‌ها به [[شهادت]] رسیدند و در همین [[نبرد]] یازده نفر از سران قبیلة [[همدان]] نیز یکی پس از دیگری [[پرچم]] [[میمنه]] (طرف راست) [[سپاه علی]]{{ع}} را برداشتند و جنگیدند تا به [[شهادت]] رسیدند، وهب بن کریب پس از [[شهادت]] یازده تن از [[فرماندهان سپاه امام]]{{ع}}، همان [[پرچم]] را به دوش گرفت و قصد پیش روی داشت که مردی از [[قوم]] [[همدان]] فریاد زد: ای وهب! برگرد - [[خدا]] تو را [[رحمت]] کند - زیرا اشراف قومت دور این [[پرچم]] کشته شدند، حالا تو و دیگر باقی ‌ماندگان [[قوم]] [[همدان]] خود را کنار این [[پرچم]] به کشتن ندهید. پس از این ندا او و یارانش بازگشتند، در حالی که بین [[راه]] می‌گفتند: ای کاش جمعی از [[اعراب]] بودند و ما را [[سوگند]] می‌دادند، با هم به پیش می‌رفتیم و دیگر باز نمی‌گشتیم تا کشته شویم و با [[پیروز]] گردیم. در حین [[دعا]] بودند که به [[مالک اشتر]] برخورد کردند که ندا داد: اکنون به سوی من بیایید و من با شما هم [[سوگند]] می‌شویم و [[پیمان]] می‌بندیم که هرگز باز نگردیم تا [[پیروز]] شویم و یا کشته گردیم.


[[وهب بن کریب|وهب]] و همراهانش با مالک هم [[عهد]] شدند که بجنگند تا [[پیروز]] شوند و یا کشته گردند لذا از این [[عهد]] و [[پیمان]] همگی به [[فرماندهی]] [[مالک اشتر]] در برابر [[سپاه شام]] [[ایستادگی]] و [[مقاومت]] کردند و تا نزدیکی [[پیروزی]] در این [[نبرد]] پیش رفتند<ref>ر.ک: تاریخ طبری، ج۵، ص۲۱؛ وقعة صفین، ص۲۵۲.</ref>
وهب و همراهانش با مالک هم [[عهد]] شدند که بجنگند تا [[پیروز]] شوند و یا کشته گردند لذا از این [[عهد]] و [[پیمان]] همگی به [[فرماندهی]] [[مالک اشتر]] در برابر [[سپاه شام]] [[ایستادگی]] و [[مقاومت]] کردند و تا نزدیکی [[پیروزی]] در این [[نبرد]] پیش رفتند<ref>ر.ک: تاریخ طبری، ج۵، ص۲۱؛ وقعة صفین، ص۲۵۲.</ref>
.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۴۰۰.</ref>
.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۴۰۰.</ref>



نسخهٔ ‏۲۹ نوامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۴:۱۶

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

مقدمه

وهب بن کریب از اشراف قبیله همدان و کنیه‌اش ابوالقلوص بود. وی در جنگ صفین همراه امیرالمؤمنین(ع) پرچم‌دار همدانی‌ها بود.

مؤرخان نقل کرده‌اند: در یکی از روزهای جنگ صفین که جمع زیادی از همدانی‌ها به شهادت رسیدند و در همین نبرد یازده نفر از سران قبیلة همدان نیز یکی پس از دیگری پرچم میمنه (طرف راست) سپاه علی(ع) را برداشتند و جنگیدند تا به شهادت رسیدند، وهب بن کریب پس از شهادت یازده تن از فرماندهان سپاه امام(ع)، همان پرچم را به دوش گرفت و قصد پیش روی داشت که مردی از قوم همدان فریاد زد: ای وهب! برگرد - خدا تو را رحمت کند - زیرا اشراف قومت دور این پرچم کشته شدند، حالا تو و دیگر باقی ‌ماندگان قوم همدان خود را کنار این پرچم به کشتن ندهید. پس از این ندا او و یارانش بازگشتند، در حالی که بین راه می‌گفتند: ای کاش جمعی از اعراب بودند و ما را سوگند می‌دادند، با هم به پیش می‌رفتیم و دیگر باز نمی‌گشتیم تا کشته شویم و با پیروز گردیم. در حین دعا بودند که به مالک اشتر برخورد کردند که ندا داد: اکنون به سوی من بیایید و من با شما هم سوگند می‌شویم و پیمان می‌بندیم که هرگز باز نگردیم تا پیروز شویم و یا کشته گردیم.

وهب و همراهانش با مالک هم عهد شدند که بجنگند تا پیروز شوند و یا کشته گردند لذا از این عهد و پیمان همگی به فرماندهی مالک اشتر در برابر سپاه شام ایستادگی و مقاومت کردند و تا نزدیکی پیروزی در این نبرد پیش رفتند[۱] .[۲]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر.ک: تاریخ طبری، ج۵، ص۲۱؛ وقعة صفین، ص۲۵۲.
  2. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۴۰۰.