اول و آخر در قرآن: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{امامت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اول و آخر | عنوان مدخل = اول و آخر | مداخل مرتبط = اول و آخر در قرآن - اول و آخر در کلام اسلامی | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == اوّل در اصل به شکل «أءْول» یا «آول» بر وزن أفْعَلْ و از ریشه (أ ـ و ـ ل)<ref>مفردات، ص۱۰۰، «...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←مقدمه) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== | == مفهوم اول == | ||
اوّل در اصل به شکل «أءْول» یا «آول» بر وزن أفْعَلْ و از ریشه (أ ـ و ـ ل)<ref>مفردات، ص۱۰۰، «اول»؛ المصباح، ص۳۰، «آل».</ref> یا «أوْءَل» بر وزن أفْعَل و یا «وَوّل» بر وزن فَوْعل هر دو از ریشه (و ـ أ ـ ل)<ref>الصحاح، ج ۵، ص۱۸۳۸، «اول».</ref> دانسته شده است. برخی وزن آن را أفْعَل و هر دو «واو» آن را اصلی به حساب آوردهاند.<ref> ترتیب العین، ص۶۱، «اول».</ref> | اوّل در اصل به شکل «أءْول» یا «آول» بر وزن أفْعَلْ و از ریشه (أ ـ و ـ ل)<ref>مفردات، ص۱۰۰، «اول»؛ المصباح، ص۳۰، «آل».</ref> یا «أوْءَل» بر وزن أفْعَل و یا «وَوّل» بر وزن فَوْعل هر دو از ریشه (و ـ أ ـ ل)<ref>الصحاح، ج ۵، ص۱۸۳۸، «اول».</ref> دانسته شده است. برخی وزن آن را أفْعَل و هر دو «واو» آن را اصلی به حساب آوردهاند.<ref> ترتیب العین، ص۶۱، «اول».</ref> | ||
نسخهٔ ۳۰ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۱۵
مفهوم اول
اوّل در اصل به شکل «أءْول» یا «آول» بر وزن أفْعَلْ و از ریشه (أ ـ و ـ ل)[۱] یا «أوْءَل» بر وزن أفْعَل و یا «وَوّل» بر وزن فَوْعل هر دو از ریشه (و ـ أ ـ ل)[۲] دانسته شده است. برخی وزن آن را أفْعَل و هر دو «واو» آن را اصلی به حساب آوردهاند.[۳]
برخی اوّل را در لغت به معنای مقدّم بر چیزی، به گونهای که آن چیز بر شیء مقدّم، مترتّب باشد دانستهاند.[۴] عدهای اول را به معنای ابتدای چیزی که گاهی دوم دارد و گاه ندارد دانسته و در فرق اول با سابق گفتهاند: سابق همواره مقتضی مسبوق است؛ ولی در اوّل الزاما وجود ثانی ضروری نیست،[۵] گرچه برخی آن را به معنای ابتدای عدد که دارای ثانی است نیز دانستهاند.[۶]
اوّل از اسمهای ذات خدا [۷] بوده، با ذات حق و دیگر اسمای خداوند، عینیت و اتحاد دارد. اوّل و آخر از صفات متقابلاند و ذات حق به دلیل نامحدود بودن قابل اتصاف به آنهاست، بنابراین، بین اول و آخر بودن خدای سبحان منافاتی نیست.[۸] گفتنی است که حق از همان حیث که آخر است اوّل بوده، از همان حیث که اوّل است آخر نیز هست،[۹] زیرا خداوند واحد حقیقی است و جهات گوناگون در او نیست.[۱۰]
اهل عرفان در تقسیمی اسمای الهی را به ۴ اسم اول و آخر و ظاهر و باطن تقسیم کرده، آنها را امّهات اسما دانسته و اسم جامع آنها را «اللّه» و «رحمن» به حساب آوردهاند. آنان معتقدند هر اسمی که مظهر آن ازلی و ابدی است، ازلیّت آن از اسم اوّل و ابدیّت آن از اسم آخر است و نیز اسمای متعلق به ابداء و ایجاد در اسم اوّل داخلاند چنان که اسمای مربوط به اعاده و جزاء در اسم آخر داخلاند.[۱۱] اسم اول در دعاها [۱۲] و احادیث [۱۳] بسیاری به کار رفته است.[۱۴]
اول در قرآن
اول به عنوان یکی از اسمهای خدا تنها یک بار در قرآن به کار رفته است: ﴿هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾[۱۵] برخی ترتیب ذکر اسمای چهارگانه در آیه را به این دلیل دانستهاند که هر اسم متأخری، متضمن اسم یا اسمهای پیش از آن است، بنابراین هر سه اسم آخر و ظاهر و باطن متضمن اسم اولاند.[۱۶] در تبیین اوّل بودن خداوند دو بیان عمده وجود دارد:
۱ . اول بودن خدای سبحان به معنای ازلی بودن ذات الهی است و اینکه هیچ چیزی در وجود بر ذات او سبقت ندارد.[۱۷] قول کسانی که اول را به معنای غنی بالذات و بینیاز از غیر دانستهاند نیز به همین معنا بازمیگردد.[۱۸] ازلی بودن خداوند ازاینروست که واجب الوجود است و لازمه وجوب وجود آن است که به هیچ وجه فرض عدم بر آن صحیح نبوده، در وجود خود هیچگونه نیازی به غیر نداشته باشد.
استعمال اول به معنای ازلی در لغت نیز کاربرد دارد [۱۹] و در روایات بسیاری اول بودن خدا به ازلی بودن ذات او تفسیر شده است.[۲۰] جمهور متکلمان که قائل به حدوث زمانی غیر خدا هستند، اوّل و ازلی بودن خداوند را به معنای قدیم بودن خدا و مسبوق نبودن ذات حق به عدم، از نظر زمانی میدانند؛[۲۱] ولی باید توجه داشت که اولیت و ازلیت ذات الهی زمانی نیست؛ زیرا او حتی نسبت به خود زمان نیز اول بوده، بر زمان احاطه دارد و خود ذات منزّه از زمان است.[۲۲]
در تبیین اول بودن خدا میتوان گفت همانگونه که در آیه ﴿لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾[۲۳] آمده، قدرت الهی، هر چیزی را دربرمیگیرد، به همین دلیل خداوند با قدرتش بر هر چیزی از هر جهتی احاطه دارد، بنابراین هر چیزی را که اول فرض کنیم ذات حق پیش از آن است، پس در حقیقت ذات الهی اول است؛ نه آن چیز مفروض، ازاینرو اول مطلق فقط خداست و هر چه جز او اوّل باشد، اوّل نسبی و اضافی خواهد بود، چنان که این معنا از حصر موجود در آیه ﴿هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾[۲۴] استفاده میشود. از این بیان روشن میشود که اول ازفروع اسم محیط و اسم محیط فرع بر اطلاق قدرت الهی است. البته میتوان اول را فرع بر احاطه وجودی خدا دانست؛ زیرا ذات حق پیش از ثبوت هر چیزی ثابت است؛ همچنین اسم اول به نوعی بر علم الهی نیز متفرّع است و پایان آیه که بیانگر علم الهی به هر چیزی است، مناسب این تفرّع است.[۲۵]
۲. اول بودن خداوند بدین معناست که ذات الهی اول همه موجودات [۲۶] و مبدأ المبادی است و وجود هر چیزی از او صادر شده است،[۲۷] به این معنا که اگر سلسله موجودات را که به صورت علل و معلولات مرتب شدهاند در نظر بگیریم، ذات حق نسبت به آنها اول است و همه موجودات دیگر وجودشان را از او گرفتهاند.[۲۸] برخی اول را یا به معنای یاد شده یا به این معنا دانستهاند که خدا در مقام احدیّتش به گونهای است که چیزی با او نیست.[۲۹] به اعتقاد برخی اول و آخر و ظاهر و باطن مجموعا این معنا را افاده میکنند که همه امور به دست خدا بوده، تمامیت هر چیزی به اوست.[۳۰] در توضیح اول بودن خداوند، اقوال دیگری نیز ذکر شده که غالب آنها هیچگونه دلیل و شاهدی ندارد[۳۱].[۳۲]
منابع
پانویس
- ↑ مفردات، ص۱۰۰، «اول»؛ المصباح، ص۳۰، «آل».
- ↑ الصحاح، ج ۵، ص۱۸۳۸، «اول».
- ↑ ترتیب العین، ص۶۱، «اول».
- ↑ مفردات، ص۱۰۰، «اول».
- ↑ الفروق اللغویه، ص۲۷۰؛ مجمع البحرین، ج ۱، ص۱۳۱، «اول».
- ↑ المصباح، ص۲۹، «آل».
- ↑ شرح فصوص الحکم، ص۴۵.
- ↑ نمونه، ج ۲۳، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰.
- ↑ شرح فصوص الحکم، ص۴۷۷؛ رحمة من الرحمن، ج ۴، ص۲۷۵.
- ↑ شرح فصوص الحکم، ص۴۷۷.
- ↑ شرح فصوص الحکم، ص۴۵.
- ↑ الصحیفة السجادیه، ص۲۲؛ کنزالعمال، ج ۲، ص۶۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۶۴۰.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه ۱۶۳؛ الکافی، ج ۱، ص۱۱۵؛ التوحید، ص۳۱۳.
- ↑ رمضانی و جمالی، مقاله «اول»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۵، ص ۶۳-۶۴.
- ↑ «او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.
- ↑ رحمة من الرحمن، ج ۴، ص۲۷۰.
- ↑ کشف الاسرار، ج ۹، ص۴۷۶؛ مجمعالبیان، ج ۹، ص۳۴۶؛ روحالبیان، ج ۹، ص۳۴۹.
- ↑ موسوعة له الاسماء الحسنی، ج ۱، ص۳۶۳.
- ↑ مقاییس اللغه، ج ۱، ص۱۵۸.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه ۱۰۱؛ التوحید، ص۱۹۷، ۳۱۳؛ الکافی، ج ۱، ص۱۶۷ ـ ۱۶۸.
- ↑ مجمع البیان، ج ۹، ص۳۴۶؛ التحریر والتنویر، ج ۲۷، ص۳۶۰.
- ↑ روحالمعانی، مج ۱۴، ج ۲۷، ص۲۵۴؛ روحالبیان، ج ۹، ص۳۴۶؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۵۲.
- ↑ «فرمانفرمایی آسمانها و زمین از آن اوست، زنده میگرداند و میمیراند و او بر هر کاری تواناست» سوره حدید، آیه ۲.
- ↑ «او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.
- ↑ المیزان، ج ۱۹، ص۱۵۱ ـ ۱۵۲؛ البصائر، ج ۴۴، ص۸۰ ـ ۸۱؛ نگرش وحی بر خداشناسی، ج ۲، ص۱۴.
- ↑ الاسماء الحسنی، ص۱۹۵؛ اسماء اللّه الحسنی، ص۱۸۹.
- ↑ تفسیر صدرالمتألهین، ج ۶، ص۴۹؛ شرح الاسماء، ص۴؛ شرح اسماء الحسنی، ص۱۲۹.
- ↑ شرح اسماء الحسنی، ص۱۲۹.
- ↑ شرح فصوص الحکم، ص۳۹۰.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۹، ص۳۴۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۴۸؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۶، ص۱۵۴.
- ↑ شرح اسماء اللّه الحسنی، ص۳۲۵ ـ ۳۲۸.
- ↑ رمضانی و جمالی، مقاله «اول»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۵، ص ۶۴-۶۶.