الهیات
مقدمه
اموری که ذهناً و خارجاً (یعنی مفهوماً و مصداقاً) بینیاز و غیرمشروط به ماده هستند، آنها را الهیات مینامیم[۱].
الهیّات بالمعنی الاخص در اصطلاح حکمای اسلامی مسائل مربوط به خداوند از قبیل اثبات وجود خدا، وحدت وی، صفات ثبوتیه و سلبیّه او، عموم و شمول قدرت و مشیّتش، جبر و تفویض، خیر و شر، صدور کثیر از واحد، عوالم کلّی وجود و برخی مباحث و مسائل دیگر الهیّات بالمعنی الاخص نامیده میشود[۲][۳]
الهیات تاریخی
الهیات تاریخی، شاخهای از الهیات است که در آن، اوضاع تاریخی که اندیشهها در آن مطرح شده، یا تقریر خاصی یافتهاند بررسی میشوند. همچنین در الهیات تاریخی تاریخ قوم خدا در کتاب مقدس و تاریخ کلیسا از زمان مسیح به بعد مطالعه و مسائلی نظیر پیدایش و رشد و انتشار دین راستین و اعتقادات و تشکیلات و روشهای آن بررسی میشود[۴].
در این شاخه از الهیات فرد به دنبال آن است که ارتباط میان متن و الهیات را آشکار کند؛ مثلاً ثابت کند که آموزه آمرزش به خاطر ایمان، در دوره متأخرِ رنسانس اهمیت اساسی داشته است. همچنین نشان میدهد که مثلاً مفهوم نجات، آنگونه که در الهیات رهاییبخش آمریکا دیده میشود، پیوند نزدیکی با اوضاع اجتماعی- اقتصادی این منطقه دارد. مسیحیت غالباً و بهطور ناخودآگاه اندیشهها و ارزشهایی را از پسزمینههای فرهنگی خودش جذب میکند؛ به عبارت دیگر، اندیشههای خاصی که غالباً اندیشههای مسیحی دانسته میشوند، در نهایت اندیشههایی وارداتی هستند، که از فضایی سکولار به آن وارد شدهاند و مطالعه تاریخ الهیات مسیحی ابزاری نیرومند در اختیار ما میگذارد که با آن بتوان دیدگاههای ایستا درباره الهیات را اصلاح کرد. همچنین این مطالعات به ما مجال میدهد تا بدانیم که:
- بعضی اندیشهها در اوضاع بسیار ویژهای مطرح شدهاند و ممکن است در آنها اشتباهاتی رخ داده باشد؛
- تحولات درباره الهیات قطعی و برگشتناپذیر نیست و میتوان اشتباهات گذشته را اصلاح کرد[۵].
در الهیات تاریخی در واقع به بررسی تاریخ کلیسا برای درک وضعیت موجود و نیازهایش پرداخته[۶] در این الهیات چگونگی دریافت مسیحیان از دین خود در طول تاریخ بررسی میشود و مطالعات آن مسائلی مانند موارد زیر را دربر دارد: تعالیم پاپها، شوراهای جهانی، جدلهای عقیدتی در کلیسا، نقش فردی دانشمندان الهی و عارفان، نهضتهای گوناگونی که برای نوسازی دین کوشیده و پس از آن رشد یافته، یا در ایمان مسیحی تجدیدنظر کردهاند و تعالیم پاتریکها، اسقفها و شوراهای محلی. یکی از اهداف کاربرد الهیات تاریخی شناخت دقیق چیزهایی است که کلیساهای مسیحی آنها را رسماً پذیرفته، اعلام کرده، یا مردود دانسته است؛ بنابراین، بررسی تعالیم پیشین به کمک فضای تاریخی آنها بسیار اهمیت دارد. طبق الهیات تاریخی، تعالیم پاپها، اسقفها، شوراها و دانشمندان الهی اهمیت و اعتبار معنوی یکسانی ندارند؛ بنابراین، مورخ باید برای فهم شرایط زمانی ویژهای که آن تعالیم در آن پدید آمده است، بکوشد و همچنین بفهمد که هدف از بیان آنها چه بوده است و افراد تهیهکننده آن تعالیم چگونه به آنها نگریسته و الفاظ و مفاهیم را چگونه به کار بردهاند. همچنین باید سایر عناصر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نژادی و شخصی را که در این تعالیم ویژه کلیسا مؤثر بوده است، بشناسد.
الهیات تاریخی بر این اصل عقیدتی استوار است که روح خدا در طول زمان، پیوسته امت مسیحی را ارشاد میکند، ولی نباید معتقد بود که همه آنچه مسیحیان گفته و کردهاند، نتیجه و محصولِ عملکرد روح القدس بوده است. خطاکاری نقش مهمی در تاریخ مسیحیت دارد و به اشکال مختلفی مانند: کینهتوزی، نادانی، تکبر و دشمنی بروز کرده است. بنابراین، در الهیات تاریخی تلاش میشود تاریخ هدایت خدا در کنار خطاهای بشر در دورانهای مختلف کلیسا و در فرهنگهای گوناگون و شرایط مختلف بررسی و ثبت شود[۷].[۸]
منابع
پانویس
- ↑ مجموعه آثار، ج۵، ص۴۷۲.
- ↑ مجموعه آثار، ج۵، ص۴۶۷.
- ↑ زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۱۲۶.
- ↑ تیسن، هنری، الهیات مسیحی، ترجمه طاطاوس میکائلیان، ص۲۰.
- ↑ مک گراث، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ج۱، ص۲۷۹-۲۸۱.
- ↑ مک گراث، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ج۱، ص۲۷۳، به نقل از: شرحی کوتاه درباره مطالعات الهیات، نوشته شلایر ماخر.
- ↑ میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، ص۱۲۱-۱۲۲؛ همچنین برای مطالعه بیشتر ر.ک: الهیات جدید (مجموعه مقالات)، نوشته و ترجمه شهرام پازوکی و دیگران، مقاله الهیات تاریخی، آلن گالووی، ترجمه مراد فرهادپور، ص۱۷۱-۲۲۰.
- ↑ میرزائی، رضا، مقاله «الهیات تاریخی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۲۰۸.