طالوت

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۵ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۴۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

طالوت، امام و فرماندهی که از سوی خدا تعیین شد، تا گروهی از بنی‌اسرائیل را امامت و در نبرد با دشمنشان جالوت، رهبری کند. افراد تحت فرماندهی او به جبهه رفتند و پس از امتحان‌هایی که به تصفیه نیروها انجامید و عده اندکی با ایمان و ثابت‌قدم ماندند جالوتیان را شکست دادند. داستان آنان در قرآن[۱] آمده است.

طالوت هم‌زمان با حضرت داوود بود، در علوم مختلف آگاهی داشت، تنومند و رشید و شجاع و خوش‌سیما بود و خداوند در قرآن قدرت جسمی و علمی او را بیان کرده است: ﴿وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ[۲][۳].

طالوت کیست؟

طالوت مردی بلند قامت و تنومند و خوش اندام بود اعصابی محکم و نیرومند داشت و از نظر قوای روحی نیز بسیار زیرک و دانشمند و با تدبیر بود، و بعضی علت انتخاب نام «طالوت» را برای وی همان طول قامت او می‌دانند، ولی با این همه شهرتی نداشت و با پدرش در یکی از دهکده‌ها در ساحل رودخانه‌ای می‌زیست و چهارپایان پدر را به چرا می‌برد، و کشاورزی می‌کرد. روزی بعضی از چهارپایان او، در بیابان گم شدند، طالوت به اتفاق یکی از دوستان خود به جستجوی آنها در اطراف رودخانه به گردش در آمد، این وضع تا چند روز ادامه یافت تا اینکه به نزدیک شهر «صوف» رسیدند. دوست وی گفت ما اکنون به سرزمین «صوف» شهر «اشموئیل» پیامبر رسیده‌ایم، بیا انزد وی رویم شاید در پرتو وحی و فروغ رأی او به گمشده خویش راه یابیم، هنگامی که وارد شهر شدند، با «اشموئیل» برخورد کردند. همین که چشمان اشموئیل و طالوت به یکدیگر افتاد میان دل‌های آنان آشنایی برقرار شد، اشموئیل از همان لحظه طالوت را شناخت و دانست که این جوان همان است که از طرف خداوند برای فرماندهی جمعیت تعیین شده هنگامی که طالوت سرگذشت خود را برای اشموئیل شرح داد او گفت: اما چهارپایان، هم اکنون در راه دهکده رو به باغستان پدرت روانه هستند و از ناحیه آنها نگران مباش، ولی من تو را برای کاری بسیار بزرگ‌تر از آن دعوت می‌کنم، خداوند تو را مأمور نجات بنی‌اسرائیل ساخته است.

طالوت نخست از این پیشنهاد تعجب کرد و سپس با خوشوقتی آن را پذیرفت، اشموئیل به قوم خود گفت: خداوند طالوت را به فرماندهی شما برگزیده، و لازم است همگی از وی پیروی نمایید، بنابراین خود را برای جهاد در برابر دشمن آماده‌سازید. بنی‌اسرائیل که برای فرمانده و رئیس لشکر امتیازاتی از نظر نسب و ثروت لازم می‌دانستند و هیچ کدام را در طالوت نمی‌دیدند، در برابر این انتصاب سخت به حیرت افتادند؛ زیرا به عقیدۀ آنها وی نه از خاندان «لاوی» بود که سابقه نبوّت داشتند، و نه از خاندان «یوسف» و «یهودا» که دارای سابقه حکومت بودند، بلکه از خاندان «بنیامین» گمنام بود، و از نظر مالی نیز تهی دست بود؛ لذا به عنوان اعتراض گفتند او چگونه می‌تواند بر ما حکومت کند، و ما از او سزاوارتریم؟!. اشموئیل که آنان را سخت در اشتباه می‌دید گفت خداوند، او را بر شما امیر قرار داده و شایستگی فرمانده و رهبر به نیروی جسمی و قدرت روحی است که هر دو به اندازه کافی در طالوت هست، و از این نظر بر شما برتری دارد. ولی آنها نشانه‌ای که دلیل بر این انتخاب از ناحیه خدا باشد مطالبه کردند!

اشموئیل گفت نشانة آن این است که، تابوت (صندوق عهد) که از یادگارهای مهم انبیاء بنی‌اسرائیل است و مایۀ دلگرمی و اطمینان شما در جنگ‌ها بوده در حالی که جمعی از فرشتگان آن را حمل می‌نمایند به سوی شما باز می‌گردد، و چیزی نگذشت که صندوق عهد بر آنها ظاهر شد، آنها با دیدن این نشانه فرماندهی طالوت را پذیرفتند.[۴]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. سوره بقره، آیه ۲۴۶-۲۵۱.
  2. و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی نداده‌اند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۷.
  3. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۹۷.
  4. مکارم شیرازی، ناصر، قصه‌های قرآن ص ۳۵۱.