نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Wasity(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۲۲:۱۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۲۲:۱۶ توسط Wasity(بحث | مشارکتها)
"اعاده معدوم" یعنی اینکه شیء موجود، معدوم گردد و سپس عین همان شیء، نه مثل آن، اعاده و مجدداً موجود شود که بین آن شیء در دو زمان، عدم فاصله شده باشد. اعادۀ معدوم اگر به معنی موجود شدن "مثل" آن باشد نه "شخص" آن و در واقع دو چیز باشند؛ این نگرش بدون اشکال و امری است ممکن. آنچه محال بودنش از بدیهیات است؛ اعادۀ "عین" معدوم است، نه اعادۀ "مماثل" و "مشابه" آن[۱].
بحث اعادۀ معدوم را اولین بار متکلمین مطرح کردهاند. مسئلۀ معاد انگیزۀ پیدایش این بحث شده است؛ زیرا بعضی از متکلمین به وجود روح قائل نبودهاند. اینان معتقد بودند انسان با وقوع مرگ، واقعاً "نیست" میشود و معنای معاد این است که شیءِ نیست و فانیشده به معنای فلسفی، بار دیگر "هست" میشود. پس، ماهیتِ "معاد" اعادۀ معدوم است؛ لذا اصلاً معاد را به عنوان اعادۀ معدوم تصور کردهاند. افرادی دیگر از متکلمین هم که منکر وجود روح نبودند، به مسئلۀ روحمعتقد بودهاند؛ در طرح بحث معاد جسمانی بر این باور بودند که روح باقی است؛ اما معاد تنها روحانی نیست، بلکه جسمانی هم هست و از منظر جسمانی بودن معاد، معتقد بودند معاد، اعادۀ جسمهای "نیستشده" است. در حقیقت هر دو اعاده شدن در مورد امری است که "نیست شده" است[۲].
حکما قائلند اعادۀ معدوم بعینه محال است و ممکن نیست آنچه نابود گشته است، با همه ویژگیهای وجودیاش ـ از جمله زمانی که در آن جای داشته است ـ به وجود باز گردانید و برای اثبات مدعای خویش دلایلی آوردهاند؛ از جمله اینکه اگر معدوم با همۀ ویژگیهای خود دوباره به وجود آید، آنچه به وجود آمده است، عین معدوم خواهد بود و لازم میآید میان شیء و خود آن شیء، عدم فاصله گردد و این محال است[۳].
قائلین به امتناع اعادۀ معدوم ادلۀ ذیل را ذکر کرده اند:
اعادۀ معدوم ممکن نیست و آنچه اعاده میگردد مثل آن خواهد بود، نه عین آن؛
عرفا از این موضوع با عنوان "عدم تکرار در تجلی" یاد کرده و معتقدند هر دَم، تجلی و فیضی نو از خدا میرسد و هیچ گاه فیضحق تکرار نمیشود؛ چنانکه قرآن میفرماید: ﴿كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ﴾[۵].
بسیاری از متکلمان اعاۀ معدوم را محال میدانند؛ ولی بیشتر آنان به جواز رأی دادهاند و این بدان سبب است که پنداشتهاند معاد همان اعادۀ معدوم بعینه است و ناممکن دانستن آن به معنای انکارمعاد است[۶]. اما این نادرست است؛ زیرا انسان با مرگ نابود نمیشود؛ بلکه پای به مرحلهای دیگر میگذارد. برخی گمان کردهاند با مرگ، بدن انسان نابود میشود و معاد، آفرینشی دیگر است؛ ولی بیشتر متکلمان امامیه و حکما معتقدند اجزای بدن نابود نمیشوند و خداوند در قیامت، پارههای پراکنده را دوباره گرد هم میآورد. قرآن در برابر کسانی که معاد را بر نمیتابند و بازگشت مردگان را نمیپذیرند، میفرماید: ﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ﴾[۷]. اینکه این آیه از تعبیر "همانند شما" استفاده میکند، به دلیلآفرینش دوبارۀ بدنها در قیامت است و از این گذر به منکران معاد پاسخ میدهد؛ ولی از آن رو که روح پس از مرگبدن همچنان زنده میماند، خداوند همان انسانها را در قیامت گرد هم میآورد که در دنیا زیستهاند نه همانند آنان را. از قرآن بر میآید حقیقت انسان، روح اوست و همان است که شخصیت او را میسازد و با مرگانسان، روح از بدن جدا میشود و به عالم برزخ میرود و در قیامت، خداوند متعال، بار دیگر، انسان را زنده میکند و اجزای پراکندۀ بدن او را فراهم میآورد. بدینسان، روح همواره زنده است؛ همانگونه که در دنیا زنده است و اجزای بدن پیوسته در تغییر و تحولاند. قرآن در پاسخ به کسانی که متلاشی شدن بدن را دلیلانکارمعاد میدانند، میفرماید: ﴿قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ﴾[۸]. این پاسخ نشان میدهد حقیقت و شخصیت انسان، روح او است که با مرگبدن، نمیمیرد و باقی میماند[۹].
نتیجه گیری
نتیجه اینکه اعادۀ معدوم به معنای چیزی که نابود گشته و دوباره بعینه به وجود بازگردد، محال است و بسیاری از متکلمان پنداشتهاند معاد همان اعادۀ معدوم بعینه است و ناممکن دانستن آن به معنای انکارمعاد است و این درست نیست زیرا اجزای بدن با مرگ نابود نمیشوند و خداوند در قیامت، پارههای پراکنده را دوباره گرد هم میآورد و روح که زنده بود به آن ملحق میشود.