نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Wasity(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۸ مهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۷:۴۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۸ مهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۷:۴۶ توسط Wasity(بحث | مشارکتها)
دانشهای ناظر به اخلاق از یک نظر به صورت ذیل قابل تقسیماند:
اخلاق توصیفی: در این علم، اصول اخلاقی مورد قبول یک شخص یا یک گروه و مکتب، توصیف و تبیین میشود، بنابراین، گزارههای این علم همگی علمی، تاریخی و توصیفی است و به خودی خود هیچ توصیه، دستور و حکماخلاقی در بر ندارد[۱۱][۱۲]
فرا اخلاق: آنچه در این علم بررسی میشود، مسائل منطقی، معرفت شناختی و معنا شناختیای است که در مجموع، مبادی تصوری و تصدیقی علم اخلاق را فراهم میآورند؛ و معیارهای لازم را برای نقد اخلاق دستوری در اختیار مینهند[۱۳][۱۴]
اخلاق هنجاری: نتیجه تحقیق در این علم، فراهم آوردن اصول اخلاقی است که گزارههای آن توصیه، ترغیب یا نهی و منع اخلاقی را در بر دارند و از مخاطب عمل به آنها را طلب میکنند... . در اخلاق هنجاری ما از باورهای اخلاقی اشخاص یا مکتبها خبر نمیدهیم، بلکه از واقع اصول اخلاقی خبر میدهیم، خواه کسی به آنها معتقد باشد، خواه نباشد[۱۵].
اخلاق هنجاری دربردارنده دو بخش است:
از معیارهای کلی اخلاقی (issues of moral theory) سخن میگوید و اینکه خوب و بدیهای کلی چیست؟ معیار کار درست کدام است و....
از خوبی و بدی، درستی و نادرستی، اخلاقی یا غیر اخلاقی بودن افعال خاص سخن میگوید (substative moral issues)، و در آن پرسشهایی از این نوع مطرح میشود: آیا راستگویی خوب است؟ جنگ خوب است؟ سقط جنین درست است؟ و...[۱۶][۱۷]
تقسیمبندی دیگری در اخلاق هنجاری وجود دارد که در آن اخلاق هنجاری به دو بخش نظری و کاربردی تقسیم شده است.
اخلاق کاربردی اگرچه در گذشته مورد توجه قرار داشته، اما مدتی مورد بیتوجهی بوده؛ اما امروزه توجه دوبارهای نسبت به آن صورت گرفته است[۱۸].
در حوزه اخلاق کاربردی تقسیمبندی دیگری نیز صورت پذیرفته که آن را به اخلاق اجتماعی و فردی تقسیم کردهاند.
یکی از تقسیماتی که علما و دانشمنداناخلاق اسلامی در زمینه اخلاق نمودهاند، تقسیم اخلاق به نظری و عملی است. با سیری در کتب مهم اخلاقی علمای اخلاق اسلامی همچون اخلاق ناصری، طهارة الأعراق، احیاء العلوم و محجة البیضاء.. آنچه به نظر میرسد، این است که جنبه عملی اخلاق در این کتابها حاکم بر جنبه نظری آن است که در عرفاناسلامی این جنبه کاملا مشهود است.
ارسطومعتقد بود که مطالعه اخلاق اگر بر شیوه زندگی فرد تأثیر سودمندی نداشته باشد، خالی از فایده است[۱۹][۲۰]
با سیر کامل در کتب مهم اخلاقی علمای اخلاق اسلامی، چنین به نظر میرسد که جنبه فردی اخلاق حاکم بر جنبه اجتماعی آن است.
چنانچه نجمه کیخا مینویسد: محقق سبزواریمعتقد به تقدم اخلاق فردی بر اخلاق جمعی بود، به همین مسئله خاطر تأثیر اخلاق پادشاه بر اخلاق سایر مردم را گوشزد میکرد... این مسئله (تقدم اخلاق فردی بر جمعی) مسئله مفروض بسیاری از علما و اندیشمندانمسلمان در گذشته و امروزه بوده است که اصلاح جامعه را در گرو مسئله اخلاق فرد میدانند[۲۳].
اغلب مسائل اخلاقی بیان مطرح شده در معراج السعاده برای تزکیه اخلاق افراد جامعه به صورت فردی بیان شده است[۲۴].
از جهتی شاید همین نظریه درست باشد، که اگر افراد ساخته شوند، اجتماع خودبهخود ساخته خواهد شد. لکن این نکته را هم بایستی در نظر داشت که چنانچه محیط و اجتماع، اخلاقی باشد، مسلماً افراد تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.
روانشناسان معتقدند که: عوامل اجتماعی - اقتصادی از لحظه تولد بر فرد تأثیرگذار هستند و تأثیر آنها در همه ادوار زندگی او، ادامه مییابد. بعضی از این عوامل، در سالهای اولیه زندگی تأثیر بیشتری دارند و بعضی دیگر در مراحل بالاتر موثر واقع میشوند[۲۵].
عقل، زندگی اجتماعی را فقط وسیلهای برای آنکه فرد به کمال خویش دست یابد، نمیداند، بلکه آن را مقدمهای برای تکامل همه افراد میداند[۲۶][۲۷]
انسان با روحی حساس و قابل تغییر آفریده شده است؛ به همین جهت، صلاح و فساد بدون آنکه خود اشخاص متوجه باشند، از فردی به فرد دیگر سرایت میکند.
"از این روست که قرآن کریم به همان اندازه که به محبت کردن مردم به یکدیگر اهمیت میدهد، تبری جستن از برخی انسانها را نیز مهم شمرده است پس، برای حفظ یک زندگی اجتماعی مطلوب باید از برخی از اجتماعات برید"[۲۹].
↑«بیگمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونهای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند میپرستید بیزاریم، شما را انکار میکنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید» سوره ممتحنه، آیه ۴.