بحث:سید رضی
سید رضی، مؤلف نهجالبلاغه
گردآورنده سخنان و کلمات امام علی(ع) در نهجالبلاغه، محمد بن حسین بن موسی موسوی، معروف به سید رضی یا شریف رضی (۴۰۶ – ۳۵۹ق) است[۱]؛ شخصیتی ماندگار که در شاخههای گوناگون علوم اسلامی سرآمد بوده و کارنامهای درخشان از خود بر جای گذاشته است. وی که در خاندانی برجسته از علویان در بغداد متولد شد، از سوی پدر با پنج واسطه به امام موسی بن جعفر(ع) و از سوی مادر با شش واسطه به امام زین العابدین(ع) منتسب است[۲]. شواهد حکایت از آن دارد که سید رضی از حیث علمی و اخلاقی نزد دانشمندان اسلامی حتی در میان اهل سنت، شخصیتی وزین و والا بوده است؛ آنسان که ثعالبی (۴۲۹ق)، ادیب معروف معاصر وی از او چنین یاد میکند: او اینک نابغه دوران و از نجیبترین بزرگان عراق و در عین شرافت نسب و افتخار حسب، مزین به ادبی نمایان و فضلی تابان و بهرهای وافر از تمام خوبیها و نیکوییهاست. از این گذشته، او سرآمد شاعرانی است که از دودمان ابوطالب برخاستهاند[۳]. علامه امینی (نویسنده کتاب مشهور الغدیر) درباره جایگاه بلند سید رضی نزد ارباب تراجم (شخصیتنگاری) و رجال، مینویسد: در منابع تراجم و رجال به طور گسترده و متواتر از شعر و ادب سید رضی تمجید شده است؛ چنان که دیگر فضایل و کمالات شخصیتی و مفاخر او نیز مورد ستایش قرار گرفته است[۴].
حال که رشته کلام بدین جا رسید، مناسب است به داستان مشهور و پرمعنایی که ابن ابی الحدید معتزلی در عظمت شخصیت سید رضی نقل میکند، اشارهای شود. وی در مقدمه شرح نهجالبلاغه، از سید فخار موسوی حلی - دانشمند بزرگ و فقیه مشهور شیعه - نقل کند که شیخ مفید در خواب دید حضرت زهرا(س) دست امام حسن و امام حسین(ع) را گرفته، به نزد شیخ میآورد و میفرماید: این دو، پسران مناند؛ به آنها فقه بیاموز! شیخ مفید پس از بیداری در شگفت ماند که این چه خوابی بود؟ فردای آن شب که شیخ مفید طبق معمول در مسجد «براثا» - واقع در منطقه شیعهنشین بغداد - نشسته بود و تدریس میکرد، ناگهان دید بانویی با کمال وقار، در حالی که دست دو کودک خود را گرفته، وارد شد و به شیخ سلام کرد و گفت: من همسر طاهر ذوالمناقب هستم و این دو کودک فرزندان مناند. آنها را نزد و شما آوردهام تا فقه و احکام دینی را به آنها بیاموزی! شیخ مفید از آن خواب و این تعبیر در شگفت ماند و در دم گریست[۵].
کارنامه علمی و عملی سید رضی در عمر شریفش مؤیدی روشن در تأیید و تثبیت این داستان است. سید رضی در فراگرفتن علوم و فنون بسیار حریص بود. او از هر کس که اندوختهای علمی داشت، بهره میگرفت و در این خصوص میان شیعه و سنی و مسلمان و کافر تفاوت نمینهاد. وی در علوم متداول آن عصر تحصیل نمود و در بیشتر آنها نیز کتاب نوشت؛ علومی همچون صرف، نحو، قرائت، انساب، تفسیر، حدیث، کلام، فقه، اصول و عروض و قوافی (علم قافیه). سید رضی در عزت نفس، وفاداری، سخاوت، بلندنظری، رفاقت و دوستی، عشق به علم و شعر و نویسندگی در عصر خود مانند نداشت. وی نسبت به مبادی دینی و جهات شرعی سخت پایبند بود و از چاپلوسی، سخت احتراز میجست[۶]. افزون بر این، سید رضی شخصیتی ذووجوه و جامع بود و در عرصههای اجتماعی و سیاسی نیز نخبهای کارآمد به شمار میرفت. وی در سال ۳۸۰ هجری مقام نقابت و سرپرستی علویین و امارت حاج (مسئول حجاج) و نظر در مظالم (ریاست دیوان دادگستری) را که از مشاغل پدرش بود، عهدهدار شد. او نزد خلیفه الطائع (۳۸۱ - ۳۶۳ق) و القادر (۴۲۳ - ۳۸۱ق) محبوب بود و فخرالملک وزیر بهاءالدوله و دیگر اعیان دولت نیز به نظر احترام و تجلیل بسیار به وی مینگریستند. بهاءالدوله در سال ۳۸۸ هجری سید رضی را «شریف اجل» لقب داد[۷].[۸]
منابع
پانویس
- ↑ ولادت سید رضی در سال ۳۵۹ هجری و وفاتش در روز یکشنبه ششم ماه محرم سال ۴۰۶ (یا ۴۰۴) هجری بوده است. مدفنش ابتدا در محله کرخ بغداد در خانه خودش بوده، اما پس از چندی جنازه او را به کربلا انتقال دادند و در نزد پدر دفن کردند. (بنگرید به: بلاغی، تاریخ نجف اشرف و حیرة، ص۱۰۱).
- ↑ بنگرید به: ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب(ع)، ص۲۳۶؛ ثعالبی، یتیمة الدهر، ج۳، ص۱۵۵.
- ↑ ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب(ع)، ص۲۳۶.
- ↑ بنگرید به: امینی، الغدیر، ج۴، ص۱۸۱؛ دلشاد تهرانی، چشمه خورشید، ص۱۰۴ - ۹۹.
- ↑ بنگرید به ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱، ص۴۱؛ دوانی، سید رضی، مؤلف نهجالبلاغه، ص۴۲.
- ↑ بنگرید به: ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱، ص۳۷ – ۳۶.
- ↑ بنگرید به بلاغی، تاریخ نجف اشرف و حیرة، ص۱۰۰ - ۹۹.
- ↑ پوررستمی، حامد، سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه، ص ۲۰.