بحث:امکلثوم دختر پیامبر خاتم
امکلثوم دختر پیامبر (ص)
سومین دختر رسول خدا(ص) امّکلثوم است. او با همین کنیه معروف شده و هیچ یک از مورخان نام او را ذکر نکردهاند. رقیه و امّکلثوم از دختران رسول خدا(ص) با دو تن از فرزندان ابولهب به نام عتبه و عتیبه ازدواج کرده بودند، ولی پس از نکوهش ابولهب و همسرش از زبان وحی او به فرزندانش دستور داد از دختران پیامبر جدا شوند و آنها دستور پدرشان را اجرا کرده و با دختران رسول خدا(ص) متارکه نمودند.
ولی مورخان و محدثان درباره عتیبه مطلب و حادثه جالبی نقل نمودهاند که میتوان آن را به عنوان یکی از معجزات رسول خدا(ص) ذکر کرد و آن حادثه این است: با آنکه عتیبه حاضر به زندگی با امّکلثوم نگردید ولی باز هم شعله کینه و عداوتش نسبت به رسول خدا(ص) خاموش نشد و تصمیم گرفت عناد و لجاجت خویش را به طریق دیگری اعمال کند. او در حالی که برای تجارت با عدهای عازم سفر به شام بود، نزد رسول خدا(ص) رفت و خطاب به آن حضرت گفت: كفرت بدينك و فارقت ابنتط لا تحبني و لا احبك؛ «دیدی چگونه آیین تو را نپذیرفتم و دخترت را طلاق گفتم؟! من با تو دشمنم همانگونه که تو با من دشمنی». آنگاه جسارت و بیادبی را به آنجا رساند که گوشهای از لباس پیامبر را گرفت و با شدت به سوی خود کشید؛ به طوری که یقه آن حضرت پاره گردید.
رسول خدا در پاسخ این جسارت و بیادبی عتیبه، چنین فرمود: «اما إني أسأل الله أن يسلط عليك كلبة»، «من هم از خدا میخواهم سگی را بر تو مسلط کند». عتیبه پس از این جریان مکه را به سوی شام ترک نمود تا این که شبی در گوشهای از بیابان شامات، به نام «زرقا» در حالی که به استراحت پرداخته بودند، مورد حمله شیری قرار گرفت و بدن او در زیر پنجههای قوی شیر تکه تکه گردید و نفرین رسول خدا(ص) در مورد او به اجابت رسید[۱].
امکلثوم در سال نهم هجرت در مدینه بدرود حیات گفت و رسول خدا(ص) در تشییع دخترش شرکت کرد و بر پیکر او نماز خواند. در کتب تاریخ و رجال اهل سنت، نقل شده است که رسول خدا(ص) به هنگام دفن امّکلثوم فرمود: «أفيكم أحد لم يقارف الليلة»[۲] یا «من لم يقارف الليلة فليدخل»[۳].
از میان جمع حاضر که عثمان نیز جزو آنها بود، سه تن اعلام آمادگی نموده و داخل قبر شدند: امیرمؤمنان(ع)، فضل بن عباس و اسامة بن زید و بدینگونه مراسم خاکسپاری پیکر امّکلثوم بدون مشارکت همسرش عثمان انجام پذیرفت. این موضوع در منابع حدیثی اهل سنت در طی حدیثهای متعدد و با مختصر تفاوت در متن آن نقل گردیده است. در متن بعضی از این احادیث به جای «ام کلثوم»، «رقیه» آمده است و در بعضی از آنها بدون ذکر نام و ابنة لرسول الله عنوان شده است. ولی همزمان بودن فوت رقیه با جنگ بدر و دفن پیکر او قبل از مراجعت رسول خدا(ص)، صحت نظر علمای تراجم و وقوع این جریان به هنگام دفن امّکلثوم را تأیید میکند[۴].[۵]
ام کلثوم
امکلثوم سومین دختر پیامبر خاتم و حضرت خدیجه بود. امکلثوم همواره در مکه و همراه پدر بزرگوارش بود و پس از مسلمان شدن مادرش خدیجه(س) او هم مسلمان شد و رسول الله(ص) هنگامی که از زنها بیعت میگرفت، از او و خواهرش هم بیعت گرفت. پیش از بعثت رسول خدا(ص)، عتیبة بن ابیلهب پسر عموی پدرش او را نامزد و عقد کرد و چون پیامبر مبعوث شد و خداوند سوره مسد را نازل فرمود، عتیبه نیز به تحریک پدرش ابولهب و یا مادرش امجمیل، همسرش را طلاق داد[۶]. امکلثوم همراه خواهر کوچکش فاطمه(س) در سختیهای زندگی به مادرشان کمک میکردند و در کاستن درد و رنجهای پدرشان که از ناحیه مشرکان قریش میرسید، تلاش میکردند. امکلثوم در شعب ابیطالب مانند دیگر مسلمانان سختیهای این محاصره را چشید و غم و غصههای مادر بر دوشهای ظریف او نیز سنگینی میکرد. پس از اتمام محاصره شعب، او در خانه بیشترین مسئولیت را به عهده گرفت و علاوه بر پرستاری از مادر بیمارش به مراقبت از خواهر کوچکش فاطمه(س) هم پرداخت و او نیز با وجود کمی سن از رنج و آلام پدرش میکاست.
پس از رحلت مادر بزرگوارش مسئولیت امکلثوم در خانه پدر بیشتر آشکار شد. هنگامی که پیامبر اکرم(ص) به مدینه هجرت فرمود، امکلثوم هم همراه دیگر کسانی که تحت تکفل رسول الله(ص) بودند، همراه امیرالمؤمنین علی(ع) به مدینه هجرت کرد. چون خواهرش رقیه درگذشت، عثمان بن عفان با امکلثوم که هنوز دوشیزه بود، ازدواج کرد. مراسم عقد در ماه ربیع الاول سال سوم هجرت بود و در ماه جمادیالاخر همان سال به خانه عثمان برده شد و بدون اینکه فرزندی برای عثمان بیاورد، در شعبان سال نهم هجرت درگذشت و در بقیع به خاک سپرده شد[۷]. او آخرین فرزند رسول الله(ص) از خدیجه(س) بود که در زمان حیات آن حضرت درگذشت. موضوع ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله(ص) از دیرباز مورد تردید بوده است. اسماء دختر عمیس خثعمی پیکر امکلثوم را غسل داد و برای او شبه تابوتی فراهم آورد و دستور داد شاخههایتر و تازه آوردند و پیکر را پوشاندند. گفته شده پیکر امکلثوم را تنی چند از بانوان انصار که امعطیه هم میان ایشان بود، غسل دادند و ابوطلحه برای خاکسپاری او وارد گور شد. پیامبر اکرم(ص) خود بر پیکر دخترش نماز گزارد و به هنگام خاکسپاری کنار قبر او نشست و اشک میریخت. علی بن ابیطالب(ع)، فضل بن عباس و اسامة بن زید وارد گور شدند[۸].[۹]
پانویس
- ↑ ذخائر العقبی، محب الدین طبری، ص۱۶۴.
- ↑ استیعاب، ابن عبدالبر، ج۴، ص۴۸۷؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۵، ص۱۲.
- ↑ یعنی هر کس با همسرش همبستر نشده داخل قبر شود.
- ↑ تاریخ حرم ائمه بقیع، نجمی، ص۲۴۶.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۳۶.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۳۹.
- ↑ ر.ک: الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۶-۳۷؛ نهایة الارب فی فنون الادب، ج۳، ص۱۹۲-۱۹۳.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۷.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۱۷۶ ـ ۱۷۷.