نامه ۵۴ نهج البلاغه
مقدمه
طلحه و زبیر و دو صحابی نامدار پیامبر اکرم(ص)، پس از قتل عثمان با روی باز و بدون اجبار با امام(ع) بیعت کردند. اما امام در ارسال کارگزاران خود اقبالی به آنها نشان نداد و آنها را در اداراه امور حکومت داخل نکرد. این موضوع بر آنان گران آمد؛ زیرا آنها در دل سودای دنیا داشتند و به امید بهرهمندی از مواهب حکومت با امام بیعت کرده بودند. اینگونه بود که آنان بیعت و عهد و پیمان خویش را شکستند و سردمدار و فتنهای بزرگ شدند که نخستین جنگ دوره حکومت امام(ع) را رقم زد. امام(ع) آنها را به یاد بیعتشان میاندازد و بیعتشکنی آنها را مورد نکوهش قرار میدهد و آنها را از آتش جهنم انذار میدهد. تاریخ صدور نامه پیش از جنگ جمل بهسال ۳۶ ق است[۱].
این نامه در عین فشردگی به چهار نکته مهم اشاره میکند:
- در بخش اوّلِ این نامه، حضرت بر این امر تأکید دارد که من برای بیعت به سراغ مردم نرفتم و آنها با اصرار و بدون اکراه و اجبار و طمع به سراغ من آمدند و شما هم در بیعت با من هرگز مجبور نبودید.
- در بخش دوم طلحه و زبیر را مخاطب ساخته میفرماید: از دو حال خارج نیست؛ یا شما با میل و رغبت با من بیعت کردهاید، پس چرا بیعت را شکستید؟ برگردید و توبه کنید و یا بیمیل و رغبت بیعت کردهاید که در این صورت مرتکب تدلیس شدهاید؛ زیرا در ظاهر ابراز اطاعت نموده و در باطن قصد عصیان داشتهاید.
- در بخش سوم میفرماید: شما چنین میپندارید که من قاتل عثمان بودهام و این را بهانه برای نقض بیعت قرار دادهاید. بهترین راه این است که آنهایی که در این میدان بیطرف ماندهاند در میان من و شما حکومت کنند.
- در بخش چهارم میفرماید: از این راه که در پیش گرفتهاید برگردید که عذاب الهی را در پی دارد[۲].
فرازی از نامه
اما بعد، شما دانید ـ گرچه آن را کتمان کنید- که من به سراغ مردم نرفتم، بلکه آنان به سراغم آمدند و من با آنان بیعت نکردم، بلکه آنان با من بیعت کردند و شما از همانان هستید که به سراغم آمدید و بیعت کردید و توده مردم به خاطر قدرتی غاصب یا ثروتی بیحساب و بیکتاب، با من بیعت نکردند. پس اگر شما از سر صدق و صفا بیعت کردید از مخالفت بازگردید و هر چه زودتر به سوی خدا توبه کنید و اگر بیعت شما از روی کراهت بوده است پس با نفاقتان خود را محکوم کرده و برگ برنده را به دست من دادهاید. به جان خودم سوگند که شما در نادیده انگاشتن حق و زیر پا نهادن آن از دیگر مهاجران سزاوارتر نیستید، پس چگونه است که تنها شما سردمدار این توطئه شدهاید، اگر شما پیش از بیعت مخالفت میکردید آسانتر بود از اینکه پس از بیعت آن را بشکنید. شما پنداشتهاید که من عثمان را کشتهام، داور میان من و شما کسانی از اهل مدینه هستند که نه با من بودند و نه با شما. پس هر کس باید به اندازه دخالت خود پاسخگو باشد. ای دو پیرمرد، از توطئه خود دست بردارید، که اینک بزرگترین مشکل شما ننگ و بدنامی است که از آن میهراسید، در حالیکه اگر توبه نکنید آش جهنم نیز بدان افزوده شود و "عار" و "نار" با هم خواهد شد[۳].