اتمام حجت در قرآن

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۱ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۰۸:۵۷ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

سنت و مراتب اتمام حجت

خداوند برای هر آفریده‌ای، گونه‌ای از هستی را پسندیده و زمینه شکوفایی آن را در او نهاده است: ﴿قَالَ رَبُّنَا ٱلَّذِىٓ أَعْطَىٰ كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ[۱] در این میان، برای انسان نیز کمالی در نظر گرفته شده که از راه افعال اختیاری او برایش حاصل می‌شود: ﴿ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا۟ وَيَتَمَتَّعُوا۟ وَيُلْهِهِمُ ٱلْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ[۲] خداوند اراده کرده است که همگان از روی حجّت و آگاهی به راه راست یا خطا گرایند: ﴿لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٍۢ وَيَحْيَىٰ مَنْ حَىَّ عَنۢ بَيِّنَةٍۢ[۳]، بر این اساس، نیرویی را در نهاد همگان برای شناخت درست از نادرست قرار داده: ﴿وَنَفْسٍۢ وَمَا سَوَّىٰهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَىٰهَا[۴] و سرانجام پیامبران را نیز برای از میان بردن هرگونه زمینه احتجاج و بهانه‌آوری به‌سوی مردم گسیل داشته است: ﴿لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى ٱللَّهِ حُجَّةٌۢ بَعْدَ ٱلرُّسُلِ[۵]،[۶]. بنابراین، اتمام‌حجّت، از فلسفه‌های بعثت پیامبران به‌شمار می‌رود[۷]. که مفهوم «انذار» در قرآن به‌صورت یکی از نقش‌های پیامبران نیز گویای آن است.[۸]. در همین جهت، برخی، تفاوت نبی و رسول را در این دانسته‌اند که هدف بعثت رسول، اتمام‌حجّت بوده و در نتیجه، مخالفت با وی عذاب و نابودی را در پی دارد.[۹] (نساء ۱۶۵، مائده ۱۹، یونس ۴۷، اسراء ۱۵، طه ۱۳۴، قصص ۵۹) تفاوت جهت‌گیری معنایی دو واژه نبی و رسول نیز این برداشت را تأیید می‌کند، امّا موارد کاربرد نبی در قرآن با این نظر سازگار نیست. (اعراف ۹۴‌ـ‌۹۵، زخرف ۶‌ـ‌۸) به هر روی، سرپیچی و روی گردانی عمومی در برابر اتمام‌حجّت رسولان همواره نوعی عذاب فراگیر را در پی داشته که مفسّران و متکلّمان اسلامی از آن به عذاب استیصال یاد می‌کنند[۱۰]: ﴿وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ ٱلْقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبْعَثَ فِىٓ أُمِّهَا رَسُولًۭا يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَـٰتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِى ٱلْقُرَىٰٓ إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَـٰلِمُونَ[۱۱] این عذاب گاه ممکن است در فاصله‌ای چه بسا دراز مدّت پس از ابلاغ پیام رسولان رخ دهد که آن نیز خود اتمام‌حجّت دیگری تلقّی شده و بدین ترتیب، سنّت امهال و استدراج نیز نوعی اتمام‌حجّت به‌شمار می‌رود.[۱۲]. افزون بر این، عذاب خداوند به‌طور معمول با اعلام پیشین از سوی پیامبران (هود ۶۴‌ـ‌۶۵، شعراء ۱۵۶، قمر ۳۶) و چه بسا پس از برخی نشانه‌های آشکار طبیعی[۱۳]. [۱۴] رخ می‌دهد که احتمالا آن نیز به منظور کوشش آخر برای اتمام‌حجّت بوده است. با این حال، در آیه‌ ۴۷ انعام[۱۵] از امکان وقوع عذاب ناگهانی بدون اعلام زمان دقیق آن و نشانه‌های روشن عذاب یاد‌شده[۱۶]. که احتمالا درباره هیچ یک از اقوام پیشین اجرا نشده است. امکان پذیرش و سودمندی توبه حتّی در این مرحله از اتمام‌حجّت که نشانه‌های آشکار و روشنی بر وقوع عذاب رخ داده است، از داستان نجات قوم یونس استفاده می‌شود[۱۷]، گرچه در آیه‌ ۱۵۸ انعام[۱۸] از بی‌فایده بودن ایمان و توبه هنگام آشکار شدن برخی نشانه‌های الهی یاد‌شده که با توجّه به قرار گرفتن آن در کنار ذکر نزول فرشتگان مرگ و ظهور و انکشاف خداوند در روز قیامت[۱۹]. آن را باید به هنگامه تحقّق عذاب و از میان رفتن نیروی اختیار که شرط اساسی پذیرش و اعتبار ایمان است، تفسیر کرد. ماجرای عدم پذیرش توبه فرعون در واپسین لحظات غرق شدن، تأییدی بر این نظر است.[۲۰][۲۱].

منابع

پانویس

  1. «گفت: پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است» سوره طه، آیه ۵۰.
  2. «آنان را واگذار تا بخورند و بهره گیرند و آرزو سرگرمشان دارد، زودا که بدانند» سوره دهر، آیه ۳.
  3. سوره انفال، آیه ۴۲.
  4. «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد،» سوره شمس، آیه ۷-۸.
  5. «پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.
  6. المیزان، ج‌۱۹، ص‌۳۹۴‌ـ‌۳۹۵.
  7. جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۴۱، المیزان، ج‌۱۲، ص‌۲۴۱ و ج‌۱۷، ص‌۷۲ و ج‌۲۰، ص‌۱۵۶، میزان‌الحکمه، ج‌۴، ص‌۳۰۱۴.
  8. تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص‌۲۲۶.
  9. المیزان، ج‌۲، ص‌۱۴۰.
  10. مجمع‌البیان، ج‌۶‌، ص‌۶۲۳‌، المیزان، ج‌۱۶، ص‌۶۲، الفرقان، ج۱۵، ص‌۱۱۲.
  11. «و پروردگارت شهرها را نابود نمی‌کند تا آن (گاه) که در دل آنها پیامبری برانگیزد که بر مردم آیات ما را بخواند و ما نابودکننده شهرها نیستیم مگر آنکه مردم آنها ستمگر باشند» سوره قصص، آیه ۵۹.
  12. مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۵۱۰، بحارالانوار، ج‌۷۲، ص‌۷۹.
  13. الدرالمنثور، ج‌۳، ص‌۴۹۲‌ـ‌۴۹۳.
  14. ﴿فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًۭا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا۟ هَـٰذَا عَارِضٌۭ مُّمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا ٱسْتَعْجَلْتُم بِهِۦ رِيحٌۭ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌۭ «آنگاه، چون آن (عذاب) را مانند ابری سایه‌گستر دیدند که رو به درّه‌های آنان دارد گفتند: این ابری است که برای ما باران‌زاست؛ (نه)، بلکه همان است که آن را به شتاب می‌خواستید، (تند) بادی است که در آن عذابی دردناک است» سوره احقاف، آیه ۲۴.
  15. ﴿قُلْ أَرَءَيْتَكُمْ إِنْ أَتَىٰكُمْ عَذَابُ ٱللَّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلَّا ٱلْقَوْمُ ٱلظَّـٰلِمُونَ «بگو مرا آگاه کنید اگر عذاب خداوند ناگهان یا آشکارا بر (سر) شما بیاید آیا (گروهی) جز گروه ستمکاران نابود می‌گردد؟» سوره انعام، آیه ۴۷.
  16. التفسیر الکبیر، ج‌۱۲، ص‌۲۲۸.
  17. ﴿فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ ءَامَنَتْ فَنَفَعَهَآ إِيمَـٰنُهَآ إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّآ ءَامَنُوا۟ كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ ٱلْخِزْىِ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَمَتَّعْنَـٰهُمْ إِلَىٰ حِينٍۢ «پس چرا (مردم) هیچ شهری بر آن نبودند که (به هنگام) ایمان آورند تا ایمانشان آنان را سودمند افتد جز قوم یونس که چون (به هنگام) ایمان آوردند عذاب خواری را در زندگانی این جهان از آنان برداشتیم و تا روزگاری آنان را (از زندگی) بهره‌مند ساختیم» سوره یونس، آیه ۹۸.
  18. ﴿هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّآ أَن تَأْتِيَهُمُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ أَوْ يَأْتِىَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِىَ بَعْضُ ءَايَـٰتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِى بَعْضُ ءَايَـٰتِ رَبِّكَ لَا يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَـٰنُهَا لَمْ تَكُنْ ءَامَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِىٓ إِيمَـٰنِهَا خَيْرًۭا قُلِ ٱنتَظِرُوٓا۟ إِنَّا مُنتَظِرُونَ «آیا چشمداشتی جز این دارند که فرشتگان نزد آنان بیایند یا پروردگارت آید یا برخی از نشانه‌های عذاب پروردگارت آید؟ روزی که برخی نشانه‌های پروردگارت آید کسی که از پیش ایمان نیاورده یا در ایمان خویش کار نیکویی انجام نداده باشد ایمانش او را سودی نخواهد داد؛ بگو چشم به راه باشید که ما نیز چشم به راهیم» سوره انعام، آیه ۱۵۸.
  19. روح‌المعانی، مج‌۵، ج‌۸‌، ص‌۹۲.
  20. ﴿وَجَـٰوَزْنَا بِبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ٱلْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُۥ بَغْيًۭا وَعَدْوًا حَتَّىٰٓ إِذَآ أَدْرَكَهُ ٱلْغَرَقُ قَالَ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا ٱلَّذِىٓ ءَامَنَتْ بِهِۦ بَنُوٓا۟ إِسْرَٰٓءِيلَ وَأَنَا۠ مِنَ ٱلْمُسْلِمِينَ * ءَآلْـَٔـٰنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ ٱلْمُفْسِدِينَ «و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم و فرعون و سپاهش از ستم و دشمنی، سر در پی آنان نهادند تا آنگاه که آب از سرش گذشت؛ گفت: ایمان آوردم که هیچ خدایی نیست جز همان که بنی اسرائیل بدان ایمان دارند و من از گردن نهادگانمءَآلْـَٔـٰنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ ٱلْمُفْسِدِينَآیا اکنون؟ در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی؟» سوره یونس، آیه ۹۰-۹۱.
  21. معموری، علی، مقاله «اتمام حجت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ ص ۹۲.