امنیت قضایی در نهج البلاغه
مقدمه
امام علی(ع) درباره فراهم کردن امنیت قضایی در سفارشنامه مالک اشتر، چنین رهنمود داده است: و برای داوری میان مردم خود، آن را گزین که نزد تو برترین است. آنکه کارها بر او دشوار نگردد و ستیز خصمان، وی را به لجاجت نکشاند و در خطا، پایدار نبود و چون حق را شناخت، در بازگشت بدان، در نماند و نفس او به طمع ننگرد و تا رسیدن به حق، به اندک شناخت، بسنده نکند و در شبهتها، درنگش از همه بیش باشد و حجت را بیش از همه به کار برد و از آمد و شد صاحبان دعوی، کمتر به ستوه آید و در آشکار گشتن کارها، شکیباتر بود و چون حکم روشن باشد، در داوری، قاطعتر. آن کس که ستایش فراوان وی را به خودبینی نکشاند و خوشامدگویی او را برنینگیزاند، و اینان، اندکاند. پس داوری چنین کس را فراوان تیمار دار و در بخشش بدو، گشادهدستی به کار آر، چندان که نیاز وی به مردمان، کم افتد و رتبت او را نزد خود، چندان بالا بر که از نزدیکانت کسی درباره وی، طمع نکند و از گزند مردمان نزد تو ایمن ماند. در این باره، نیک بنگر که این دین، در دست بدکاران گرفتار بود که در آن، از روی هوس میراندند و به نام دین، دنیا را میخوردند[۱].[۲]
منابع
پانویس
- ↑ «ثُمَّ اخْتَرْ لِلْحُكْمِ بَيْنَ النَّاسِ أَفْضَلَ رَعِيَّتِكَ فِي نَفْسِكَ، مِمَّنْ لَا تَضِيقُ بِهِ الْأُمُورُ، وَ لَا تُمَحِّكُهُ الْخُصُومُ، وَ لَا يَتَمَادَى فِي الزَّلَّةِ، وَ لَا يَحْصَرُ مِنَ الْفَيْءِ إِلَى الْحَقِّ إِذَا عَرَفَهُ، وَ لَا تُشْرِفُ نَفْسُهُ عَلَى طَمَعٍ، وَ لَا يَكْتَفِي بِأَدْنَى فَهْمٍ دُونَ أَقْصَاهُ؛ وَ أَوْقَفَهُمْ فِي الشُّبُهَاتِ، وَ آخَذَهُمْ بِالْحُجَجِ، وَ أَقَلَّهُمْ تَبَرُّماً بِمُرَاجَعَةِ الْخَصْمِ، وَ أَصْبَرَهُمْ عَلَى تَكَشُّفِ الْأُمُورِ، وَ أَصْرَمَهُمْ عِنْدَ اتِّضَاحِ الْحُكْمِ، مِمَّنْ لَا يَزْدَهِيهِ إِطْرَاءٌ، وَ لَا يَسْتَمِيلُهُ إِغْرَاءٌ، وَ أُولَئِكَ قَلِيلٌ ثُمَّ أَكْثِرْ تَعَاهُدَ قَضَائِهِ، وَ افْسَحْ لَهُ فِي الْبَذْلِ مَا يُزِيلُ عِلَّتَهُ، وَ تَقِلُّ مَعَهُ حَاجَتُهُ إِلَى النَّاسِ. وَ أَعْطِهِ مِنَ الْمَنْزِلَةِ لَدَيْكَ مَا لَا يَطْمَعُ فِيهِ غَيْرُهُ مِنْ خَاصَّتِكَ، لِيَأْمَنَ بِذَلِكَ اغْتِيَالَ الرِّجَالِ لَهُ عِنْدَكَ. فَانْظُرْ فِي ذَلِكَ نَظَراً بَلِيغاً، فَإِنَّ هَذَا الدِّينَ قَدْ كَانَ أَسِيراً فِي أَيْدِي الْأَشْرَارِ، يُعْمَلُ فِيهِ بِالْهَوَى، وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْيَا»؛ نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ دلشاد تهرانی، مصطفی، حکومت و مدیریت در نهج البلاغه ص ۸۲.