مقدمه

قبیله بنی شیبه از تیره قریش و از زیر مجموعه‌های بنی‌عبدالدار است. منصب کلیدداری کعبه قبل از اسلام برعهده قصی بن کلاب از اجداد پیامبر(ص) بود و بعد از وی به فرزندش عبدالدار بن قصی رسید و بعد از آن هم در فرزندان عبدالدار تا عصر حاضر ادامه پیدا کرد.

بر پایه گزارش‌های تاریخی بعد از فتح مکه پیامبر(ص) کلید کعبه را از عثمان بن طلحه گرفت و داخل خانه خدا شد و درون کعبه را از مظاهر شرک و بت‌پرستی پاک کرد، و بعد از نزول آیه ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا[۱] که مضمون آن فرمان خداوند به بازگرداندن امانت‌ها به صاحبانشان است، کلید کعبه را به عثمان بن طلحه و شیبة بن عثمان داد، برهمین اساس بنی شیبه اعتقاد دارند که آنها تا قیامت کلیددار کعبه هستند و از همین‌رو جایگاه معنوی بالایی برای خود قائل هستند و در طول تاریخ، موقعیت اجتماعی و دینی بالا و نیز ثروت فراوان کسب کرده‌اند.

بنابر گزارش‌های تاریخی، شیبیان دست‌اندازی فراوانی بر اموال کعبه می‌کردند، حتی برخی از امامان در مقابل این‌کار واکنش نشان می‌دادند که از طرف آنان متهم به‌گمراهی و بدعت‌گذاری می‌شدند[۲].

نسب

بنی شیبه فرزندان شیبة بن عثمان اوقص بن عبدالله (ابی‌طلحه)[۳] از زیرمجموعه‌های بنی‌عبدالدار، از تیره‌های قریش، بودند[۴].

آنها را به سبب انتساب به پدرشان شیبه، شَیِِِبی[۵] و جد اعلایشان عبدالدار، عبدری [۶] و به سبب منصب حجابت (پرده‌داری)، حَجَبی[۷] می‌گویند.

بنی شیبه در جد چهارمشان قصی بن کلاب، با پیامبر(ص) و در عبدالعزی با حضرت خدیجه(س) نسب مشترک دارند[۸].

بنی شیبه در همسایگی کعبه می‌زیستند. ازاین‌رو، یکی از باب‌های مسجدالحرام به نام بنی شیبه شهرت یافت. این نشانگر جایگاه معنوی و اجتماعی آنها از دوران پیش از اسلام است[۹].[۱۰]

بنی شیبه بعد از اسلام

به موجب گزارشی، پس از ظهور اسلام، شیبه و فرزندانش همانند بسیاری از تیره‌های قریش در برابر پیامبر و مسلمانان ایستادند. آنها که از دوران جاهلیت منصب لواء و پرچم‌داری قریش را در اختیار داشتند، با حمل پرچم مشرکان نقشی مهم را در نبرد‌های بدر و احد عهده‌دار بودند؛ چنان‌که پرچم مسلمانان در بدر را نیز مصعب بن عمیر از بنی‌عبدالدار بر دوش کشید[۱۱].

شیبه با مسلمانان سخت‌گیر بود[۱۲] و تا فتح مکه مسلمان نشد[۱۳]. او در همان سال همراه دیگر تازه مسلمانان قریش در غزوه حنین شرکت کرد[۱۴]. از نقش شیبه و فرزندانش در دوران مدنی پیامبر و همراهی آنها با قریش در نبردهای این دوره گزارشی در دست نیست. اما برپایه گزارش‌هایی، پدر و برخی از برادرانش در اُحد کشته شدند[۱۵].[۱۶]

دوران خلفای چهارگانه

بنی شیبه پس از رسیدن به مقام کلیدداری کعبه بیشتر مورد تکریم خلفا بودند. برپایه گزارشی، شیبه در دوران خلافت عمر بن خطاب به وی که می‌خواست اشیای گران‌بهای کعبه را تقسیم کند، سفارش کرد تا با عمل به سیره پیامبر(ص) و ابوبکر از این اقدام سر باز زند و عمر این سفارش را پذیرفت[۱۷].

در دوران خلافت عثمان، به پرده‌داری شیبه تصریح نشده است؛ در گسترش مسجدالحرام در دوران خلافت عثمان کسانی که نزدیک مسجدالحرام خانه داشتند و گویا بنی شیبه هم در میانشان بودند، درباره خرید خانه‌ها به خلیفه اعتراض کردند که به زندانی شدنشان انجامید و سرانجام ماجرا با میانجیگری عبدالله بن خالد بن اسید پایان یافت[۱۸].

شیبة بن عثمان در روزگار علی(ع) مدتی کوتاه از سوی بسر بن ارطاة که از سوی معاویه برای سرکوب شیعیان مکه و مدینه[۱۹] مأمور شده بود، پس از گریختن قثم بن عباس، کارگزار امام علی(ع)، امیر مکه شد[۲۰].

برخی نیز گویند که خود مردم مکه او را به‌عنوان امیر برگزیدند[۲۱]. همچنین به سال ۳۹ق. هنگام ستیز قثم با یزید بن شجره رهاوی، فرستاده معاویه، درباره سالاری حج، مردم بر شیبة بن عثمان توافق کردند[۲۲].[۲۳]

بنی شیبه در دوران اموی

از روابط بنی شیبه با امویان آگاهی‌های‌ اندکی در دست است. هنگامی که معاویه به سال ۴۴ق. دارالندوه را از فردی عبدری خرید و حق شفعه شیبه را مراعات نکرد، شیبه سوگند یاد کرد که هرگز با معاویه سخن نگوید و در سفر بعد معاویه به مکه، از باز کردن در کعبه برایش خودداری کند و مسؤولیت این‌کار را به نوه خردسالش شیبة بن جبیر بسپارد[۲۴].

بر پایه گزارش‌های مشهورتر، شیبة بن عثمان در سال ۴۲ق. پس از درگذشت عثمان بن طلحه که عقیم بود[۲۵]، کلیدداری را بر عهده گرفت[۲۶] و تا حکومت یزید به سال ۶۱ق. عهده‌دار این منصب بود[۲۷]. در حقیقت از این هنگام به بعد با رسیدن جبیر بن شیبه به این مقام، بنی شیبه به منصب پرده‌داری و کلیدداری دست یافتند؛ در برابر، برخی عقیم بودن عثمان را انکار و برای وی فرزندی به نام عبدالله یاد کرده‌اند که وی و فرزندانش پرده‌دار کعبه بودند[۲۸].

بنی شیبه معمولاً مورد تکریم خلفا بودند. از روابط آنها با خلفای اموی گزارشی در دست نیست؛ جز آنکه شیبه هنگام عطرآگین نمودن دیوارهای کعبه در روزگار معاویه شرکت داشت[۲۹]. نیز در دوره یزید بن معاویه، یکی از نوادگان ابی‌طلحه به نام یزید بن مسافع بن طلحه در قیام حره در مدینه به دست نیروهای شامی کشته شد[۳۰].[۳۱]

بنی شیبه و زبیریان

گزارش‌های گوناگون حاکی از همکاری نزدیک میان بنی شیبه و زبیریان در دولت ده ساله ابن زبیر در مکه است. جبیر بن طلحه شیبی، کلیددار کعبه به سال ۶۵ق[۳۲] یکی از اعضای گروه مشورتی ابن زبیر بود که وی بدون نظرخواهی از آنها کاری نمی‌‌کرد[۳۳]. او در حمایت از ابن زبیر با عمرو بن زبیر که از سوی یزید مامور دستگیری برادرش شده بود، مذاکره کرد و وی را نکوهش نمود[۳۴]. وی در نبرد ابن زبیر با سپاه یزید، او را یاری می‌کرد[۳۵]. خانه بنی شیبه هنگام بازسازی کعبه در روزگار ابن زبیر محل نگهداری اموال و پرده خانه کعبه از سوی زبیریان شد[۳۶].

با همکاری جبیر بن شیبه در بازسازی کعبه در دوران خلافت ابن زبیر، وی توانست با ترفندی، هنگام نماز جماعت، افتخار نصب حجرالاسود در جای خود را نصیب خود یا پسرانش حمزه یا عباد[۳۷] از خاندان پرده‌داران کعبه، کند که این کار اعتراض بسیاری را بر انگیخت[۳۸]. حجاج بن یوسف در نبرد با ابن زبیر خانه بنی شیبه و حارث بن خالد را به عنوان خانه امن اعلام کرد و زبیریان با پناه بردن به آن در امان ماندند[۳۹].[۴۰]

بنی شیبه و عباسیان

بنی شیبه از آغاز خلافت عباسیان با آنها رابطه‌ای دوستانه داشتند؛ چنان‌که در روزگار خلافت منصور عباسی و هنگام حکمرانی زیاد بن عبیدالله حارثی، دایی سفاح، بر مکه عبدالعزیز بن عبدالله شیبی رئیس شرطه او شد[۴۱]. نیز بنی شیبه به سرکردگی ابوالرزام شیبی در قیام محمد بن عبدالله بن حسن (نفس زکیه) به سال ۱۴۵ق. با پنهان کردن سری بن عبدالله، امیر مکه از عباسیان حمایت کردند[۴۲].

عبدالله بن شعیب و محمد بن اسماعیل بن ابراهیم از بنی شیبه، در دوران خلافت مهدی عباسی برای ترمیم مقام ابراهیم(ع)[۴۳] و نیز نو‌سازی جامه کعبه با او همکاری کردند.

در روزگار هارون الرشید چند تن از بنی شیبه، از جمله عبدالکریم بن شعیب حجبی رئیس شرطه مکه، و عبدالعزیز بن عبدالله بن مسافع به‌ عنوان پرده‌داران کعبه، شاهد عهدنامه‌ هارون برای ولایت‌عهدی فرزندانش بودند و از این عهدنامه تا هنگام خلافت امین پاسداری کردند.

در دوران خلافت مأمون، هنگامی که مردم مکه با محمد دیباج از فرزندان امام جعفر صادق(ع) بیعت کردند، محمد پنج هزار دینار از پرده‌دار کعبه برای انجام امور حکومتی وام گرفت که پس از مصالحه آنها با مأمون بازپرداخت شد[۴۴]. آنها هنگام حمله ابراهیم بن موسی علوی از سوی یمنی‌ها به مکه، با‌اندوخته‌های طلای کعبه که مأمون اهدا کرده بود، یزید بن محمد، عامل مأمون، را یاری کردند[۴۵] از این هنگام تا حکمرانی اشراف حسنی بر مکه از بنی شیبه گزارشی در دست نیست[۴۶].

بنی شیبه و آل‌سعود

آل سعود پس از سلطه بر حجاز از سال ۱۳۴۳ق. بنی شیبه را همچنان بر پرده‌داری کعبه ابقا نمودند و جامه کعبه و ضمایم آن را در اختیار آنها قرار دادند[۴۷]. اما اکنون آل سعود به دلیل تحریم تبرک جستن مردم به اشیای کعبه و به بهانه اینکه پرده‌های کعبه در شمار آثار تاریخی به‌شمار می‌روند، از فروش آنها پیشگیری می‌کنند و در برابر، مبلغی به پرده‌داران کعبه می‌پردازند[۴۸].

بنی شیبه همچنین از سوی آل سعود مناصبی همانند ریاست بر برخی از شوراهای دولتی و نیابت دوم مجلس شورای مکه و ریاست کمیته پیگیری اوقاف حرمین شریفین و ریاست کمیته امداد پزشکی را برعهده دارند[۴۹]. شیخ عبدالقادر شیبی مورد توجه ملک عبدالعزیز بود و همراه پرده‌داری به مدت ۱۶سال، برخی از مناصب دولتی را نیز بر عهده داشت[۵۰].[۵۱]

راوی حدیث پیامبر

از میان بنی شیبه، برخی راوی حدیث پیامبر بودند[۵۲]؛ از جمله: شیبة بن عثمان[۵۳]، عطاء شیبی عبدری[۵۴]، صفیه بنت شیبه که از عایشه، ‌ام سلمه و‌ ام حبیبه همسران پیامبر(ص) حدیث روایت نمود[۵۵]، عبدالملک حجبی[۵۶]، عبدالحمید بن جبیر بن شیبه، موسی بن عبدالملک[۵۷] و احمد بن دیلم شیبی[۵۸].

سکونت بنی شیبه در مکه تاکنون ادامه دارد[۵۹]. برخی از شیبی‌ها افزون بر داشتن منصب حجابت کعبه و قضاوت مکه، صاحب تالیف نیز بودند؛ از جمله جمال‌الدین ابوالمحاسن شافعی در قرن هشتم که در دانش تاریخ صاحب‌نظر بود و کتاب طیب الحیاة، مختصر حیاة الحیوان از تالیفات او است[۶۰].[۶۱]

منابع

پانویس

  1. «خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری می‌کنید با دادگری داوری کنید؛ بی‌گمان خداوند به کاری نیک اندرزتان می‌دهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸.
  2. هدایتی، سید رضا، مقاله «بنی شیبه»، دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴، ص۳۸۶.
  3. انساب الاشراف، ج۹، ص۴۰۳؛ الاستیعاب، ج۲، ص۷۱۲؛ معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۲۲.
  4. انساب الاشراف، ج۹، ص۴۰۴؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۲۷.
  5. الانساب، ج۸، ص۲۰۸.
  6. الانساب، ج۹، ص۱۸۴.
  7. الانساب، ج۸، ص۲۰۸.
  8. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۱۸؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۴.
  9. الطبقات، ج۱، ص۱۱۶؛ احسن التقاسیم، ص۷۳.
  10. هدایتی، سید رضا، مقاله «بنی شیبه»، دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴، ص۳۸۶-۳۸۷.
  11. انساب الاشراف، ج۱، ص۶۰؛ المنتظم، ج۳، ص۱۰۶.
  12. المغازی، ج۳، ص۹۰۹؛ انساب الاشراف، ج۹، ص۴۰۴.
  13. الاستیعاب، ج۲، ص۷۱۲؛ اسد الغابه، ج۲، ص۳۸۲.
  14. الاستیعاب، ج۲، ص۷۱۲؛ تاریخ الاسلام، ج۴، ص۲۳۸.
  15. السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۷؛ الاصابه، ج۶، ص۴۹۱.
  16. هدایتی، سید رضا، مقاله «بنی شیبه»، دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴، ص۳۸۷-۳۸۸.
  17. اخبار مکه، ازرقی، ج۱، ص۲۴۵؛ تاریخ دمشق، ج۲۳، ص۲۶۰؛ تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۴۴۰؛ التاریخ القویم، ج۲، ص۴۷۰.
  18. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۶۴-۱۶۵؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۲۵۱؛ اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۶۹.
  19. الغارات، ج۲، ص۵۰۸.
  20. الغارات، ج۲، ص۶۰۸؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۲۱۱؛ الفتوح، ج۴، ص۲۳۶.
  21. الغارات، ج۲، ص۶۲۰.
  22. مروج الذهب، ج۴، ص۳۰۲.
  23. هدایتی، سید رضا، مقاله «بنی شیبه»، دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴، ص۳۸۹.
  24. الطبقات، ج۱، ص۶۳؛ اخبار مکه، ازرقی، ج۱، ص۱۱۰، ۲۶۹-۲۷۰؛ اتحاف الوری، ج۲، ص۳۴، ۳۷.
  25. منائح الکرم، ج۱، ص۳۹۷.
  26. اخبار مکه، ازرقی، ج۱، ص۲۶۷-۲۶۸؛ تاریخ خلیفه، ص۱۲۵؛ الاصابه، ج۳، ص۲۹۹.
  27. انساب الاشراف، ج۹، ص۴۰۵؛ الاصابه، ج۳، ص۲۹۹-۳۰۰.
  28. انساب الاشراف، ج۹، ص۴۰۴؛ تاریخ طبری، ج۸، ص۳۷۷.
  29. کعبه و جامه آن، ص۲۷۸.
  30. انساب الاشراف، ج۹، ص۴۰۴؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۲۸؛ الاصابه، ج۶، ص۵۲۷.
  31. هدایتی، سید رضا، مقاله «بنی شیبه»، دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴، ص۳۸۹-۳۹۱.
  32. تاریخ الکعبة المعظمه، ص۸۵.
  33. الطبقات، خامسه۲، ص۴۹؛ تاریخ دمشق، ج۲۸، ص۲۰۸؛ تاریخ الاسلام، ج۵، ص۴۴۲.
  34. تاریخ الاسلام، ج۵، ص۴۴۲.
  35. انساب الاشراف، ج۵، ص۳۴۷.
  36. اخبار مکه، ازرقی، ج۱، ص۲۰۷؛ سبل الهدی، ج۱، ص۱۶۷.
  37. اخبار مکه، ازرقی، ج۱، ص۲۰۸؛ محاضرة الابرار، ج۱، ص۱۹۱.
  38. اخبار مکه، ازرقی، ج۱، ص۲۰۸؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۶۰.
  39. انساب الاشراف، ج۷، ص۱۲۶.
  40. هدایتی، سید رضا، مقاله «بنی شیبه»، دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴، ص۳۹۱-۳۹۲.
  41. اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۷۲.
  42. تاریخ طبری، ج۷، ص۵۷۵.
  43. اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۳۶؛ شرف النبی، ص۴۰۶.
  44. اخبار مکه، ازرقی، ج۱، ص۲۴۸.
  45. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۴۴.
  46. هدایتی، سید رضا، مقاله «بنی شیبه»، دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴، ص۳۹۲.
  47. التاریخ القویم، ج۴، ص۱۵.
  48. اعلام الانام، ص۴۷؛ کعبه و جامه آن، ص۲۸۵.
  49. التاریخ القویم، ج۴، ص۲۰۱.
  50. التاریخ القویم، ج۴، ص۲۰۱.
  51. هدایتی، سید رضا، مقاله «بنی شیبه»، دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴، ص۳۹۴.
  52. نک: اسد الغابه، ج۵، ص۵، ۳۶۹؛ الانساب، ج۸، ص۲۰۸؛ الاصابه، ج۱، ص۵۱۵؛ ج۸، ص۱۵۵.
  53. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۵۵۶.
  54. الاستیعاب، ج۳، ص۱۲۴۰؛ الاصابه، ج۵، ص۲۰۹.
  55. الاصابه، ج۸، ص۲۱۳.
  56. اسد الغابه، ج۳، ص۴۰۶.
  57. اسد الغابه، ج۵، ص۳۶۹؛ امتاع الاسماع، ج۲، ص۲۷۷.
  58. العقد الثمین، ج۳، ص۱۰۹.
  59. تاریخ مکه، ص۶۶۵.
  60. شذرات الذهب، ج۹، ص۳۲۵.
  61. هدایتی، سید رضا، مقاله «بنی شیبه»، دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴، ص۳۹۷-۳۹۸.