نامه ۴۷ نهج البلاغه

مقدمه

امام(ع) در واپسین لحظات عمر می‌خواهد چکیده کلام و تجربیات سترگ خویش را در مسیر زندگی الهی بیان کند. امام حسن و امام حسین(ع) در کنارش حضور دارند. امام در آغاز کلام سفارش به رعایت تقوای الهی و دست شستن از دنیا دارد. ایشان به حق‌طلبی و دشمنی با ستمگر و باری ستم‌دیده، نظم در امور و برقرار کردن آشتی میان مردمان سفارش می‌کند. سراسر این وصیت گشاینده راه سعادت به روی مردمان است[۱].

مطالب مهم نامه

این نامه که در حقیقت یکی از وصایای جامع و پرمحتوای امام(ع) هنگامی است که در بستر شهادت افتاده بود، خطاب به فرزندانش حسن و حسین(ع)، بلکه همه شیعیان، حاوی چند بخش مهم است:

  1. در بخش اوّل امام(ع) آنها را توصیه به تقوا و بی‌اعتنایی به زرق و برق دنیا و طرفداری از حق و حمایت از مظلوم در برابر ظالم می‌کند.
  2. در بخش دوم ـ که در آن صریحاً می‌گوید: مخاطب من تمام فرزندان و خانواده و همه کسانی است که این نامه من تا دامنه قیامت به آنها می‌رسد ـ بار دیگر توصیه به تقوا و سپس دعوت به نظم در همه کار و اصلاح در میان مردم و اهمّیّت آن دارد.
  3. در بخش سوم انگشت روی چند مسأله بسیار مهم گذارده و دعوت به کفالت ایتام و حفظ حقوق همسایگان و عمل به قرآن و اهتمام به امر نماز و حج و جهاد با مال و جان و زبان و ارتباط با یکدیگر و ترک جدایی‌ها و امر به معروف و نهی از منکر دارد.
  4. در آخرین بخش فرزندان عبدالمطلب را مورد خطاب قرار داده و تأکید می‌کند که بعد از شهادت من خون مسلمانان را نریزید و به بهانه این شهادت از این و آن انتقام نگیرید. تنها قاتل من مسئول است و او باید کشته شود و سپس توصیه می‌کند که پس از کشتن وی بدن او را مثله نکنید و به خاک بسپارید[۲].

در مجموع مطالب مهم نامه عبارت است از:

  1. سفارش به تقوای الهی؛
  2. تبعیت از حق؛
  3. یاری مظلوم و دشمنی با ظالم؛
  4. دوری‌گزینی از دنیا؛
  5. رعایت نظم؛
  6. برقراری صلح بین انسان‌ها؛
  7. سفارش درباره یتیمان؛
  8. سفارش درباره همسایگان؛
  9. سفارش درباره قرآن؛
  10. سفارش درباره نماز؛
  11. سفارش درباره مساجد؛
  12. سفارش درباره جهاد در راه خدا با مال و جان و زبان؛
  13. سفارش درباره امر به معروف و نهی از منکر؛
  14. سفارش درباره قاتل خویش و پرهیز از خون‌ریزی[۳].

فرازی از نامه

شما هر دو، و دیگر اعضای خانواده و تمام کسانی را که این وصیت‌نامه مرا دریافت خواهند کرد، به تقوای الهی، نظم در جریان کارها و ایجاد صلح و وحدت در میان صفوف خود، توصیه می‌کنم، چه از جدتان شنیدم که می‌فرمود: "آشتی میان دو تن از هر نماز و روزه‌ای ارزشمندتر است".

خدای را، خدای را، درباره همسایگانتان، که مورد وصیت پیامبر شمایند، همواره درباره آنان سفارش می‌کرد، چنان که پنداشتیم دیری نپاید که در ردیف میراث‌برانشان نشاند. خدای را، خدای را، درباره قرآن، مباد که در عمل بدان، بیگانگان بر شما پیشی گیرند. خدای را، خدای را، درباره نماز، که ستون و پایه دین شماست. خدای را، خدای را، درباره خانه پروردگارتان، تا هستید خلوتش مگذارید، که اگر آن خانه را وانهید، جایگاه چشمگیری در جهان نیابید.

خدای را، خدای را، درباره جهاد در راه خدا، با خواسته و جان و زبان‌هاتان و بر شما باد هم‌بستگی و فداکاری متقابل و زنهار از گسستگی و پشت کردن به همدیگر. هرگز از امر به معروف و نهی از منکر دست برمدارید، که در آن صورت، سلطه بدان بر شما شکل گیرد و از آن پس، هیچ دعایتان مستجاب نشود[۴].

منابع

پانویس