صراط مستقیم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۷ اوت ۲۰۱۸، ساعت ۱۲:۵۷ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل صراط مستقیم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

صراط مستقيم و نعمت الهى

صراط مستقيم و شيطان

صراط مستقيم و هدايت

عوامل و اسباب هدايت به صراط مستقيم

نخست: ایمان به خداوند

دوم: ایمان به معاد

سوم: اطاعت از خداوند و رسول و اولی الامر

چهارم: اعتصام و تمسك جستن به حق

پنجم: كسب خشنودى خداوند

ششم: توجه به آيات خداوند

هفتم: عبادت خداوند

هشتم: تسليم در برابر اجراى تكاليف سخت

نهم: شاکر بودن در برابر نعمات خداوند

انواع صراط مستقیم

صراط مستقیم وجودی

صراط مستقیم سلوکی

رابطۀ صراط مستقیم و غضب الهی

واژه شناسی لغوی

  • صراط در لغت به معنای راه راست و اصل آن سراط از مصدر "سرط" و "استراط‌" است‌، به‌ معنای ابتلاع و بلعیدن. از این رو، "سراط" به معنی راه گفته شده است؛ راهیکه‌ رهرو‌ خود را فرومی‌بلعد، به گونه‌ای که رجوع از آن امکان‌پذیر نیست. و چون "صاد‌: با "طا‌" قریب‌ المخرج است، لذا قلب سین به صاد بر اثر تناسب آن با "طا" است‌.
  • "مستقیم‌" اسم فاعل استقامت از ثلاثی مجرد "قام" به معنای راست و درست و پایداری می‌باشد. راغب‌ گوید‌: استفامت‌ طریق، آن است که راست و بر خط مستوی باشد و طریق حق را به آن تشبیه کرده‌اند‌[۱]

صراط مستقیم در قرآن

  • "صراط مستقیم" را مفسران راه راست و آسان، راه آشکار، واضح و راه دین حق‌ معرفی کرده‌اند‌.[۲] این‌ راه همان راه استقامت است در برابر راه اعوجاج. و راه"معوج" راهی است که همراه با‌ تخلف‌ و اختلاف‌ است ولی "صراط مستقیم" راهی است که از این دو آسیب مصون‌ باشد‌.[۳]
  • "صراط" در آیه: ﴿﴿وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا[۴] و ﴿﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا[۵] به استقامت و نیز در آیه: ﴿﴿فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى[۶] به استوا، و نیز در اول‌ سوره‌ ابراهیم: ﴿﴿الر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ[۷] به استواری و شکست‌ناپذیری، و پسندیده بودن وصف‌ شده‌ است، ناظر به آن است‌ که‌ در این‌ صراط‌ الهی‌ هیچگونه اعوجاجی راه ندارد، و هیچ شیطانی‌ را‌ بدان دسترسی نیست تا در آن تخلف یا اختلافی پدید آورد.
  • در قرآن‌ کریم‌ کلمه "صراط" همه جا به صورت‌ مفرد به کار رفته‌ و خداوند‌ متعال یک صراط مستقیم را به‌ خود‌ نسبت داده است. از این جا معلوم می‌شود میان خداوند متعال و بندگان تنها‌ یک‌ صراط مستقیم برقرار است. به‌ عنوان‌ مثال‌، خداوند متعال در‌ قرآن می‌فرماید‌: ﴿﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ[۸] و سرّ تعددناپذیری صراط آن است که به خداوند متعال‌ استناد‌ دارد و از اوست و به سوی اوست و هرگز‌ اختلاف‌ و تخلف نمی‌پذیرد‌ و این‌ راه‌ مستقیم الهی یکی بیش‌ نیست و هرچه برخلاف آن باشد، "سبیل الغی" است. اما راه‌های انحرافی "سبیل" فراوان است و متفرق‌؛ و هرگز‌ اتحادپذیر نبوده، به یک جا ختم‌ نخواهد‌ شد‌.[۹] [۱۰]

واژه صراط

  • درباره معنای لغوی "صراط" و "صراط مستقیم" در قرآن کریم در مقالات و سایت‌ها بسیار سخن به میان آمده است و تنها به ذکر مختصر این نکته اکتفا می‌شود که واژه "صراط" را در لغت نامه‌های فارسی به "راه و طریق" معنا کرده‌اند[۱۱] و در فرهنگ‌های تازی نیز به همین معنا یاد شده است: "قال الجوهری: الصراط و السراط و الزراط الطریق"[۱۲] همچنین گفته می‌شود که کلمه صراط از ماده "سرط" به معنای "بلعید" است که "س" آن بدل به "صاد" شده است، گویی جاده رونده‌اش را می‌بلعد. همچنین گفته شده است که اصل در این ماده، راه آشکار و وسیع است خواه مادی باشد یا معنوی. همچنین گفته شده که این کلمه با ضم (صراط) به معنای "شمشیر بلند" و با سین (سراط) لغتی در خوردن می‌باشد[۱۳] در قرآن کریم نیز گاهی به همین معنای طریق و راه به کار رفته است، چنان که می‌فرماید: ﴿﴿مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ[۱۴] مفسران نیز آن را با "سبیل" و "طریق" مترادف آورده‌اند، به گونه‌ای که در ترجمه تفسیر المیزان آمده است: "اما صراط، این کلمه در لغت به معنای طریق و سبیل نزدیک به همند، و اما از نظر عرف و اصطلاح قرآن کریم، باید بدانیم که خدای تعالی صراط را به وصف استقامت توصیف کرده، و آنگاه بیان کرده که این صراط مستقیم را کسانی می‌پیمایند که خدا بر آنان انعام فرموده.[۱۵] در تفاوت آن دو نیز ذکر شده که "صراط" بر خلاف "سبیل" جمع بسته نمی‌شود و در قرآن کریم جمع سبیل به "سبل" آمده است. چنان که در فرق صراط با سبیل گفته شده است: خدای تعالی در کلام مجیدش مکرر نام صراط و سبیل را برده و آنها را صراط و سبیل‌های خود خوانده، با این تفاوت که بجز یک صراط مستقیم به خود نسبت نداده، ولی سبیل‌های چندی را به خود نسبت داده است. پس معلوم می‌شود که میان خدا و بندگان چند سبیل و یک صراط مستقیم برقرار است، مثلا درباره سبیل فرموده: ﴿﴿وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا[۱۶][۱۷] بر خلاف "سبیل" و جمع آن "سبل"، جمع واژه "طریق" در قرآن کریم (الطرق) ذکر نشده است، اما واژه "طریق" به همین معنای راه و گاهی هم مترادف با "صراط" با واژه "مستقیم" یاد شده است، چنان که می‌فرماید: ﴿﴿قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ[۱۸]
  • بنابراین، یکی از تفاوت‌های صراط با طریق و سبیل در مفرد بودن و یکتایی در معنای صراط است و برخلاف آن دو واژه دیگر که هر دو جمع بسته می‌شوند و به راه‌های مختلف و بسیار اطلاق می‌شود. در تفاوت‌های دیگر آن به مادی بودن سبیل و معنوی بودن صراط نیز اشاره شده است و گفته شده که سبیل برای خیر و شر هر دو به کار رفته، در حالی که صراط فقط برای امور خیر (امور معنوی مثبت) استعمال شده است و دیگر اینکه سبیل، متعدد و صراط، واحد است [۱۹] هر چند در برخی از این گزینه‌ها می‌توان تشکیک کرد؛ همچون کاربرد صراط در امور خیر که در قرآن کریم برای جحیم نیز واژه صراط بکار رفته است: ﴿﴿مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ[۲۰][۲۱]

اقسام صراط

  • گروهی با استناد به آیۀ ﴿﴿مَّا مِن دَابَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۲۲] و نیز‌ قول «الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق» معتقدند که چون همه در صراط مستقیم قرار دارند، نسبت همه در رسیدن به خدا نسبت یکسانی است و هیچ‌ کس‌ بر‌ دیگری مزیت ندارد. به عنوان مثال، میان انبیا‌، اولیا‌، علما، عارفان و ملائکۀ مقربین و دیگران تفاوتی وجود ندارد، علم، عمل و قیام به تکلیف نیز ارزشی ندارد و خیر، شر و تقسیم‌ انسان‌‌ها‌ به موحد و کافر، بی معنا است و فایده‌ای در انزال کتب‌ و آمدن رسل نیست؛ جامی با منحرف خواندن این گروه از افراد، صراط مستقیم را به سلوکی و وجودی تقسیم‌ می‌کند‌:
  1. صراط مستقیم وجودی: در این صراط قرب خدا به بنده، از حیث‌ وجود‌ و احاطۀ او بر بندگان مطرح می‌شود و این طریقی ازلی و ابدی است که هیچ تغییر و تبدیلی در‌ آن‌ راه‌ ندارد، چون ﴿﴿لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ[۲۳] و این موضوع‌ نه‌ محدود‌ به زمان و مکان است و نه هیچ موجودی با موجود دیگر، در این زمینه تفاوت‌ دارد‌؛ حتی‌ سنگ، گیاه، حیوان، انسان و فرشته با هم مساوی‌اند.
  2. صراط مستقیم سلوکی: در این صراط‌ کسی‌ می‌تواند به مقام قرب الهی برسد که مجاهدت سخت و ریاضت صعب را با‌ راهنمایی‌ شیخ‌ کامل و مرشد واصل، متحمل شده باشد، مثل پیامبر اکرم (ص) که به مقام ﴿﴿فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى[۲۴] نایل شد و جز او کسی قادر به دست‌ یافتن‌ به‌ آن مقام نیست؛ پس، اگر خداوند متعال می‌فرماید ﴿﴿وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ[۲۵]. از جهت قرب خدا به بنده و مربوط به صراط مستقیم وجودی‌ است‌ و به‌ طور یقین برای رسیدن به ‌ ‌قرب الهی کافی نیست و اگر کافی بود پیامبر اکرم محتاج‌ به‌ سلوک‌ و طلب قرب نبود[۲۶]

مصادیق صراط مستقیم

  • قرآن کریم دارای دو مرتبه است؛ مرتبه اول حقیقت آن است و مرتبه دوم ظاهر‌ آیات. ظاهر قرآن همان است که قرائت می‌شود و معنای ظاهری و سطحی‌ آن‌ درک‌ می‌شود.اما حقیقت قرآن تنها و تنها برای کسی که تقوا داشته باشد، آشکار است و هرکس علم و تقوایش بیشتر ‌‌باشد‌، به مراتب والاتری از حقیقت قرآن دست می‌یازد. چنانکه مرتبه درک حقیقت قرآن تنها‌ از‌ آن‌ از اولیاء و پیامبران و راه‌یافتگان به مقام وحی است. از امام صادق (ع) روایت است که فرمود‌: «نحن الراسخون فی العلم و نحن نعلم تأویله»؛ ما هستیم که راسخین در علم‌ می‌باشیم و ما هستیم که‌ تأویل‌ قرآن را می‌دانیم.
  • چرا که ائمه اطهار(ع) علم به حقایق قرآن دارند و نفس شریف آنان در عوالم توحید و صفات و اسماء و کیفیت نزول ملائکه و تقدیرات و تدبرات عوالم راه داشته و متحقق به آن معانی‌ هستند، به گونه‌ای که می‌توان گفت:آنها حقیقت قرآن‌اند.
  • و روایات بسیاری وارد شده که قرآن درباره آن‌ها و دشمنان‌شان و فرائض و سنن نازل شده است،اصبغ بن نباته نقل می‌کند که شنیدم امیرالمؤمنین علی‌ (ع) فرمود‌: «نزل القرآن أثلاثا: ثلث فینا و فی عدونا و ثلث سنن و امثال و ثلث فرائض و احکام» قرآن بر سه بخش نازل شده است یک بخش از آن درباره ما و درباره دشمن ماست، و یک بخش‌ دیگر در‌ سنّت و مثال‌هاست،و بخش سوم در واجبات و احکام است.
  • منظور امام در این روایت، تأویلات قرآن در خصوص ‌ ‌ایشان و اهل بیت (ع) و دشمنان آن حضرت و اهل بیت که در حقیقت دشمنان خداوند‌ و رسول‌ (ص) اویند، می‌باشد. و این معانی حتما به طریق تأویل و پی بردن به حقایق قرآن به دست می‌آید. و غالبا این تأویلات از سوی خود اهل بیت وارد شده است.
  • یکی از‌ این‌ مباحث‌ که تأویلات آن از سوی‌ اهل‌ بیت‌ (ع) در قالب روایات مختلفی وارد شده، بحث "صراط مستقیم" در قرآن است که به طریق تأویل، حقیقت آن توسط پیامبر و ائمه اطهار به‌ کرات‌ بیان‌ شده است. از جمله از پیامبر اکرم (ص) نقل‌ است که‌ در روز عید غدیر فرمود: «مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی. ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ، یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ»[۲۷]. ای مردم، من صراط الله‌ المستقیم هستم که شما به پیروی از آن امر شده‌اید و پس از من، علی صراط مستقیم و سپس ذریه‌ او‌، امامانی‌ که به حق هدایت می‌کنند. همچنین از امام صادق (ع) نقل است که‌ فرمود‌: «الصراط المستقیم امیرالمؤمنین علی»[۲۸]. و از امام زین‌العابدین نیز روایت شده که فرمود: «نحن ابواب اللّه و نحن‌ الصراط‌ المستقیم‌»
  • و اما علت این تأویل چیست؟ خدای سبحان در سورۀ انعام صراط مستقیم را‌ دین قیمی‌ می‌داند‌ که خود ایستاده و پیروانش را به ایستادگی فرامی‌خواند: ﴿﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۲۹]. و چون برجسته‌ترین روش را ابراهیم خلیل نشان‌ داده‌، قرآن کریم دین را به روش او نسبت می‌دهد و چون صراط مستقیم دین‌ الهی‌ است‌، و پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) بیان‌کننده دین و قرآن ممثل و ناطق هستند، از این رو، صراط مستقیم‌ بر پیامبر اکرم (ص) و امام تطبیق شده است[۳۰]. و همان‌طور که گفته شد، صراط مستقیم‌ بزرگراه‌ آشکار و نزدیک‌ترین راه به سوی خداوند است و اگر بر امام تطبیق شده، برای آن است که‌ هرکس‌ به دنبال این قرآن ناطق و ممثل حرکت کند، با سلامتی به مقصدش‌ می‌رسد‌[۳۱]

معانی صراط مستقیم در تفاسیر قرآن کریم

  • در تفاسیر قرآن کریم معانی بسیاری برای واژه صراط و ترکیب وصفی صراط مستقیم ذکر شده است که برای سهولت کار می‌توان همه آنها را در سه عنوان زیر دسته بندی می‌شود:

۱)خدا و کتاب خدا:

در برخی از تفاسیر به توحید، خداوند و طاعت او صراط مستقیم اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر لباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل آیه ﴿﴿هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۳۲] صراط مستقیم به توحید تعبیر شده است: ... یعنی التوحید» (الخازن، بیتا: ۳۷۷) و در تیسیر التفسیر در تفسیر آیه ﴿﴿وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۳۳]؛ طاعت الهی که آدمی را به طریق مستقیم می‌رساند، صراط مستقیم خوانده شده است: مرا اطاعت کنید که طاعت و پیروی از من همان است که شما را به راه مستقیم و راست متصل می‌کند [۳۴] گاهی نیز به قرآن کریم صراط مستقیم اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر ابن السلام صراط مستقیم چنین است: "فالصراط: القرآن..." [۳۵]، یا در تفسیر الزحیلی به نقل از امیرالمؤمنین علی (ع) از قرآن کریم به صراط مستقیم و حبل الله تعبیر شده است: روى الترمذی عن علی بن أبی طالب مرفوعا: القرآن: صراط الله المستقیم، و حبل الله المتین [۳۶]

۲)راه حق و دین الهی:

از دین نیز به صراط مستقیم یاد کرده‌اند: دین صراط مستقیم نامیده شده است[۳۷] که این طریق را طریق معتدل خوانده اند[۳۸] و در بسیاری از تفاسیر منظور از صراط مستقیم، دین اسلام، اسلام، دین قویم و... ذکر گردیده است؛ "وهداه إلى صراط مستقیم؛ إلى ملة الإسلام" [۳۹] یا به شریعت اطلاق شده است: نزدیک‌ترین راه به حق تعالی که موسوم به شریعت است و توجه بدان مقترن به سعادت است، صراط مستقیم است که رد شریعت محمدی بدان توجه داده داشته است [۴۰] در تفسیر المیزان به نقل از امام صادق (ع) در المعانی آمده که صراط مستقیم، طریق معرفت الله است: "و فی المعانی، عن الصادق (ع) قال: هی الطریق إلى معرفة الله...." [۴۱] در تفسیر جلالین نیز زیر تفسیر آیه ﴿﴿إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۴۲] صراط مستقیمی که پروردگار بر آن است، "طریق حق و عدل" ذکر گردیده است: ... أی طریق الحق و العدل [۴۳]

گاهی نیز به ملائمات دین و طریق حق تعالی اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر لباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل آیه ﴿﴿يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۴۴] جهت کعبه و قبله ابراهیمی صراط مستقیم است که خداوند هر کس را که بخواهد بدان سوی هدایت می‌فرماید: "و هو قوله: ﴿﴿يَهْدِي مَن يَشَاء "یعنی من عبادی إلى صراط مستقیم" یعنى إلى جهة الکعبه و هی قبله إبراهیم علیه السلام [۴۵]

در تفسیر نسفی نیز ذیل آیه یاد شده چنین معنایی از صراط مستقیم یاد شده است [۴۶] همچنین در تفسیر الباب التاویل فی معانی التنزیل ذیل آیه ﴿﴿فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۴۷] آمده است که صراط مستقیم "راه روشن حق" است؛ طریق حقی که سرانجام به بهشت ختم می‌شود: "أی إلى طریق واضح و هو طریق الحق المؤدی إلى الجنة" [۴۸] افزون بر این، در همین تفسیر ذیل آیه ﴿﴿وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۴۹] "سیرت صالحه و دین استوار" همان صراط مستقیم ذکر شده است: "یعنی على سیرة صالحة و دین قویم[۵۰] در تیسیر التفسیر نیز چند معنا برای "صراط ربک" ذکر شده است که عبارتند از طریق خوشنودی خداوند: صراط پروردگارت طریق اوست که او را خوشنود می‌کند و دین اوست که استوار است و هیچ انحرافی ندارد[۵۱][۵۲] و در تفسیر صراط مستقیم، آن را راه استوار عقاید صحیح و شرایع حقه می‌داند: صراط مستقیم، راه استوار باورهای درست و دین‌های حقه است[۵۳][۵۴]

۳)نبوت و امامت:

در بعضی از تفاسیر نیز به پیامبر اکرم (ص)، ائمه (ع) به طور عموم و امیرالمؤمنین علی (ع) به طور خاص اشاره شده است که اغلب این تفاسیر شیعی هستند؛ به عنوان مثال در مجمع البیان فی التفسیر القرآن ذیل آیه ۵ سوره مبارکه فاتحة الکتاب، پیامبر (ص) و ائمه (ع) جانشین او، صراط مستقیم یاد شده است: "اله النبی (ص) و الأئمه القائمون مقامه[۵۵] در تفسیر نورالثقلین نیز به نقل از کتاب احتجاج طبرسی و در ضمن حدیث خطبه غدیر از قول پیامبر اکرم آمده است که آن حضرت فرمود: من صراط مستقیمی هستم که خداوند به پیروی از آن امر فرموده است. پس از من نیز امام علی (ع) و ائمه و فرزندانی که از صلب او هستند، صراط مستقیم خواهند بود که هادی حق هستند و با او معادل هستند (...)

در تفسیر المیزان نیز به نقل از امام سجاد (ع) در المعانی ذکر شده که آن حضرت جمیع ائمه (ع) را صراط مستقیم معرفی فرموده است: "و فی المعانی، أیضا عن السجاد(ع) قال:.... نحن أبواب الله و نحن الصراط المستقیم"[۵۶] همچنان که در تفسیر نورالثقلین نیز امام جعفر صادق (ع) می‌فرماید ما ائمه صراط مستقیم الهی هستیم: "و باسناده إلى أبی عبد الله علیه السلام قال: والله نحن الصراط المستقیم"[۵۷]

(...)

آنچه یاد شد، مواردی بود که در تفاسیر گوناگون قرآن کریم درباره مفاهیم صراط مستقیم یافته و ثبت شد. اما یادآوری این سخن از علامه طباطبائی در المیزان نیز ضروری است که می‌فرمایند: صراط مستقیم راهی است به سوی خدا که هر راه دیگری که خلایق به سوی خدا دارند، شعبه‌ای از آن است و هر طریقی که آدمی را به سوی خدا رهنمایی می‌کند، بهره‌ای از صراط مستقیم را داراست... پس صراط مستقیم عبارت می‌شود از صراطی که در هدایت مردم و رساندنشان به سوی غایت و مقصدشان تخلف نکند، و صد در صد این اثر خود را ببخشد، همچنان که خدای تعالی در آیه شریفه ﴿﴿فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا[۵۸] آن راهی را که هرگز در هدایت رهرو خود تخلف ننموده، و دائما در حال خود باقی است، صراط مستقیم نامیده است[۵۹][۶۰]

ارتباط‌ صراط مستقیم با صراط پل جهنم

  • در روایات متعددی از صراط به عنوان پل و یا‌ گذرگاهی‌ که‌ همگان باید از آن عبور کنند و بر روی جهنم کشیده شده است، یاد‌ می‌شود‌. اما حقیقت صراط چیست؟
  • صراط در دنیا به صورت دین که مجموعه‌ای از اعتقاد، اخلاق، و عمل است‌، نیز‌ به صورت معصومین (ع) که دین مجسم‌اند، ظهور می‌کند. نیز در آخرت صراط متناسب‌ باحقایق‌ آن نشئه به صورت پل و یا گذرگاهی‌ ظهور‌ می‌کند‌ که یک سمت آن موقف قیامت و پایانش‌ بهشت‌ رحمت است.
  • پس صراط اخروی تجسم و تبلور همان صراط دنیوی است. و صراط مستقیم‌ در‌ دنیا که پرهیزگاران و مؤمنان آن را‌ برگزیده‌اند‌، تجسم و تجلی‌ اخروی‌ آن‌ این است که آنان را به بهشت‌ می‌رساند‌ و از طرفی راه‌های باطل و سبل انحرافی که ستمکاران در این دنیا پیموده‌اند‌، در‌ سرای دیگر تجسم و تبلور اخروی یافته‌، آنان را داخل دوزخ‌ می‌نماید‌.[۶۱]
  • در روایات آمده است‌، راه‌ مردم به بهشت در روز قیامت بسان پلی است که همگان از آن عبور‌ می‌کنند‌ و نیز در روایات وارد شده‌ است‌ که‌ صراط باریک‌تر از‌ مو‌ و تیزتر از شمشیر است که‌ کافران‌ بر آن لغزیده و در دوزخ فرو می‌افتند.[۶۲]
  • قرآن کریم صریحا در این خصوص سخنی‌ به‌ میان نیاورده است، لیکن مفسران آیه‌: ﴿﴿وَإِن مِّنكُمْ إِلاَّ وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا*ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوا وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا[۶۳] را‌ ناظر به مسأله‌ صراط‌ و عبور همگان از این گذرگاه می‌دانند.
  • بنابراین مقصود از آیه فوق این است که همگان از جمله‌ بهشتیان‌ و دوزخیان‌ بر جهنم اشراف پیدا می‌کنند و بدان نزدیک می‌شوند‌.آنگاه‌ نیکوکاران‌ و مؤمنان‌ از‌ آن‌ نجات می‌یابند و به بهشت می‌روند، ولیکن دوزخیان از این گذرگاه سقوط می‌کنند، و دوزخ بدکاران را در خود فرو خواهد برد.
  • پس می‌توان گفت: صراط در روز قیامت‌ ظهوری است از همین راهی که انسان در دنیا دارد. چون حقیقت دنیا جهنم است و بالجمله جهنم ظهور دنیاست، لذا هرکس قدم به این دنیا نهاده است در جهنم آمده است ﴿﴿وَإِن مِّنكُمْ إِلاَّ وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا[۶۴] در نهایت بعضی مانند برق خاطف از آن عبور می‌کنند، برخی مانند تندباد و برخی مانند دویدن اسب؛ برخی پیاده، و برخی سینه‌خیز و عدّه‌ای نیز در‌ جهنم‌ دنیا سقوط می‌کنند که ظهور آن سقوط در درکات دوزخ است.[۶۵] سعدان بن مسلم گوید: از امام صادق(ع) از صراط سؤال کردم، فرمود‌: آن‌ باریک‌تراز مو و تیزتر از شمشیر‌ است‌. برخی از آن مثل برق عبور می‌کنند، برخی مانند دویدن اسب، برخی هم مانند راه رفتن اشخاص عادی. افرادی هم چهار دست و پا از آن‌ می‌گذرند و‌ افرادی آویزان آویزان از‌ آن‌، که قسمتی از بدن آن‌ها در آتش قرار گرفته و می‌سوزد و قسمت دیگر بدنشان هم بیرون از آتش قرار گرفته،از صراط عبور می‌کنند.[۶۶]
  • از روایات فوق نتیجه می‌گیریم: پیروی از صراط مستقیم در این دنیا، پذیرش ولایت‌ و دوستی اهل بیت (ع)، شناخت آنان و اقتدا نمودن به هدایت آنان و... برگه‌ رهایی‌ از‌ دوزخ وآمرزش برخی از گناهان است. و درجات پذیرش ولایت اهل بیت (ع) و دوستی و محبت و شناخت آنان و نیز درجه ‌‌هدایت‌پذیری‌ آدمیان در چگونگی گذر آنان از صراط و ثبات قدم آنان در عبور از صراط‌ آسان‌تر‌ و ثبات‌قدم‌ بیشتر و لغزش کمتر خواهد بود. و بی‌شک رویگردانی از صراط مستقیم و دشمنی با اهل بیت عصمت و طهارت‌ (ع) و عدم شناخت آنان، سبب لغزش گام‌ها بر روی صراط و آویزان شدن بر آن و سرانجام‌ سقوط در آن خواهد‌ شد‌.[۶۷]
  • پس راه بهشت و دوزخ از همین دنیا آغاز می‌شود و در نهایت به بهشت و دوزخ منتهی می‌شود و چنین نیست که در قیامت راه دیگری بر جهنم نصب شود، بلکه این صراط صورت باطن‌ صراط مستقیم است و آن‌کس که در این دنیا صراط مستقیم را برگزید، در سرای دیگر و با تجسم اخروی، او را وارد بهشت می‌گرداند و آن‌که پشت به صراط مستقیم کرد و از طریقی وسطی که‌ کتاب‌ و سنّت آن را ترسیم کرده، به چپ و راست منحرف گردید، در جهان دیگر تجسم اخروی آن را که همان سقوط در درکات است، خواهد چشید[۶۸]

چرا همۀ صراط‌های ربانی مستقیم‌ هستند؟

  • باید‌ دانست که چون "الله" دارای احدیت اسمی است، دارای احدیت طریقی و احدیت صراط نیز هست و متقابلا‌ سایر‌ "اسماء" یا "رب‌ها" نیز هر کدام دارای صراط مختص به خود هستند‌؛ لذا‌ همان گونه که "الله" رب الارباب و مجمع‌ بروز‌ همۀ‌ اسما است و در سایر اسما جریان دارد‌، صراط‌ اسم "الله" نیز شاه راه سایر صراط‌هاست و در دیگر اسما، جاری است‌. جامی‌ در این زمینه، بر این‌ باور‌ است که‌ هر‌ طریقی‌ به حسب اسمی از اسماءالله می‌‌تواند‌ باشد و هر اسمی مظهری دارد و آن مظهر، تابع و مربوب آن اسم است‌.[۶۹] این راهی است که سراسر‌ هستی در آن ضرورتا‌ سیر‌ می‌کنند و همۀ راه‌ها با‌ تمام‌ تعدد، اختلاف و تفاوتی که دارند در آنجا به هم می‌پیوندند. در حقیقت، این‌ همان‌ راهی است که خطوطش را‌ دست‌ قادر‌ از ازل ترسیم‌ کرده‌ و هیچ گونه تغییر و تبدیلی‌ در‌ آن راه ندارد و هیچ موجودی را هرچه باشد از آن گریز نیست[۷۰]
  • حال‌ باید پاسخی برای این پرسش یافت‌ که‌ آیا می‌توان‌ صراط‌‌های‌ متعدد حاصل از تعدد‌ رب‌ها را مستقیم دانست یا نه؟ ابن عربی چنانکه پیش‌تر آوردیم می‌نویسد: "فکل‌ ماش‌ فعلی صراط الرب المستقیم" [۷۱] بنابراین‌، به‌ نظر‌ می‌رسد‌ که ابن عربی‌ اعتقاد‌ به مستقیم بودن صراط رب‌ها و روندگان راه آن‌ها دارد. در کلام سایر مفسران و عارفان‌ بزرگ‌ نیز‌ که معتقد به مستقیم بودن همۀ این‌ صراط‌‌ها‌ هستند‌، دلایلی‌ ذکر‌ شده است که در اینجا به بیان برخی از آنها می‌پردازیم:
  1. نواصی بندگان در دست رب‌هاست: ابن عربی در فتوحات آنجا که از دلیل خود‌ بر مکاشفۀ هود (ع) سخن می‌گوید، آورده است: "و دلیلی علی کشفه لها قوله: ما من دابه إلا هو آخذ بناصیتها إن ربی علی صراط مستقیم" و "أی بشاره للخلق أعظم من هذه‌؟ [۷۲] خوارزمی در توضیح بشارت مورد اشارٔە ابن عربی نوشته است: کدام بشارت، خلق را عظیم‌تر از این تواند بود که نواصی همه به دست رب بود و همه‌ بر‌ صراط مستقیم باشند[۷۳] یعنی، چون ناصیۀ بندگان به دست رب است و رب بر صراط مستقیم است، پس هر رونده‌ای بر‌ صراط مستقیم است. کنایه گرفتن ناصیه‌، مفید‌ معنی تمام تصرف و قدرت از طرف گیرنده و تمام عجز، ضعف و تسلیم از طرف گرفته شده است[۷۴]؛ [۷۵]؛ [۷۶]
  2. همه راه‌ها به خدا ختم می‌شوند: دلیل‌ دوم‌ را از کلام جامی، می‌توان چنین بیان کرد، چون همۀ راه‌ها به خداوند بزرگ ختم می‌شود پس همۀ راه‌ها مستقیم هستند. "کل الطرق، صراط مستقیم، باعتبار انها موصله‌ الیه‌ تعالی استقامه مطلقه"[۷۷] وی در همان جا اشاره می‌کند که غایت طرق متعدد همۀ آنان، الله است.
  3. خدا محرک موجودات است: خوارزمی نیز معتقد است که در عالم‌، کسی‌ که به‌ نفس خود حرکت کند وجود ندارد، بلکه حرکت هر متحرکی، به واسطۀ غیر اوست. پس حرکت هر‌ متحرکی به تبعیت قیومی است که بر صراط مستقیم است [٢٠‌؛ ص ٣٦٢]. لذا‌ چون، محرک خداوندی است که بر صراط مستقیم است و متحرک، بنده‌ای که خدا محرک اوست، پس‌، ‌‌حرکت‌ نیز در مسیری جز صراط مستقیم ربانی نیست.
  4. خدا منشأ وجودی موجودات است‌: دلیل‌ دیگری‌ که توجیهی برای مستقیم بودن صراط ربانی موجودات است، هستی یافتن موجودات از وجود حق‌ تعالی است و لذا، هیچ ذره‌ای بی‌ذات او نمی‌تواند موجود باشد. چون او‌ دارای صراط مستقیم است‌، پس‌ هر موجودی، بر صراط مستقیم قرار دارد؛ زیرا که هستی هر موجود از هستی او فیض می‌گیرد[۷۸]
  5. صراط‌های ربانی مظهر اسم خدا هستند: از آنجا که هر طریقی‌ به حسب اسمی از اسماء الله تواند بود و هر اسمی را مظهری است و آن مظهر تابع و مربوب او، پس، هر صراطی مظهر اسمی از اسماء خداست و آن اسم، رب‌ آن‌ صراط‌ها محسوب می‌شود و تعیین آن صراط نیز از سوی خداوند متعال است. چنانکه خوارزمی به آن اشاره کرده و می‌گوید: "هر ربی را صراطی است خاص که از حضرت الهیت‌ از‌ برای او متعین است".[۷۹]؛ پس این صراط معین از سوی خدا، صراطی جز صراط مستقیم نمی‌تواند باشد.
  • ذکر این نکته ضروری است که در قرآن کریم، صراط مستقیم‌ به دو شکل به کار رفته است:
  1. الصراط المستقیم: که همان صراطی است که مظهر و مجلای اسم "الله" است که یک صراط بیشتر نیست و متکثر نمی‌شود، و در عالم مظهریت‌ صراط‌ انسان‌ کامل محمدی را شامل است‌ و اختصاص‌ به‌ مظهر تام اسم الله در هر زمان دارد؛ یعنی ذوات مقدسه چهارده معصوم در زمان‌های مختلف. براین اساس، در جمع‌ بین‌ شریعت‌ و تأویلات عرفانی، در تأویلی مبتنی بر جری و انطباق‌ از‌ رسول اکرم (ص) نقل شده است: «أنا الصراط المستقیم الذی أمرتکم باتباعه، ثم علی من بعدی، ثم ولدی من صلبه‌ أئمۀ‌ یهدون‌ إلی الحق»[۸۰]؛ «معاشر الناس، أنا الصراط المستقیم الذی‌ أمرکم أن تسألوا الهدی إلیه، ثم علی بعدی»[۸۱] و امام علی (ع) می‌فرماید: «انا الصراط المستقیم»[۸۲] و امام‌ صادق‌ (ع) می‌فرماید‌: «ولله نحن الصراط المستقیم»[۸۳]
  2. صراط مستقیم: با نشانۀ نکره‌، که‌ مظهر و مجلای دیگر اسم‌های خداوند است به اندازٔە تمام خلایق و نفوس، زیاد می‌شود.
  • بد نیست‌ بدانیم‌ که‌ در سی و چهار موردی که ترکیب صراط مستقیم در قرآن به کار رفته‌، تنها‌ دو‌ مورد آن با "ال" تعریف همراه بوده و به صورت "الصراط المستقیم" به کار رفته‌ است‌ و در‌ سایر موارد، تنوین و صورت نکره دارد. این اضافه کردن اسم رب به متکلم و نکره‌ ساختن‌ صراط اشاره به آن است، که هر ربی صراطی خاص دارد که از‌ جانب‌ حضرت‌ الهیت برای او متعین شده است [٢٠؛ ص ٣٦١].
  • اما صراط مستقیمی که جامع جمیع‌ طرق‌ باشد، مخصوص به اسم الله است، و حضرت محمد (ص) که مظهر این اسم و مختص‌ به‌ سلوک‌ این طریق است. لذا، در سورٔە فاتحه که به ایشان اختصاص دارد، صراط به صورت‌ معرفۀ‌ به عهد یا ماهیت ذکر شده است که: ﴿﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۸۴] با‌ این توضیحات روشن می‌شود که صراط مستقیم وجودی به نیم دایرٔە سیر نزولی موجودات در‌ دایرٔە‌ هستی‌ مربوط می‌شود که در آن همۀ موجودات بنا بر ظرفیت‌ها و استعدادهای‌ تکوینی‌ خود در صراط مستقیم وجودی حرکت می‌کنند و مصداق آیۀ: ﴿﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ[۸۵] در این‌ حرکت‌، تجلی می‌یابد. با توجه به این که‌، در این مرحله موجودات در‌ به‌ دست آوردن آنچه دارند، نقشی نداشته‌اند‌ هیچ‌ برتری‌ و مزیتی نسبت به هم نخواهند داشت. اما‌ مهم‌‌ترین بخش هستی و هدف آفرینش، در نیم دایرٔە صعودی و به طور خاص در‌ وجود‌ انسان نهفته است. در این‌ نیم‌ دایره تشریع‌ معنا‌ پیدا‌ می‌کند[۸۶]

مصادیق صراط مستقیم

منابع

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی صراط مستقیم

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. مفردات فی غریب القرآن ۴۰۷.
  2. دایرة المعارف تشیع، ۳۲۴/۱.
  3. تسنیم ۴۶۶/۲.
  4. سوره انعام، آیه ۱۲۶.
  5. سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  6. سوره طه، آیه ۱۳۵.
  7. سوره ابراهیم، آیه ۱.
  8. سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  9. ر.ک:المیزان،۴۹-۵۱/۱؛و تفسیر تسنیم،۴۶۶/۱.
  10. صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت صفحه ۵۲.
  11. ر.ک؛ فرهنگ فارسی معین، ۱۳۶۴، ذیل واژه صراط.
  12. جوهری، ۱۹۹۰م: الصحاح. الطبعة الرابعه ذیل واژه صرط.
  13. ر.ک؛ معنا، ویژگی‌ها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم شماره ۶۷.
  14. و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.
  15. ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۵.
  16. سوره عنکبوت آیه ۶۹.
  17. ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۹.
  18. گفتند: ای قوم ما؛ ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده، هماهنگ با نشانه‌های کتاب‌های پیش از آن، که به سوی حق و راه راست هدایت می‌کند؛ أحقاف /۳۰.
  19. ر.ک؛ بستانی و کرئی: معنا، ویژگی‌ها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم. شماره ۶۷.
  20. و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.
  21. قاسمی پرشکوه، سعید و خوانین‌زاده، محمد حسین؛ صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی صفحه ۲۸ و ۲۹.
  22. سوره هود، آیه ۵۶.
  23. سوره یونس، آیه ۶۴.
  24. سوره نجم، آیه ۹.
  25. سوره ق، آیه ۱۶.
  26. تأملی بر صراط مستقیم از منظر ابن عربی و برخی از شارحان نظریه‌های عرفانی او صفحه ۱۲۷ و ۱۲۸.
  27. البرهان فی تفسیرالقرآن،ج ۲،ص ۲۳۵.
  28. معانی الأخبار ۳۲.
  29. انعام ۱۶۱.
  30. ر.ک: تفسیر تسنیم، ۴۶۷/۱.
  31. صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت صفحه ۵۴.
  32. آل عمران/۵۰.
  33. یس/۶۱.
  34. اطیعونی، فإن طاعتی هی التی توصلکم إلى الطریق المستقیمه (الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر ۱۴۲).
  35. تفسیر ابن عبدالسلام. موقع التفاسیر ۵.
  36. الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۲.
  37. الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۲.
  38. الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۶.
  39. الزمخشری، بیتا، ۳: ۴۱۰.
  40. أقرب الطرق إلى الحق المعرف بالشریعه الذی قرنت السعاده بالتوجه إلیه هو الصراط المستقیم الذی نبه علیه فی الشریعه المحمدیه؛ (فناری، مصباح الأنس. با حواشی و تعلیقات میرزا هاشم اشکوری، امام خمینی و... چاپ اول. تهران: انتشارات مولی ۶۳۱ - ۶۳۰).
  41. طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن. چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ج ۱: ۳۲.
  42. هود ۵۶.
  43. المحلی و السیوطی، تفسیر الجلالین. الطبعه الأولى. القاهره: دار الحدیث ۲۹۲.
  44. بقره ۱۴۲.
  45. الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر ۱۰۷.
  46. ر.ک؛ النسفی، تفسیر نسفی، چاپ سوم. تحقیق دکتر عزیزالله جوینی. تهران: انتشارات سروش. بیتا: ۷۵
  47. آل عمران ۱۰۱.
  48. الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر بیتا: ۴۲۷.
  49. نحل/۷۴.
  50. الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر بیتا: ۱۹۷.
  51. صراط ربک: طریقه الذی ارتضاه، و دینه القیوم المستقیم، الذی لا اعوجاج فیه ولا زیغ.
  52. القطان، تیسیر التفسیر. موقع التفاسیر ۷.
  53. صراط مستقیم، طریق قویم من عقائد صحیحه و مشرائع حقه.
  54. القطان، تیسیر التفسیر. موقع التفاسیر ۱۳۷.
  55. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن با مقدمه محمدجواد بلاغی، چاپ سوم. تهران: انتشارات ناصرخسرو ج ۱: ۱۰۴.
  56. عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین. چاپ چهارم. تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی. قم: انتشارات اسماعیلیان.
  57. عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین. چاپ چهارم. تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی. قم: انتشارات اسماعیلیان ۱۴۱۵ق، ج ۱: ۲۲.
  58. اما کسانی که به خدا ایمان آوردند و به او متمسک شدند، پس بزودی آنها را در رحمت و فضل خود داخل می‌گرداند وآنها را بسوی صراط مستقیم هدایت می‌کند نساء /۱۷۵.
  59. موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ج ۱: ۵۲.
  60. قاسمی پرشکوه، سعید و خوانین‌زاده، محمد حسین؛ صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی صفحه ۲۹ تا ۳۳.
  61. منشور جاوید ۳۴۸/۹.
  62. شرح عقاید صدوق ۴۹.
  63. و هیچ‌کس از شما نیست‌، مگر این‌که در‌ آن وارد می‌گردد. این امر همواره بر پروردگارت‌ حکمی‌ قطعی‌ است‌، مریم ۷۱ و ۷۲.
  64. و هیچ‌کس از شما نیست‌، مگر این‌که در‌ آن وارد می‌گردد. مریم ۷۱.
  65. انوار ملکوت، ۱۴۳/۲ و ۱۴۴.
  66. تفسیر قمی،۱۰۵/۱ و ۱۰۶.
  67. ر.ک:منشور جاوید ۳۴۹/۹.
  68. صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت صفحه ۵۶.
  69. نقد النصوص فی شرح الفصوص ص ١٨٤.
  70. تفسیر الافصی ص ١۷۱.
  71. فصوص الحکم ج ۱ ص ١۶۰.
  72. الشجره النعمانیه. شرح: صدرالدین القونـوی، بیـروت، دارالکتـب العلمیه‌ ص ١۱۰.
  73. شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ‌ دوم، تهران، انتشارات مولی ص ۳۸۵.
  74. شـرح فـصـوص الحـکـم. بـیـروت، دار الکتـب العلمیه ص ۱۳۴.
  75. شرح فصوص الحکم. تصحیح: جلیل مسگرنژاد ص ۲۳۴.
  76. شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ‌ دوم، تهران، انتشارات مولی ص ۵۰۸.
  77. نـقدالنصوص فـی شـرح الفصـوص. مقدمـه و تصـحیح: ویلیام چیتیک ص ۱۸۵.
  78. شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ‌ دوم، تهران، انتشارات مولیص ٣٦٠.
  79. شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ‌ دوم، تهران، انتشارات مولیص ٣٦۱.
  80. تفسیر الاصفی. قم، مرکز النشـر التـابع لمـکتب الاعـلام الاسلامی ج ١، ص ٣٥٣.
  81. الیقـین. تحقیـق: انصـاری، قم، مؤسسۀ دار الکتاب، ص ٣٥٥.
  82. ینـابیع المـوده لـذوی القربـی. تحقیـق: سیدعلی جمال أشرف الحسینی، دار الأسـوه‌ للطـباعه‌ والنشر ج ٣، ص ٢٠٧.
  83. تفسیر نـورالثقلین. تـصحیح: سـیدهاشم‌ رسـولی محلاتی ج ١، ص ٢١.
  84. شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ‌ دوم ص ٣٦١.
  85. بقره ۱۵۶.
  86. تأملی بر صراط مستقیم از منظر ابن عربی و برخی از شارحان نظریه‌های عرفانی او صفحه ۱۲۸ تا ۱۳۱.