نظام در فقه سیاسی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط HeydariBot (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۰۱ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مفهوم نظام (سیستم)

رابرت دال[۱] در تعریف سیستم چنین می‌گوید: "هر مجموعه از عناصر که بتواند به نحوی به طور متداخل با یکدیگر عمل کند، می‌تواند به‌صورت یک سیستم نگریسته شود. کهکشان‌ها، تیم‌های فوتبال، قوه‌های مقننه و احزاب سیاسی، هرکدام یک سیستم هستند"[۲].

عبدالرحمان عالم، ویژگی‌های بنیادین نظام را در پنج چیز خلاصه می‌کند:

  1. وجود اجزای متفاوت همزمان و همراه؛
  2. وجود رابطۀ منظم بین اجزاء؛
  3. نظم بین اجزاء الگوی واحدی به وجود آورد؛
  4. وجود جایگاه خاصی برای هریک از اجزا در الگوی نظم بین آنها؛
  5. کارکرد واحد مجموعه اجزاء؛ بدین معنا که اجزا، مجموعه یک واحد را تشکیل دهند که در مجموع، کارکرد واحدی بهوجود آورند؛ اگرچه عمل هریک از اجزاء با دیگری متفاوت باشد[۳].

به نظر می‌رسد در آنچه دربارۀ مفهوم نظام نقل کردیم، وجود اراده و آگاهی در بین اجزای نظام و نقش آن در شکل دهی نظام، منظور نشده است. برای اینکه بتوان مفهوم نظام واحد بین اجزای هوشیار و برخوردار از عقل، اراده و آگاهی را تبیین نمود، لازم است عناصر اصلی تشکیل دهندۀ چنین نظامی را در نظر داشت.

عناصر اصلی نظام تشکیل یافته از عناصر و اجزای هوشیار را می‌توان در چند چیز اصلی خلاصه نمود:

  1. وجود رهبری و مدیریت مرکزی واحد؛
  2. انسجام و هماهنگی بین اجزا؛
  3. وجود هدف واحد.

وجود این سه عنصر بین اجزا، نظام واحدی را شکل می‌دهد و نتیجۀ آن، فعل واحدی است که از مجموعۀ نظام سر می‌زند؛ بنابراین، عناصر یادشدۀ فوق، مقومات یک نظام واحد و وحدت در فعل، ویژگی اصلی آن را تشکیل می‌دهد[۴].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. Robert Dahl.
  2. رابرت دال، مترجم: حسین ظفریان، تجزیه و تحلیل جدید سیاست، ص۱۴.
  3. عبدالرحمان عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۴۹و۱۵۰.
  4. اراکی، محسن، فقه نظام سیاسی اسلام، ج۱، ص:۶۸-۶۹.