نظام در فقه سیاسی
مفهوم نظام (سیستم)
رابرت دال[۱] در تعریف سیستم چنین میگوید: "هر مجموعه از عناصر که بتواند به نحوی به طور متداخل با یکدیگر عمل کند، میتواند بهصورت یک سیستم نگریسته شود. کهکشانها، تیمهای فوتبال، قوههای مقننه و احزاب سیاسی، هرکدام یک سیستم هستند"[۲].
عبدالرحمان عالم، ویژگیهای بنیادین نظام را در پنج چیز خلاصه میکند:
- وجود اجزای متفاوت همزمان و همراه؛
- وجود رابطۀ منظم بین اجزاء؛
- نظم بین اجزاء الگوی واحدی به وجود آورد؛
- وجود جایگاه خاصی برای هریک از اجزا در الگوی نظم بین آنها؛
- کارکرد واحد مجموعه اجزاء؛ بدین معنا که اجزا، مجموعه یک واحد را تشکیل دهند که در مجموع، کارکرد واحدی بهوجود آورند؛ اگرچه عمل هریک از اجزاء با دیگری متفاوت باشد[۳].
به نظر میرسد در آنچه دربارۀ مفهوم نظام نقل کردیم، وجود اراده و آگاهی در بین اجزای نظام و نقش آن در شکل دهی نظام، منظور نشده است. برای اینکه بتوان مفهوم نظام واحد بین اجزای هوشیار و برخوردار از عقل، اراده و آگاهی را تبیین نمود، لازم است عناصر اصلی تشکیل دهندۀ چنین نظامی را در نظر داشت.
عناصر اصلی نظام تشکیل یافته از عناصر و اجزای هوشیار را میتوان در چند چیز اصلی خلاصه نمود:
وجود این سه عنصر بین اجزا، نظام واحدی را شکل میدهد و نتیجۀ آن، فعل واحدی است که از مجموعۀ نظام سر میزند؛ بنابراین، عناصر یادشدۀ فوق، مقومات یک نظام واحد و وحدت در فعل، ویژگی اصلی آن را تشکیل میدهد[۴].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ Robert Dahl.
- ↑ رابرت دال، مترجم: حسین ظفریان، تجزیه و تحلیل جدید سیاست، ص۱۴.
- ↑ عبدالرحمان عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۴۹و۱۵۰.
- ↑ اراکی، محسن، فقه نظام سیاسی اسلام، ج۱، ص:۶۸-۶۹.