میراث امام جواد

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۵ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۰۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مقدمه

امام جواد(ع) تنها ۲۵ سال زندگی کرد و این کوتاه‌ترین عمر در میان امامان معصوم بود و میانگین عمر پدران ارجمندش دو برابر این مدت بود. در مجال مقایسه میان تراث علمی امام جواد(ع) با تراث علمی پدران گرامی‌اش می‌بینیم تراث علمی آن حضرت به عرصه‌های گوناگون دانش پرداخته، از نظر سطح علمی مسائلی که در آنها مطرح یا پاسخ داده شده و از نظر حجم بی‌نظیر است و زمانی که توجه خود را معطوف منشأ این دانش‌ها کنیم و دریابیم چنین دانشی از امامی(ع) به دست ما رسیده که از بدو تولد تا آغاز امامتش -که به یک دهه نمی‌رسید- آن‌چنان در عرصه دانش درخشیده است، بی‌تردید آن را چالشی آشکار با حریفان و مدعیان دانش خواهیم یافت. در بحث‌های گذشته به گوشه‌هایی از تراث علمی امام جواد(ع) اشاره شد و در این بخش و به منظور کامل کردن مطلب و نیز اتمام بحث به موارد دیگری از این دریای ژرف که بخشی از زندگی علمی امام جواد(ع) را نشان می‌دهد می‌پردازیم.

میراث تفسیری‌

۱. از داوود بن قاسم جعفری نقل شده است که گفت: «به ابو جعفر(ع) گفتم: فدایت گردم، معنی «صمد» چیست؟ فرمود: «السَّيِّدُ الْمَصْمُودُ إِلَيْهِ فِي الْقَلِيلِ وَ الْكَثِيرِ»؛ صمد سرور و مهتری است که در نیازها و مسائل‌ خرد و کلان بدو رجوع شود و جز او گشایشگری نباشد»[۱].

۲. نیز از او نقل شده است که گفت: از ابو جعفر ثانی(ع) پرسیدم: معنی «واحد» چیست؟ فرمود: «الَّذِي اجْتِمَاعُ الْأَلْسُنِ عَلَيْهِ بِالتَّوْحِيدِ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ[۲]»؛ همانی است که زبان‌ها بر یگانگی‌اش متفق هستند و خدای می‌فرماید: «اگر از آنان بپرسی: آسمان‌ها و زمین را چه کسی آفرید؟ قطعا خواهند گفت: آنها را خدای آفرید».

۳. از جعفر بن محمد صوفی نقل شده است که گفت: «از ابو جعفر، محمد بن علی الرضا(ع) پرسیدم: ای پسر رسول خدا(ص)، چرا رسول خدا «امی» خوانده شده است؟ از آن‌رو که چیزی نمی‌نوشت به این نام خوانده‌اند؟ او فرمود: آنان که چنین نسبتی به پیامبر(ص) داده‌اند دروغ گفته‌اند، خدایشان لعنت کند. چگونه چنین چیزی ممکن است؟ حال آن‌که خدای -تبارک و تعالی- می‌فرماید: ﴿هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ[۳]. اگر آنچه می‌گویند درست باشد چگونه او که خود چیزی را نیک نمی‌دانست، به آنان می‌آموخت؟ به خدا سوگند رسول خدا(ص) به هفتاد و دو یا هفتاد و سه زبان می‌خواند و می‌نوشت. بدانید، از آن‌رو امی خوانده شد که از مکه (یکی از شهرهای بزرگ) بود. خدای متعال در این‌باره فرموده است‌: «و برای اینکه مردم‌ ام القری (مکه) و کسانی که پیرامون آنند هشدار دهی»[۴]. شایان ذکر است که امام جواد(ع) با این پاسخ، ملاکی را در اختیار همگان قرار داد تا برای شناخت معنی اصطلاحات و مفاهیم قرآن از خود قرآن مدد جویند؛ روش و شیوه‌ای که بعدها «تفسیر قرآن با قرآن» نامیده شد. وانگهی این معنایی که از واژه «امی» شده، عدم فراگیری خواندن و نوشتن پیامبر(ص) را از کسی نفی نمی‌کند که این خود نقطه اعجازی در زندگی رسول خدا(ص) به شمار می‌رود. از آن‌رو پیامبر به مکتب نرفته، توانست چنان مراتبی بلند را در آموختن به دیگران درنوردد و این خود دلیلی محکم بر ارتباط آن حضرت با خدای دانا و تعلیم‌دهنده است که نادانسته‌ها را به انسان آموخت.

۴. از عمرو بن ابی المقدام نقل شده است که گفت: «از ابو الحسن (رضا)(ع) و ابو جعفر(ع) شنیدم که در تفسیر آیه ﴿وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ[۵] به فاطمه زهرا(س) فرمود: چون مردم در سوگ من‌ بر من گونه نخراشی، گیسوان پریشان نکنی، بانگ درماندگی برنیاری و بر من شیون سر ندهی! آن‌گاه امام(ع) فرمود: این همان معروف (نیکی) است که خدای در کتابش به آن اشاره فرموده است»[۶].

۵. مرحوم کلینی از امام جواد(ع) روایت کرده است که فرمود: «قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر: ﴿فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ[۷] يَقُولُ: يَنْزِلُ فِيهَا كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ. وَ الْمُحْكَمُ لَيْسَ بِشَيْئَيْنِ، إِنَّمَا هُوَ شَيْ‏ءٌ وَاحِدٌ، فَمَنْ حَكَمَ بِمَا لَيْسَ فِيهِ اخْتِلَافٌ، فَحُكْمُهُ مِنْ حُكْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ حَكَمَ بِأَمْرٍ فِيهِ اخْتِلَافٌ فَرَأَى أَنَّهُ مُصِيبٌ فَقَدْ حَكَمَ بِحُكْمِ الطَّاغُوتِ. إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً، يُؤْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا، وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا. وَ إِنَّهُ لَيَحْدُثُ لِوَلِيِّ الْأَمْرِ سِوَى ذَلِكَ كُلَّ يَوْمٍ عِلْمُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَاصُّ وَ الْمَكْنُونُ الْعَجِيبُ الْمَخْزُونُ، مِثْلُ مَا يَنْزِلُ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مِنَ الْأَمْرِ، ثُمَّ قَرَأَ: ﴿وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[۸]»[۹]؛ خدای درباره شب قدر می‌فرماید: «در آن شب‌ هر گونه‌ کاری به نحوی‌ استوار فیصله می‌یابد» یعنی در آن شب هر امر استواری نازل می‌شود. بدانید که‌ امر محکم و استوار دو تا نبوده و نیست و فقط یکی است. پس هرکه در آن، حکم بی‌اختلاف کند، به یقین‌ حکمش، حکم خدای است و هرکه حکمی کند که در آن اختلاف باشد و در این حکم، خود را درستکار بداند به حکم طاغوت حکم نموده است: به یقین در شب قدر تفسیر و بیان همه امور ی که در سال رخ می‌دهد بر ولی امر (امام) نازل و آنچه به وی و مردم مرتبط است به تفصیل‌ به وی ابلاغ می‌شود. جز این ابلاغ سالانه‌ همه‌روزه علم مخصوص و نهفته و شگفت خدای برای ولی نازل می‌شود با همان تفصیلی‌ که در شب قدر نازل می‌شود. آن‌گاه حضرت جواد(ع) این آیه را تلاوت فرمود: «و اگر آنچه درخت در زمین است، قلم باشد و دریا را هفت دریای دیگر به یاری آید، سخنان خدا پایان نپذیرد. قطعا خداست که شکست‌ناپذیر حکیم است».[۱۰]

منابع

پانویس

  1. کافی، ج۱، ص۱۲۳.
  2. «و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ می‌گویند: خداوند» سوره لقمان، آیه ۲۵.
  3. «اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی می‌آموزد» سوره جمعه، آیه ۲.
  4. بصائر الدرجات، ص۲۵۵؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۱۸.
  5. «و در هیچ کار شایسته‌ای سر از فرمان تو نپیچند» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.
  6. معانی الأخبار، ص۳۹۰.
  7. «در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا می‌کنند (و تفصیل می‌دهند)» سوره دخان، آیه ۴.
  8. «و اگر همه درختان روی زمین قلم می‌گردید و دریا را هفت دریای دیگر یاری می‌رساند (و همه مرکّب می‌شد) نوشتن کلمات خداوند پایان نمی‌پذیرفت؛ به راستی خداوند پیروزمند فرزانه‌ای است» سوره لقمان، آیه ۲۷.
  9. کافی، ج۱، ص۲۴۸.
  10. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۱، ص ۲۸۲.