شمول‌گرایی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۵ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد

مقدمه

شمول‌گرایی نیز همچون انحصارگرایی پاسخی به مسأله نجات در کلام مسیحی است. در موضوع انحصارگرایی گفته شد که مسیحیت در پاسخ به این پرسش که چه کسانی به بهشت وارد می‌شوند، معتقد شدند، تنها افراد معتقد به نظریه نجات[۱] یا مرگ فدیه‌وار عیسی(ع) می‌توانند به بهشت شوند. این آموزه به قدری تنگ‌نظرانه و انحصارگرایانه بود که به جز عده کمی همه انسان‌ها را از ورود به بهشت محروم می‌کرد و حتی صالحان و پیامبرانی که قبل از مسیح می‌زیسته‌اند نیز از سعادت ابدی محروم بودند.

در قرن بیستم یکی از متکلمان کاتولیک به نام «کارل رینر» (١٩٠۴-١٩٨۴) برای اصلاح تنگ‌نظری این دیدگاه گفت که نجات صرفاً ویژه مسیحیان نیست، بلکه آن دسته از پیروان دیگر ادیان که پاک و درست‌کردار باشند نیز به بهشت راه می‌یابند. از این‌رو باید این دسته از پیروان ادیان غیرمسیحی را نیز در واقع مسیحی بدانیم؛ گرچه به ظاهر مسیحی نباشند. وی ایشان را «مسیحیان بی‌نام» یا «مسیحیان گمنام» نامید[۲]. مسیحی گمنام‌بودن مانند گرفتن مدرک افتخاری از دانشگاه است؛ یعنی بدون فراگیری تعلیمات دانشگاهی مدرک افتخاری به فرد داده می‌شود[۳]. شمول‌گرایان نیز مانند انحصارگرایان معتقدند تنها یک راه برای رستگاری وجود دارد و آن پذیرش مسیحیت است. و از راه هیچ دین دیگری نمی‌توان سعادتمند شد؛ ولی برخلاف آنها انحصارگرایان بر این باورند که ایمان به حضرت عیسی موجب نجات همه انسان‌های صالح است، حتی کسانی که نام او را نشنیده‌اند و عیسی(ع) برای تحقق این نجات که بخشایشی همگانی است، فدیه و خون او کفاره گناه همه انسان‌ها شد[۴]؛ زیرا خداوند خواستار نجات همه انسان‌ها است و عیسی(ع) کفاره‌ای پرداخت که برکت آن همه افراد حتی کسانی را که از او، تجسد، تصلیب، رستاخیز و... شنیده‌اند، شامل می‌شود.

«رینر» ژرفای معنوی ادیان دیگر را انکار نمی‌کند، ولی آن را کافی نمی‌داند؛ زیرا از دیدگاه او منجی نهایی مسیح است و اگر اعتبار و حقانیتی هم در ادیان دیگر یافته شود، در نهایت از آن به مسیح است. «ژوستین» شهید که معاصر لوقا بوده است نیز می‌گوید: مسیح، کلمه خداوند است که همه نژاد بشر در آن سهیم هستند و آنان که مطابق با نور خود زندگی می‌کنند، مسیحی‌اند؛ حتی اگر به خدا معتقد نباشند[۵]. این تفکر کم‌کم به کلیسا نیز سرایت کرد و شورای واتیکانی که روزگاری رستگاری را تنها در کلیسای کاتولیک می‌دید در اعلامیه دوم خود اظهار کرد کلیسای کاتولیک هیچ امر مقدس و حقی را که در ادیان دیگر یافت می‌شود انکار نمی‌کند و برای رفتار و نظریات ادیان دیگر احترام زیادی قائل است[۶].

نقد و بررسی

  1. این دیدگاه از یک پیش‌فرض اثبات‌نشده برخاسته است و آن اینکه نجات تنها برای مسیحیان و معتقدان به مرگ فدیه‌وار عیسی است. ضمن اینکه مجدداً این سؤال طرح می‌شود که با فرض گناه ذاتی انسان‌ها چگونه مرگ یک تن موجب رستگاری دیگران می‌شود.
  2. این نظریه با مبانی مسیحیت نیز ناسازگار است زیرا با فرض پذیرش صحت اصل نجات انسان‌ها از طریق مرگ فدیه‌وار عیسی، نظریه شمول‌گرایی موجب کمرنگ‌شدن تئوری نجات می‌گردد چون مدعای آن رستگاری کسانی است که حتی نام عیسی را نشنیده‌اند چه رسد به آنکه به مرگ فدیه‌وار او معتقد باشند. بر همین مبنا «جان هیک» شمول‌گرایی را سبب بی‌اهمیت‌شدن تئوری نجات می‌داند. همانطور که اگر دانشگاهی در اعطای مدرک افتخاری خود زیاده‌روی کند اعتبار مدرک آن کاهش می‌یابد[۷].[۸]

منابع

پانویس

  1. یعنی اعتقاد به اینکه همه انسان‌ها فطرتاً شرور و در نتیجه، مستحق عذاب ابدی هستند و تنها معتقدان به مرگ فدیه‌وار عیسی(ع) نجات می‌یابند.
  2. پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۴۱۵.
  3. لگنهاوزن، محمد، اسلام و کثرت‌گرایی دینی، ترجمه نرجس جواندل، ص۹۴.
  4. حسین‌زاده، محمد، مبانی معرفت دینی، ص۱۲۴-۱۲۵.
  5. کامران، حسن، تکثر ادیان در بوته نقد، ص۳۰.
  6. کامران، حسن، تکثر ادیان در بوته نقد، ص۳۰.
  7. لگنهاوزن، محمد، اسلام و کثرت‌گرایی دینی، ترجمه نرجس جواندل، ص۹۴.
  8. محمدی، عبدالله، مقاله «شمول‌گرایی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۴۹۳.